وقتی میخوایم درباره «دوران نوجوانی» به انگلیسی حرف بزنیم، چند کلمه مختلف داریم که بسته به منظورتون باید از بینشون انتخاب کنید. رایجترین و دقیقترین واژه برای خودِ «دوران نوجوانی»، adolescence هست. این کلمه به دورهای از زندگی اشاره میکنه که فرد از کودکی به سمت بزرگسالی میره.
اما احتمالاً کلمههای teenage years، teens، teenager و adolescent رو هم زیاد میبینید. اینها به هم نزدیکن، ولی دقیقاً یک معنی ندارن.
مثلاً وقتی میگید «من دوران نوجوانی خوبی داشتم»، میتونید بگید:
I had a great adolescence
یعنی:
من دوران نوجوانی خیلی خوبی داشتم.
اما برای یک موقعیت روزمره، ممکنه my teenage years طبیعیتر به نظر برسه:
I really enjoyed my teenage years
من واقعاً از دوران نوجوانیم لذت بردم.
پس اگه دنبال ترجمهای هستید که دقیقاً خودِ «دوران نوجوانی» رو برسونه، adolescence انتخاب اصلیه؛ ولی در مکالمه روزمره، عبارت teenage years هم خیلی کاربردیه.
اگر قصد دارید نمره آیلتس خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین آیلتس میتواند به شما در تقویت مهارتهای زبان انگلیسی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.
مطالبی که در این محتوا خواهید خواند :
Toggle- دوران نوجوانی به انگلیسی چی میشه؟
- دوران نوجوانی به انگلیسی؛ Teenage Years
- Teens یعنی دوران نوجوانی؟
- تفاوت Adolescence و Teenage Years
- Teenager در انگلیسی به چه معناست؟
- Adolescent یعنی چه؟
- تفاوت Adolescence و Puberty
- اوایل، اواسط و اواخر دوران نوجوانی به انگلیسی
- جملههای کاربردی درباره دوران نوجوانی
- واژههای مرتبط با دوران نوجوانی
- جمعبندی؛ برای دوران نوجوانی کدام کلمه را استفاده کنیم؟
- سوالات متداول
دوران نوجوانی به انگلیسی چی میشه؟
برای «دوران نوجوانی» چند عبارت مهم داریم:
| فارسی | انگلیسی | کاربرد |
|---|---|---|
| دوران نوجوانی | adolescence | دقیق و نسبتاً رسمی |
| سالهای نوجوانی | teenage years | طبیعی و رایج |
| دوران نوجوانی / سنین نوجوانی | teens | محاورهایتر |
| نوجوان | teenager | برای خود فرد |
| نوجوان | adolescent | رسمیتر و تخصصیتر |
| نوجوانی | teenage | صفت، نه اسم مستقل برای دوران |
| بلوغ | puberty | مربوط به تغییرات جسمی و جنسی |
طبق تعریف کمبریج، adolescence به دورهای از زندگی گفته میشه که فرد در حال تبدیل شدن از کودک به بزرگساله.
در مقابل، teenage به چیزی مربوط میشه که برای افراد ۱۳ تا ۱۹ ساله است و teenager هم به خود فردی گفته میشه که معمولاً بین ۱۳ تا ۱۹ سال سن داره.
معنی Adolescence چیست؟
Adolescence یعنی «دوران نوجوانی» یا «دوره گذار از کودکی به بزرگسالی».
این کلمه بیشتر وقتی استفاده میشه که دارید درباره خودِ یک دوره زندگی صحبت میکنید، نه یک نوجوان خاص.
مثلاً:
Adolescence can be a challenging time
دوران نوجوانی میتونه دوره چالشبرانگیزی باشه.
یا:
She had a difficult adolescence
اون دوران نوجوانی سختی داشت.
یک نکته مهم اینه که adolescence معمولاً اسم غیرقابلشمارشه؛ بنابراین معمولاً نمیگیم an adolescence وقتی منظورمون خودِ این دوره زندگیه. اکسفورد هم این واژه رو بهعنوان اسمی برای دوره رشد از کودکی به بزرگسالی معرفی میکنه.
دوران نوجوانی به انگلیسی؛ Teenage Years
اگه بخواید خیلی طبیعی و قابلفهم درباره «سالهای نوجوانی» صحبت کنید، teenage years گزینه خیلی خوبیه.
مثلاً:
I remember my teenage years very well
من دوران نوجوانیم رو خیلی خوب یادمه.
یا:
My teenage years were full of unforgettable memories
دوران نوجوانیم پر از خاطرات فراموشنشدنی بود.
تفاوت کوچیکی بین adolescence و teenage years وجود داره. Adolescence بیشتر یک اصطلاح مربوط به مرحله رشد و زندگیه، در حالی که teenage years مستقیماً به سالهایی اشاره میکنه که فرد در سنین نوجوانی قرار داره.
برای همین، توی متنهای رسمی، آموزشی یا روانشناسی ممکنه بیشتر adolescence ببینید؛ ولی در حرف زدن درباره خاطرات و تجربههای شخصی، teenage years خیلی طبیعی به نظر میرسه.
Teens یعنی دوران نوجوانی؟
بله، teens هم میتونه به «سنین نوجوانی» یا «دوران نوجوانی» اشاره کنه.
کمبریج teens رو دورهای تعریف میکنه که فرد بین ۱۳ تا ۱۹ سالشه.
مثلاً:
I spent most of my teens in this city
بیشتر دوران نوجوانیم رو توی این شهر گذروندم.
یا:
She started playing tennis in her teens
اون در دوران نوجوانی شروع به تنیس بازی کردن کرد.
عبارتهای زیر هم خیلی کاربردی هستن:
- in my teens = در دوران نوجوانی من
- in his teens = در دوران نوجوانی او، برای مرد
- in her teens = در دوران نوجوانی او، برای زن
- in their teens = در دوران نوجوانی آنها
- early teens = اوایل نوجوانی
- mid-teens = اواسط نوجوانی
- late teens = اواخر نوجوانی
مثلاً:
I learned to drive in my late teens
من اواخر دوران نوجوانیم رانندگی یاد گرفتم.
تفاوت Adolescence و Teenage Years
این دو تا خیلی به هم نزدیکن و گاهی میتونن جای هم استفاده بشن، ولی یک تفاوت ظریف دارن.
Adolescence بیشتر روی «مرحله رشد» تأکید داره؛ یعنی دورهای که کودک به سمت بزرگسالی میره.
Teenage years بیشتر روی «سالهای سنی نوجوانی» تأکید داره.
برای مثال:
Adolescence is an important stage of life
دوران نوجوانی مرحله مهمی از زندگیه.
اینجا داریم درباره یک مرحله زندگی صحبت میکنیم.
اما:
I loved my teenage years
من دوران نوجوانیم رو خیلی دوست داشتم.
اینجا بیشتر درباره تجربه شخصی و سالهای نوجوانی حرف میزنیم.
Teenager در انگلیسی به چه معناست؟
یکی از اشتباههای رایج اینه که teenager رو به معنی «دوران نوجوانی» در نظر بگیریم.
در حالی که teenager اسم فرده و یعنی «نوجوان». کمبریج هم teenager رو برای فردی در بازه ۱۳ تا ۱۹ سال تعریف میکنه.
مثلاً:
He is a teenager
اون نوجوانه.
یا:
My daughter is a teenager now
دخترم الان نوجوانه.
اما اگه بخواید بگید «دوران نوجوانی من»، باید از عباراتی مثل my adolescence یا my teenage years استفاده کنید.
My teenage years were amazing
دوران نوجوانیم فوقالعاده بود.
نه:
My teenager was amazing
چون این جمله معنی متفاوتی پیدا میکنه و بیشتر به «نوجوان من» اشاره داره.
Adolescent یعنی چه؟
کلمه adolescent هم یعنی «نوجوان»، ولی نسبت به teenager رسمیتر و تخصصیتره.
اکسفورد adolescent رو به فرد جوانی تعریف میکنه که در حال رشد از کودکی به بزرگسالیه.
مثلاً:
Adolescents need support and guidance
نوجوانها به حمایت و راهنمایی نیاز دارن.
در متنهای پزشکی، روانشناسی، آموزشی و دانشگاهی احتمال دیدن adolescent بیشتره.
در مکالمه روزمره، معمولاً teenager طبیعیتره.
پس بهطور خلاصه:
teenager → نوجوان، رایج و روزمره
adolescent → نوجوان، رسمیتر و تخصصیتر
تفاوت Adolescence و Puberty
این دو کلمه هم خیلی وقتها با هم اشتباه گرفته میشن.
Adolescence یعنی دوران نوجوانی؛ یعنی دورهای گستردهتر از رشد و گذار از کودکی به بزرگسالی.
اما puberty یعنی «بلوغ» و بیشتر به تغییرات جسمی و جنسی مربوط میشه که بدن در این دوره تجربه میکنه. اکسفورد هم puberty رو دورهای تعریف میکنه که در اون اندامهای جنسی رشد میکنن و بدن به سمت توانایی تولیدمثل میره.
مثلاً:
He went through puberty at a young age
اون در سن پایینی وارد دوران بلوغ شد.
ولی:
He had a difficult adolescence
اون دوران نوجوانی سختی داشت.
پس این دو رو یکی نگیرید:
adolescence = دوران نوجوانی
puberty = دوران بلوغ
اوایل، اواسط و اواخر دوران نوجوانی به انگلیسی
اگه بخواید دقیقتر درباره سنین نوجوانی صحبت کنید، این عبارتها خیلی به کارتون میان:
early teens
اوایل نوجوانی
mid-teens
اواسط نوجوانی
late teens
اواخر نوجوانی
مثلاً:
She started learning English in her early teens
اون در اوایل نوجوانی شروع به یادگیری انگلیسی کرد.
He became interested in music in his mid-teens
اون در اواسط نوجوانی به موسیقی علاقهمند شد.
I moved to another city in my late teens
من در اواخر دوران نوجوانیم به شهر دیگهای نقل مکان کردم.
این ساختارها توی مکالمه خیلی طبیعی هستن و لازم نیست همیشه از یک عبارت رسمی مثل adolescence استفاده کنید.
جملههای کاربردی درباره دوران نوجوانی
اگه بخواید درباره خاطرات، تجربهها یا تغییرات دوران نوجوانی صحبت کنید، این جملهها به دردتون میخورن:
I had a happy adolescence
من دوران نوجوانی شادی داشتم.
My teenage years were unforgettable
دوران نوجوانیم فراموشنشدنی بود.
I learned a lot during my adolescence
من در دوران نوجوانی چیزهای زیادی یاد گرفتم.
I made many good friends in my teens
من در دوران نوجوانی دوستان خوبی پیدا کردم.
My teenage years changed me a lot
دوران نوجوانیم خیلی من رو تغییر داد.
I was very shy in my teens
من در دوران نوجوانی خیلی خجالتی بودم.
She had a difficult adolescence
اون دوران نوجوانی سختی داشت.
He became more independent during his teenage years
اون در دوران نوجوانی مستقلتر شد.
I have many great memories from my teenage years
من از دوران نوجوانیم خاطرات خیلی خوبی دارم.
Adolescence is an important stage of life
دوران نوجوانی مرحله مهمی از زندگیه.
دوران نوجوانی من به انگلیسی چی میشه؟
برای «دوران نوجوانی من» چند انتخاب خوب دارید:
my adolescence
یا:
my teenage years
یا در جملههای محاورهای:
my teens
مثلاً:
I often think about my teenage years
من اغلب به دوران نوجوانیم فکر میکنم.
I spent most of my teens in this neighborhood
بیشتر دوران نوجوانیم رو توی این محله گذروندم.
My adolescence was a time of many changes
دوران نوجوانی من دورهای پر از تغییر بود.
بین این سه عبارت، my teenage years برای صحبتهای روزمره انتخاب خیلی طبیعیایه.
اگر میخواهید مکالمه انگلیسی را اصولی و کاربردی یاد بگیرید، شرکت در کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی میتواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند.
خاطرات دوران نوجوانی به انگلیسی
برای «خاطرات دوران نوجوانی» میتونید از این عبارت استفاده کنید:
memories of my teenage years
یا:
memories from my adolescence
مثلاً:
I have many wonderful memories of my teenage years
من خاطرات فوقالعاده زیادی از دوران نوجوانیم دارم.
برای کپشن یا متنهای شخصی هم میتونید سادهتر بگید:
Beautiful memories from my teenage years
خاطرات زیبایی از دوران نوجوانی.
عشق در دوران نوجوانی به انگلیسی
اگه منظورتون صحبت درباره روابط عاطفی در این دوره باشه، میتونید از teenage love یا young love استفاده کنید.
Teenage love can be intense
عشق در دوران نوجوانی میتونه خیلی شدید باشه.
I still remember my first love from my teenage years
هنوز اولین عشقم از دوران نوجوانی رو یادمه.
البته teenage love بیشتر مشخصاً به عشق و روابط عاطفی دوران نوجوانی اشاره میکنه، در حالی که young love معنی گستردهتری داره.
تغییرات دوران نوجوانی به انگلیسی
برای گفتن «تغییرات دوران نوجوانی» میتونید بگید:
changes during adolescence
یا:
changes during the teenage years
مثلاً:
Teenagers experience many changes during adolescence
نوجوانها در دوران نوجوانی تغییرات زیادی رو تجربه میکنن.
اگه منظورتون مشخصاً تغییرات جسمی باشه، physical changes during puberty هم عبارت دقیقتریه.
Teenagers experience many physical changes during puberty
نوجوانها در دوران بلوغ تغییرات جسمی زیادی رو تجربه میکنن.
اینجا استفاده از puberty مهمه، چون داریم مشخصاً درباره تغییرات جسمی مربوط به بلوغ حرف میزنیم.
واژههای مرتبط با دوران نوجوانی
برای اینکه دایره لغاتتون کاملتر بشه، این کلمات هم خیلی کاربردی هستن:
| انگلیسی | معنی |
|---|---|
| adolescence | دوران نوجوانی |
| teenage years | سالهای نوجوانی |
| teens | سنین نوجوانی |
| teenager | نوجوان |
| teen | نوجوان، شکل کوتاه teenager |
| adolescent | نوجوان، رسمیتر |
| teenage | مربوط به نوجوانان |
| puberty | بلوغ |
| young person | فرد جوان |
| youth | جوانی / جوانان |
| childhood | دوران کودکی |
| adulthood | بزرگسالی |
| teenage boy | پسر نوجوان |
| teenage girl | دختر نوجوان |
| teenage years | سالهای نوجوانی |
| teenage memories | خاطرات دوران نوجوانی |
یک نکته هم درباره teen داشته باشید: این کلمه شکل کوتاه و محاورهای teenager هست و در مکالمه خیلی استفاده میشه. کمبریج هم teen رو بهعنوان شکل غیررسمی teenager معرفی میکنه.
جمعبندی؛ برای دوران نوجوانی کدام کلمه را استفاده کنیم؟
اگه بخوایم خیلی ساده جمعبندی کنیم، انتخاب کلمه به جملهای که میسازید بستگی داره.
وقتی دقیقاً منظورتون «دوران نوجوانی» بهعنوان یک مرحله از زندگیه، adolescence انتخاب مناسبیه.
وقتی درباره خاطرات یا تجربههای شخصی حرف میزنید، teenage years خیلی طبیعی و کاربردیه.
وقتی میخواید بگید «در دوران نوجوانی»، ساختار in my teens هم بسیار رایجه.
برای خودِ «نوجوان» هم از teenager در مکالمه روزمره و از adolescent در متنهای رسمیتر استفاده میشه.
در نهایت یادتون باشه adolescence و puberty دقیقاً یکی نیستن. اولی به دوران نوجوانی و گذار از کودکی به بزرگسالی اشاره داره، در حالی که دومی مشخصاً به فرایند بلوغ و تغییرات جسمی مربوط میشه.
سوالات متداول
۱. دوران نوجوانی به انگلیسی چی میشه؟
رایجترین ترجمه دقیق adolescence هست. عبارت teenage years هم برای «سالهای نوجوانی» خیلی طبیعی و کاربردیه.
۲. دوران نوجوانی من به انگلیسی چی میشه؟
میتونید بگید my adolescence یا my teenage years. در مکالمه روزمره، my teenage years معمولاً طبیعیتره.
۳. آیا Teenager یعنی دوران نوجوانی؟
نه. teenager یعنی «نوجوان» و برای خود فرد استفاده میشه. برای «دوران نوجوانی» باید از adolescence، teenage years یا در بعضی جملهها teens استفاده کنید.
۴. تفاوت Adolescence و Puberty چیست؟
Adolescence یعنی دوران نوجوانی و دوره گذار از کودکی به بزرگسالی. Puberty به دوره بلوغ و تغییرات جسمی و جنسی مربوط میشه.
۵. برای دوران نوجوانی در مکالمه کدام کلمه طبیعیتر است؟
بسته به جمله فرق میکنه. برای صحبت درباره یک مرحله زندگی، adolescence مناسبه؛ برای خاطرات و تجربههای شخصی، teenage years و in my teens خیلی طبیعی هستن.
منابع
- Cambridge Dictionary – Adolescence
- Cambridge Dictionary – Teenager
- Cambridge Dictionary – Teenage
- Cambridge Dictionary – Teens
