...

سیب به انگلیسی؛ معنی، تلفظ و کاربرد Apple

سیب به انگلیسی

اگر می‌خواهید بدانید «سیب به انگلیسی» چه می‌شود، رایج‌ترین و دقیق‌ترین معادل آن Apple است. این واژه یکی از کلمات پایه و پرکاربرد زبان انگلیسی است و برای اشاره به میوه سیب به کار می‌رود.

Apple
سیب

واژه Apple در انگلیسی یک اسم است و می‌تواند به خود میوه یا در برخی کاربردها به درخت سیب اشاره کند. فرهنگ Cambridge آن را میوه‌ای گرد با پوست سبز، قرمز یا زرد و گوشت سفت و سفید تعریف می‌کند.

اگر قصد دارید نمره آیلتس خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین آیلتس می‌تواند به شما در تقویت مهارت‌های زبان انگلیسی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.

سیب به انگلیسی چیست؟

معادل اصلی «سیب» در انگلیسی:

Apple
سیب

جمع آن نیز به صورت زیر نوشته می‌شود:

Apples
سیب‌ها

مثال:

I eat an apple every morning
من هر صبح یک سیب می‌خورم.

These apples are very sweet
این سیب‌ها خیلی شیرین هستند.

در زبان انگلیسی، apple یک اسم قابل‌شمارش است و برای یک سیب معمولاً از an apple استفاده می‌شود.

تلفظ Apple به انگلیسی

تلفظ Apple در انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی تقریباً یکسان است:

Apple — /ˈæp.əl/

تلفظ تقریبی برای فارسی‌زبانان:

اَپِل

تکیه روی بخش اول کلمه قرار دارد.

نکته مهم این است که صدای ابتدای Apple همان صدای کوتاه /æ/ است که در واژه‌هایی مانند cat و hat نیز دیده می‌شود. Cambridge تلفظ بریتانیایی و آمریکایی Apple را /ˈæp.əl/ ثبت کرده است.

سیب به انگلیسی

Apple در جمله چه کاربردی دارد؟

Apple معمولاً برای صحبت درباره میوه سیب استفاده می‌شود.

I bought an apple
من یک سیب خریدم.

She is eating an apple
او در حال خوردن یک سیب است.

The apple is red

سیب قرمز است.

He cut the apple into four pieces
او سیب را به چهار قسمت برید.

This apple tastes sweet
این سیب طعم شیرینی دارد.

تفاوت Apple و Apples

Apple برای یک سیب یا مفهوم کلی سیب استفاده می‌شود.

Apple
یک سیب / سیب

Apples
سیب‌ها

برای اشاره به یک سیب قابل‌شمارش معمولاً از an استفاده می‌کنیم:

an apple
یک سیب

اما برای چند سیب:

three apples
سه سیب

مثال:

I have an apple in my bag
من یک سیب در کیفم دارم.

I have three apples in my bag
من سه سیب در کیفم دارم.

عبارت های کاربردی سیب در انگلیسی

سیب قرمز به انگلیسی

برای گفتن «سیب قرمز» از ترکیب red apple استفاده می‌شود.

Red apple
سیب قرمز

مثال:

She is eating a red apple
او در حال خوردن یک سیب قرمز است.

همین ساختار برای رنگ‌های دیگر نیز استفاده می‌شود:

عبارت انگلیسی معنی فارسی
Red apple سیب قرمز
Green apple سیب سبز
Yellow apple سیب زرد
Fresh apple سیب تازه
Sweet apple سیب شیرین
Sour apple سیب ترش
Ripe apple سیب رسیده
Fresh apples سیب‌های تازه

Cambridge نیز در تعریف Apple به پوست سبز، قرمز یا زرد این میوه اشاره می‌کند.

سیب سبز به انگلیسی

«سیب سبز» در انگلیسی می‌شود:

Green apple
سیب سبز

مثال:

I like green apples
من سیب‌های سبز را دوست دارم.

This green apple is sour
این سیب سبز ترش است.

سیب قرمز به انگلیسی

Red apple
سیب قرمز

مثال:

The red apple looks delicious
این سیب قرمز خوشمزه به نظر می‌رسد.

آب سیب به انگلیسی

«آب سیب» به انگلیسی می‌شود:

Apple juice
آب سیب

مثال:

I would like some apple juice
من مقداری آب سیب می‌خواهم.

Apple juice is my favorite drink
آب سیب نوشیدنی مورد علاقه من است.

پای سیب به انگلیسی

«پای سیب» به انگلیسی:

Apple pie
پای سیب

این ترکیب یکی از عبارت‌های رایج مرتبط با Apple است و در فرهنگ‌های Oxford و Cambridge نیز به عنوان ترکیب کاربردی آمده است.

مثال:

She made an apple pie
او یک پای سیب درست کرد.

درخت سیب به انگلیسی

«درخت سیب» می‌شود:

Apple tree
درخت سیب

مثال:

There is an apple tree in our garden
یک درخت سیب در باغ ما وجود دارد.

عبارت apple tree نیز از ترکیبات رایج واژه Apple است.

باغ سیب به انگلیسی

«باغ سیب» معمولاً به صورت زیر ترجمه می‌شود:

Apple orchard
باغ سیب

We visited an apple orchard
ما از یک باغ سیب دیدن کردیم.

پوست کندن سیب به انگلیسی

برای «پوست کندن سیب» می‌توان از عبارت زیر استفاده کرد:

Peel an apple
یک سیب را پوست کندن

مثال:

She peeled an apple for her son
او یک سیب را برای پسرش پوست کند.

فعل peel به معنی پوست کندن است و peel an apple یکی از ترکیبات طبیعی مرتبط با Apple محسوب می‌شود.

گاز زدن سیب به انگلیسی

برای «گاز زدن سیب» می‌توان از bite استفاده کرد.

Take a bite of an apple
یک گاز از سیب زدن

مثال:

He took a bite of the apple
او یک گاز از سیب زد.

Oxford نیز ترکیب‌هایی مانند take a bite of the apple و bite into an apple را در کاربردهای مرتبط با این واژه ثبت کرده است.

سیب شیرین و سیب ترش به انگلیسی

برای توصیف مزه سیب می‌توان از صفت‌های مختلف استفاده کرد.

Sweet apple
سیب شیرین

Sour apple
سیب ترش

Tart apple
سیب ترش یا کمی ترش‌مزه

مثال:

This apple is very sweet
این سیب خیلی شیرین است.

I prefer sour apples
من سیب‌های ترش را ترجیح می‌دهم.

Oxford در مدخل Apple ترکیب‌هایی مانند sweet و sour را در بخش هم‌آیی‌های این واژه آورده است.

سیب تازه به انگلیسی

«سیب تازه» می‌شود:

Fresh apple
سیب تازه

برای جمع:

Fresh apples
سیب‌های تازه

مثال:

These are fresh apples
این‌ها سیب‌های تازه هستند.

سیب رسیده به انگلیسی

«سیب رسیده» را می‌توان این‌گونه گفت:

Ripe apple
سیب رسیده

مثال:

This apple is ripe and sweet
این سیب رسیده و شیرین است.

سیب پختنی به انگلیسی

اگر منظور نوعی سیب باشد که برای پخت‌وپز مناسب است، اصطلاح cooking apple کاربرد دارد.

Cooking apple
سیب مناسب برای پخت‌وپز

Oxford این واژه را برای نوعی سیب که برای پختن مناسب است و معمولاً برای خوردن خام انتخاب نمی‌شود، تعریف می‌کند.

مثال:

These are cooking apples
این‌ها سیب‌های مناسب برای پخت‌وپز هستند.

در مقابل، eating apple به سیبی گفته می‌شود که برای خوردن خام مناسب است.

سیب خوراکی به انگلیسی

Eating apple
سیب مناسب برای خوردن خام

مثال:

This is a good eating apple
این سیب برای خوردن خام مناسب است.

تفاوت اصلی این دو عبارت:

عبارت معنی
Eating apple سیب مناسب خوردن خام
Cooking apple سیب مناسب پخت‌وپز

اصطلاحات معروف با Apple

واژه Apple فقط برای نام میوه استفاده نمی‌شود و در چند اصطلاح معروف انگلیسی نیز دیده می‌شود.

The apple of someone’s eye

The apple of someone’s eye
عزیزترین فرد یا چیز برای کسی

مثال:

She is the apple of her father’s eye
او عزیزترین فرد برای پدرش است.

این اصطلاح در فرهنگ Oxford نیز ثبت شده است.

Apples and oranges

Apples and oranges
دو چیز کاملاً متفاوت

این عبارت زمانی استفاده می‌شود که بخواهیم بگوییم مقایسه دو شخص یا دو چیز مناسب نیست، چون تفاوت زیادی با یکدیگر دارند.

مثال:

You can’t compare these two products. They’re like apples and oranges
نمی‌توانی این دو محصول را با هم مقایسه کنی؛ آن‌ها کاملاً متفاوت هستند.

The apple doesn’t fall far from the tree

The apple doesn’t fall far from the tree
بچه معمولاً از والدینش دور نمی‌شود و رفتار یا ویژگی‌هایی شبیه آن‌ها دارد.

این اصطلاح در انگلیسی برای اشاره به شباهت فرزند و والدین استفاده می‌شود.

An apple a day keeps the doctor away

An apple a day keeps the doctor away
خوردن روزانه یک سیب به حفظ سلامتی کمک می‌کند.

این عبارت یک ضرب‌المثل مشهور انگلیسی است و در فرهنگ Cambridge نیز به عنوان اصطلاح ثبت شده است.

Big Apple یعنی چه؟

The Big Apple
نیویورک

The Big Apple یک نام غیررسمی برای شهر نیویورک است و معنای آن با خود میوه سیب متفاوت است. Oxford این کاربرد را به عنوان یک اسم غیررسمی برای New York City ثبت کرده است.

مثال:

I’ve always wanted to visit the Big Apple.
همیشه می‌خواستم از نیویورک دیدن کنم.

Apple یا apple؛ کدام درست است؟

وقتی منظور «سیب» به عنوان میوه باشد، معمولاً آن را با حرف کوچک می‌نویسیم:

apple

اما Apple با حرف بزرگ می‌تواند در یک نام خاص، مانند نام شرکت Apple، به کار رود.

بنابراین:

I ate an apple
من یک سیب خوردم.

در این جمله apple نام عمومی یک میوه است.

اگر می‌خواهید مکالمه انگلیسی را اصولی و کاربردی یاد بگیرید، شرکت در کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی می‌تواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند.

مهم‌ترین ترکیبات Apple در انگلیسی

انگلیسی معنی فارسی
Apple سیب
Apples سیب‌ها
Red apple سیب قرمز
Green apple سیب سبز
Yellow apple سیب زرد
Sweet apple سیب شیرین
Sour apple سیب ترش
Fresh apple سیب تازه
Ripe apple سیب رسیده
Apple juice آب سیب
Apple pie پای سیب
Apple tree درخت سیب
Apple orchard باغ سیب
Cooking apple سیب مناسب پخت‌وپز
Eating apple سیب مناسب خوردن خام
Apple sauce سس سیب
Apple tart تارت سیب

چند مثال کاربردی با Apple

I eat an apple every day
من هر روز یک سیب می‌خورم.

She bought some red apples
او چند سیب قرمز خرید.

This apple is very sweet
این سیب خیلی شیرین است.

Do you like green apples
آیا سیب سبز دوست داری؟

He is eating an apple
او در حال خوردن یک سیب است.

I made an apple pie yesterday
من دیروز یک پای سیب درست کردم.

There are many apples on the tree
سیب‌های زیادی روی درخت هستند.

Can I have an apple
می‌توانم یک سیب داشته باشم؟

She peeled the apple
او سیب را پوست کند.

I bought a bottle of apple juice
من یک بطری آب سیب خریدم.

فارسی انگلیسی تلفظ تقریبی
سیب Apple اَپِل
سیب‌ها Apples اَپِلز
سیب قرمز Red apple رِد اَپِل
سیب سبز Green apple گرین اَپِل
سیب شیرین Sweet apple سوئیت اَپِل
سیب ترش Sour apple ساوِر اَپِل
آب سیب Apple juice اَپِل جوس
پای سیب Apple pie اَپِل پای
درخت سیب Apple tree اَپِل تری
باغ سیب Apple orchard اَپِل اُرچِرد

جمع‌بندی

رایج‌ترین و درست‌ترین معادل «سیب» در زبان انگلیسی Apple است. تلفظ این کلمه /ˈæp.əl/ است و جمع آن Apples می‌شود.

برای ساخت عبارت‌های رایج می‌توان از ترکیب‌هایی مانند red apple، green apple، apple juice، apple pie و apple tree استفاده کرد. همچنین cooking apple برای سیب مناسب پخت‌وپز و eating apple برای سیبی که برای خوردن خام مناسب است به کار می‌رود.

بنابراین مهم‌ترین معادل‌ها عبارت‌اند از:

Apple → سیب
Apples → سیب‌ها
Apple juice → آب سیب
Apple pie → پای سیب
Apple tree → درخت سیب
Green apple → سیب سبز
Red apple → سیب قرمز

سوالات متداول درباره سیب به انگلیسی

۱. سیب به انگلیسی چه می‌شود؟

Apple به معنی «سیب» است.

۲. تلفظ Apple چگونه است؟

تلفظ آن /ˈæp.əl/ است و برای فارسی‌زبانان می‌توان آن را تقریباً «اَپِل» تلفظ کرد.

۳. جمع Apple چیست؟

جمع آن Apples است.

One apple
یک سیب

Two apples
دو سیب

۴. سیب سبز به انگلیسی چه می‌شود؟

Green apple

مثال:

I like green apples
من سیب‌های سبز را دوست دارم.

۵. آب سیب به انگلیسی چه می‌شود؟

Apple juice

مثال:

I would like some apple juice
من مقداری آب سیب می‌خواهم.

منابع انگلیسی :

Cambridge Dictionary – Apple

Cambridge Dictionary – Apple Pronunciation

Oxford Learner’s Dictionaries – Apple

Oxford Learner’s Dictionaries – Cooking Apple

Oxford Learner’s Dictionaries – Eating Apple

به این مقاله امتیاز دهید : post