اگر میخواهید بدانید «آبی به انگلیسی» چه میشود، رایجترین معادل آن Blue است. این واژه یکی از رنگهای اصلی و پرکاربرد در زبان انگلیسی است و برای توصیف رنگ آسمان، دریا، لباس، چشمها، اشیا و بسیاری از موارد دیگر استفاده میشود.
Blue
آبی
واژه Blue علاوه بر اینکه بهعنوان صفت برای توصیف رنگ به کار میرود، میتواند بهعنوان اسم نیز استفاده شود. همچنین در برخی اصطلاحات انگلیسی، blue معنایی فراتر از رنگ دارد و میتواند به غمگین بودن یا حال روحی نامناسب اشاره کند. فرهنگهای معتبر Cambridge، Oxford و Merriam-Webster این کاربردهای مختلف را ثبت کردهاند.
اگر میخواهید مکالمه انگلیسی را اصولی و کاربردی یاد بگیرید، شرکت در کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی میتواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند.
مطالبی که در این محتوا خواهید خواند :
Toggleآبی به انگلیسی چیست؟
معادل اصلی «آبی» در انگلیسی:
Blue
آبی
مثال:
The sky is blue
آسمان آبی است.
She is wearing a blue dress
او یک لباس آبی پوشیده است.
I like blue
من رنگ آبی را دوست دارم.
در انگلیسی، blue هم میتواند قبل از اسم قرار بگیرد و آن را توصیف کند و هم میتواند بهتنهایی بهعنوان اسم رنگ استفاده شود.
تلفظ Blue به انگلیسی
تلفظ واژه Blue در انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی تقریباً یکسان است:
Blue — /bluː/
تلفظ تقریبی برای فارسیزبانان:
بلو
صدای uː در پایان کلمه کشیده تلفظ میشود؛ بنابراین تلفظ آن بیشتر شبیه «بلو» است، نه «بِلُو» یا «بِل». Oxford و Cambridge تلفظ /bluː/ را برای این واژه ثبت کردهاند.
Blue به عنوان صفت
یکی از رایجترین کاربردهای Blue استفاده از آن بهعنوان صفت است. در این حالت، Blue رنگ یک شخص، شیء، لباس، مکان یا چیز دیگری را توصیف میکند.
A blue car
یک ماشین آبی
A blue shirt
یک پیراهن آبی
Blue eyes
چشمهای آبی
A blue bag
یک کیف آبی
A blue wall
یک دیوار آبی
مثال:
He has blue eyes
او چشمهای آبی دارد.
I bought a blue shirt
من یک پیراهن آبی خریدم.
They painted the door blue
آنها در را آبی رنگ کردند.
Cambridge و Oxford نمونههایی مانند blue shirt، blue eyes، blue sky و blue sea را برای کاربرد رنگی این واژه ارائه میکنند.
Blue به عنوان اسم
Blue میتواند اسم نیز باشد و به خود «رنگ آبی» اشاره کند.
Blue is my favorite color
آبی رنگ مورد علاقه من است.
I love blue
من عاشق رنگ آبی هستم.
She chose blue for the walls
او رنگ آبی را برای دیوارها انتخاب کرد.
در این کاربرد، دیگر لازم نیست بعد از blue یک اسم قرار بگیرد؛ زیرا خود Blue نام رنگ است. Oxford این کاربرد را بهعنوان اسم برای رنگ آسمان صاف یا دریا ثبت کرده است.
انواع رنگ آبی به انگلیسی
رنگ آبی طیفهای مختلفی دارد و برای بیان دقیقتر آن میتوان از ترکیبهای مختلف استفاده کرد.
آبی روشن به انگلیسی
Light blue
آبی روشن
مثال:
She has light blue eyes
او چشمهای آبی روشن دارد.
آبی تیره به انگلیسی
Dark blue
آبی تیره
مثال:
He is wearing a dark blue jacket
او یک کت آبی تیره پوشیده است.
آبی آسمانی به انگلیسی
Sky blue
آبی آسمانی
مثال:
I painted my room sky blue
من اتاقم را آبی آسمانی رنگ کردم.
آبی دریایی به انگلیسی
Sea blue
آبی دریایی
در توصیف رنگها، بسته به منظور و زمینه، ترکیبهایی مانند ocean blue نیز استفاده میشوند.
سرمهای به انگلیسی
Navy blue
سرمهای
مثال:
He bought a navy blue suit.
او یک کتوشلوار سرمهای خرید.
Oxford نیز navy blue را بهعنوان یکی از ترکیبات رایج مرتبط با Blue معرفی میکند.
| فارسی | انگلیسی |
|---|---|
| آبی | Blue |
| آبی روشن | Light blue |
| آبی تیره | Dark blue |
| آبی آسمانی | Sky blue |
| آبی سرمهای | Navy blue |
| آبی کمرنگ | Pale blue |
| آبی پررنگ | Deep blue |
| آبی روشن و زنده | Bright blue |
| آبی یخی | Ice blue |
| آبی سلطنتی | Royal blue |
| آبی فیروزهای | Turquoise |
| آبی نفتی | Petrol blue |
| آبی کبود | Blue-black |
توجه داشته باشید که همه این واژهها از نظر کاربرد دقیقاً معادل Blue نیستند و برخی از آنها نام طیفهای مشخصی از رنگ آبی هستند.
آبی روشن به انگلیسی؛ Light Blue
برای گفتن «آبی روشن» رایجترین عبارت Light blue است.
Light blue
آبی روشن
مثال:
She is wearing a light blue shirt
او یک پیراهن آبی روشن پوشیده است.
The walls are light blue
دیوارها آبی روشن هستند.
I prefer light blue
من آبی روشن را ترجیح میدهم.
آبی تیره به انگلیسی؛ Dark Blue
«آبی تیره» در انگلیسی:
Dark blue
آبی تیره
مثال:
He has a dark blue car
او یک ماشین آبی تیره دارد.
I bought a dark blue coat
من یک کت آبی تیره خریدم.
آبی آسمانی به انگلیسی؛ Sky Blue
«آبی آسمانی» معمولاً با Sky blue بیان میشود.
Sky blue
آبی آسمانی
مثال:
The sky is a beautiful sky blue
آسمان یک آبی آسمانی زیباست.
البته در بسیاری از جملهها، برای توصیف رنگ واقعی آسمان فقط استفاده از blue sky طبیعیتر است:
The sky is blue
آسمان آبی است.
سرمهای به انگلیسی؛ Navy Blue
یکی از مهمترین طیفهای آبی، رنگ سرمهای است.
Navy blue
سرمهای
مثال:
She bought a navy blue dress
او یک لباس سرمهای خرید.
He wears a navy blue uniform
او یک لباس فرم سرمهای میپوشد.
آبی فیروزهای به انگلیسی
برای «فیروزهای» معمولاً از Turquoise استفاده میشود.
Turquoise
فیروزهای
مثال:
She has a turquoise necklace
او یک گردنبند فیروزهای دارد.
این واژه به یک طیف مشخص از رنگ میان آبی و سبز اشاره میکند و نباید همیشه آن را دقیقاً معادل Blue دانست.
آبی چشم به انگلیسی
«چشم آبی» به انگلیسی:
Blue eyes
چشمهای آبی
مثال:
She has beautiful blue eyes
او چشمهای آبی زیبایی دارد.
His eyes are bright blue
چشمهای او آبی روشن و درخشان هستند.
برای یک چشم:
A blue eye
یک چشم آبی
برای دو یا چند چشم:
Blue eyes
چشمهای آبی
لباس آبی به انگلیسی
برای «لباس آبی» بسته به نوع لباس میتوان از عبارتهای زیر استفاده کرد:
Blue dress
لباس آبی زنانه
Blue shirt
پیراهن آبی
Blue jacket
کت یا ژاکت آبی
Blue coat
پالتوی آبی
Blue jeans
شلوار جین آبی
مثال:
She is wearing a blue dress
او یک لباس آبی پوشیده است.
I like your blue jacket
من کت آبی تو را دوست دارم.
آسمان آبی به انگلیسی
«آسمان آبی» میشود:
Blue sky
آسمان آبی
مثال:
We enjoyed the clear blue sky
ما از آسمان صاف و آبی لذت بردیم.
The sky is bright blue today
امروز آسمان آبی روشن است.
ترکیب clear blue sky یکی از عبارتهای طبیعی و رایج در انگلیسی است. Oxford و Cambridge نیز کاربرد blue sky را در مثالهای خود نشان میدهند.
دریای آبی به انگلیسی
«دریای آبی» میشود:
Blue sea
دریای آبی
مثال:
We could see the beautiful blue sea
ما میتوانستیم دریای آبی زیبا را ببینیم.
برای تأکید بر رنگ میتوان از ترکیبهایی مانند deep blue sea نیز استفاده کرد.
The deep blue sea was beautiful
دریای آبی عمیق زیبا بود.
رنگ آبی به انگلیسی
اگر بخواهید بهطور مشخص بگویید «رنگ آبی»، میتوانید از عبارت زیر استفاده کنید:
The color blue
رنگ آبی
یا در انگلیسی بریتانیایی:
The colour blue
رنگ آبی
مثال:
The color blue is associated with the sky and sea
رنگ آبی با آسمان و دریا مرتبط است.
در مکالمه معمولاً گفتن blue بهتنهایی کافی است:
I like blue
من آبی را دوست دارم.
سایههای آبی به انگلیسی
برای اشاره به طیفها یا سایههای مختلف آبی، عبارت shades of blue بسیار کاربردی است.
Shades of blue
سایهها و طیفهای رنگ آبی
مثال:
There are many shades of blue
طیفهای زیادی از رنگ آبی وجود دارد.
I like different shades of blue
من طیفهای مختلف آبی را دوست دارم.
Oxford نیز ترکیب shades of blue را در کاربردهای مربوط به این رنگ ثبت کرده است.
اگر قصد دارید نمره آیلتس خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین آیلتس میتواند به شما در تقویت مهارتهای زبان انگلیسی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.
تفاوت Blue و Bluish
گاهی به جای Blue از Bluish استفاده میشود.
Blue
آبی
Bluish
مایل به آبی / آبیفام
وقتی چیزی کاملاً آبی نیست اما کمی تهرنگ آبی دارد، bluish انتخاب مناسبی است.
مثال:
The wall is blue
دیوار آبی است.
The wall is bluish
دیوار مایل به آبی است.
Merriam-Webster نیز bluish را بهعنوان یکی از کاربردهای مرتبط با Blue ثبت کرده است.
Blue و Blueish؛ یک نکته املایی مهم
شکل استاندارد این واژه:
Bluish
است، نه Blueish.
پس:
Bluish color
رنگ مایل به آبی
صحیح است.
Blue در ترکیب با رنگهای دیگر
گاهی برای توصیف رنگهای ترکیبی از Blue همراه با رنگ دیگری استفاده میشود.
Blue-green
آبی-سبز
Blue-gray
آبی-خاکستری
Blue-black
آبی-مشکی / بسیار تیره
Blue-white
آبی-سفید
مثال:
The walls are blue-gray.
دیوارها آبی-خاکستری هستند.
Blue به معنی غمگین
یکی از نکات مهم درباره واژه Blue این است که همیشه به معنی «آبی» نیست.
در زبان غیررسمی، blue میتواند به معنی غمگین، ناراحت یا دلگیر باشد.
I feel blue
احساس غمگینی میکنم.
She has been feeling blue lately
او اخیراً احساس ناراحتی داشته است.
Cambridge و Oxford این کاربرد را برای بیان احساس غم و ناراحتی ثبت کردهاند.
بنابراین معنی Blue باید از متن جمله مشخص شود.
I feel blue today
امروز احساس ناراحتی میکنم.
He felt blue after the news
او بعد از شنیدن خبر احساس ناراحتی کرد.
در این کاربرد، Blue دیگر به رنگ اشاره نمیکند.
اصطلاح Out of the Blue
یکی از اصطلاحات بسیار معروف انگلیسی:
Out of the blue
ناگهان / کاملاً غیرمنتظره
مثال:
She called me out of the blue
او ناگهان با من تماس گرفت.
The news came out of the blue
این خبر کاملاً غیرمنتظره بود.
Oxford این اصطلاح را به معنی اتفاقی که بدون هشدار و بهطور غیرمنتظره رخ میدهد، ثبت کرده است.
اصطلاح Once in a Blue Moon
عبارت معروف دیگر:
Once in a blue moon
خیلی بهندرت
مثال:
I eat fast food once in a blue moon
من خیلی بهندرت فستفود میخورم.
این اصطلاح برای اتفاقی استفاده میشود که بسیار کم رخ میدهد.
اصطلاح Blue Monday
Blue Monday
دوشنبه غمانگیز / دوشنبهای همراه با احساس ناراحتی
در این ترکیب، Blue مفهوم غم و ناراحتی دارد، نه صرفاً رنگ آبی.
تفاوت Blue و Navy Blue
Blue واژه عمومی برای رنگ آبی است.
Navy blue یک طیف مشخص و تیره از آبی است که در فارسی معمولاً «سرمهای» ترجمه میشود.
| واژه | معنی |
|---|---|
| Blue | آبی |
| Light blue | آبی روشن |
| Dark blue | آبی تیره |
| Navy blue | سرمهای |
| Sky blue | آبی آسمانی |
| Royal blue | آبی سلطنتی |
| Turquoise | فیروزهای |
بنابراین هر Navy blue نوعی آبی است، اما هر Blue لزوماً سرمهای نیست.
تفاوت Blue و Cyan
Cyan نام یک رنگ مشخص در طیف آبی-سبز است و در زمینههایی مانند طراحی، چاپ، نمایشگرها و فناوری کاربرد بیشتری دارد.
Blue
آبی
Cyan
فیروزهای متمایل به آبی / سیان
در مکالمه روزمره، برای اشاره کلی به رنگ آبی معمولاً همان Blue استفاده میشود.
کلمات مرتبط با Blue
چند واژه مهم مرتبط با Blue:
| انگلیسی | معنی |
|---|---|
| Blue | آبی |
| Bluish | مایل به آبی |
| Bluer | آبیتر |
| Bluest | آبیترین |
| Blueness | آبیبودن / حالت آبی |
| Light blue | آبی روشن |
| Dark blue | آبی تیره |
| Navy blue | سرمهای |
| Sky blue | آبی آسمانی |
| Royal blue | آبی سلطنتی |
| Pale blue | آبی کمرنگ |
| Deep blue | آبی عمیق / پررنگ |
| Bright blue | آبی روشن و درخشان |
از نظر دستوری، bluer و bluest شکلهای مقایسهای و عالی Blue هستند و Oxford و Merriam-Webster این شکلها را ثبت کردهاند.
چند جمله کاربردی با Blue
My favorite color is blue
رنگ مورد علاقه من آبی است.
She has beautiful blue eyes
او چشمهای آبی زیبایی دارد.
He is wearing a blue shirt
او یک پیراهن آبی پوشیده است.
The sky is bright blue today
امروز آسمان آبی روشن است.
I bought a dark blue jacket
من یک کت آبی تیره خریدم.
She chose a light blue dress
او یک لباس آبی روشن انتخاب کرد.
The sea looks deep blue
دریا آبی تیره به نظر میرسد.
I like different shades of blue
من طیفهای مختلف آبی را دوست دارم.
The car is navy blue
ماشین سرمهای است.
He suddenly felt blue
او ناگهان احساس ناراحتی کرد.
جدول کاربردی Blue در انگلیسی
| عبارت انگلیسی | معنی فارسی |
|---|---|
| Blue | آبی |
| Blue color | رنگ آبی |
| Blue eyes | چشمهای آبی |
| Blue sky | آسمان آبی |
| Blue sea | دریای آبی |
| Blue dress | لباس آبی |
| Blue shirt | پیراهن آبی |
| Blue jeans | شلوار جین آبی |
| Light blue | آبی روشن |
| Dark blue | آبی تیره |
| Navy blue | سرمهای |
| Sky blue | آبی آسمانی |
| Royal blue | آبی سلطنتی |
| Turquoise | فیروزهای |
| Shades of blue | طیفهای آبی |
| Bluish | مایل به آبی |
| Feel blue | احساس غمگینی داشتن |
| Out of the blue | ناگهان، غیرمنتظره |
| Once in a blue moon | خیلی بهندرت |
سوالات متداول درباره آبی به انگلیسی
۱. آبی به انگلیسی چه میشود؟
آبی به انگلیسی Blue میشود.
۲. تلفظ Blue چگونه است؟
Blue به صورت /bluː/ تلفظ میشود و تلفظ تقریبی آن در فارسی «بلو» است.
۳. آبی روشن به انگلیسی چیست؟
Light blue به معنی «آبی روشن» است.
۴. آبی تیره به انگلیسی چیست؟
Dark blue به معنی «آبی تیره» است. اگر منظور «سرمهای» باشد، معمولاً از Navy blue استفاده میشود.
۵. آیا Blue فقط به معنی آبی است؟
خیر. Blue علاوه بر رنگ آبی، در برخی کاربردهای غیررسمی میتواند به معنی «غمگین» باشد؛ برای مثال feel blue یعنی «احساس غمگینی داشتن». همچنین در اصطلاح out of the blue به معنی «ناگهان و غیرمنتظره» است.
جمعبندی
معادل اصلی و رایج «آبی» در زبان انگلیسی Blue است. این واژه با تلفظ /bluː/ هم بهعنوان صفت و هم بهعنوان اسم استفاده میشود. برای مثال blue eyes به معنی «چشمهای آبی» و I like blue به معنی «من رنگ آبی را دوست دارم» است.
برای بیان طیفهای مختلف این رنگ میتوان از عبارتهایی مانند Light blue برای آبی روشن، Dark blue برای آبی تیره، Navy blue برای سرمهای و Sky blue برای آبی آسمانی استفاده کرد.
همچنین Blue در برخی اصطلاحات انگلیسی معنای رنگی ندارد. Feel blue به معنی «احساس غمگینی داشتن» و out of the blue به معنی «ناگهان و غیرمنتظره» است.
مهمترین معادلها:
Blue → آبی
Light blue → آبی روشن
Dark blue → آبی تیره
Navy blue → سرمهای
Sky blue → آبی آسمانی
Royal blue → آبی سلطنتی
Turquoise → فیروزهای
Bluish → مایل به آبی
Feel blue → احساس غمگینی داشتن
منابع انگلیسی :
Oxford Learner’s Dictionaries – Blue (Adjective)
Oxford Learner’s Dictionaries – Blue (Noun)
