اگه بخوایم «برفی» رو به انگلیسی بگیم، یکی از رایجترین و طبیعیترین کلمهها Snowy هست. این واژه وقتی استفاده میشه که بخوایم چیزی رو برفی توصیف کنیم؛ مثلاً یک روز برفی، یک جاده برفی یا یک منظره پوشیده از برف.
Snowy = برفی
مثلاً:
It was a snowy day
روز برفیای بود.
We had a snowy winter
زمستون برفیای داشتیم.
اما یه نکته مهم وجود داره: «برفی» همیشه فقط snowy ترجمه نمیشه. اگه منظورتون این باشه که «داره برف میاد»، باید از snowing استفاده کنید. اگه هم بخواید بگید «زمین پوشیده از برفه»، عبارت covered in snow طبیعیتره.
پس قبل از هر چیز باید ببینیم دقیقاً درباره چی حرف میزنیم.
اگر قصد دارید نمره آیلتس خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین آیلتس میتواند به شما در تقویت مهارتهای زبان انگلیسی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.
مطالبی که در این محتوا خواهید خواند :
Toggle- برفی به انگلیسی چی میشه؟
- برف به انگلیسی یعنی چه؟
- Snow و Snowy چه فرقی دارن؟
- «داره برف میاد» به انگلیسی یعنی چه؟
- تفاوت Snowy و Snowing
- عبارت های کاربردی برای مکالمه روزمره
- بارش برف به انگلیسی چی میشه؟
- آدم برفی به انگلیسی یعنی چه؟
- مثال های رایج با Snowy
- کلمات مرتبط با برف در انگلیسی
- تفاوت Snowy، Snowing و Snow-covered
- جمعبندی
- سوالات متداول
برفی به انگلیسی چی میشه؟
رایجترین ترجمه «برفی» در انگلیسی:
Snowy
این کلمه از snow به معنی «برف» ساخته شده و پسوند -y باعث میشه معنای صفتی پیدا کنه.
مثلاً:
a snowy day
یک روز برفی
a snowy road
یک جاده برفی
a snowy mountain
یک کوه برفی
a snowy landscape
یک منظره برفی
بنابراین وقتی بخواید یک اسم رو با صفت «برفی» توصیف کنید، snowy یکی از انتخابهای اصلی شماست.
تلفظ Snowy به چه صورته؟
تلفظ snowy در انگلیسی:
/ˈsnoʊ.i/
هست.
برای فارسیزبانها میشه تقریباً:
اِسنُوئی
در نظر گرفت.
البته این شکل فارسی فقط برای نزدیک شدن به تلفظه و صدای دقیق انگلیسی باید از نمونه صوتی استفاده بشه.
Snow هم تلفظ میشه:
/snoʊ/
و به معنی «برف» هست.
برف به انگلیسی یعنی چه؟
«برف» به انگلیسی میشه:
Snow
مثلاً:
I love snow
من عاشق برفم.
The snow is beautiful
برف زیباست.
There is a lot of snow outside
بیرون برف زیادی هست.
پس خیلی ساده:
snow = برف
snowy = برفی
snowing = در حال برف باریدن / برف میاد
این سه مورد رو از هم جدا نگه دارید.
Snow و Snowy چه فرقی دارن؟
این دو کلمه خیلی به هم نزدیکن، ولی نقش متفاوتی دارن.
Snow = برف
Snowy = برفی
مثلاً:
There is snow on the ground
روی زمین برف هست.
اما:
The ground is snowy
زمین برفیه.
البته برای جمله دوم، در بسیاری از موقعیتها انگلیسیزبانها ترجیح میدن دقیقتر بگن زمین covered in snow هست.
«داره برف میاد» به انگلیسی یعنی چه؟
برای گفتن «داره برف میاد» از snowing استفاده میکنیم.
It’s snowing
داره برف میاد.
این جمله یکی از رایجترین جملههای انگلیسی درباره برفه.
مثلاً:
Look outside! It’s snowing
بیرون رو نگاه کن! داره برف میاد.
It’s snowing heavily
داره شدید برف میاد.
It’s snowing again
دوباره داره برف میاد.
اینجا نباید به جای snowing از snowy استفاده کنیم، چون داریم درباره یک اتفاق در حال رخ دادن صحبت میکنیم، نه توصیف یک چیز.
تفاوت Snowy و Snowing
این تفاوت خیلی مهمه:
Snowy یعنی «برفی».
Snowing یعنی «برف در حال باریدنه».
مثلاً:
It’s a snowy day
امروز روز برفیایه.
ولی:
It’s snowing today
امروز داره برف میاد.
در جمله اول، day رو توصیف میکنیم. در جمله دوم، خودِ باریدن برف رو بیان میکنیم.
عبارت های کاربردی برای مکالمه روزمره
روز برفی به انگلیسی
«روز برفی» میشه:
Snowy day
مثلاً:
It’s a beautiful snowy day
امروز یه روز برفی قشنگه.
I love snowy days
من عاشق روزهای برفیم.
We stayed home on the snowy day
در اون روز برفی خونه موندیم.
جمع snowy day میشه:
snowy days = روزهای برفی
مثلاً:
Snowy days make me happy
روزهای برفی منو خوشحال میکنن.
هوای برفی به انگلیسی
برای «هوای برفی» بسته به منظورتون میتونید از چند ساختار استفاده کنید.
مثلاً:
snowy weather
هوای برفی
یا:
The weather is snowy
هوا برفیه.
با این حال، در مکالمه طبیعیتره که درباره وضعیت هوا دقیقتر صحبت کنیم:
It’s snowing outside
بیرون داره برف میاد.
یا:
We’re having a lot of snow today
امروز برف زیادی داریم.
زمستان برفی به انگلیسی
«زمستان برفی» میشه:
snowy winter
مثلاً:
We had a very snowy winter last year
پارسال زمستون خیلی برفیای داشتیم.
I love snowy winters
من عاشق زمستونهای برفیم.
اگر بخواید درباره یک زمستان مشخص حرف بزنید، snowy winter کاملاً طبیعی و قابل استفادهست.
شب برفی به انگلیسی
«شب برفی» میشه:
snowy night
مثلاً:
It was a quiet snowy night
شب برفی و آرومی بود.
I love walking on snowy nights
من عاشق قدم زدن در شبهای برفیم.
صبح برفی به انگلیسی
«صبح برفی» میشه:
snowy morning
مثلاً:
It was a cold, snowy morning
صبح سرد و برفیای بود.
I woke up to a snowy morning
از خواب بیدار شدم و دیدم صبح برفیایه.
عبارت snowy morning برای توصیف فضای یک صبح زمستونی خیلی کاربردیه.
منظره برفی به انگلیسی
برای «منظره برفی» میتونید بگید:
snowy landscape
مثلاً:
The snowy landscape was beautiful
منظره برفی زیبا بود.
یک عبارت دیگه هم:
snow-covered landscape
یعنی:
منظرهای که با برف پوشیده شده
این عبارت زمانی دقیقتره که واقعاً منظورتون پوشیده بودن سطح منظره با برف باشه.
کوه برفی به انگلیسی
«کوه برفی» میشه:
snowy mountain
مثلاً:
We could see the snowy mountains from the hotel
میتونستیم کوههای برفی رو از هتل ببینیم.
اگر بخواید تأکید کنید که کوه با برف پوشیده شده:
snow-covered mountain
کوه پوشیده از برف
جاده برفی به انگلیسی
«جاده برفی» میشه:
snowy road
مثلاً:
Be careful on the snowy road
توی جاده برفی مراقب باش.
ولی اگر جاده کاملاً با برف پوشیده شده باشه، میتونید بگید:
a snow-covered road
جاده پوشیده از برف
این عبارت دقیقتر از snowy road هست.
زمین برفی به انگلیسی
برای «زمین برفی» چند انتخاب وجود داره.
snowy ground
یا طبیعیتر:
ground covered in snow
مثلاً:
The ground was covered in snow
زمین پوشیده از برف بود.
این ساختار وقتی کاربرد داره که بخواید تصویری واضحتر از مقدار برف ارائه بدید.
درختان برفی به انگلیسی
«درختان برفی» میشه:
snowy trees
اما اگر منظورتون درختهایی باشه که شاخههاشون با برف پوشیده شده:
snow-covered trees
مثلاً:
The snow-covered trees looked beautiful
درختهای پوشیده از برف خیلی زیبا به نظر میرسیدن.
لباس برفی به انگلیسی
اگر منظورتون «لباس مخصوص برف» باشه، snowy clothes معمولاً انتخاب مناسبی نیست.
بسته به نوع لباس میتونید از عبارتهایی مثل:
snow clothes
یا:
winter clothes
استفاده کنید.
برای لباسهای مخصوص فعالیتهایی مثل اسکی هم ممکنه عبارتهای دقیقتری مثل ski clothes یا ski gear استفاده بشه.
این مثال نشون میده که ترجمه کلمهبهکلمه «برفی» همیشه نتیجه طبیعیای در انگلیسی نمیده.
منظره برفی زیبا به انگلیسی
برای گفتن «منظره برفی زیبا» میتونید بگید:
A beautiful snowy landscape
یک منظره برفی زیبا
یا:
A beautiful snow-covered landscape
یک منظره زیبا که پوشیده از برفه
مثلاً:
We woke up to a beautiful snowy landscape
با یک منظره برفی زیبا از خواب بیدار شدیم.
عکس برفی به انگلیسی
اگر منظورتون «عکس برفی» باشه، بسته به معنی میتونید از عبارتهای مختلف استفاده کنید.
a snowy photo
یعنی عکسی که حالوهوای برفی داره.
مثلاً:
I took a snowy photo yesterday
دیروز یک عکس برفی گرفتم.
اما اگر عکس از یک منظره پوشیده از برف باشه:
a photo of a snowy landscape
عکس یک منظره برفی
طبیعیتره.
«امروز برفیه» به انگلیسی
برای ترجمه «امروز برفیه» میتونید بگید:
Today is snowy
اما در مکالمه روزمره، اگر منظورتون اینه که امروز برف میاد، طبیعیتره بگید:
It’s snowing today
امروز داره برف میاد.
اگر منظورتون اینه که امروز هوا و فضای شهر برفی شده:
It’s a snowy day today
امروز یه روز برفیه.
پس انتخاب جمله به منظورتون بستگی داره.
«هوا خیلی برفیه» به انگلیسی
اگر منظور اینه که مقدار برف زیاده، میتونید بگید:
It’s snowing heavily
داره شدید برف میاد.
یا:
There’s a lot of snow outside
بیرون برف زیادی هست.
این جملهها معمولاً طبیعیتر از ترجمه مستقیم «هوا خیلی برفیه» هستن.
«همهجا برفیه» به انگلیسی
برای گفتن «همهجا برفیه» میتونید بگید:
Everything is covered in snow
همهچیز پوشیده از برفه.
یا:
Everything is covered with snow
همهچیز با برف پوشیده شده.
مثلاً:
Look outside. Everything is covered in snow
بیرون رو نگاه کن. همهجا پوشیده از برفه.
برف سنگین به انگلیسی
«برف سنگین» معمولاً:
heavy snow
گفته میشه.
مثلاً:
Heavy snow is expected tonight
امشب انتظار بارش سنگین برف میره.
اما وقتی درباره خودِ باریدن صحبت میکنیم:
heavy snowfall
هم استفاده میشه و به معنی «بارش سنگین برف» هست.
گلوله برفی به انگلیسی
«گلوله برفی» میشه:
snowball
مثلاً:
He threw a snowball at me
اون یک گلوله برفی به سمت من پرت کرد.
و «گلوله برفی بازی کردن» هم میتونه به شکل:
have a snowball fight
گلولهبرفی بازی کردن
بیاد.
مثلاً:
We had a snowball fight
گلولهبرفیبازی کردیم.
برفبازی به انگلیسی
«برفبازی» ترجمه ثابت و یککلمهای نداره و بسته به نوع بازی باید جمله مناسب رو انتخاب کنید.
مثلاً:
play in the snow
برفبازی کردن / در برف بازی کردن
یا:
have a snowball fight
گلولهبرفی بازی کردن
مثلاً:
The kids are playing in the snow
بچهها دارن توی برف بازی میکنن.
اگر میخواهید مکالمه انگلیسی را اصولی و کاربردی یاد بگیرید، شرکت در کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی میتواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند.
بارش برف به انگلیسی چی میشه؟
برای «بارش برف» میتونید از:
snowfall
استفاده کنید.
مثلاً:
We had heavy snowfall last night
دیشب بارش برف شدیدی داشتیم.
تفاوتش با snow اینه که snowfall بیشتر به خودِ فرایند یا میزان بارش برف اشاره داره.
آدم برفی به انگلیسی یعنی چه؟
«آدم برفی» میشه:
snowman
مثلاً:
We built a snowman
ما یک آدم برفی ساختیم.
The kids are making a snowman
بچهها دارن آدم برفی درست میکنن.
این کلمه خیلی پرکاربرده و بهتره بهصورت جداگانه حفظش کنید، چون ترجمهاش snowy person نیست.
مثال های رایج با Snowy
برای اینکه کاربرد snowy بهتر توی ذهنتون بمونه، این جملهها رو ببینید:
It was a snowy morning
صبح برفیای بود.
I love snowy weather
من عاشق هوای برفیم.
We drove through a snowy mountain road
از یک جاده کوهستانی برفی رانندگی کردیم.
The city looked beautiful on the snowy day
شهر در اون روز برفی زیبا به نظر میرسید.
I took a picture of the snowy mountains
از کوههای برفی عکس گرفتم.
We spent the weekend in a snowy village
آخر هفته رو در یک روستای برفی گذروندیم.
The snowy landscape looked magical
منظره برفی جادویی به نظر میرسید.
کلمات مرتبط با برف در انگلیسی
اگر موضوع برف رو دنبال میکنید، این کلمات هم خیلی کاربردی هستن:
| فارسی | انگلیسی |
|---|---|
| برف | snow |
| برفی | snowy |
| برف باریدن | snow |
| در حال برف باریدن | snowing |
| بارش برف | snowfall |
| آدم برفی | snowman |
| گلوله برفی | snowball |
| دانه برف | snowflake |
| کولاک | blizzard |
| برف سنگین | heavy snow |
| برف تازه | fresh snow |
| برف آبشده | melted snow |
| پوشیده از برف | snow-covered |
| جاده برفی | snowy road |
| روز برفی | snowy day |
| منظره برفی | snowy landscape |
تفاوت Snowy، Snowing و Snow-covered
این سه عبارت رو اگر درست یاد بگیرید، خیلی از اشتباههای مربوط به «برفی» حل میشه.
Snowy
برای توصیف چیزی که برفی یا دارای برفه:
a snowy mountain
کوه برفی
Snowing
برای زمانی که برف در حال باریدنه:
It’s snowing.
داره برف میاد.
Snow-covered
برای چیزی که سطحش با برف پوشیده شده:
a snow-covered road
جاده پوشیده از برف
بنابراین:
snowy = برفی
snowing = داره برف میاد
snow-covered = پوشیده از برف
جمعبندی
اگر فقط دنبال ترجمه «برفی» هستید، کلمه اصلی که باید یاد بگیرید Snowy هست. این کلمه برای توصیف چیزهایی مثل snowy day، snowy mountain، snowy road و snowy landscape استفاده میشه.
ولی برای اینکه انگلیسی طبیعیتری داشته باشید، بهتره snowy رو با چند کلمه نزدیکش اشتباه نگیرید. Snow یعنی «برف»، snowy یعنی «برفی»، snowing یعنی «داره برف میاد» و snow-covered یعنی «پوشیده از برف».
در مکالمه، جمله It’s snowing برای وقتی که واقعاً برف در حال باریدنه خیلی کاربردیه، در حالی که برای توصیف یک روز یا منظره برفی، snowy انتخاب مناسبیه.
سوالات متداول
۱. برفی به انگلیسی چی میشه؟
«برفی» معمولاً به انگلیسی snowy میشه.
۲. برف به انگلیسی چی میشه؟
«برف» به انگلیسی snow هست.
۳. داره برف میاد به انگلیسی چی میشه؟
میتونید بگید:
It’s snowing
یعنی «داره برف میاد».
۴. روز برفی به انگلیسی چی میشه؟
«روز برفی» میشه:
snowy day
۵. منظره برفی به انگلیسی چی میشه؟
«منظره برفی» میشه:
snowy landscape
و اگر منظورتون منظرهای باشه که کاملاً با برف پوشیده شده، snow-covered landscape هم انتخاب خوبیه.
۶. همهجا برفیه به انگلیسی چی میشه؟
یک ترجمه طبیعی:
Everything is covered in snow
یعنی «همهجا پوشیده از برفه».
۷. فرق Snowy و Snowing چیه؟
Snowy یک صفته و برای توصیف چیزی برفی استفاده میشه، اما snowing به این معنیه که برف در حال باریدنه.
منابع
