...

اصطلاحات حسابداری به آلمانی؛ عبارات کاربردی

اصطلاحات حسابداری به آلمانی

اگه توی محیط کاری آلمان، شرکت‌های آلمانی یا دوره‌های حسابداری با واژه‌های تخصصی مالی سروکار دارید، فقط بلد بودن کلمه Buchhaltung به معنی «حسابداری» کافی نیست. توی یک فاکتور، گزارش مالی، ایمیل کاری یا حتی صحبت روزمره با همکار، اصطلاحات زیادی می‌بینید که معنی دقیقشون ممکنه با ترجمه تحت‌اللفظی فرق داشته باشه.

مثلاً Rechnung یعنی فاکتور، Rechnungswesen به حوزه حسابداری و امور مالی شرکت اشاره داره و Buchhaltung بیشتر خود بخش یا فرایند ثبت و نگهداری حساب‌هاست. از طرف دیگه، کلماتی مثل Bilanz، Gewinn، Verlust، Umsatz، Kosten و Steuern تقریباً در خیلی از موقعیت‌های کاری دیده می‌شن.

پس اگه هدفتون یادگیری آلمانی برای کار، مهاجرت، دانشگاه یا ارتباط با یک شرکت آلمانیه، بهتره این واژه‌ها رو همراه با جمله یاد بگیرید، نه فقط به شکل یک لیست ترجمه.

اگر قصد دارید نمره آزمون گوته خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین زبان آلمانی می‌تواند به شما در تقویت مهارت‌های زبان آلمانی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.

حسابداری به آلمانی چه میشود؟

«حسابداری» به آلمانی معمولاً Buchhaltung گفته میشه.

Buchhaltung = حسابداری / دفترداری

مثلاً:

Ich arbeite in der Buchhaltung
من در بخش حسابداری کار می‌کنم.

Die Buchhaltung prüft die Rechnungen
بخش حسابداری فاکتورها رو بررسی می‌کنه.

خود Buchhaltung بیشتر به بخش یا فعالیت مربوط به ثبت و مدیریت حساب‌ها اشاره داره.

یک کلمه مهم دیگه هم Rechnungswesen هست که دامنه گسترده‌تری داره و به حوزه ثبت، پردازش و ارزیابی اطلاعات مالی و اقتصادی یک کسب‌وکار مربوط میشه.

Er arbeitet im Rechnungswesen
او در بخش حسابداری و امور مالی کار می‌کنه.

بنابراین این دو کلمه رو نباید همیشه دقیقاً معادل هم در نظر بگیرید:

  • Buchhaltung = حسابداری / ثبت و نگهداری حساب‌ها
  • Rechnungswesen = حسابداری و امور مالی در معنای گسترده‌تر

اصطلاحات حسابداری به آلمانی

حسابدار به آلمانی؛ Buchhalter و Buchhalterin

«حسابدار» به آلمانی میشه:

Buchhalter برای مرد
Buchhalterin برای زن

مثلاً:

Mein Bruder ist Buchhalter
برادرم حسابداره.

Sie arbeitet als Buchhalterin
او به‌عنوان حسابدار کار می‌کنه.

اگه درباره یک موقعیت شغلی صحبت می‌کنید، ممکنه عبارت‌هایی مثل Finanzbuchhalter یا Finanzbuchhalterin هم ببینید که به حسابدار حوزه حسابداری مالی اشاره دارن.

Rechnungswesen یعنی چی؟

Rechnungswesen یکی از اصطلاحات مهم در محیط‌های کاری آلمانیه.

این کلمه رو میشه بسته به موقعیت، «امور مالی و حسابداری»، «سیستم حسابداری» یا «حسابداری» ترجمه کرد.

مثلاً:

Ich arbeite im Rechnungswesen
من در بخش مالی و حسابداری کار می‌کنم.

در شرکت‌ها، Rechnungswesen می‌تونه حوزه‌های مختلف مربوط به ثبت و ارزیابی اطلاعات مالی رو دربر بگیره.

پس اگه در آگهی شغلی عبارت Mitarbeiter im Rechnungswesen رو دیدید، معمولاً منظور فردی در حوزه امور مالی و حسابداریه.

Buchführung چه فرقی با Buchhaltung داره؟

این دو کلمه خیلی به هم نزدیکن، ولی کاملاً یکی نیستن.

Buchführung بیشتر روی فرایند ثبت منظم معاملات و رویدادهای مالی تمرکز داره.

Buchhaltung معمولاً به بخش یا فعالیت حسابداری در یک شرکت گفته میشه.

مثلاً:

Die Buchführung muss korrekt und vollständig sein
ثبت حساب‌ها باید درست و کامل باشه.

در منابع تجاری آلمان، ثبت رویدادهای مالی باید منظم، کامل، صحیح و قابل پیگیری باشه.

مهم‌ترین اصطلاحات حسابداری به آلمانی

برای شروع، این کلمات رو بهتره خوب یاد بگیرید:

آلمانی معنی فارسی
die Buchhaltung حسابداری
das Rechnungswesen امور مالی و حسابداری
die Buchführung دفترداری / ثبت حساب‌ها
der Buchhalter / die Buchhalterin حسابدار
die Rechnung فاکتور
die Bilanz ترازنامه
der Gewinn سود
der Verlust زیان
der Umsatz گردش مالی / فروش
die Einnahmen درآمدها / دریافتی‌ها
die Ausgaben مخارج / پرداختی‌ها
die Kosten هزینه‌ها
der Ertrag درآمد / عایدی حسابداری
der Aufwand هزینه / مخارج حسابداری
das Konto حساب
die Zahlung پرداخت
die Überweisung انتقال بانکی
die Steuer مالیات
die Umsatzsteuer مالیات بر ارزش افزوده
die Vorsteuer مالیات ورودی
die Abschreibung استهلاک
die Forderung طلب / مطالبات
die Verbindlichkeit بدهی
das Eigenkapital سرمایه / حقوق صاحبان سرمایه
das Vermögen دارایی
die Schulden بدهی‌ها
der Jahresabschluss صورت‌های مالی پایان سال
die Inventur انبارگردانی / شمارش موجودی
das Inventar فهرست دارایی‌ها و موجودی‌ها

Rechnung یعنی فاکتور

یکی از کلماتی که تقریباً هر کسی در محیط کاری باهاش روبه‌رو میشه:

Rechnung = فاکتور / صورت‌حساب

مثلاً:

Ich habe die Rechnung per E-Mail geschickt
فاکتور رو با ایمیل فرستادم.

Die Rechnung ist noch nicht bezahlt
فاکتور هنوز پرداخت نشده.

Können Sie mir die Rechnung schicken
می‌تونید فاکتور رو برام بفرستید؟

چند ترکیب مهم:

  • eine Rechnung schreiben = فاکتور صادر کردن
  • eine Rechnung stellen = فاکتور صادر کردن
  • eine Rechnung prüfen = فاکتور رو بررسی کردن
  • eine Rechnung bezahlen = فاکتور رو پرداخت کردن
  • eine Rechnung erhalten = فاکتور دریافت کردن
  • eine Rechnung schicken = فاکتور فرستادن

اگر قصد دارید نمره آیلتس خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین آیلتس می‌تواند به شما در تقویت مهارت‌های زبان انگلیسی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.

Umsatz یعنی چی؟

Umsatz یکی از اصطلاحاتیه که در گزارش‌های مالی زیاد می‌بینید.

معنی اون بسته به جمله می‌تونه «گردش مالی»، «فروش» یا «درآمد حاصل از فروش» باشه.

مثلاً:

Der Umsatz des Unternehmens ist gestiegen
گردش مالی شرکت افزایش پیدا کرده.

Unser Umsatz ist in diesem Jahr höher als im letzten Jahr
گردش مالی ما امسال بیشتر از سال گذشته است.

نکته مهم اینه که Umsatz رو نباید همیشه با Gewinn یکی بدونید.

Umsatz به میزان فروش یا گردش مالی مربوطه، ولی Gewinn مبلغی هست که بعد از در نظر گرفتن هزینه‌ها به‌عنوان سود باقی می‌مونه.

Gewinn و Verlust

دو اصطلاح پایه در حسابداری:

Gewinn = سود
Verlust = زیان

مثلاً:

Das Unternehmen hat einen hohen Gewinn erzielt
شرکت سود زیادی به دست آورده.

Das Unternehmen hat einen Verlust gemacht
شرکت متحمل زیان شده.

ترکیب‌های کاربردی:

  • Gewinn machen = سود کردن
  • Gewinn erzielen = سود به دست آوردن
  • Gewinn steigern = افزایش سود
  • Verlust machen = زیان کردن
  • Verlust erleiden = متحمل زیان شدن

Bilanz یعنی ترازنامه

Bilanz = ترازنامه

ترازنامه تصویری از دارایی‌ها، بدهی‌ها و وضعیت مالی شرکت در یک زمان مشخص ارائه میده. در حسابداری آلمان، Bilanz یکی از اجزای مهم صورت‌های مالی سالانه محسوب میشه.

مثلاً:

Die Bilanz wird am Jahresende erstellt
ترازنامه در پایان سال تهیه میشه.

Wir müssen die Bilanz prüfen
باید ترازنامه رو بررسی کنیم.

چند عبارت مهم:

eine Bilanz erstellen = ترازنامه تهیه کردن
eine Bilanz prüfen = ترازنامه رو بررسی کردن
eine Bilanz aufstellen = ترازنامه تنظیم کردن

Gewinn- und Verlustrechnung یا GuV

یکی از اصطلاحات مهم دیگه:

Gewinn- und Verlustrechnung

که معمولاً به اختصار GuV نوشته میشه.

معنی:

صورت سود و زیان

این گزارش نشون میده شرکت در یک دوره مالی چطور به سود یا زیان رسیده. Duden هم Gewinn-und-Verlust-Rechnung رو در حوزه اقتصادی به‌عنوان گزارشی معرفی می‌کنه که نحوه شکل‌گیری نتیجه مالی رو نشون میده.

مثلاً:

Die Gewinn- und Verlustrechnung zeigt den Gewinn des Unternehmens
صورت سود و زیان، سود شرکت رو نشون میده.

در متن‌های کاری، دیدن GuV کاملاً عادیه؛ بنابراین بهتره هم شکل کامل و هم مخففش رو بشناسید.

Einnahmen و Ausgaben

این دو کلمه در مکالمه‌های مالی خیلی کاربرد دارن:

Einnahmen = دریافتی‌ها / درآمدها
Ausgaben = پرداختی‌ها / مخارج

مثلاً:

Unsere Einnahmen sind gestiegen
دریافتی‌های ما افزایش پیدا کرده.

Wir müssen unsere Ausgaben reduzieren
باید هزینه‌ها و مخارج‌مون رو کاهش بدیم.

در محاسبات ساده کسب‌وکار، مقایسه درآمدهای عملیاتی و هزینه‌های عملیاتی می‌تونه مبنای تعیین سود یا زیان باشه.

Kosten یعنی هزینه

Kosten = هزینه‌ها

مثلاً:

Die Kosten sind zu hoch
هزینه‌ها خیلی بالاست.

Wir müssen die Kosten senken
باید هزینه‌ها رو کاهش بدیم.

چند ترکیب رایج:

  • Kosten senken = کاهش هزینه‌ها
  • Kosten sparen = صرفه‌جویی در هزینه‌ها
  • Kosten erhöhen = افزایش هزینه‌ها
  • Kosten berechnen = هزینه‌ها رو محاسبه کردن
  • Betriebskosten = هزینه‌های عملیاتی
  • Personalkosten = هزینه‌های نیروی انسانی
  • Fixkosten = هزینه‌های ثابت
  • variable Kosten = هزینه‌های متغیر

Aufwand و Ertrag

این دو اصطلاح کمی تخصصی‌ترن و در حسابداری زیاد باهاشون روبه‌رو میشید.

Aufwand معمولاً به هزینه یا مصرف منابع در معنای حسابداری اشاره داره.

Ertrag هم به درآمد یا افزایش ارزش اقتصادی در چارچوب حسابداری اشاره می‌کنه.

مثلاً:

Der Aufwand ist höher als der Ertrag
هزینه از درآمد بیشتره.

در نتیجه، بهتره این دو واژه رو صرفاً با Kosten و Einnahmen یکی نگیرید؛ چون در حسابداری کاربرد تخصصی‌تری دارن.

Konto یعنی حساب

Konto = حساب

مثلاً حساب بانکی:

Ich überweise das Geld auf mein Konto
پول رو به حسابم انتقال میدم.

در حسابداری هم Konto برای حساب‌های ثبت‌شده در سیستم حسابداری استفاده میشه.

چند اصطلاح:

Bankkonto = حساب بانکی
Geschäftskonto = حساب بانکی تجاری
Kundenkonto = حساب مشتری
Kontoauszug = صورت‌حساب بانکی

مثلاً:

Bitte schicken Sie mir den Kontoauszug
لطفاً صورت‌حساب بانکی رو برام بفرستید.

Zahlung و Überweisung

Zahlung = پرداخت

Überweisung = انتقال وجه بانکی

مثلاً:

Die Zahlung ist noch offen
پرداخت هنوز انجام نشده.

Die Überweisung wurde heute durchgeführt
انتقال وجه امروز انجام شد.

این دو کلمه رو هم نباید همیشه جای هم استفاده کنید. Zahlung مفهوم کلی‌تری داره، ولی Überweisung مشخصاً به انتقال وجه از طریق بانک اشاره می‌کنه.

Forderung و Verbindlichkeit

وقتی وارد اصطلاحات تخصصی‌تر حسابداری بشید، این دو واژه خیلی مهم میشن:

Forderung = طلب / مطالبات

Verbindlichkeit = بدهی / تعهد مالی

مثلاً اگه شرکت شما کالایی رو فروخته ولی مشتری هنوز پولش رو پرداخت نکرده، مبلغی که باید از مشتری دریافت کنید می‌تونه در قالب Forderung مطرح بشه.

در طرف مقابل، مبلغی که شرکت باید به یک تأمین‌کننده یا طرف دیگر پرداخت کنه می‌تونه Verbindlichkeit باشه.

مثلاً:

Die Forderungen gegenüber Kunden sind gestiegen
مطالبات از مشتریان افزایش پیدا کرده.

Das Unternehmen hat hohe Verbindlichkeiten
شرکت بدهی‌های زیادی داره.

Vermögen و Schulden

دو اصطلاح مهم دیگه:

Vermögen = دارایی‌ها
Schulden = بدهی‌ها

مثلاً:

Das Unternehmen verfügt über viel Vermögen
شرکت دارایی زیادی داره.

Die Schulden des Unternehmens sind gestiegen
بدهی‌های شرکت افزایش پیدا کرده.

در ترازنامه، دارایی‌ها و بدهی‌ها بخش مهمی از تصویر مالی شرکت رو تشکیل میدن.

Eigenkapital یعنی سرمایه

Eigenkapital = سرمایه / حقوق صاحبان سرمایه

مثلاً:

Das Unternehmen hat ausreichend Eigenkapital
شرکت سرمایه کافی داره.

در مقابل، Fremdkapital به سرمایه تأمین‌شده از منابع خارجی، مثل وام و بدهی‌ها، اشاره می‌کنه.

پس:

  • Eigenkapital = سرمایه خود شرکت / حقوق صاحبان سرمایه
  • Fremdkapital = سرمایه خارجی / منابع مالی دیگران

Umsatzsteuer و Vorsteuer

اگه با حسابداری یا مالیات در آلمان سروکار داشته باشید، این دو اصطلاح رو زیاد می‌بینید:

Umsatzsteuer = مالیات بر ارزش افزوده / مالیات فروش

Vorsteuer = مالیات ورودی

مثلاً:

Auf der Rechnung steht die Umsatzsteuer
مالیات بر ارزش افزوده روی فاکتور درج شده.

در حسابداری خرید و فروش، موضوع Umsatzsteuer و Vorsteuer اهمیت زیادی داره و در آموزش‌های رسمی حسابداری آلمان هم به‌عنوان یکی از بخش‌های اصلی ثبت معاملات مطرح میشه.

Steuer یعنی مالیات

Steuer = مالیات

اما در آلمانی انواع مختلفی از مالیات وجود داره:

آلمانی معنی
die Steuer مالیات
die Umsatzsteuer مالیات بر ارزش افزوده
die Einkommensteuer مالیات بر درآمد
die Körperschaftsteuer مالیات شرکت‌ها
die Gewerbesteuer مالیات تجاری
die Lohnsteuer مالیات حقوق و دستمزد

مثلاً:

Das Unternehmen muss Steuern zahlen
شرکت باید مالیات پرداخت کنه.

Abschreibung یعنی استهلاک

Abschreibung = استهلاک

این واژه برای کاهش تدریجی ارزش ثبت‌شده برخی دارایی‌ها در حسابداری استفاده میشه.

مثلاً:

Die Maschine wird über mehrere Jahre abgeschrieben
ارزش دستگاه طی چند سال مستهلک میشه.

چند ترکیب مهم:

Abschreibung auf Anlagen = استهلاک دارایی‌ها
Abschreibung berechnen = محاسبه استهلاک
Abschreibung buchen = ثبت استهلاک

Inventur و Inventar

این دو کلمه شبیه هم هستن و ممکنه با هم اشتباه بشن.

Inventur یعنی فرایند شمارش و ثبت موجودی و دارایی‌ها.

Inventar یعنی فهرست نتیجه این بررسی.

مثلاً:

Am Jahresende führen wir eine Inventur durch
در پایان سال موجودی‌گیری انجام میدیم.

Das Inventar enthält alle Vermögensgegenstände
فهرست موجودی شامل همه دارایی‌هاست.

در حسابداری آلمان، Inventur و Inventar از مفاهیم پایه در فرایند تهیه ترازنامه هستن.

Jahresabschluss یعنی صورت‌های مالی پایان سال

Jahresabschluss = صورت‌های مالی پایان سال / گزارش مالی سالانه

مثلاً:

Der Jahresabschluss ist noch nicht fertig
صورت‌های مالی پایان سال هنوز آماده نشده.

Wir arbeiten gerade am Jahresabschluss
الان داریم روی صورت‌های مالی پایان سال کار می‌کنیم.

در شرکت‌هایی که مشمول الزامات مربوط به حسابداری و تنظیم صورت‌های مالی هستن، Bilanz و Gewinn- und Verlustrechnung از اجزای اصلی Jahresabschluss محسوب میشن.

Buchung و Buchungssatz

اگه وارد حسابداری عملی بشید، این دو واژه رو هم زیاد می‌بینید.

Buchung = ثبت حسابداری

Buchungssatz = سند یا ثبت حسابداری به شکل بدهکار و بستانکار

مثلاً:

Ich muss diese Buchung noch prüfen
باید این ثبت حسابداری رو هنوز بررسی کنم.

در حسابداری دوطرفه، Soll و Haben هم خیلی مهم هستن.

Soll = بدهکار
Haben = بستانکار

مثلاً:

Der Betrag wird im Soll gebucht
مبلغ در بخش بدهکار ثبت میشه.

در آموزش حسابداری آلمان، ثبت رویدادهای مالی با حساب‌ها و Buchungssätze بخش اصلی سیستم حسابداری دوطرفه محسوب میشه.

Soll و Haben یعنی چی؟

این دو کلمه رو نباید با معنی‌های معمولشون در زبان روزمره اشتباه بگیرید.

در حسابداری:

Soll = بدهکار
Haben = بستانکار

مثلاً:

Der Betrag steht im Soll
مبلغ در بدهکار ثبت شده.

Der Betrag wird im Haben gebucht
مبلغ در بستانکار ثبت میشه.

اگه قراره در یک شرکت آلمانی به‌عنوان حسابدار کار کنید، یادگیری این دو اصطلاح ضروریه.

Netto، Brutto و Gesamtbetrag

این سه اصطلاح روی فاکتورها خیلی دیده میشن:

Netto = خالص
Brutto = ناخالص
Gesamtbetrag = مبلغ کل

مثلاً:

Der Nettobetrag beträgt 1.000 Euro
مبلغ خالص ۱۰۰۰ یورو است.

Der Bruttobetrag beträgt 1.190 Euro
مبلغ ناخالص ۱۱۹۰ یورو است.

Bitte überweisen Sie den Gesamtbetrag
لطفاً مبلغ کل رو انتقال بدید.

در فاکتورهای آلمانی معمولاً باید با این اصطلاحات راحت باشید، چون برای فهم مبلغ قبل و بعد از مالیات استفاده میشن.

Zahlungsfrist یعنی مهلت پرداخت

Zahlungsfrist = مهلت پرداخت

مثلاً:

Die Zahlungsfrist beträgt 14 Tage
مهلت پرداخت ۱۴ روزه.

یا:

Bitte beachten Sie die Zahlungsfrist
لطفاً به مهلت پرداخت توجه کنید.

یک اصطلاح مرتبط:

Fälligkeitsdatum = تاریخ سررسید

Das Fälligkeitsdatum ist der 15. Mai
تاریخ سررسید ۱۵ مه است.

Mahnung یعنی اخطار پرداخت

اگه یک فاکتور در موعد مقرر پرداخت نشه، ممکنه شرکت یک Mahnung ارسال کنه.

Mahnung = اخطار / یادآوری رسمی پرداخت

مثلاً:

Wir haben eine Mahnung erhalten
ما یک اخطار پرداخت دریافت کردیم.

Der Kunde hat die Rechnung noch nicht bezahlt. Deshalb wurde eine Mahnung geschickt
مشتری هنوز فاکتور رو پرداخت نکرده. به همین دلیل یک اخطار پرداخت فرستاده شده.

اگر می‌خواهید مکالمه انگلیسی را اصولی و کاربردی یاد بگیرید، شرکت در کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی می‌تواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند.

اصطلاحات حقوق و دستمزد به آلمانی

اگه حسابداری شرکت شامل حقوق کارکنان هم باشه، این کلمات خیلی مهم میشن:

آلمانی معنی
das Gehalt حقوق
der Lohn دستمزد
die Lohnabrechnung فیش حقوقی / محاسبه حقوق
die Gehaltsabrechnung فیش حقوقی
das Bruttogehalt حقوق ناخالص
das Nettogehalt حقوق خالص
der Arbeitnehmer کارمند / نیروی کار
der Arbeitgeber کارفرما
die Sozialversicherung بیمه اجتماعی
der Sozialversicherungsbeitrag سهم بیمه اجتماعی
die Lohnsteuer مالیات حقوق
der Abzug کسورات

مثلاً:

Das Bruttogehalt beträgt 3.500 Euro
حقوق ناخالص ۳۵۰۰ یورو است.

Wie hoch ist mein Nettogehalt
حقوق خالص من چقدره؟

Die Lohnabrechnung ist fertig
فیش حقوقی آماده شده.

چند فعل مهم در حسابداری آلمانی

برای کار روزمره فقط اسم‌ها مهم نیستن. فعل‌هایی که کنار این اصطلاحات میان هم باید یاد گرفته بشن.

فعل معنی
buchen ثبت حسابداری کردن
prüfen بررسی کردن
bezahlen پرداخت کردن
überweisen انتقال وجه دادن
berechnen محاسبه کردن
abrechnen تسویه / محاسبه کردن
erstellen تهیه کردن
erfassen ثبت / وارد کردن
kontrollieren کنترل کردن
verbuchen ثبت حسابداری کردن
abschreiben مستهلک کردن
bilanzieren تراز کردن / ترازنامه تهیه کردن

مثلاً:

Wir müssen die Rechnung noch prüfen
هنوز باید فاکتور رو بررسی کنیم.

Ich habe die Zahlung verbucht
پرداخت رو ثبت کردم.

Die Rechnung wurde bereits bezahlt
فاکتور قبلاً پرداخت شده.

مثال های رایج برای حسابداری در محیط کار

اگه قرار باشه در یک شرکت آلمانی کار کنید، این جمله‌ها از حفظ کردن یک فهرست طولانی از واژه‌ها کاربردی‌ترن:

Ich arbeite in der Buchhaltung
من در بخش حسابداری کار می‌کنم.

Die Rechnung ist noch offen
این فاکتور هنوز پرداخت نشده.

Bitte prüfen Sie die Rechnung
لطفاً فاکتور رو بررسی کنید.

Die Zahlung ist eingegangen
پرداخت دریافت شده.

Wann ist die Rechnung fällig
فاکتور چه زمانی سررسید میشه؟

Bitte schicken Sie mir den Kontoauszug
لطفاً صورت‌حساب بانکی رو برام بفرستید.

Der Betrag wurde bereits überwiesen
مبلغ قبلاً انتقال داده شده.

Wir müssen die Kosten reduzieren
باید هزینه‌ها رو کاهش بدیم.

Der Umsatz ist im letzten Jahr gestiegen
گردش مالی سال گذشته افزایش پیدا کرده.

Das Unternehmen hat einen Gewinn erzielt
شرکت سود به دست آورده.

Der Jahresabschluss ist noch nicht fertig
صورت‌های مالی پایان سال هنوز آماده نشده.

Die Bilanz muss geprüft werden
ترازنامه باید بررسی بشه.

اصطلاحات حسابداری در آگهی‌های شغلی آلمان

اگه برای پیدا کردن کار در آلمان آگهی‌های شغلی رو بررسی می‌کنید، ممکنه با ترکیب‌هایی مثل این‌ها روبه‌رو بشید:

Finanzbuchhaltung = حسابداری مالی

Debitorenbuchhaltung = حسابداری بدهکاران / حساب‌های دریافتنی

Kreditorenbuchhaltung = حسابداری بستانکاران / حساب‌های پرداختنی

Lohnbuchhaltung = حسابداری حقوق و دستمزد

Anlagenbuchhaltung = حسابداری دارایی‌های ثابت

Kostenrechnung = حسابداری بهای تمام‌شده / محاسبه هزینه‌ها

Controlling = کنترل و تحلیل مالی و عملکردی

مثلاً:

Wir suchen einen Mitarbeiter für die Finanzbuchhaltung
ما به دنبال یک کارمند برای بخش حسابداری مالی هستیم.

این اصطلاحات برای کسی که قصد داره در حوزه مالی و حسابداری در آلمان کار کنه، اهمیت بیشتری دارن؛ چون ممکنه مستقیماً در عنوان شغلی یا شرح وظایف دیده بشن.

تفاوت چند اصطلاحی که نباید با هم اشتباه بگیرید

چند مورد رو بهتره یک‌جا مرور کنیم:

اصطلاح معنی ساده
Buchhaltung بخش یا فعالیت حسابداری
Buchführung ثبت و نگهداری حساب‌ها
Rechnungswesen حوزه گسترده امور مالی و حسابداری
Rechnung فاکتور
Umsatz فروش / گردش مالی
Gewinn سود
Verlust زیان
Kosten هزینه‌ها
Einnahmen دریافتی‌ها
Ausgaben پرداختی‌ها
Bilanz ترازنامه
GuV صورت سود و زیان
Forderung طلب / مطالبات
Verbindlichkeit بدهی
Eigenkapital سرمایه
Abschreibung استهلاک

یاد گرفتن این تفاوت‌ها کمک می‌کنه وقتی یک گزارش مالی یا ایمیل کاری آلمانی می‌خونید، فقط کلمه‌ها رو ترجمه نکنید؛ بلکه بفهمید هر اصطلاح دقیقاً در چه بخش مالی استفاده شده.

جمع‌بندی

برای شروع یادگیری اصطلاحات حسابداری به آلمانی، بهتره از واژه‌های پایه مثل Buchhaltung، Rechnung، Bilanz، Gewinn، Verlust، Umsatz، Kosten، Zahlung و Steuer شروع کنید. بعد که با این‌ها راحت شدید، اصطلاحات تخصصی‌تر مثل Forderung، Verbindlichkeit، Eigenkapital، Abschreibung، Buchungssatz، Soll و Haben رو به دایره لغاتتون اضافه کنید.

اگر هدفتون کار در یک شرکت آلمانیه، فقط حفظ کردن معنی فارسی کافی نیست. سعی کنید هر کلمه رو داخل یک جمله یاد بگیرید؛ مثلاً وقتی Rechnung رو یاد می‌گیرید، همزمان عبارت‌هایی مثل eine Rechnung prüfen و eine Rechnung bezahlen رو هم یاد بگیرید. اینطوری وقتی همون عبارت رو در ایمیل، نرم‌افزار حسابداری یا محیط کار می‌بینید، سریع‌تر متوجه منظور میشید.

سوالات متداول

۱. حسابداری به آلمانی چی میشه؟

حسابداری به آلمانی معمولاً Buchhaltung گفته میشه. در بعضی موقعیت‌ها Rechnungswesen هم برای حوزه گسترده‌تر امور مالی و حسابداری استفاده میشه.

۲. حسابدار به آلمانی چی میشه؟

«حسابدار» برای مرد Buchhalter و برای زن Buchhalterin گفته میشه.

۳. فاکتور به آلمانی چی میشه؟

فاکتور به آلمانی Rechnung هست. مثلاً eine Rechnung bezahlen یعنی «یک فاکتور رو پرداخت کردن».

۴. سود و زیان به آلمانی چی میشه؟

Gewinn یعنی سود و Verlust یعنی زیان. عبارت Gewinn- und Verlustrechnung هم به معنی «صورت سود و زیان» هست و معمولاً با مخفف GuV دیده میشه.

۵. ترازنامه به آلمانی چی میشه؟

ترازنامه به آلمانی Bilanz گفته میشه. این واژه یکی از اصطلاحات اصلی در حسابداری و گزارش‌های مالی شرکت‌هاست.

منابع

به این مقاله امتیاز دهید : post

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *