وقتی توی یک کشور آلمانیزبان هستید، یکی از چیزهایی که خیلی زود بهش نیاز پیدا میکنید، بلد بودن مسیر پرسیدن و آدرس دادنه. ممکنه دنبال ایستگاه قطار باشید، بخواید به هتل برگردید، آدرس یک رستوران رو پیدا کنید یا حتی بخواید به یک نفر توضیح بدید چطور به یک خیابون خاص برسه.
برای این موقعیتها لازم نیست جملههای خیلی سخت بلد باشید. چند عبارت ساده مثل Wo ist …?، Wie komme ich zu …? و Gehen Sie geradeaus. میتونه بخش زیادی از نیازتون رو برطرف کنه.
در این مطلب، هم روش پرسیدن آدرس رو یاد میگیرید، هم جملههایی که برای توضیح دادن مسیر به آلمانی استفاده میشن.
اگر قصد دارید نمره آزمون گوته خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین زبان آلمانی میتواند به شما در تقویت مهارتهای زبان آلمانی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.
مطالبی که در این محتوا خواهید خواند :
Toggle- آدرس دادن به آلمانی چی میشه؟
- چطور به آلمانی آدرس بپرسیم؟
- «چطور به … برسم؟» به آلمانی
- «ببخشید، … کجاست؟» به آلمانی
- مستقیم برو به آلمانی
- به چپ بپیچید و به راست بپیچید
- «سر چهارراه به چپ بپیچ» به آلمانی
- «بعد از چراغ قرمز…» به آلمانی
- «کنار بانک» یا «روبروی فروشگاه» به آلمانی
- «نزدیکه» به آلمانی
- «چند دقیقه راهه؟» به آلمانی
- آدرس دادن با «تا … برو»
- «از اینجا مستقیم برو» به آلمانی
- آدرس دادن با خیابان
- «خانه شماره …» به آلمانی
- آدرس پرسیدن در ایستگاه قطار
- آدرس پرسیدن برای پیدا کردن هتل
- سمت چپ و سمت راست به آلمانی
- «بعدش» و «اول» در آدرس دادن
- آدرس دادن با وسایل حملونقل عمومی
- «از کدوم طرف برم؟» به آلمانی
- «این راه به مرکز شهر میره؟»
- «گم شدم» به آلمانی
- جملههای خیلی کاربردی برای آدرس دادن به آلمانی
- یک مکالمه کامل برای پرسیدن و دادن آدرس
- واژههای مهم برای آدرس دادن به آلمانی
- سوالات متداول
- جمعبندی
آدرس دادن به آلمانی چی میشه؟
برای مفهوم «آدرس دادن و راهنمایی کردن مسیر» در آلمانی چند عبارت وجود داره. یکی از عبارتهای رایج:
jemandem den Weg zeigen
یعنی: راه کسی رو نشون دادن
مثلاً:
Können Sie mir den Weg zeigen
میتونید راه رو به من نشون بدید؟
برای «راهنمایی کردن» هم فعل erklären خیلی کاربردیه:
Können Sie mir den Weg erklären
میتونید مسیر رو برام توضیح بدید؟
البته وقتی در مکالمه هستید، معمولاً به جای اینکه درباره خود «آدرس دادن» صحبت کنید، مستقیم وارد جملههایی میشید که مسیر رو توضیح میدن.
مثلاً:
Gehen Sie geradeaus und dann links
مستقیم برید و بعد به چپ بپیچید.
این دقیقاً همون جملهایه که موقع آدرس دادن به یک نفر به کارتون میاد.
چطور به آلمانی آدرس بپرسیم؟
یکی از سادهترین روشها استفاده از Wo ist …? هست.
Wo ist …? = … کجاست؟
مثلاً:
Wo ist der Bahnhof
ایستگاه قطار کجاست؟
Wo ist die Apotheke
داروخانه کجاست؟
Wo ist das Hotel
هتل کجاست؟
Wo ist die nächste Bushaltestelle
نزدیکترین ایستگاه اتوبوس کجاست؟
این ساختار خیلی سادهست و برای شروع کاملاً به دردتون میخوره.
«چطور به … برسم؟» به آلمانی
اگه بخواید دقیقتر بپرسید «چطور به فلان جا برسم؟»، میتونید بگید:
Wie komme ich zu
یعنی:
چطور به … برسم؟
مثلاً:
Wie komme ich zum Bahnhof
چطور به ایستگاه قطار برسم؟
Wie komme ich zum Flughafen
چطور به فرودگاه برسم؟
Wie komme ich zur Innenstadt
چطور به مرکز شهر برسم؟
این جمله یکی از کاربردیترین جملهها برای مسافرهاست.
چرا zum و zur میبینیم؟
در آلمانی zu با حرف تعریف ترکیب میشه:
- zu dem → zum
- zu der → zur
برای همین:
zum Bahnhof
به ایستگاه قطار
zum Flughafen
به فرودگاه
zur Innenstadt
به مرکز شهر
لازم نیست اول کار درگیر جزئیات گرامری بشید؛ بهتره این ترکیبها رو به شکل عبارت آماده یاد بگیرید.
«ببخشید، … کجاست؟» به آلمانی
برای اینکه مؤدبانه از یک نفر آدرس بپرسید، میتونید اول جمله Entschuldigung بگید.
Entschuldigung = ببخشید
مثلاً:
Entschuldigung, wo ist der Bahnhof
ببخشید، ایستگاه قطار کجاست؟
یا:
Entschuldigung, wie komme ich zum Zentrum
ببخشید، چطور به مرکز شهر برسم؟
این شروع جمله خیلی طبیعی و کاربردیه، مخصوصاً وقتی میخواید از یک فرد غریبه کمک بگیرید.
مستقیم برو به آلمانی
برای گفتن «مستقیم برو» یا «مستقیم برید»، یکی از مهمترین عبارتها اینه:
geradeaus gehen
مستقیم رفتن
مثلاً:
Gehen Sie geradeaus
مستقیم برید.
یا در حالت خودمونی:
Geh geradeaus
مستقیم برو.
geradeaus رو حتماً یادتون بمونه، چون در توضیح مسیر خیلی زیاد استفاده میشه.
به چپ بپیچید و به راست بپیچید
برای توضیح مسیر، دو عبارت خیلی مهم دارید:
links = چپ
rechts = راست
برای گفتن «به چپ بپیچید»:
Biegen Sie links ab
به چپ بپیچید.
برای گفتن «به راست بپیچید»:
Biegen Sie rechts ab
به راست بپیچید.
در حالت دوستانه و خودمونی:
Bieg links ab
به چپ بپیچ.
Bieg rechts ab
به راست بپیچ.
فعل abbiegen یکی از فعلهای مهم برای آدرس دادنه و بهتره شکل کاربردی اون رو همراه با links و rechts یاد بگیرید.
«سر چهارراه به چپ بپیچ» به آلمانی
برای اینکه مسیر دقیقتری بدید، میتونید از an der Kreuzung استفاده کنید.
Kreuzung = تقاطع / چهارراه
مثلاً:
Biegen Sie an der Kreuzung links ab
سر چهارراه به چپ بپیچید.
یا:
Biegen Sie an der nächsten Kreuzung rechts ab
سر چهارراه بعدی به راست بپیچید.
die nächste Kreuzung یعنی «تقاطع بعدی» یا «چهارراه بعدی».
اگر میخواهید مکالمه انگلیسی را اصولی و کاربردی یاد بگیرید، شرکت در کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی میتواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند.
«بعد از چراغ قرمز…» به آلمانی
چراغ راهنمایی در آلمانی:
die Ampel = چراغ راهنمایی
مثلاً:
Gehen Sie bis zur Ampel
تا چراغ راهنمایی برید.
یا:
Biegen Sie an der Ampel rechts ab
سر چراغ به راست بپیچید.
اگر بخواید بگید «بعد از چراغ به چپ بپیچید»:
Biegen Sie nach der Ampel links ab
بعد از چراغ به چپ بپیچید.
این نوع جملهها وقتی دارید مسیر رو مرحلهبهمرحله توضیح میدید خیلی کاربردی هستن.
«کنار بانک» یا «روبروی فروشگاه» به آلمانی
گاهی برای آدرس دادن لازم نیست فقط از چپ و راست استفاده کنید. میتونید از مکانهای اطراف هم به عنوان نشونه استفاده کنید.
چند کلمه مهم:
| فارسی | آلمانی |
|---|---|
| کنار | neben |
| روبهروی | gegenüber |
| پشت | hinter |
| جلوی | vor |
| بین | zwischen |
| نزدیک | in der Nähe von |
| دور | weit |
| کنارِ … | neben … |
مثلاً:
Die Apotheke ist neben der Bank
داروخانه کنار بانک است.
Das Hotel ist gegenüber dem Bahnhof
هتل روبهروی ایستگاه قطار است.
Das Café ist hinter dem Supermarkt
کافه پشت سوپرمارکت است.
Das Restaurant ist in der Nähe des Bahnhofs
رستوران نزدیک ایستگاه قطار است.
این کلمات باعث میشن بتونید مسیر رو خیلی واضحتر توضیح بدید.
«نزدیکه» به آلمانی
اگه مقصد فاصله زیادی نداره، میتونید بگید:
Es ist ganz in der Nähe
خیلی نزدیکه.
یا:
Das ist nicht weit
دور نیست.
مثلاً:
Der Bahnhof ist nicht weit
ایستگاه قطار دور نیست.
و برای اینکه بگید «حدود پنج دقیقه پیادهست»:
Es ist etwa fünf Minuten zu Fuß
حدود پنج دقیقه پیاده است.
zu Fuß یعنی «پیاده».
«چند دقیقه راهه؟» به آلمانی
اگه بخواید از کسی بپرسید مقصد چقدر فاصله داره، میتونید بگید:
Wie lange dauert es zu Fuß
پیاده چقدر طول میکشه؟
یا:
Wie weit ist es von hier
از اینجا چقدر فاصله داره؟
برای مثال:
Wie weit ist der Bahnhof von hier
ایستگاه قطار از اینجا چقدر فاصله داره؟
این جمله وقتی نمیدونید مقصد خیلی دوره یا فقط چند دقیقه با شما فاصله داره، خیلی به درد میخوره.
آدرس دادن با «تا … برو»
یکی از ساختارهای مهم برای توضیح مسیر:
bis = تا
مثلاً:
Gehen Sie bis zur Kreuzung
تا چهارراه برید.
Gehen Sie bis zur Ampel
تا چراغ راهنمایی برید.
Fahren Sie bis zum Bahnhof
تا ایستگاه قطار برید.
پس هر وقت بخواید بگید «تا فلان جا برو»، bis یکی از کلمات مهمیه که باید بشناسید.
«از اینجا مستقیم برو» به آلمانی
برای گفتن «از اینجا مستقیم برو» میتونید بگید:
Gehen Sie von hier aus geradeaus
از اینجا مستقیم برید.
von hier aus یعنی «از اینجا».
مثلاً:
Gehen Sie von hier aus geradeaus und biegen Sie dann rechts ab
از اینجا مستقیم برید و بعد به راست بپیچید.
این جمله یک نمونه خوب از توضیح مرحلهبهمرحله مسیره.
آدرس دادن با خیابان
خیابان در آلمانی:
die Straße = خیابان
برای گفتن «در خیابان …»:
in der Hauptstraße
در خیابان اصلی
مثلاً:
Das Restaurant ist in der Hauptstraße
رستوران در خیابان اصلیه.
برای گفتن اسم خیابون هم میتونید بگید:
Gehen Sie bis zur Bahnhofstraße
تا خیابان بانهوف برید.
در اسم خیابونهای آلمانی معمولاً Straße بخشی از نام خیابونه.
«خانه شماره …» به آلمانی
برای آدرس دقیق، ممکنه شماره ساختمان هم لازم باشه.
مثلاً:
Die Hausnummer ist 25
شماره ساختمان ۲۵ است.
یا:
Ich wohne in der Bahnhofstraße 25
من در خیابان بانهوف، پلاک ۲۵ زندگی میکنم.
در آدرسهای آلمانی، معمولاً اسم خیابان و بعد شماره ساختمان میاد.
آدرس پرسیدن در ایستگاه قطار
فرض کنید در یک شهر آلمانی هستید و دنبال ایستگاه قطار میگردید. یک مکالمه ساده میتونه این شکلی باشه:
Entschuldigung, wie komme ich zum Bahnhof
ببخشید، چطور به ایستگاه قطار برسم؟
Gehen Sie geradeaus und biegen Sie an der nächsten Kreuzung links ab
مستقیم برید و سر چهارراه بعدی به چپ بپیچید.
Ist es weit
دوره؟
Nein, nur etwa zehn Minuten zu Fuß
نه، فقط حدود ده دقیقه پیاده است.
این مکالمه چندتا از مهمترین عبارتهای مسیر پرسیدن رو یکجا بهتون نشون میده.
آدرس پرسیدن برای پیدا کردن هتل
مثلاً تازه به شهر رسیدید و دنبال هتل میگردید:
Entschuldigung, wo ist das Hotel
ببخشید، هتل کجاست؟
ممکنه جواب بشنوید:
Gehen Sie geradeaus. Das Hotel ist neben der Bank
مستقیم برید. هتل کنار بانکه.
یا:
Biegen Sie rechts ab. Das Hotel ist auf der linken Seite
به راست بپیچید. هتل سمت چپ قرار داره.
auf der linken Seite یعنی «در سمت چپ».
و برای سمت راست:
auf der rechten Seite
مثلاً:
Das Café ist auf der rechten Seite
کافه سمت راسته.
سمت چپ و سمت راست به آلمانی
این دو عبارت رو خوب یاد بگیرید:
auf der linken Seite = سمت چپ
auf der rechten Seite = سمت راست
مثلاً:
Die Apotheke ist auf der linken Seite
داروخانه سمت چپه.
Der Supermarkt ist auf der rechten Seite
سوپرمارکت سمت راسته.
این عبارتها معمولاً در پایان توضیح مسیر میان:
Gehen Sie geradeaus. Das Geschäft ist auf der linken Seite
مستقیم برید. فروشگاه سمت چپه.
«بعدش» و «اول» در آدرس دادن
وقتی مسیر چند مرحله داره، چند کلمه خیلی کمک میکنن:
- zuerst = اول
- dann = بعد
- danach = بعد از آن
- schließlich = در نهایت
مثلاً:
Gehen Sie zuerst geradeaus, dann biegen Sie rechts ab
اول مستقیم برید، بعد به راست بپیچید.
یا:
Danach gehen Sie bis zur Ampel
بعد از اون تا چراغ راهنمایی برید.
با همین چند کلمه میتونید یک مسیر نسبتاً طولانی رو هم مرتب و قابل فهم توضیح بدید.
اگر قصد دارید نمره آیلتس خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین آیلتس میتواند به شما در تقویت مهارتهای زبان انگلیسی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.
آدرس دادن با وسایل حملونقل عمومی
اگه مسیر با اتوبوس، مترو یا قطار باشه، چند واژه دیگه هم به کارتون میاد:
| فارسی | آلمانی |
|---|---|
| ایستگاه | Haltestelle |
| ایستگاه اتوبوس | Bushaltestelle |
| ایستگاه قطار | Bahnhof |
| قطار شهری | S-Bahn |
| مترو | U-Bahn |
| اتوبوس | Bus |
| تراموا | Straßenbahn |
| خط | Linie |
| سوار شدن | einsteigen |
| پیاده شدن | aussteigen |
مثلاً:
Nehmen Sie den Bus Nummer 5
سوار اتوبوس شماره ۵ بشید.
Steigen Sie an der nächsten Haltestelle aus
ایستگاه بعدی پیاده بشید.
Nehmen Sie die U-Bahn und steigen Sie am Hauptbahnhof aus
سوار مترو بشید و در ایستگاه اصلی قطار پیاده بشید.
«از کدوم طرف برم؟» به آلمانی
اگه مطمئن نیستید از کدوم جهت باید برید، میتونید بپرسید:
Welche Richtung muss ich nehmen
باید کدوم مسیر رو برم؟
یا سادهتر:
In welche Richtung muss ich gehen
باید به کدوم سمت برم؟
این سؤال وقتی به یک تقاطع رسیدید و بین چند مسیر مردد هستید، خیلی کاربردیه.
«این راه به مرکز شهر میره؟»
برای پرسیدن اینکه یک مسیر به مقصد موردنظر شما میرسه یا نه:
Führt dieser Weg ins Stadtzentrum
این مسیر به مرکز شهر میره؟
der Weg یعنی «راه / مسیر».
مثلاً:
Führt dieser Weg zum Bahnhof
این مسیر به ایستگاه قطار میره؟
یا:
Ist das der Weg zum Flughafen
این مسیر به فرودگاه میره؟
«گم شدم» به آلمانی
اگه واقعاً مسیر رو گم کردید، این جمله رو یاد بگیرید:
Ich habe mich verlaufen
گم شدم.
برای موقعیتهایی که با ماشین یا وسیله نقلیه هستید، بسته به شرایط میشه از عبارتهای دیگه استفاده کرد، ولی Ich habe mich verlaufen برای وقتی که خودتون مسیر رو گم کردید، جمله رایجیه.
بعدش میتونید بگید:
Können Sie mir helfen
میتونید کمکم کنید؟
و بعد:
Ich suche den Bahnhof
دنبال ایستگاه قطار میگردم.
پس یک جمله کامل و کاربردی:
Entschuldigung, ich habe mich verlaufen. Können Sie mir helfen
ببخشید، گم شدم. میتونید کمکم کنید؟
جملههای خیلی کاربردی برای آدرس دادن به آلمانی
اینها رو میتونید تقریباً مثل یک مجموعه آماده توی ذهنتون داشته باشید:
Gehen Sie geradeaus
مستقیم برید.
Biegen Sie links ab
به چپ بپیچید.
Biegen Sie rechts ab
به راست بپیچید
Gehen Sie bis zur Ampel
تا چراغ راهنمایی برید.
An der nächsten Kreuzung links
سر چهارراه بعدی به چپ.
Das ist gleich hier
همین نزدیکه.
Das ist nicht weit
دور نیست.
Es ist etwa fünf Minuten zu Fuß
حدود پنج دقیقه پیاده است.
Das ist auf der linken Seite
اون سمت چپه.
Das ist auf der rechten Seite
اون سمت راسته.
Neben der Bank
کنار بانکه.
Gegenüber dem Bahnhof
روبهروی ایستگاه قطاره.
In der Nähe
نزدیکه.
یک مکالمه کامل برای پرسیدن و دادن آدرس
برای اینکه همه چیز براتون کنار هم جا بیفته، این مکالمه رو ببینید:
A: Entschuldigung, wie komme ich zum Bahnhof
ببخشید، چطور به ایستگاه قطار برسم؟
B: Gehen Sie geradeaus bis zur nächsten Kreuzung
مستقیم برید تا چهارراه بعدی
A: Und dann
بعدش چی؟
B: Biegen Sie rechts ab und gehen Sie weiter bis zur Ampel
به راست بپیچید و تا چراغ راهنمایی ادامه بدید.
A: Ist der Bahnhof weit
ایستگاه قطار دوره؟
B: Nein, er ist nur fünf Minuten zu Fuß entfernt
نه، فقط پنج دقیقه پیاده فاصله داره.
A: Vielen Dank
خیلی ممنون!
B: Gern geschehen
خواهش میکنم!
این مدل مکالمه دقیقاً نشون میده چطور میشه با جملههای کوتاه و ساده یک مسیر رو پرسید و توضیح داد.
واژههای مهم برای آدرس دادن به آلمانی
| فارسی | آلمانی |
|---|---|
| مسیر | der Weg |
| خیابان | die Straße |
| تقاطع / چهارراه | die Kreuzung |
| چراغ راهنمایی | die Ampel |
| چپ | links |
| راست | rechts |
| مستقیم | geradeaus |
| نزدیک | nah |
| دور | weit |
| کنار | neben |
| روبهرو | gegenüber |
| پشت | hinter |
| جلوی | vor |
| بین | zwischen |
| مرکز شهر | das Stadtzentrum |
| ایستگاه قطار | der Bahnhof |
| ایستگاه اتوبوس | die Bushaltestelle |
| فرودگاه | der Flughafen |
| پیاده | zu Fuß |
| اول | zuerst |
| بعد | dann |
| بعد از آن | danach |
| تا | bis |
سوالات متداول
۱. آدرس دادن به آلمانی چی میشه؟
برای «راه کسی رو نشان دادن» میتونید از jemandem den Weg zeigen استفاده کنید. برای توضیح دادن مسیر هم den Weg erklären خیلی کاربردیه.
۲. چطور به آلمانی بگیم «چطور به … برسم؟»
از Wie komme ich zu …? استفاده کنید.
مثلاً:
Wie komme ich zum Bahnhof
چطور به ایستگاه قطار برسم؟
۳. مستقیم برو به آلمانی چی میشه؟
Gehen Sie geradeaus یعنی «مستقیم برید». در حالت خودمونی میتونید بگید Geh geradeaus.
۴. به چپ و راست بپیچ به آلمانی چی میشه؟
برای چپ:
Biegen Sie links ab
به چپ بپیچید.
برای راست:
Biegen Sie rechts ab
به راست بپیچید.
۵. «ببخشید، ایستگاه قطار کجاست؟» به آلمانی چی میشه؟
میتونید بگید:
Entschuldigung, wo ist der Bahnhof
ببخشید، ایستگاه قطار کجاست؟
جمعبندی
برای آدرس دادن به آلمانی لازم نیست از همون اول سراغ جملههای پیچیده برید. چند عبارت پایه بخش بزرگی از مکالمه رو پوشش میدن: Wo ist …? برای پرسیدن «… کجاست؟»، Wie komme ich zu …? برای پرسیدن مسیر، geradeaus برای «مستقیم»، links و rechts برای چپ و راست و abbiegen برای پیچیدن.
وقتی این کلمهها رو کنار هم بذارید، خیلی راحت میتونید مسیر رو توضیح بدید:
Gehen Sie geradeaus, biegen Sie rechts ab und gehen Sie bis zur Ampel.
مستقیم برید، به راست بپیچید و تا چراغ راهنمایی برید.
همین ساختارهای ساده توی سفر، خرید، رفتوآمد شهری و حتی یک گفتوگوی کوتاه با افراد محلی واقعاً به کارتون میان.
منابع
