...

خرس به آلمانی؛ معنی، تلفظ و کاربرد

خرس به آلمانی

اگه دنبال ترجمه «خرس» به آلمانی هستید، کلمه‌ای که باید یاد بگیرید Bär هست.

Bär = خرس

این واژه برای خود حیوان خرس استفاده میشه و یکی از کلمه‌های پایه مربوط به حیواناته. در آلمانی اسم‌ها با حرف بزرگ نوشته میشن، پس شکل درست کلمه Bär هست، نه bär. دیکشنری Duden هم Bär رو به‌عنوان یک اسم مذکر ثبت کرده و تلفظش رو [bɛːɐ̯] آورده.

Der Bär ist groß
خرس بزرگه.

Ich habe einen Bären gesehen
من یک خرس دیدم.

یک نکته جالب هم اینه که Bär در آلمانی از اسم‌هاییه که در حالت‌های مختلف جمله شکلش تغییر می‌کنه؛ مثلاً در حالت Akkusativ معمولاً den Bären می‌بینید. Duden هم این کلمه رو در گروه اسم‌هایی قرار میده که صرف ضعیف دارن.

اگر قصد دارید نمره آزمون گوته خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین زبان آلمانی می‌تواند به شما در تقویت مهارت‌های زبان آلمانی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.

خرس به آلمانی چی میشه؟

«خرس» به آلمانی میشه:

der Bär

  • der = حرف تعریف برای اسم مذکر
  • Bär = خرس

جمعش هم میشه:

die Bären = خرس‌ها

مثلاً:

Der Bär lebt im Wald
خرس در جنگل زندگی می‌کنه.

Die Bären leben im Wald
خرس‌ها در جنگل زندگی می‌کنن.

در منابع آموزشی Goethe-Institut هم der Bär و شکل جمع die Bären برای آموزش واژگان حیوانات استفاده شده.

خرس به آلمانی

der Bär یعنی چی؟

وقتی می‌گیم:

der Bär

یعنی «خرس» به‌صورت اسم مشخص در زبان آلمانی.

مثلاً:

Der Bär ist sehr groß
خرس خیلی بزرگه.

Der Bär läuft langsam
خرس آروم راه میره.

Der Bär lebt in den Bergen
خرس در کوهستان زندگی می‌کنه.

پس اگه دارید لغت یاد می‌گیرید، بهتره فقط Bär رو حفظ نکنید و از اول این ترکیب رو یاد بگیرید:

der Bär

این کار کمک می‌کنه جنسیت اسم رو هم همزمان یاد بگیرید.

تلفظ Bär چطوره؟

تلفظ Bär در Duden به صورت [bɛːɐ̯] ثبت شده.

برای فارسی‌زبان‌ها، نزدیک‌ترین شکل تقریبی رو میشه چیزی شبیه «بِـا» در نظر گرفت، ولی صدای ä دقیقاً معادل هیچ صدای فارسی نیست.

پس بهتره از همون اول روی تلفظ آلمانی خود کلمه تمرکز کنید و فقط به نوشتن تلفظ فارسی تکیه نکنید.

نکته مهم اینه که ä رو مثل a معمولی آلمانی تلفظ نکنید. این دو صدا با هم فرق دارن.

خرس‌ها به آلمانی چی میشه؟

جمع Bär میشه:

Bären = خرس‌ها

مثلاً:

Ich sehe zwei Bären
من دو خرس می‌بینم.

Die Bären sind im Wald
خرس‌ها در جنگل هستن.

Viele Bären leben in dieser Region
خرس‌های زیادی در این منطقه زندگی می‌کنن.

همون‌طور که می‌بینید، در حالت جمع Bär به Bären تبدیل میشه.

این -en فقط برای جمع نیست و در بعضی حالت‌های دستوری مفرد هم دیده میشه؛ مثلاً Duden برای Bär شکل‌های des Bären، dem Bären و den Bären رو ثبت کرده.

عبارت های کاربردی در مکالمه روزمره

خرس ماده به آلمانی چی میشه؟

اگه منظورتون «خرس ماده» باشه، می‌گیم:

die Bärin

یعنی:

Bärin = خرس ماده

پس:

  • der Bär = خرس نر / خرس به‌صورت عمومی
  • die Bärin = خرس ماده

مثلاً:

Die Bärin schützt ihre Jungen
خرس ماده از بچه‌هاش محافظت می‌کنه.

یا:

Eine Bärin lebt mit ihren Jungen im Wald
یک خرس ماده همراه بچه‌هاش در جنگل زندگی می‌کنه.

بچه خرس به آلمانی چی میشه؟

برای «بچه خرس» می‌تونید از Bärenjunges استفاده کنید.

das Bärenjunge = بچه خرس

جمع:

die Bärenjungen = بچه‌خرس‌ها

Goethe-Institut هم در یکی از مطالب آموزشی مربوط به حیوانات از عبارت‌های die Bärin و das Bärenjunge استفاده کرده.

مثلاً:

Das Bärenjunge ist noch klein
بچه خرس هنوز کوچیکه.

Das Bärenjunge bleibt bei seiner Mutter
بچه خرس کنار مادرش می‌مونه.

خرس قهوه‌ای به آلمانی

«خرس قهوه‌ای» میشه:

der Braunbär

  • braun = قهوه‌ای
  • Bär = خرس

پس Braunbär یعنی خرس قهوه‌ای.

مثلاً:

Der Braunbär lebt in vielen Regionen Europas
خرس قهوه‌ای در مناطق زیادی از اروپا زندگی می‌کنه.

در منابع آموزشی Goethe-Institut هم درباره Braunbären صحبت شده.

اگر قصد دارید نمره آیلتس خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین آیلتس می‌تواند به شما در تقویت مهارت‌های زبان انگلیسی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.

خرس قطبی به آلمانی

«خرس قطبی» در آلمانی میشه:

der Eisbär

کلمه Eis یعنی «یخ»، بنابراین Eisbär یعنی خرس قطبی.

مثلاً:

Der Eisbär lebt in der Arktis
خرس قطبی در قطب شمال زندگی می‌کنه.

جمعش:

die Eisbären = خرس‌های قطبی

مثلاً:

Eisbären sind sehr gute Schwimmer
خرس‌های قطبی شناگرهای خیلی خوبی هستن.

خرس عروسکی به آلمانی

اگه منظورتون «خرس عروسکی» باشه، دیگه فقط Bär کافی نیست.

رایج‌ترین عبارت:

der Teddybär

یعنی:

Teddybär = خرس عروسکی

مثلاً:

Das Kind schläft mit seinem Teddybären
بچه با خرس عروسکیش می‌خوابه.

یا:

Sie hat einen großen Teddybären
اون یک خرس عروسکی بزرگ داره.

پس اگه جایی Teddybär دیدید، منظور خرس واقعی نیست؛ منظور همون خرس عروسکیه.

«مثل خرس» در آلمانی

در آلمانی ترکیب wie ein Bär یعنی «مثل یک خرس».

این ترکیب بسته به جمله می‌تونه برای توصیف قدرت یا شدت یک حالت استفاده بشه.

مثلاً Duden عبارت stark wie ein Bär رو هم به‌عنوان یک کاربرد رایج آورده.

Er ist stark wie ein Bär
اون مثل خرس قویه.

یا:

Ich bin hungrig wie ein Bär
من مثل خرس گرسنه‌ام.

البته این نوع جمله‌ها بیشتر حالت اصطلاحی و اغراق‌آمیز دارن.

چند صفت کاربردی برای توصیف خرس

اگه بخواید درباره ظاهر یا رفتار خرس صحبت کنید، این کلمات به کارتون میان:

آلمانی فارسی
groß بزرگ
klein کوچک
stark قوی
gefährlich خطرناک
wild وحشی
braun قهوه‌ای
schwarz سیاه
weiß سفید
schnell سریع
langsam آهسته
hungrig گرسنه
süß بامزه / دوست‌داشتنی

مثلاً:

Der Bär ist sehr stark
خرس خیلی قویه.

Der Bär sieht gefährlich aus
خرس خطرناک به نظر میاد.

Das Bärenjunge ist süß
بچه خرس بامزه‌ست.

مثال های رایج با Bär

برای اینکه کلمه Bär رو فقط حفظ نکنید و بتونید واقعاً توی جمله به کار ببرید، این نمونه‌ها رو ببینید:

Ich habe einen Bären gesehen
من یک خرس دیدم.

Der Bär läuft durch den Wald
خرس از داخل جنگل رد میشه.

Hast du schon einmal einen Bären gesehen
تا حالا خرس دیدی؟

Der Bär ist sehr groß
خرس خیلی بزرگه.

Ich habe Angst vor dem Bären
من از خرس می‌ترسم.

Der Bär kommt näher
خرس داره نزدیک‌تر میشه.

Wir haben einen Bären im Wald gesehen
ما یک خرس در جنگل دیدیم.

Die Bären suchen nach Nahrung
خرس‌ها دنبال غذا می‌گردن.

Der Bär schläft
خرس خوابه.

Die Bärin ist mit ihrem Jungen unterwegs
خرس ماده همراه بچه‌ش در حال حرکته.

«من از خرس می‌ترسم» به آلمانی

برای گفتن «من از خرس می‌ترسم» می‌تونید بگید:

Ich habe Angst vor dem Bären
من از خرس می‌ترسم.

اینجا یه نکته دستوری مهم داریم. بعد از Angst haben vor، حرف اضافه vor میاد و در این جمله der Bär به dem Bären تبدیل شده.

پس بهتره این عبارت رو به‌صورت یک ترکیب کامل یاد بگیرید:

Angst vor etwas haben = از چیزی ترسیدن

مثلاً:

Ich habe Angst vor Hunden
من از سگ‌ها می‌ترسم.

Sie hat Angst vor dem Bären
اون از خرس می‌ترسه.

«یک خرس دیدم» به آلمانی

برای گفتن «یک خرس دیدم» می‌تونید بگید:

Ich habe einen Bären gesehen
من یک خرس دیدم.

شاید براتون سؤال بشه چرا اینجا Bär تبدیل به Bären شده.

دلیلش اینه که Bär از اسم‌های مذکر با صرف ضعیفه. وقتی این اسم در Akkusativ قرار می‌گیره، شکل einen Bären رو می‌بینید. این الگو در منابع دستوری Duden هم ثبت شده.

بنابراین:

ein Bär
یک خرس

ولی:

Ich sehe einen Bären
من یک خرس می‌بینم.

این تفاوت برای جمله‌سازی خیلی مهمه.

«خرس در جنگل زندگی می‌کند» به آلمانی

یکی از جمله‌های ساده برای تمرین این کلمه:

Der Bär lebt im Wald
خرس در جنگل زندگی می‌کنه.

چند جمله مشابه:

Der Bär lebt in den Bergen
خرس در کوهستان زندگی می‌کنه.

Viele Bären leben in den Wäldern
خرس‌های زیادی در جنگل‌ها زندگی می‌کنن.

Der Braunbär lebt in verschiedenen Regionen
خرس قهوه‌ای در مناطق مختلف زندگی می‌کنه.

اصطلاح jemandem einen Bären aufbinden

حالا می‌رسیم به یک اصطلاح جالب آلمانی که کلمه خرس داخلش اومده:

jemandem einen Bären aufbinden

این عبارت رو نمی‌شه کلمه‌به‌کلمه ترجمه کرد.

معنیش تقریباً میشه:

یک داستان غیرواقعی رو طوری برای کسی تعریف کردن که باورش کنه

یا خودمونی‌تر:

سر کسی کلاه گذاشتن / یک چیزی رو به‌عنوان واقعیت به خورد کسی دادن

Duden هم این عبارت رو به‌عنوان یک اصطلاح محاوره‌ای ثبت کرده.

مثلاً:

Er hat mir einen Bären aufgebunden
اون یک داستان الکی برام تعریف کرد و من هم باورش کردم.

این اصطلاح رو بهتره به‌صورت یک عبارت کامل یاد بگیرید، نه اینکه بخواید تک‌تک کلمه‌هاش رو جدا ترجمه کنید.

اصطلاح Hier ist der Bär los

یک عبارت محاوره‌ای دیگه:

Hier ist der Bär los

این جمله معنای تحت‌اللفظی عجیبی داره، ولی در واقع یعنی:

اینجا حسابی شلوغه!

یا:

اینجا چه خبره!

Duden این عبارت رو برای موقعیتی ثبت می‌کنه که جایی شلوغ و پرهیجان شده باشه.

مثلاً:

Heute Abend ist hier der Bär los
امشب اینجا حسابی شلوغه!

این عبارت بیشتر حالت خودمونی داره و برای مکالمه غیررسمی مناسبه.

اگر می‌خواهید مکالمه انگلیسی را اصولی و کاربردی یاد بگیرید، شرکت در کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی می‌تواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند.

تفاوت Bär، Bärin و Bärenjunge

برای اینکه این سه کلمه با هم قاطی نشن، این جدول رو داشته باشید:

آلمانی معنی
der Bär خرس
die Bärin خرس ماده
das Bärenjunge بچه خرس
die Bären خرس‌ها
der Braunbär خرس قهوه‌ای
der Eisbär خرس قطبی
der Teddybär خرس عروسکی
der Teddy خرس عروسکی، تدی

مثلاً:

Der Bär ist groß
خرس بزرگه.

Die Bärin ist mit ihrem Jungen im Wald
خرس ماده همراه بچه‌ش در جنگله.

Das Bärenjunge ist noch klein
بچه خرس هنوز کوچیکه.

خرس در داستان‌ها و زبان روزمره آلمانی

کلمه Bär فقط در صحبت درباره حیوان واقعی استفاده نمیشه. همون‌طور که در فارسی هم ممکنه از حیوانات برای توصیف آدم‌ها یا ساختن اصطلاح استفاده کنیم، در آلمانی هم Bär وارد بعضی عبارت‌های محاوره‌ای شده.

مثلاً er ist ein richtiger Bär می‌تونه درباره آدمی گفته بشه که جثه بزرگ و قدرت زیادی داره و در عین حال ممکنه کمی دست‌وپاچلفتی یا درشت‌هیکل به نظر برسه. Duden این کاربرد رو هم برای Bär ثبت کرده.

پس وقتی Bär رو در یک جمله دیدید، همیشه لازم نیست سریع اون رو فقط «حیوان خرس» ترجمه کنید؛ گاهی باید کل عبارت رو در نظر بگیرید.

چند کلمه مرتبط با خرس به آلمانی

اگه دارید درباره خرس یا حیات وحش به آلمانی صحبت می‌کنید، این کلمه‌ها هم براتون کاربردی هستن:

آلمانی فارسی
der Wald جنگل
die Berge کوه‌ها
das Tier حیوان
das Wildtier حیوان وحشی
die Natur طبیعت
der Zoo باغ‌وحش
die Pfote پنجه
das Fell خز / پوست حیوان
die Nahrung غذا
fressen غذا خوردن برای حیوان
laufen راه رفتن / دویدن
schwimmen شنا کردن
klettern بالا رفتن / از جایی بالا رفتن
schlafen خوابیدن

مثلاً:

Der Bär klettert auf einen Baum
خرس از یک درخت بالا میره.

Der Bär schwimmt im Fluss
خرس در رودخانه شنا می‌کنه.

Der Bär sucht Nahrung
خرس دنبال غذا می‌گرده.

جمع‌بندی

«خرس» به آلمانی میشه der Bär و جمعش die Bären هست. اگه بخواید دقیق‌تر صحبت کنید، die Bärin برای خرس ماده و das Bärenjunge برای بچه خرس استفاده میشه.

برای انواع مشخص خرس هم چند کلمه مهم وجود داره: der Braunbär یعنی خرس قهوه‌ای، der Eisbär یعنی خرس قطبی و der Teddybär یعنی خرس عروسکی.

از طرف دیگه، Bär در چند اصطلاح آلمانی هم دیده میشه؛ مثلاً jemandem einen Bären aufbinden برای تعریف کردن یک داستان غیرواقعی به شکلی که طرف مقابل باورش کنه و Hier ist der Bär los برای جایی که حسابی شلوغ و پرهیجانه.

پس اگه فقط دنبال ترجمه ساده «خرس» هستید، Bär کلمه اصلیه؛ اما برای اینکه بتونید این واژه رو درست و طبیعی توی جمله استفاده کنید، بهتره شکل‌های Bären، Bärin، Bärenjunge و ترکیب‌هایی مثل Braunbär، Eisbär و Teddybär رو هم کنار اون یاد بگیرید.

سوالات متداول

۱. خرس به آلمانی چی میشه؟

خرس به آلمانی der Bär میشه.

۲. تلفظ Bär چطوره؟

Duden تلفظ Bär رو به شکل [bɛːɐ̯] ثبت کرده. صدای ä رو نمی‌شه دقیقاً با یک صدای فارسی جایگزین کرد.

۳. خرس‌ها به آلمانی چی میشه؟

«خرس‌ها» میشه die Bären.

۴. خرس ماده و بچه خرس به آلمانی چی میشه؟

خرس ماده die Bärin و بچه خرس das Bärenjunge گفته میشه.

۵. خرس قطبی و خرس عروسکی به آلمانی چی میشه؟

خرس قطبی der Eisbär و خرس عروسکی der Teddybär میشه.

منابع

به این مقاله امتیاز دهید : post

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *