...
گاما آنلاین

گریه به انگلیسی؛ معنی، تلفظ و کاربرد

گریه به انگلیسی
5/5 - (1 امتیاز)

برای گفتن گریه به انگلیسی، رایج‌ترین کلمه Cry هست. اما بسته به اینکه درباره گریه آروم، اشک ریختن، گریه با صدای بلند یا حتی بغض کردن صحبت می‌کنید، کلمه‌ها و عبارت‌های دیگه‌ای هم وجود دارن. مثلاً Weep بیشتر برای گریه‌ای با حال‌وهوای ادبی یا غمگین استفاده میشه، Sob به گریه همراه با هق‌هق اشاره داره و Tear up یعنی چشم‌ها پر از اشک بشن.

پس اگه می‌خواید درباره احساساتتون حرف بزنید، فیلمی که باعث گریه‌تون شده رو توصیف کنید یا بگید کسی از خوشحالی اشک ریخته، فقط دونستن معنی Cry کافی نیست.

Cry = گریه کردن

مثلاً:

I want to cry
دلم می‌خواد گریه کنم.

She started crying
اون شروع کرد به گریه کردن.

Don’t cry. Everything will be okay
گریه نکن. همه‌چیز درست میشه.

در ادامه، تفاوت کلمه‌های مربوط به گریه رو با مثال‌های روزمره یاد می‌گیرید تا بدونید هر کدوم رو کجا استفاده کنید.

اگر می‌خواهید مکالمه انگلیسی را اصولی و کاربردی یاد بگیرید، شرکت در کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی می‌تواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند.

گریه به انگلیسی چی میشه؟

رایج‌ترین معادل «گریه» و «گریه کردن» در انگلیسی Cry هست. این کلمه هم می‌تونه فعل باشه و هم اسم.

وقتی به‌عنوان فعل استفاده میشه، معنی «گریه کردن» میده:

The baby is crying
بچه داره گریه می‌کنه.

I cried when I watched that movie
وقتی اون فیلم رو دیدم، گریه کردم.

وقتی Cry اسم باشه، می‌تونه به معنی «گریه» یا «فریاد» باشه؛ معنی دقیقش رو باید از جمله فهمید.

I heard a cry from the next room
از اتاق کناری صدایی شبیه فریاد شنیدم.

برای صحبت درباره گریه کردن در موقعیت‌های معمولی، Cry بهترین کلمه برای شروعه و در مکالمه‌های روزمره خیلی استفاده میشه.

تلفظ Cry به انگلیسی

تلفظ Cry به شکل زیره:

/kraɪ/

برای فارسی‌زبان‌ها میشه اون رو تقریباً «کرای» نوشت، هرچند صدای انگلیسی دقیقاً با نوشتار فارسی یکی نیست.

این کلمه یک هجاییه و صدای پایانی اون شبیه صدای «آی» در کلمه انگلیسی My هست.

برای تمرین، این جمله رو با صدای بلند بخونید:

I don’t want to cry
نمی‌خوام گریه کنم.

یادتون باشه که Cry با Cries و Cried شکل‌های متفاوتی پیدا می‌کنه:

شکل کلمه کاربرد مثال
Cry شکل پایه فعل I cry sometimes.
Cries برای he، she و it در زمان حال ساده She cries easily.
Cried گذشته و شکل سوم فعل He cried yesterday.
Crying حالت ing The child is crying.

مثال‌ها:

She cries whenever she watches sad movies
اون هر وقت فیلم غمگین می‌بینه، گریه می‌کنه.

He cried last night
اون دیشب گریه کرد.

Why are you crying
چرا داری گریه می‌کنی؟

گریه به انگلیسی

گریه کردن به انگلیسی؛ Cry یا Crying؟

Cry شکل پایه فعله، اما Crying در جمله‌هایی استفاده میشه که به شکل مناسب فعل نیاز دارن؛ مثلاً وقتی می‌خواید بگید کسی همین الان در حال گریه کردنه.

مقایسه کنید:

I cry when I’m sad
وقتی ناراحتم گریه می‌کنم.

این جمله درباره یک عادت یا اتفاقیه که گاهی تکرار میشه.

I’m crying right now
همین الان دارم گریه می‌کنم.

اینجا گریه کردن در همین لحظه در جریانه.

She started to cry
اون شروع کرد به گریه کردن.

She started crying
اون شروع کرد به گریه کردن.

هر دو جمله آخر درست هستن و معنی تقریباً یکسانی دارن.

تفاوت Cry، Weep و Sob چیست؟

این سه کلمه به گریه کردن مربوط میشن، اما دقیقاً یک کاربرد ندارن.

  • Cry: کلمه عمومی و رایج برای گریه کردن
  • Weep: گریه کردن یا اشک ریختن، معمولاً با لحنی ادبی‌تر یا رسمی‌تر
  • Sob: هق‌هق کردن؛ گریه‌ای که با نفس‌های بریده و صدا همراهه

برای مثال:

She cried after hearing the news
اون بعد از شنیدن خبر گریه کرد.

He wept silently
اون در سکوت اشک ریخت.

The little girl was sobbing
دختر کوچولو داشت هق‌هق می‌کرد.

در مکالمه روزمره، معمولاً Cry انتخاب طبیعی‌تریه. اگه بخواید نوع گریه رو دقیق‌تر توصیف کنید، می‌تونید از Sob استفاده کنید. Weep هم در متن‌های ادبی، داستان‌ها و توصیف‌های احساسی بیشتر به چشم می‌خوره.

اشک ریختن به انگلیسی چی میشه؟

برای گفتن «اشک ریختن» چند عبارت وجود داره. انتخاب درست به این بستگی داره که منظورتون گریه کردنه یا فقط جمع شدن اشک در چشم‌ها.

Shed tears

عبارت Shed tears یعنی اشک ریختن. این عبارت کمی رسمی‌تر از Cry هست و در نوشته‌ها و توصیف احساسات هم استفاده میشه.

She shed tears of joy
اون از خوشحالی اشک ریخت.

He shed tears when he said goodbye
وقتی خداحافظی کرد، اشک ریخت.

Tear up

عبارت Tear up یعنی چشم‌ها پر از اشک شدن یا بغض کردن؛ لزوماً به این معنی نیست که شخص واقعاً گریه کرده.

I teared up during the movie
وسط فیلم چشم‌هام پر از اشک شد.

She teared up when she saw her old friends
وقتی دوست‌های قدیمیش رو دید، چشم‌هاش پر از اشک شد.

این عبارت در مکالمه‌های روزمره خیلی کاربردیه، مخصوصاً وقتی اتفاقی باعث میشه احساساتی بشید، اما هنوز گریه نکرده باشید.

Burst into tears

عبارت Burst into tears یعنی ناگهان شروع به گریه کردن.

She burst into tears when she heard the news
وقتی خبر رو شنید، ناگهان زد زیر گریه.

He burst into tears after the argument
اون بعد از بحث ناگهان شروع کرد به گریه کردن.

این عبارت برای موقعیت‌هایی مناسبه که گریه ناگهانی و شدید شروع میشه.

هق‌هق کردن به انگلیسی چی میشه؟

اگه کسی اون‌قدر گریه کنه که نتونه به‌راحتی حرف بزنه یا نفسش منظم باشه، می‌تونید از Sob استفاده کنید.

She was sobbing uncontrollably
اون نمی‌تونست جلوی هق‌هقش رو بگیره.

He sobbed for hours
اون ساعت‌ها هق‌هق کرد.

I could hear someone sobbing in the next room
صدای هق‌هق کردن کسی رو از اتاق کناری می‌شنیدم.

برای توصیف گریه شدید، این کلمه از Cry دقیق‌تره؛ چون فقط به گریه اشاره نمی‌کنه، بلکه نوعی گریه همراه با هق‌هق رو هم می‌رسونه.

گریه کردن از خوشحالی به انگلیسی

گریه همیشه به خاطر ناراحتی نیست. گاهی از خوشحالی، هیجان یا دیدن کسی که مدت‌ها منتظرش بودیم اشک می‌ریزیم.

برای گفتن «از خوشحالی گریه کردن» می‌تونید بگید:

Cry with joy یا Cry tears of joy

مثلاً:

She cried with joy when she saw her family
وقتی خانواده‌اش رو دید، از خوشحالی گریه کرد.

I cried tears of joy at my graduation
روز فارغ‌التحصیلیم از خوشحالی اشک ریختم.

He was so happy that he started crying
اون اون‌قدر خوشحال بود که شروع کرد به گریه کردن.

اگه منظورتون اینه که از شدت خوشحالی چشم‌هاتون پر از اشک شده، Tear up هم انتخاب خوبیه:

I teared up when I saw the surprise
وقتی سورپرایز رو دیدم، چشم‌هام پر از اشک شد.

گریه کردن از ناراحتی به انگلیسی

برای گفتن «از ناراحتی گریه کردن» می‌تونید از Cry out of sadness استفاده کنید، اما در مکالمه معمولاً جمله‌های ساده‌تر طبیعی‌تر هستن.

I cried because I was sad
چون ناراحت بودم گریه کردم.

She cried after the breakup
اون بعد از جدایی گریه کرد.

He felt so sad that he couldn’t stop crying
اون اون‌قدر ناراحت بود که نمی‌تونست گریه کردن رو متوقف کنه.

The news made me cry
اون خبر باعث شد گریه کنم.

جمله آخر خیلی کاربردیه؛ چون وقتی می‌خواید بگید چیزی باعث گریه‌تون شده، می‌تونید از ساختار make someone cry استفاده کنید.

گریه کردن به انگلیسی در زمان گذشته

اگه بخواید درباره اتفاقی در گذشته حرف بزنید، شکل گذشته Cry میشه Cried.

برای مثال:

I cried last night
دیشب گریه کردم.

She cried when she read the letter
وقتی نامه رو خوند، گریه کرد.

We cried at the end of the movie
آخر فیلم گریه کردیم.

He didn’t cry, but he looked upset
اون گریه نکرد، اما ناراحت به نظر می‌رسید.

دقت کنید که گذشته Cry با -ed ساخته میشه، اما چون کلمه به حرف y ختم میشه و قبل از اون یک حرف بی‌صدا قرار داره، y به i تبدیل میشه و بعد -ed اضافه میشه:

Cry → Cried

عبارات کاربردی برای مکالمه روزمره

جلوی گریه‌ام رو گرفتم به انگلیسی

برای گفتن «جلوی گریه‌ام رو گرفتم» می‌تونید از عبارت Hold back tears استفاده کنید.

I tried to hold back my tears
سعی کردم جلوی اشک‌هام رو بگیرم.

She couldn’t hold back her tears
اون نتونست جلوی اشک‌هاش رو بگیره.

He held back his tears during the speech
اون موقع سخنرانی جلوی اشک‌هاش رو گرفت.

اگه منظورتون اینه که سعی کردید گریه نکنید، عبارت Try not to cry هم مناسبه:

I tried not to cry in front of everyone
سعی کردم جلوی همه گریه نکنم.

این دو عبارت به هم نزدیکن، اما Hold back tears مشخصاً روی کنترل کردن اشک‌ها تأکید داره.

جلوی گریه‌ات رو نگیر به انگلیسی

برای گفتن «جلوی گریه‌ات رو نگیر» می‌تونید بگید:

Don’t hold back your tears
جلوی اشک‌هات رو نگیر.

یا:

It’s okay to cry
گریه کردن اشکالی نداره.

You don’t have to hide your feelings
لازم نیست احساساتت رو پنهان کنی.

جمله It’s okay to cry در موقعیت‌های احساسی خیلی کاربردیه. وقتی می‌خواید به کسی بگید گریه کردن طبیعی و قابل قبوله، این عبارت از نظر انگلیسی کاملاً روان و معمولیه.

گریه‌ام گرفت به انگلیسی

برای گفتن «گریه‌ام گرفت» چند روش طبیعی وجود داره. یکی از اون‌ها I felt like crying هست؛ یعنی احساس کردم دلم می‌خواد گریه کنم.

I felt like crying when I heard that song
وقتی اون آهنگ رو شنیدم، دلم خواست گریه کنم.

اگه واقعاً اشک‌تون دراومده، می‌تونید بگید:

I started crying
شروع کردم به گریه کردن.

یا:

I couldn’t help crying
نتونستم جلوی گریه‌ام رو بگیرم.

عبارت Couldn’t help crying یعنی گریه کردن از کنترل شما خارج بوده یا نتونستید جلوی خودتون رو بگیرید.

گریه‌ام نمیاد به انگلیسی

برای گفتن «گریه‌ام نمیاد» می‌تونید از این جمله استفاده کنید:

I can’t cry
نمی‌تونم گریه کنم.

اگه منظورتون اینه که ناراحتید اما اشک‌تون درنمیاد، می‌تونید واضح‌تر بگید:

I feel sad, but I can’t cry
ناراحتم، اما نمی‌تونم گریه کنم.

یا:

I want to cry, but I can’t
دلم می‌خواد گریه کنم، اما نمی‌تونم.

این جمله‌ها برای بیان احساسات در گفت‌وگوهای شخصی کاربرد دارن و هر کدوم تفاوت ظریفی در منظور دارن.

گریه کردن بچه به انگلیسی

برای گفتن «بچه گریه می‌کنه» معمولاً از The baby is crying استفاده می‌کنیم.

The baby is crying
بچه داره گریه می‌کنه.

The baby won’t stop crying
بچه گریه‌ش رو متوقف نمی‌کنه.

Why is the baby crying
چرا بچه گریه می‌کنه؟

اگه بچه با صدای بلند گریه می‌کنه، می‌تونید از Wail هم استفاده کنید. اگه گریه همراه با هق‌هق باشه، Sob دقیق‌تره.

گریه کردن در خواب به انگلیسی

برای گفتن «در خواب گریه کردن» می‌تونید بگید:

Cry in your sleep
در خواب گریه کردن

مثلاً:

She sometimes cries in her sleep
اون گاهی در خواب گریه می‌کنه.

اگه بخواید بگید کسی بعد از دیدن خواب بد گریه کرده، می‌تونید جمله رو این‌طور بسازید:

He woke up crying after a nightmare
اون بعد از یک کابوس در حالی که گریه می‌کرد از خواب بیدار شد.

گریه بی‌صدا به انگلیسی چی میشه؟

برای توصیف گریه‌ای که بدون صدا انجام میشه، می‌تونید از Cry silently استفاده کنید.

She cried silently in her room
اون توی اتاقش بی‌صدا گریه کرد.

عبارت Weep silently هم وجود داره، اما کمی ادبی‌تره.

He wept silently
اون در سکوت اشک ریخت.

اگه فقط منظورتون اینه که اشک‌ها بدون هق‌هق از چشم‌ها پایین میان، عبارت Silent tears هم کاربرد داره:

Tears rolled down her face in silence
اشک‌ها در سکوت از صورتش پایین اومدن.

گریه نکن به انگلیسی چی میشه؟

رایج‌ترین ترجمه «گریه نکن» اینه:

Don’t cry

مثلاً:

Don’t cry. I’m here for you
گریه نکن. من کنارتم.

Please don’t cry
لطفاً گریه نکن.

Don’t cry over him
به خاطر اون گریه نکن.

البته جمله Don’t cry بسته به لحن و موقعیت ممکنه دلسوزانه، دوستانه یا حتی دستوری به نظر برسه. اگه بخواید همدلی بیشتری نشون بدید، می‌تونید بگید:

It’s okay. I’m here for you
اشکالی نداره. من کنارتم.

اگر قصد دارید نمره آیلتس خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین آیلتس می‌تواند به شما در تقویت مهارت‌های زبان انگلیسی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.

گریه با صدای بلند به انگلیسی چی میشه؟

برای توصیف گریه بلند یا شدید، می‌تونید از چند عبارت استفاده کنید.

Cry loudly یعنی با صدای بلند گریه کردن.

The child was crying loudly
بچه با صدای بلند گریه می‌کرد.

Sob loudly بیشتر به هق‌هق بلند اشاره می‌کنه.

He was sobbing loudly
اون با صدای بلند هق‌هق می‌کرد.

در بعضی موقعیت‌ها، عبارت Wail هم به کار میره. این کلمه به گریه یا ناله بلند و کشیده اشاره داره و ممکنه برای توصیف گریه شدید یا سوگواری استفاده بشه.

The baby began to wail
بچه شروع کرد به گریه و ناله بلند.

گریه کردن سر یک موضوع به انگلیسی

در فارسی می‌گیم «سر این موضوع گریه کرد» یا «به خاطر این اتفاق گریه کرد». در انگلیسی معمولاً Cry about something یا Cry over something به کار میره.

She cried about what happened
اون به خاطر اتفاقی که افتاده بود گریه کرد.

Don’t cry over spilled milk
برای چیزی که دیگه گذشته و قابل جبران نیست، خودت رو ناراحت نکن.

جمله آخر یک اصطلاح انگلیسیه. ترجمه تحت‌اللفظی اون «برای شیر ریخته‌شده گریه نکن» هست، اما مفهومش اینه که نباید بیش از حد برای اتفاقی که گذشته و نمی‌تونید تغییرش بدید، ناراحت بمونید.

وقتی می‌خواید بگید به خاطر کسی گریه کردید، معمولاً از Cry over someone یا Cry for someone استفاده میشه؛ البته این دو همیشه دقیقاً یک معنی ندارن.

Cry over someone معمولاً به معنی گریه کردن به خاطر یک نفر یا رابطه با اونه:

She cried over her ex-boyfriend
اون به خاطر دوست‌پسر سابقش گریه کرد.

Cry for someone بسته به جمله می‌تونه به معنی گریه کردن برای کسی، دلتنگش بودن یا ابراز ناراحتی برای اون باشه:

He cried for his mother
اون برای مادرش گریه کرد.

برای گفتن «به خاطر جدایی گریه کردم» هم می‌تونید بگید:

I cried over the breakup
به خاطر جدایی گریه کردم.

اصطلاحات و عبارت‌های رایج با Cry

اگه می‌خواید انگلیسی رو طبیعی‌تر صحبت کنید، این عبارت‌ها رو هم یاد بگیرید:

عبارت انگلیسی معنی فارسی
Cry out loud با صدای بلند گریه کردن
Start crying شروع به گریه کردن
Stop crying گریه کردن رو متوقف کردن
Cry over something به خاطر چیزی گریه کردن
Cry with joy از خوشحالی گریه کردن
Cry for help درخواست کمک کردن با فریاد
Burst into tears ناگهان زدن زیر گریه
Hold back tears جلوی اشک رو گرفتن
Be close to tears نزدیک به گریه بودن
Bring someone to tears باعث گریه کسی شدن
Cry your eyes out خیلی زیاد گریه کردن
Tears of joy اشک شوق
Tears of sadness اشک غم
In tears گریان؛ در حالی که اشک می‌ریزه

به چند مورد از این عبارت‌ها در جمله توجه کنید:

I was close to tears
نزدیک بود گریه‌ام بگیره.

That movie brought me to tears
اون فیلم باعث شد گریه کنم.

She cried her eyes out after the breakup
اون بعد از جدایی خیلی زیاد گریه کرد.

Cry your eyes out یک اصطلاح غیررسمیه و برای گریه شدید استفاده میشه؛ قرار نیست اون رو کلمه‌به‌کلمه ترجمه کنید.

تفاوت Cry و Tear چیست؟

Cry یعنی گریه کردن، اما Tear چند معنی داره و تلفظش هم بسته به معنی تغییر می‌کنه.

وقتی Tear به معنی «اشک» باشه، معمولاً /tɪr/ تلفظ میشه.

A tear rolled down her cheek
یک قطره اشک از گونه‌اش پایین اومد.

اما Tear با تلفظ /ter/ می‌تونه به معنی «پاره کردن» باشه.

Don’t tear the paper
کاغذ رو پاره نکن.

پس برای گفتن «گریه کردن» از Cry استفاده کنید و برای اشاره به قطره‌های اشک، می‌تونید از Tear به معنی اشک استفاده کنید.

مثال های رایج با Cry

در این بخش جمله‌هایی رو می‌بینید که می‌تونید در مکالمه‌های معمولی استفاده کنید:

Why did you cry
چرا گریه کردی؟

I don’t know why I’m crying
نمی‌دونم چرا دارم گریه می‌کنم.

She started crying suddenly
اون ناگهان شروع به گریه کرد.

I almost cried
نزدیک بود گریه کنم.

I cried a little
کمی گریه کردم.

He cried all night
اون تمام شب گریه کرد.

I hate seeing you cry
از اینکه می‌بینم گریه می‌کنی ناراحت میشم.

The ending made me cry
پایان داستان باعث شد گریه کنم.

She was trying not to cry
اون سعی می‌کرد گریه نکنه.

I cried tears of happiness
از خوشحالی اشک ریختم.

He was in tears when I saw him
وقتی دیدمش، اشک توی چشم‌هاش جمع شده بود و گریه می‌کرد.

Sometimes, you just need to cry
گاهی فقط لازمه گریه کنی.

جدول خلاصه: کلمات مرتبط با گریه به انگلیسی

برای اینکه موقع صحبت درباره گریه و احساسات، کلمه‌های بیشتری در اختیار داشته باشید، این واژه‌ها رو هم مرور کنید:

انگلیسی معنی فارسی
Cry گریه کردن
Tear اشک
Tears اشک‌ها
Weep اشک ریختن؛ گریه کردن
Sob هق‌هق کردن
Wail گریه یا ناله بلند
Sniffle با بینی صدا دادن هنگام گریه یا سرماخوردگی
Scream جیغ زدن
Sigh آه کشیدن
Sad ناراحت
Upset ناراحت؛ آشفته
Heartbroken دل‌شکسته
Emotional احساساتی
Grief اندوه عمیق، به‌ویژه پس از فقدان
Tears of joy اشک شوق
Tissue دستمال کاغذی

توجه کنید که Scream به معنی «جیغ زدن» هست و الزاماً به گریه اشاره نمی‌کنه. Sniffle هم برای صدای بینی هنگام گریه یا سرماخوردگی استفاده میشه و به‌تنهایی معنی گریه کردن نمی‌ده.

جمع‌بندی

برای گفتن «گریه کردن» در انگلیسی، اول از همه کلمه Cry رو یاد بگیرید؛ چون در بیشتر موقعیت‌های روزمره کاربرد داره. اگه بخواید نوع گریه رو دقیق‌تر بیان کنید، Sob برای هق‌هق کردن، Weep برای گریه‌ای با لحن ادبی‌تر و Tear up برای پر شدن چشم‌ها از اشک به کار میره.

برای جمله‌های روزمره هم این عبارت‌ها خیلی کاربردی هستن: Don’t cry یعنی «گریه نکن»، I started crying یعنی «شروع کردم به گریه کردن» و I couldn’t hold back my tears یعنی «نتونستم جلوی اشک‌هام رو بگیرم».

سوالات متداول درباره گریه به انگلیسی

۱. گریه به انگلیسی چی میشه؟

رایج‌ترین کلمه برای «گریه کردن» Cry هست. برای مثال، I want to cry یعنی «دلم می‌خواد گریه کنم».

۲. گریه کردم به انگلیسی چی میشه؟

«گریه کردم» به انگلیسی میشه I cried. شکل گذشته Cry به صورت Cried نوشته میشه.

۳. گریه نکن به انگلیسی چی میشه؟

برای گفتن «گریه نکن» از Don’t cry استفاده می‌کنیم. برای مثال، Don’t cry. I’m here for you یعنی «گریه نکن، من کنارتم».

۴. تفاوت Cry و Sob چیست؟

Cry کلمه عمومی برای گریه کردنه، اما Sob به گریه همراه با هق‌هق و نفس‌های بریده اشاره می‌کنه.

۵. اشک ریختن از خوشحالی به انگلیسی چی میشه؟

می‌تونید بگید Cry with joy یا Cry tears of joy. هر دو برای بیان گریه کردن از خوشحالی استفاده میشن.

 

منابع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گریه به انگلیسی
گریه به انگلیسی؛ معنی، تلفظ و کاربرد
برای گفتن گریه به انگلیسی، رایج‌ترین کلمه Cry هست. اما بسته به اینکه درباره گریه آروم، اشک ریختن، گریه...