...

غذا به آلمانی؛ معنی، تلفظ و جمله‌های کاربردی

غذا به آلمانی

وقتی می‌خواید درباره «غذا» به آلمانی حرف بزنید، اولین کلمه‌ای که باید بلد باشید Essen هست. این کلمه خیلی پرکاربرده و هم می‌تونه به خود غذا اشاره کنه و هم به عمل غذا خوردن.

مثلاً:

Ich mag dieses Essen
من این غذا رو دوست دارم.

اما ماجرا فقط به Essen ختم نمیشه. اگر بخواید درباره مواد غذایی، یک غذای مشخص، غذای رستوران، غذای سالم یا حتی غذای مورد علاقه‌تون صحبت کنید، کلمات و عبارت‌های دیگه‌ای هم به کار میاد.

اگر قصد دارید نمره آزمون گوته خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین زبان آلمانی می‌تواند به شما در تقویت مهارت‌های زبان آلمانی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.

غذا به آلمانی چی میشه؟

«غذا» در آلمانی معمولاً میشه:

Essen = غذا / خوردن

تلفظش تقریباً «اِسِن» هست.

مثلاً:

Das Essen ist lecker
غذا خوشمزه‌ست.

Das Essen ist fertig
غذا آماده‌ست.

Ich möchte etwas essen
می‌خوام یه چیزی بخورم.

نکته جالب اینه که Essen هم اسم و هم فعل essen رو به ذهن میاره. وقتی با حرف بزرگ نوشته بشه، یعنی اسم:

das Essen = غذا

ولی essen با حرف کوچک، فعل «خوردن»ه.

غذا به آلمانی

Essen یعنی چی؟

Das Essen در آلمانی یک کلمه خیلی عمومی برای «غذا»ست.

وقتی نمی‌خواید درباره نوع خاصی از غذا صحبت کنید، Essen انتخاب کاملاً طبیعی‌ایه.

مثلاً:

Das Essen war sehr gut
غذا خیلی خوب بود.

Ich liebe italienisches Essen
من عاشق غذای ایتالیایی‌ام.

Wir haben kein Essen zu Hause
ما توی خونه غذا نداریم.

در مکالمه روزمره، احتمالاً بارها این کلمه رو می‌شنوید.

فعل خوردن به آلمانی؛ Essen

فعل «خوردن» هم essen هست.

مثلاً:

Ich esse gerade
الان دارم غذا می‌خورم.

Was möchtest du essen
چی می‌خوای بخوری؟

Wir essen zusammen
با هم غذا می‌خوریم.

پس تفاوت نوشتاری رو یادتون باشه:

essen = خوردن

das Essen = غذا

مثلاً:

Ich esse das Essen
من غذا رو می‌خورم.

غذای مورد علاقه به آلمانی

برای گفتن «غذای مورد علاقه من»:

Mein Lieblingsessen = غذای مورد علاقه من

مثلاً:

Pizza ist mein Lieblingsessen
پیتزا غذای مورد علاقه منه.

اگر بخواید از کسی بپرسید غذای مورد علاقه‌ش چیه:

Was ist dein Lieblingsessen
غذای مورد علاقه‌ت چیه؟

در اینجا Lieblingsessen از ترکیب Lieblings- به معنی «مورد علاقه» و Essen ساخته شده.

غذای خوشمزه به آلمانی

برای «خوشمزه» در آلمانی چند کلمه وجود داره، ولی یکی از رایج‌ترین‌ها:

lecker = خوشمزه

مثلاً:

Das Essen ist lecker
غذا خوشمزه‌ست.

Das ist wirklich lecker
این واقعاً خوشمزه‌ست.

Das Essen sieht lecker aus
غذا خوشمزه به نظر میاد.

اگر توی رستوران غذاتون رو دوست داشتید، یک Das ist lecker! ساده کاملاً طبیعیه.

غذای سالم به آلمانی

«غذای سالم» میشه:

gesundes Essen

مثلاً:

Ich esse gerne gesundes Essen
من دوست دارم غذای سالم بخورم.

Gesundes Essen ist wichtig
غذای سالم مهمه.

gesund = سالم

و وقتی قبل از Essen میاد، شکل صفت با توجه به ساختار جمله تغییر می‌کنه و اینجا gesundes داریم.

غذای ناسالم به آلمانی

«غذای ناسالم» میشه:

ungesundes Essen

مثلاً:

Zu viel ungesundes Essen ist nicht gut
خوردن غذای ناسالم زیاد خوب نیست.

ungesund = ناسالم

این کلمه از gesund ساخته شده و پیشوند un- معنی منفی بهش میده.

غذای ایرانی به آلمانی

برای «غذای ایرانی» می‌تونید بگید:

iranisches Essen

مثلاً:

Ich liebe iranisches Essen
من عاشق غذای ایرانی‌ام.

Hast du schon einmal iranisches Essen probiert
تا حالا غذای ایرانی امتحان کردی؟

اگر درباره غذاهای یک کشور دیگه صحبت کنید، همین ساختار رو می‌تونید استفاده کنید:

italienisches Essen = غذای ایتالیایی

deutsches Essen = غذای آلمانی

chinesisches Essen = غذای چینی

اگر می‌خواهید مکالمه انگلیسی را اصولی و کاربردی یاد بگیرید، شرکت در کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی می‌تواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند.

غذای آلمانی به آلمانی

«غذای آلمانی» میشه:

deutsches Essen

مثلاً:

Ich mag deutsches Essen
من غذای آلمانی رو دوست دارم.

Deutsches Essen kann sehr deftig sein
غذای آلمانی می‌تونه خیلی سنگین و سیرکننده باشه.

البته deftig یک واژه جالب برای توصیف غذاهای نسبتاً سنگین، پرحجم یا سنتی و سیرکننده‌ست.

مواد غذایی به آلمانی

اگر منظورتون «مواد غذایی» یا چیزهایی باشه که برای خوردن و تهیه غذا خریداری می‌کنید، کلمه مناسب:

Lebensmittel = مواد غذایی / مواد خوراکی

مثلاً:

Ich muss Lebensmittel kaufen
باید مواد غذایی بخرم.

Frisches Obst und Gemüse sind wichtige Lebensmittel
میوه و سبزیجات تازه مواد غذایی مهمی هستن.

پس Lebensmittel با Essen فرق داره.

Essen بیشتر خود غذاست.

Lebensmittel بیشتر به مواد خوراکی و اقلام غذایی اشاره می‌کنه.

فرق Essen و Lebensmittel

این تفاوت رو با یک مثال راحت‌تر میشه فهمید.

فرض کنید به فروشگاه رفتید و شیر، تخم‌مرغ، برنج و سبزیجات می‌خرید. اینها Lebensmittel هستن.

وقتی با همین مواد یک غذا درست می‌کنید و سر میز می‌خورید، اون غذا Essen محسوب میشه.

مثلاً:

Wir kaufen Lebensmittel im Supermarkt
ما از سوپرمارکت مواد غذایی می‌خریم.

Danach machen wir Essen
بعدش غذا درست می‌کنیم.

در زبان روزمره البته Essen خیلی گسترده‌تر استفاده میشه.

Gericht یعنی چی؟

Gericht = غذا / یک غذای مشخص / خوراک

وقتی درباره یک غذای مشخص صحبت می‌کنید، Gericht خیلی کاربردیه.

مثلاً در منوی رستوران:

Dieses Gericht ist sehr beliebt
این غذا خیلی محبوبه.

Was ist das für ein Gericht
این چه غذاییه؟

Ich möchte dieses Gericht bestellen
می‌خوام این غذا رو سفارش بدم.

پس اگر در منوی رستوران یک غذای مشخص مدنظرتونه، Gericht می‌تونه از Essen دقیق‌تر باشه.

Speise یعنی چی؟

Speise هم می‌تونه معنی «غذا، خوراک یا غذای آماده برای خوردن» بده، ولی در مکالمه روزمره معمولاً Essen و Gericht بیشتر به گوشتون می‌خورن.

Speise بیشتر در متن‌های رسمی، منوها یا ترکیب‌هایی مثل:

Speisekarte = منوی غذا

دیده میشه.

مثلاً:

Die Speisekarte ist sehr umfangreich
منوی غذا خیلی متنوعه.

«غذا خوردن» به آلمانی

برای «غذا خوردن» از فعل:

essen = خوردن

استفاده می‌کنیم.

مثلاً:

Ich möchte essen
می‌خوام غذا بخورم.

Wir essen um acht Uhr
ما ساعت هشت غذا می‌خوریم.

Hast du schon gegessen
غذا خوردی؟

جمله آخر خیلی کاربردیه و احتمالاً در مکالمه‌های روزمره زیاد می‌شنوید.

«غذا درست کردن» به آلمانی

برای «غذا درست کردن» می‌تونید از Essen machen استفاده کنید.

Ich mache gerade Essen
الان دارم غذا درست می‌کنم.

ولی وقتی منظور آشپزی کردن باشه:

kochen = آشپزی کردن / پختن

مثلاً:

Ich koche heute
امروز من آشپزی می‌کنم.

Was kochst du
چی داری می‌پزی؟

پس essen برای خوردنه و kochen برای آشپزی یا پختنه.

«غذا سفارش دادن» به آلمانی

اگر رستوران باشید، برای سفارش دادن غذا از bestellen استفاده می‌کنید.

Essen bestellen = غذا سفارش دادن

مثلاً:

Ich möchte Essen bestellen
می‌خوام غذا سفارش بدم.

در رستوران:

Ich möchte dieses Gericht bestellen
می‌خوام این غذا رو سفارش بدم.

یا خیلی ساده:

Ich nehme das
من اینو می‌گیرم.

«غذا می‌خوام» به آلمانی

اگر بخواید خیلی ساده بگید «غذا می‌خوام»:

Ich möchte etwas essen
می‌خوام یه چیزی بخورم.

اگر منظورتون این باشه که «غذا می‌خوام» و درخواست غذا دارید:

Ich möchte etwas zu essen
یه چیزی برای خوردن می‌خوام.

این دو جمله شبیه هم هستن، ولی ساختارشون کمی متفاوته.

etwas essen = چیزی خوردن

etwas zu essen = چیزی برای خوردن

«غذا حاضره» به آلمانی

یکی از جمله‌هایی که توی خونه زیاد استفاده میشه:

Das Essen ist fertig
غذا حاضره.

یا:

Das Essen ist fertig
غذا آماده‌ست!

اگر بخواید کسی رو صدا کنید:

Das Essen ist fertig, kommt
غذا حاضره، بیاید!

«غذا سرد شده» به آلمانی

«غذا سرد شده» میشه:

Das Essen ist kalt geworden
غذا سرد شده.

kalt = سرد

و اگر بخواید بگید «غذا هنوز گرمه»:

Das Essen ist noch warm
غذا هنوز گرمه.

warm = گرم

«غذا شور است» به آلمانی

برای گفتن «غذا شوره»:

Das Essen ist zu salzig
غذا زیادی شوره.

salzig = شور

اگر فقط بخواید بگید غذا شوره:

Das Essen ist salzig
غذا شوره.

«غذا شیرین است» به آلمانی

süß = شیرین

مثلاً:

Das Essen ist sehr süß
غذا خیلی شیرینه.

برای دسرها و خوراکی‌های شیرین هم süß کاربرد زیادی داره.

«غذا تنده» به آلمانی

برای غذای تند می‌تونید بگید:

scharf = تند

مثلاً:

Das Essen ist sehr scharf
غذا خیلی تنده.

یا:

Ich mag scharfes Essen
من غذای تند دوست دارم.

اگر در رستوران تحمل غذای تند ندارید:

Ich mag kein scharfes Essen
من غذای تند دوست ندارم.

«غذا گرونه» به آلمانی

اگر درباره قیمت غذا صحبت می‌کنید:

Das Essen ist teuer
غذا گرونه.

teuer = گران

برای ارزون:

Das Essen ist günstig
غذا قیمت مناسبی داره / ارزونه.

günstig در بسیاری از موقعیت‌ها از billig طبیعی‌تره، چون billig گاهی می‌تونه حس «بی‌کیفیت و ارزان» هم بده.

غذای گیاهی به آلمانی

برای «غذای گیاهی»:

vegetarisches Essen

مثلاً:

Ich esse vegetarisches Essen
من غذای گیاهی می‌خورم.

اگر منظور رژیم بدون محصولات حیوانی باشه:

veganes Essen = غذای وگان

مثلاً:

Haben Sie veganes Essen
غذای وگان دارید؟

این جمله در رستوران خیلی کاربردیه.

غذای رژیمی به آلمانی

برای «غذای رژیمی» بسته به منظور می‌تونید از:

Diätessen

استفاده کنید، ولی در مکالمه خیلی وقت‌ها بهتره دقیق‌تر بگید چه نوع غذایی مدنظرتونه.

مثلاً:

Ich möchte etwas Leichtes essen
می‌خوام یه غذای سبک بخورم.

etwas Leichtes = یک چیز سبک

این جمله در مکالمه طبیعی‌تره وقتی فقط دنبال غذای سبک هستید.

اگر قصد دارید نمره آیلتس خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین آیلتس می‌تواند به شما در تقویت مهارت‌های زبان انگلیسی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.

غذای خانگی به آلمانی

برای «غذای خانگی»:

hausgemachtes Essen

مثلاً:

Ich liebe hausgemachtes Essen
من عاشق غذای خونگی‌ام.

hausgemacht = خانگی / دست‌ساز

این واژه رو مخصوصاً در رستوران‌ها و توضیحات مربوط به غذا هم می‌بینید.

غذای بیرون به آلمانی

برای غذایی که بیرون از خانه می‌خورید، ترجمه ثابت و یک‌کلمه‌ای وجود نداره و باید با توجه به موقعیت جمله رو بسازید.

مثلاً:

Ich esse heute im Restaurant
امروز توی رستوران غذا می‌خورم.

یا:

Wir bestellen Essen
غذا سفارش می‌دیم.

اگر غذا رو برای بردن سفارش بدید:

zum Mitnehmen = برای بیرون‌بر

مثلاً:

Zum Mitnehmen, bitte
لطفاً برای بیرون.

غذای رستورانی به آلمانی

اگر بخواید درباره غذا در رستوران صحبت کنید، Restaurantessen هم ممکنه استفاده بشه، ولی خیلی وقت‌ها همون Essen im Restaurant طبیعی‌تره.

مثلاً:

Das Essen im Restaurant war ausgezeichnet
غذای رستوران عالی بود.

این ساختار برای مکالمه خیلی راحت‌تره.

«غذای مورد علاقه‌ات چیه؟»

یکی از سؤال‌های ساده و کاربردی:

Was ist dein Lieblingsessen
غذای مورد علاقه‌ت چیه؟

جواب:

Mein Lieblingsessen ist Pizza
غذای مورد علاقه من پیتزاست.

یا:

Ich esse am liebsten Pizza
من بیشتر از همه پیتزا دوست دارم.

جمله دوم خیلی طبیعی و محاوره‌ایه و برای صحبت درباره ترجیح غذایی خیلی خوبه.

«این غذا خیلی خوشمزه‌ست» به آلمانی

اگر از غذایی خوشتون اومده:

Das Essen ist sehr lecker
این غذا خیلی خوشمزه‌ست.

یا:

Das schmeckt sehr gut
خیلی خوشمزه‌ست / طعمش خیلی خوبه.

schmecken یعنی «مزه دادن / خوش‌طعم بودن».

این فعل وقتی می‌خواید درباره طعم غذا صحبت کنید، خیلی به دردتون می‌خوره.

مثلاً:

Das schmeckt lecker
این خوشمزه‌ست.

Das schmeckt mir gut
طعمش رو دوست دارم.

فرق Lecker و Schmecken

Lecker یک صفته و برای توصیف غذا استفاده میشه.

Das Essen ist lecker
غذا خوشمزه‌ست.

Schmecken یک فعله و بیشتر درباره مزه یا طعم صحبت می‌کنه.

Das Essen schmeckt gut
غذا طعم خوبی داره.

هر دو در مکالمه روزمره خیلی رایجن.

غذای زیاد به آلمانی

اگر بخواید بگید «غذای زیادی خوردم»:

Ich habe viel gegessen
خیلی غذا خوردم.

اگر بخواید بگید «غذا زیاد بود»:

Es gab viel Essen
غذای زیادی بود.

اما اگر منظورتون اینه که مقدار غذایی که در بشقاب ریخته شده زیاده:

Das ist zu viel Essen
این غذا زیادیه.

«غذا نمی‌خورم» به آلمانی

بسته به منظور:

Ich esse nicht
غذا نمی‌خورم.

اگر منظورتون اینه که یک غذای خاص رو نمی‌خورید:

Ich esse kein Fleisch
گوشت نمی‌خورم.

Ich esse kein Fisch
ماهی نمی‌خورم.

اگر منظور شما اینه که یک غذا رو دوست ندارید:

Ich mag dieses Essen nicht
من این غذا رو دوست ندارم.

چند واژه مهم درباره غذا

فارسی آلمانی
غذا das Essen
خوردن essen
ماده غذایی das Lebensmittel
غذای مشخص / خوراک das Gericht
غذا / خوراک die Speise
خوشمزه lecker
سالم gesund
ناسالم ungesund
تند scharf
شور salzig
شیرین süß
ترش sauer
تلخ bitter
گرم warm
سرد kalt
گران teuer
ارزان / مقرون‌به‌صرفه günstig
خانگی hausgemacht
گیاهی vegetarisch
وگان vegan
رستوران Restaurant
منوی غذا Speisekarte
سفارش دادن bestellen
آشپزی کردن kochen

چند جمله روزمره با غذا به آلمانی

Was gibt es zu essen
برای غذا چی داریم؟

Was möchtest du essen
چی می‌خوای بخوری؟

Hast du schon gegessen
غذا خوردی؟

Das Essen ist fertig
غذا حاضره.

Das Essen ist lecker
غذا خوشمزه‌ست.

Ich mag dieses Essen
من این غذا رو دوست دارم.

Ich mag kein scharfes Essen
من غذای تند دوست ندارم.

Ich liebe deutsches Essen
من عاشق غذای آلمانی‌ام.

Ich möchte etwas essen
می‌خوام یه چیزی بخورم.

Wir bestellen Essen
غذا سفارش می‌دیم.

Ich koche heute
امروز من آشپزی می‌کنم.

Das Essen ist zu salzig
غذا زیادی شوره.

Das Essen ist noch warm
غذا هنوز گرمه.

Mein Lieblingsessen ist Pizza
غذای مورد علاقه من پیتزاست.

Ich möchte etwas Leichtes essen
می‌خوام یه غذای سبک بخورم.

سوالات متداول

۱. غذا به آلمانی چی میشه؟

«غذا» به آلمانی معمولاً Essen گفته میشه. شکل کامل و اسمی اون das Essen هست.

۲. فرق Essen و Lebensmittel چیه؟

Essen بیشتر به خود غذا یا غذای آماده برای خوردن اشاره می‌کنه، اما Lebensmittel یعنی مواد غذایی و خوراکی‌هایی که خریداری یا مصرف میشن.

۳. غذای خوشمزه به آلمانی چی میشه؟

«غذای خوشمزه» میشه leckeres Essen. برای گفتن «غذا خوشمزه‌ست» هم می‌تونید بگید Das Essen ist lecker.

۴. غذای مورد علاقه به آلمانی چی میشه؟

Lieblingsessen یعنی «غذای مورد علاقه». مثلاً Mein Lieblingsessen ist Pizza یعنی «غذای مورد علاقه من پیتزاست».

۵. غذا خوردن به آلمانی چی میشه؟

فعل «خوردن» در آلمانی essen هست. مثلاً Ich möchte essen یعنی «می‌خوام غذا بخورم».

جمع‌بندی

برای «غذا» در آلمانی، مهم‌ترین کلمه‌ای که باید بلد باشید Essen هست. این کلمه در مکالمه‌های روزمره خیلی زیاد استفاده میشه و وقتی درباره غذا به‌طور کلی حرف می‌زنید، انتخاب اصلی شماست.

اما چند کلمه دیگه هم هست که بهتره باهاش آشنا باشید. Lebensmittel بیشتر برای «مواد غذایی» استفاده میشه، Gericht به یک غذای مشخص یا یک آیتم از منوی رستوران اشاره می‌کنه و Speise بیشتر در موقعیت‌های رسمی‌تر یا ترکیب‌هایی مثل Speisekarte دیده میشه.

برای صحبت کردن درباره غذا هم چند عبارت واقعاً کاربردی وجود داره: essen برای «خوردن»، kochen برای «آشپزی کردن»، bestellen برای «سفارش دادن» و lecker برای «خوشمزه».

اگر همین چند کلمه و عبارت رو یاد بگیرید، می‌تونید درباره غذای مورد علاقه‌تون، خرید مواد غذایی، سفارش در رستوران، غذای سالم و حتی طعم غذا خیلی راحت‌تر به آلمانی صحبت کنید.

منابع

5/5 - (1 امتیاز)