وقتی توی فارسی میگیم «زوری»، بسته به موقعیت میتونه چند معنی مختلف داشته باشه. مثلاً ممکنه بگیم «منو زوری بردن»، «زوری مجبورش کردن»، «این کار زوریه» یا حتی «خودمو زوری مجبور کردم این کارو انجام بدم». توی انگلیسی برای همه این موقعیتها فقط یک کلمه ثابت نداریم و باید ببینیم دقیقاً چه منظوری داریم.
یکی از مهمترین کلمهها برای این مفهوم Force هست. وقتی کسی رو مجبور میکنید کاری رو انجام بده که خودش نمیخواد، force یکی از رایجترین انتخابهاست. کمبریج هم force رو برای مجبور کردن کسی به انجام کاری، مخصوصاً وقتی انتخابی بهش داده نمیشه، به کار میبره.
مثلاً:
They forced me to go
منو مجبور کردن برم.
اما اگه منظورتون از «زوری» این باشه که کسی با تهدید یا فشار شدید مجبور شده کاری انجام بده، کلمه Coerce هم مطرح میشه که رسمیتره.
پس قبل از اینکه دنبال یک ترجمه یککلمهای باشید، بهتره ببینید «زوری» دقیقاً توی چه جملهای استفاده شده.
اگر میخواهید مکالمه انگلیسی را اصولی و کاربردی یاد بگیرید، شرکت در کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی میتواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند.
مطالبی که در این محتوا خواهید خواند :
Toggle- زوری به انگلیسی چی میشه؟
- عبارت های کاربردی با force
- Against my will یعنی چی؟
- Coerce یعنی چی؟
- فرق Force و Coerce چیه؟
- Compel یعنی چی؟
- فرق Force، Coerce و Compel
- زوری به انگلیسی در موقعیتهای روزمره
- زوری به معنی اجباری
- Forced marriage یعنی چه؟
- Forced labor یعنی چی؟
- اشتباه رایج درباره «زوری»
- مثال های رایج با زوری و اجبار
- Force و Have to چه فرقی دارن؟
- جمعبندی
- سؤالات متداول درباره زوری به انگلیسی
زوری به انگلیسی چی میشه؟
برای «زوری» در خیلی از جملههای روزمره میتونید از Forced یا ساختارهای مربوط به Force استفاده کنید.
Forced یعنی «مجبور، اجباری یا تحمیلی» و معمولاً وقتی به کار میره که کسی یا چیزی برخلاف میل خودش وارد یک موقعیت شده باشه.
مثلاً:
I was forced to leave
مجبور شدم برم.
He was forced to apologize
مجبور شد عذرخواهی کنه.
She was forced to accept the offer
مجبور شد پیشنهاد رو قبول کنه.
اما یه نکته مهم وجود داره: اگه بخواید بگید «زوری» در معنای «با زور و اجبار»، معمولاً force و forced از طبیعیترین گزینهها هستن. انتخاب دقیق کلمه به ساختار جمله بستگی داره.
Force یعنی چی؟
Force هم اسم و هم فعل هست.
وقتی فعل باشه، میتونه معنی «مجبور کردن» بده.
مثلاً:
Don’t force me to do it
منو مجبور نکن این کارو انجام بدم.
You can’t force someone to love you
نمیتونی کسی رو مجبور کنی دوستت داشته باشه.
They forced him to leave
مجبورش کردن بره.
ساختار خیلی مهم اینجاست:
Force + someone + to + verb
یعنی:
کسی را مجبور کردن که کاری انجام بده.
مثلاً:
She forced me to apologize
اون منو مجبور کرد عذرخواهی کنم.
My parents forced me to study
والدینم منو مجبور کردن درس بخونم.
He forced her to make a decision
اون مجبورش کرد تصمیم بگیره.
طبق کاربرد ثبتشده در آکسفورد و کمبریج، force somebody to do something یکی از ساختارهای اصلی برای بیان مجبور کردن یک نفر به انجام کاریه.
Forced یعنی چی؟
Forced شکل گذشته و اسم مفعول Force هست و در خیلی از جملهها معنی «مجبور شده»، «اجباری» یا «تحمیلی» میده.
مثلاً:
I was forced to stay
مجبور شدم بمونم.
He was forced to quit his job
مجبور شد از کارش استعفا بده.
We were forced to cancel the trip
مجبور شدیم سفر رو لغو کنیم.
اینجا forced نشون میده که شخص خودش با میل خودش این کار رو انتخاب نکرده و شرایط یا شخص دیگری باعث شده این تصمیم رو بگیره.
عبارت های کاربردی با force
«خودمو زوری مجبور کردم» به انگلیسی
گاهی شخص دیگری شما رو مجبور نکرده؛ خودتون مجبور شدید کاری رو انجام بدید.
در این حالت میتونید از:
Force myself
استفاده کنید.
مثلاً:
I forced myself to study
خودمو مجبور کردم درس بخونم.
I forced myself to get out of bed
خودمو مجبور کردم از تخت بیام بیرون.
She forced herself to smile
خودش رو مجبور کرد لبخند بزنه.
I had to force myself to keep going
مجبور شدم خودمو وادار کنم ادامه بدم.
اینجا myself مهمه، چون شما دارید خودتون رو مجبور میکنید، نه شخص دیگهای رو.
«از روی اجبار» به انگلیسی
برای «از روی اجبار» بسته به جمله میتونید از عبارتهایی مثل under pressure، under duress یا ساختار be forced to استفاده کنید.
I was forced to accept the decision
مجبور شدم تصمیم رو قبول کنم.
He signed the agreement under duress
اون قرارداد رو تحت فشار و اجبار امضا کرد.
Under duress عبارت رسمیتریه و بیشتر در موقعیتهای حقوقی یا جدی استفاده میشه.
برای مکالمه معمولی، I was forced to… خیلی راحتتر و طبیعیتره.
«زوری مجبورم کرد» به انگلیسی
اگه بخواید خیلی ساده بگید «زوری مجبورم کرد»، میتونید بگید:
He forced me to do it
اون منو مجبور کرد این کارو انجام بدم.
یا:
She forced me to go with her
اون منو مجبور کرد باهاش برم.
یا:
They forced him to apologize
مجبورش کردن عذرخواهی کنه.
این ساختار برای مکالمه روزمره خیلی کاربردیه و لازم نیست برای چنین جملهای سراغ کلمههای خیلی رسمی برید.
«زوری» وقتی با زور فیزیکی همراهه
گاهی «زوری» فقط به معنی مجبور کردن نیست و واقعاً پای زور فیزیکی وسطه. در این حالت هم Force میتونه استفاده بشه.
مثلاً:
They took him away by force
اونو با زور بردن.
He entered the building by force
با زور وارد ساختمان شد.
The door was forced open
در رو با زور باز کردن.
She was taken away against her will
اون برخلاف میلش برده شد.
عبارت By force یعنی «با زور» و وقتی میخواید روی استفاده از قدرت یا زور تأکید کنید، کاربرد داره. آکسفورد هم by force رو برای انجام کاری با استفاده از زور یا اقدام فیزیکی ثبت کرده.
Against my will یعنی چی؟
یکی از عبارتهایی که برای مفهوم «زوری» خیلی به درد میخوره، Against my will هست.
Against my will
برخلاف میلم / بدون رضایت من
مثلاً:
They made me go against my will
مجبورم کردن برخلاف میلم برم.
I was taken there against my will
منو برخلاف میلم به اونجا بردن.
He married her against his will
اون برخلاف میلش باهاش ازدواج کرد.
این عبارت وقتی خوبه که بخواید مشخص کنید شخص خودش راضی نبوده و کاری برخلاف خواستهاش اتفاق افتاده.
Coerce یعنی چی؟
Coerce هم معنی «مجبور کردن» میده، اما نسبت به Force رسمیتره و معمولاً وقتی استفاده میشه که کسی با تهدید یا فشار شدید وادار به انجام کاری بشه. آکسفورد هم coerce رو «مجبور کردن کسی با استفاده از تهدید» تعریف میکنه.
مثلاً:
They coerced him into signing the document
با فشار و تهدید مجبورش کردن سند رو امضا کنه.
She was coerced into making a confession
با فشار مجبورش کردن اعتراف کنه.
ساختار مهم این کلمه:
Coerce someone into doing something
یعنی کسی رو با فشار یا تهدید وادار به انجام کاری کردن.
این کلمه بیشتر در متنهای رسمی، حقوقی، خبری یا موقعیتهای جدی دیده میشه. برای یک گفتوگوی معمولی، اغلب force انتخاب سادهتر و طبیعیتریه.
فرق Force و Coerce چیه؟
این دو کلمه به هم نزدیکن، ولی دقیقاً یکی نیستن.
Force کاربرد عمومیتر و روزمرهتری داره و برای مجبور کردن یک نفر به انجام کاری استفاده میشه.
Coerce رسمیتره و معمولاً حس فشار، تهدید یا اجبار شدیدتری داره.
مثلاً:
He forced me to go
مجبورم کرد برم.
این جمله خیلی معمولیه.
اما:
He coerced me into signing the contract
با فشار و تهدید مجبورم کرد قرارداد رو امضا کنم.
اینجا شرایط جدیتر و رسمیتر به نظر میاد.
Compel یعنی چی؟
کلمه Compel هم معنی «مجبور کردن» میده، ولی این کلمه هم نسبتاً رسمیه. آکسفورد compel رو به معنی مجبور کردن کسی به انجام کاری یا ضروری کردن انجام یک کار تعریف میکنه.
مثلاً:
The law compelled him to pay the money
قانون مجبورش کرد پول رو پرداخت کنه.
She felt compelled to speak
احساس کرد مجبور شده صحبت کنه.
The situation compelled us to act quickly
شرایط ما رو مجبور کرد سریع عمل کنیم.
در مکالمه معمولی، force معمولاً انتخاب راحتتریه؛ ولی compel رو در متنهای رسمی، خبری و نوشتاری بیشتر میبینید.
فرق Force، Coerce و Compel
اگه بخوایم خیلی ساده این سه تا رو کنار هم بذاریم:
| کلمه | معنی کلی | کاربرد |
|---|---|---|
| Force | مجبور کردن | رایج و روزمره |
| Coerce | با فشار یا تهدید مجبور کردن | رسمیتر |
| Compel | وادار یا مجبور کردن | رسمیتر و نوشتاریتر |
مثلاً برای یک گفتوگوی معمولی:
My parents forced me to go
والدینم منو مجبور کردن برم.
خیلی طبیعیتر از اینه که توی چنین مکالمهای از coerce استفاده کنید.
زوری به انگلیسی در موقعیتهای روزمره
بذارید چند موقعیت واقعی رو ببینیم.
مجبورم کردن برم
They forced me to go
مجبورم کردن برم.
مجبورم کرد غذا بخورم
She forced me to eat
مجبورم کرد غذا بخورم.
مجبور شدم بمونم
I was forced to stay
مجبور شدم بمونم.
مجبور شدیم صبر کنیم
We were forced to wait
مجبور شدیم صبر کنیم.
نمیخوام مجبورش کنم
I don’t want to force him
نمیخوام مجبورش کنم.
نمیتونی مجبورم کنی
You can’t force me
نمیتونی مجبورم کنی.
مجبورش نکن
Don’t force her
مجبورش نکن.
این جملهها از نظر ساختار خیلی سادهان، ولی توی مکالمه زیاد به کارتون میان.
زوری به معنی اجباری
گاهی «زوری» رو برای چیزی میگیم که «اجباری» یا «الزامی» باشه، نه اینکه یک نفر مشخصاً با زور شما رو مجبور کرده باشه.
اینجا ممکنه Mandatory یا Compulsory مناسبتر باشه.
مثلاً:
Attendance is compulsory
حضور اجباریه.
Wearing a helmet is compulsory
استفاده از کلاه ایمنی اجباریه.
English is a compulsory subject
انگلیسی یک درس اجباریه.
Compulsory برای چیزی استفاده میشه که طبق قانون، مقررات یا یک الزام باید انجام بشه. آکسفورد این کلمه رو در برابر voluntary قرار میده.
Mandatory هم معنی «الزامی» میده و در متنهای رسمی و اداری خیلی دیده میشه.
پس اگه «زوری» منظورتون «اجباری» باشه، compulsory یا mandatory ممکنه از forced مناسبتر باشن.
Forced marriage یعنی چه؟
یکی از ترکیبهای شناختهشده با Forced، عبارت Forced marriage هست.
Forced marriage
ازدواج اجباری
مثلاً:
Forced marriage is illegal in many countries
ازدواج اجباری در بسیاری از کشورها غیرقانونیه.
در اینجا forced دقیقاً مفهوم «اجباری و بدون رضایت واقعی» رو منتقل میکنه.
Forced labor یعنی چی؟
عبارت دیگهای که ممکنه زیاد ببینید:
Forced labor
کار اجباری
مثلاً:
The report discusses forced labor
این گزارش درباره کار اجباری صحبت میکنه.
باز هم اینجا forced یک موقعیت تحمیلی رو توصیف میکنه.
برای اینکه کاربرد این کلمه بهتر توی ذهنتون بمونه، این ترکیبها رو ببینید:
| عبارت | معنی |
|---|---|
| Force someone to do something | کسی را مجبور به انجام کاری کردن |
| Force yourself to do something | خودت را مجبور به انجام کاری کردن |
| Be forced to do something | مجبور شدن به انجام کاری |
| Force someone into something | کسی را وارد موقعیتی کردن با اجبار |
| Force something on someone | چیزی را به کسی تحمیل کردن |
| By force | با زور |
| Against my will | برخلاف میلم |
| Under pressure | تحت فشار |
| Under duress | تحت اجبار و فشار شدید |
مثلاً:
Don’t force your opinion on me
نظرت رو به من تحمیل نکن.
I was forced into making a decision
مجبور شدم تصمیم بگیرم.
He did it against his will
اون برخلاف میلش این کارو کرد.
اگر قصد دارید نمره آیلتس خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین آیلتس میتواند به شما در تقویت مهارتهای زبان انگلیسی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.
اشتباه رایج درباره «زوری»
یکی از اشتباهها اینه که فکر کنیم همیشه باید «زوری» رو با یک کلمه ترجمه کنیم.
مثلاً:
«مجبورم کردن برم»
They forced me to go
ولی:
«حضور اجباریه»
Attendance is compulsory
و:
«با تهدید مجبورش کردن قرارداد رو امضا کنه»
They coerced him into signing the contract
و:
«برخلاف میلم انجامش دادم»
I did it against my will
میبینید که مفهوم فارسی تقریباً یکیه، ولی موقعیت جمله تعیین میکنه کدوم عبارت بهتره.
مثال های رایج با زوری و اجبار
Don’t force me to choose
منو مجبور نکن انتخاب کنم.
Nobody can force you to stay
هیچکس نمیتونه مجبورت کنه بمونی.
I was forced to change my plans
مجبور شدم برنامههام رو عوض کنم.
She forced herself to stay calm
خودش رو مجبور کرد آروم بمونه.
He was forced into making a quick decision
مجبور شد سریع تصمیم بگیره.
You shouldn’t force anyone to do something they don’t want to do
نباید کسی رو مجبور کنی کاری رو انجام بده که نمیخواد.
They tried to force him to sign the paper
سعی کردن مجبورش کنن برگه رو امضا کنه.
I don’t want to do this, but I have to
نمیخوام این کارو انجام بدم، ولی مجبورم.
جمله آخر خیلی مهمه، چون همیشه برای رساندن مفهوم «مجبور بودن» لازم نیست از force استفاده کنید. گاهی have to طبیعیترین انتخابه.
Force و Have to چه فرقی دارن؟
این دو تا رو نباید همیشه جای هم بذارید.
I have to go
باید برم / مجبورم برم.
این جمله فقط میگه شرایط باعث شده شما مجبور به رفتن باشید.
ولی:
They forced me to go
اونا منو مجبور کردن برم.
اینجا مشخصه که یک شخص یا عامل بیرونی شما رو مجبور کرده.
پس:
Have to = مجبور بودن / لازم بودن
Force someone to = کسی را مجبور کردن
این تفاوت توی مکالمه خیلی مهمه.
جمعبندی
برای «زوری به انگلیسی» نمیشه همیشه فقط یک کلمه انتخاب کرد. اگه منظورتون «مجبور کردن» باشه، Force یکی از رایجترین گزینههاست. برای «مجبور شدن» هم معمولاً از ساختار be forced to استفاده میکنیم.
اگه اجبار با فشار یا تهدید همراه باشه، Coerce انتخاب دقیقتریه و لحن رسمیتری داره. Compel هم معنی «وادار کردن» میده و بیشتر در متنهای رسمی دیده میشه. برای چیزی که طبق قانون یا مقررات اجباریه، Compulsory یا Mandatory مناسبتره.
در مکالمه روزمره هم عبارتهایی مثل I was forced to…، Don’t force me…، I have to… و Against my will خیلی کاربردی هستن و کمک میکنن منظورتون رو طبیعیتر بیان کنید.
سؤالات متداول درباره زوری به انگلیسی
۱. زوری به انگلیسی چی میشه؟
بسته به جمله، Forced، Force، By force یا عبارتهایی مثل Against my will میتونن مناسب باشن. برای «مجبور کردن» در مکالمه معمولی، Force یکی از رایجترین انتخابهاست.
۲. مجبورم کردن به انگلیسی چی میشه؟
میتونید بگید:
They forced me
مجبورم کردن.
یا اگر بخواید بگید مجبورم کردن کاری انجام بدم:
They forced me to go
مجبورم کردن برم.
۳. زوری به معنی با زور به انگلیسی چی میشه؟
برای «با زور» میتونید از By force استفاده کنید.
They took him away by force
اونو با زور بردن.
۴. برخلاف میل من به انگلیسی چی میشه؟
Against my will یعنی «برخلاف میلم».
I did it against my will
من برخلاف میلم این کارو انجام دادم.
۵. فرق Force و Coerce چیه؟
Force کاربرد عمومیتر و روزمرهتری داره، ولی Coerce رسمیتره و معمولاً برای مجبور کردن کسی با فشار یا تهدید استفاده میشه.
منابع
- Cambridge Dictionary – Force
- Cambridge Dictionary – Coerce
- Cambridge Dictionary – Coercion
- Oxford Learner’s Dictionaries – Compel
