...

اعضای داخلی بدن به آلمانی؛ معنی و تلفظ

اعضای داخلی بدن به آلمانی

اگر دارید آلمانی یاد می‌گیرید، احتمالاً یه جایی به واژه‌های مربوط به بدن و سلامتی می‌رسید؛ مخصوصاً وقتی بخواید درباره درد، بیماری، مراجعه به پزشک یا حتی ساختار بدن صحبت کنید.

برای گفتن «اعضای داخلی بدن» در آلمانی، عبارت اصلی اینه:

die inneren Organe

یعنی: اعضای داخلی بدن

کلمه Organ به معنی «اندام» یا «عضو» است و جمعش می‌شود Organe. وقتی می‌گیم die inneren Organe، منظور اندام‌هایی است که داخل بدن قرار دارند؛ مثل قلب، کبد، معده، کلیه و ریه. Duden هم die inneren Organe را برای اندام‌های قرارگرفته درون بدن به کار می‌برد.

حالا بریم سراغ اسم مهم‌ترین اعضای داخلی بدن به آلمانی و ببینیم هرکدوم توی جمله چطور استفاده می‌شن.

اگر قصد دارید نمره آزمون گوته خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین زبان آلمانی می‌تواند به شما در تقویت مهارت‌های زبان آلمانی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.

اعضای داخلی بدن به آلمانی چی میشه؟

همون‌طور که گفتیم، رایج‌ترین عبارت برای «اعضای داخلی بدن» اینه:

die inneren Organe

اعضای داخلی بدن

مفردش هم می‌شه:

das innere Organ

یک اندام داخلی

مثلاً:

Die inneren Organe sind sehr wichtig

اعضای داخلی بدن خیلی مهم هستند.

یه نکته مهم اینه که Organ فقط برای اندام‌های داخلی استفاده نمی‌شه و در زبان آلمانی به‌طور کلی به بخشی از بدن گفته می‌شه که عملکرد مشخصی داره. Duden هم Organ را بخشی از بدن انسان، حیوان یا گیاه با یک عملکرد مشخص تعریف می‌کند.

اعضای داخلی بدن به آلمانی

 

مهم‌ترین اعضای داخلی بدن به آلمانی

حالا بریم سراغ خود واژه‌ها. این‌ها از پرکاربردترین اعضای داخلی بدن هستند که در مکالمه، متن‌های پزشکی و مراجعه به پزشک زیاد باهاشون روبه‌رو می‌شید.

فارسی آلمانی آرتیکل جمع
قلب das Herz das die Herzen
مغز das Gehirn das die Gehirne
ریه die Lunge die die Lungen
کبد die Leber die die Lebern
معده der Magen der die Mägen
کلیه die Niere die die Nieren
طحال die Milz die die Milzen
روده der Darm der die Därme
روده باریک der Dünndarm der die Dünndärme
روده بزرگ der Dickdarm der die Dickdärme
کیسه صفرا die Gallenblase die die Gallenblasen
مثانه die Harnblase die die Harnblasen
لوزالمعده die Bauchspeicheldrüse die die Bauchspeicheldrüsen
مری die Speiseröhre die die Speiseröhren
نای die Luftröhre die die Luftröhren
دیافراگم das Zwerchfell das die Zwerchfelle
تیروئید die Schilddrüse die die Schilddrüsen
غده فوق کلیوی die Nebenniere die die Nebennieren

بخشی از همین واژه‌ها، از جمله Lunge، Leber، Milz، Magen، Dünndarm، Dickdarm، Niere، Harnblase، Schilddrüse و Zwerchfell، در منابع آموزشی Duden برای معرفی اندام‌های بدن آمده‌اند.

قلب به آلمانی؛ das Herz

«قلب» به آلمانی می‌شه:

das Herz

جمع آن:

die Herzen

مثلاً:

Mein Herz schlägt schnell

قلبم سریع می‌تپه.

یا:

Das Herz ist ein wichtiges Organ

قلب یک اندام مهم است.

در مکالمه روزمره هم احتمالاً بارها کلمه Herz رو می‌شنوید، چون علاوه بر معنی واقعی قلب، در عبارت‌های عاطفی هم استفاده می‌شه.

مثلاً:

Du bist mein Herz

تو قلب منی.

پس Herz فقط یک واژه پزشکی نیست و در مکالمات عادی هم کاربرد زیادی داره.

مغز به آلمانی؛ das Gehirn

برای «مغز» می‌گیم:

das Gehirn

مثلاً:

Das Gehirn ist ein sehr komplexes Organ

مغز یک اندام بسیار پیچیده است.

اگر در متن‌های پزشکی یا علمی درباره عملکرد مغز صحبت بشه، معمولاً همین Gehirn رو می‌بینید.

ریه به آلمانی؛ die Lunge

«ریه» به آلمانی:

die Lunge

جمع:

die Lungen

مثلاً:

Meine Lunge ist gesund

ریه‌ام سالمه.

یا:

Die Lunge braucht Sauerstoff

ریه به اکسیژن نیاز داره.

یک واژه مرتبط که ممکنه در صحبت درباره ریه ببینید، die Atemwege به معنی «راه‌های تنفسی» است.

کبد به آلمانی؛ die Leber

«کبد» می‌شود:

die Leber

مثلاً:

Die Leber ist ein wichtiges Organ

کبد یک اندام مهمه.

اگر بخواید درباره سلامت کبد صحبت کنید، ترکیب‌هایی مثل Lebererkrankung به معنی «بیماری کبد» هم ممکنه به چشمتون بخوره.

معده به آلمانی؛ der Magen

«معده» در آلمانی:

der Magen

جمع:

die Mägen

مثلاً:

Mein Magen tut weh

معده‌ام درد می‌کنه.

این جمله خیلی کاربردیه، چون وقتی بخواید به پزشک بگید «معده‌ام درد می‌کنه»، Mein Magen tut weh یکی از ساختارهای ساده‌ایه که می‌تونید استفاده کنید.

یک عبارت کاربردی دیگه:

Ich habe Magenschmerzen

معده‌درد دارم.

کلیه به آلمانی؛ die Niere

«کلیه» می‌شود:

die Niere

جمع:

die Nieren

مثلاً:

Meine Nieren sind gesund

کلیه‌هایم سالم هستند.

یا:

Ich habe Schmerzen in der Niere

در کلیه‌ام درد دارم.

البته در موقعیت پزشکی، نوع و محل دقیق درد مهمه و ممکنه پزشک از شما بخواد دقیق‌تر توضیح بدید.

اگر می‌خواهید مکالمه انگلیسی را اصولی و کاربردی یاد بگیرید، شرکت در کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی می‌تواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند.

روده به آلمانی؛ der Darm

«روده» به آلمانی:

der Darm

جمع:

die Därme

اما اگر بخواید دقیق‌تر صحبت کنید، دو واژه مهم دیگه هم دارید:

der Dünndarm = روده باریک

der Dickdarm = روده بزرگ

مثلاً:

Der Dünndarm ist ein Teil des Verdauungssystems

روده باریک بخشی از دستگاه گوارشه.

و:

Der Dickdarm ist ebenfalls Teil des Verdauungssystems

روده بزرگ هم بخشی از دستگاه گوارشه.

طحال به آلمانی؛ die Milz

«طحال» می‌شود:

die Milz

جمع:

die Milzen

مثلاً:

Die Milz liegt im linken Oberbauch

طحال در قسمت بالایی سمت چپ شکم قرار داره.

برای یادگیری واژه‌های پزشکی لازم نیست همه این جمله‌ها رو از اول حفظ کنید. بهتره اول خود واژه‌ها رو یاد بگیرید و بعد کم‌کم با جمله‌های ساده تمرین کنید.

کیسه صفرا به آلمانی؛ die Gallenblase

«کیسه صفرا» در آلمانی:

die Gallenblase

جمع:

die Gallenblasen

مثلاً:

Die Gallenblase liegt unter der Leber

کیسه صفرا زیر کبد قرار داره.

اینجا اگر به ساختار کلمه دقت کنید، Galle به صفرا مربوطه و Blase یعنی کیسه یا مثانه؛ بنابراین Gallenblase یعنی کیسه صفرا.

مثانه به آلمانی؛ die Harnblase

«مثانه» می‌شود:

die Harnblase

جمع:

die Harnblasen

مثلاً:

Meine Harnblase tut weh

مثانه‌ام درد می‌کنه.

در متن‌های پزشکی ممکنه با کلمه Blase هم روبه‌رو بشید، ولی Harnblase مشخصاً به «مثانه ادراری» اشاره می‌کنه.

لوزالمعده به آلمانی؛ die Bauchspeicheldrüse

این یکی از واژه‌هاییه که شاید در نگاه اول سخت به نظر برسه:

die Bauchspeicheldrüse

یعنی:

لوزالمعده / پانکراس

این کلمه از چند بخش تشکیل شده و برای همین طولانیه.

مثلاً:

Die Bauchspeicheldrüse spielt eine wichtige Rolle bei der Verdauung

لوزالمعده نقش مهمی در گوارش داره.

لازم نیست اول کار تلفظ و شکل این کلمه رو خیلی سریع حفظ کنید. بهتره چند بار خود کلمه رو ببینید و بعد داخل جمله تمرینش کنید.

مری به آلمانی؛ die Speiseröhre

«مری» به آلمانی می‌شود:

die Speiseröhre

مثلاً:

Die Speiseröhre verbindet den Rachen mit dem Magen

مری حلق را به معده وصل می‌کنه.

این واژه رو ممکنه در متن‌های پزشکی یا هنگام توضیح مشکلات بلع و دستگاه گوارش ببینید.

نای به آلمانی؛ die Luftröhre

«نای» می‌شود:

die Luftröhre

جمع:

die Luftröhren

مثلاً:

Die Luftröhre gehört zu den Atemwegen

نای بخشی از راه‌های تنفسیه.

واژه Luft به معنی «هوا» و Röhre به معنی «لوله» است؛ بنابراین ساختار این کلمه تا حدی به معنی آن کمک می‌کنه.

دیافراگم به آلمانی؛ das Zwerchfell

«دیافراگم» در آلمانی:

das Zwerchfell

این کلمه در زبان روزمره شاید به اندازه Herz یا Magen شنیده نشه، اما در مباحث پزشکی و آناتومی کاملاً کاربردیه.

مثلاً:

Das Zwerchfell ist wichtig für die Atmung

دیافراگم برای تنفس مهمه.

تیروئید به آلمانی؛ die Schilddrüse

«غده تیروئید» می‌شود:

die Schilddrüse

جمع:

die Schilddrüsen

مثلاً:

Meine Schilddrüse wird untersucht

تیروئیدم در حال بررسیه.

اگر درباره بیماری‌های تیروئید بخونید، احتمالاً ترکیب‌هایی مثل Schilddrüsenerkrankung، یعنی «بیماری تیروئید» رو هم می‌بینید.

غده فوق کلیوی به آلمانی؛ die Nebenniere

«غده فوق کلیوی» به آلمانی:

die Nebenniere

جمع:

die Nebennieren

مثلاً:

Die Nebennieren liegen auf den Nieren

غدد فوق کلیوی روی کلیه‌ها قرار دارند.

در اینجا هم ساختار کلمه کمک می‌کنه: Niere یعنی کلیه و Neben- در این ترکیب مفهوم «کنار/مجاور» رو می‌ده.

دستگاه گوارش به آلمانی چی میشه؟

اگر فقط دنبال اسم اعضای داخلی نیستید و می‌خواید بگید «دستگاه گوارش»، این عبارت رو هم یاد بگیرید:

das Verdauungssystem

یعنی:

دستگاه گوارش

یا در بعضی متن‌ها:

der Verdauungstrakt

یعنی:

دستگاه یا مجرای گوارشی

مثلاً:

Der Magen ist ein Teil des Verdauungssystems

معده بخشی از دستگاه گوارشه.

دستگاه تنفسی به آلمانی

«دستگاه تنفسی» می‌شود:

das Atmungssystem

یا:

die Atemwege

البته این دو دقیقاً یک مفهوم ندارند. Atmungssystem به سیستم تنفسی اشاره می‌کنه، در حالی که Atemwege بیشتر به «راه‌های تنفسی» گفته می‌شه.

مثلاً:

Die Lunge gehört zum Atmungssystem

ریه بخشی از دستگاه تنفسیه.

اگر قصد دارید نمره آیلتس خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین آیلتس می‌تواند به شما در تقویت مهارت‌های زبان انگلیسی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.

اعضای داخلی بدن در مکالمه با پزشک

اگر در آلمان زندگی می‌کنید یا برای سفر و تحصیل به آلمانی نیاز دارید، دانستن اسم اعضای بدن فقط برای حفظ لغت نیست. ممکنه واقعاً روزی لازم باشه به پزشک توضیح بدید کجای بدنتون درد می‌کنه.

چند جمله ساده و کاربردی:

Mein Magen tut weh

معده‌ام درد می‌کنه.

Ich habe Bauchschmerzen

دل‌درد دارم.

Ich habe Schmerzen in der Brust

قفسه سینه‌ام درد می‌کنه.

Ich habe Rückenschmerzen

کمردرد دارم.

Meine Niere tut weh

کلیه‌ام درد می‌کنه.

Ich habe Schmerzen beim Atmen

هنگام نفس کشیدن درد دارم.

Seit gestern habe ich Schmerzen

از دیروز درد دارم.

در یک موقعیت واقعی پزشکی، لازم نیست حتماً جمله‌های پیچیده بلد باشید. همین ساختارهای ساده می‌تونن کمک کنن منظورتون رو روشن‌تر بیان کنید.

فرق Körperteil و Organ در آلمانی چیه؟

این دو کلمه رو بهتره با هم قاطی نکنید.

das Körperteil یعنی:

عضو / قسمت بدن

این واژه می‌تونه برای قسمت‌های مختلف بدن، مثل دست، پا، گوش یا انگشت هم استفاده بشه.

اما:

das Organ یعنی:

اندام

و معمولاً به بخشی از بدن اشاره داره که عملکرد مشخصی داره؛ مثل قلب، کبد یا کلیه. Duden هم Organ را بخشی از بدن با عملکرد مشخص تعریف می‌کند.

بنابراین وقتی مشخصاً درباره «اعضای داخلی بدن» حرف می‌زنید، innere Organe عبارت دقیق‌تریه.

فرق innere Organe و innere Körperteile

این دو عبارت از نظر معنایی به هم نزدیک‌اند، اما اگر منظورتون «اندام‌های داخلی» به مفهوم پزشکی باشه، بهتره از:

die inneren Organe

استفاده کنید.

Duden هم عبارت die inneren Organe را برای اندام‌هایی که درون بدن قرار دارند، از جمله اندام‌های تنفسی و گوارشی، به کار می‌برد.

پس برای ترجمه مستقیم «اعضای داخلی بدن» بهترین انتخاب همون die inneren Organe است.

یک جدول جمع‌وجور برای مرور اعضای داخلی بدن

اگر می‌خواید سریع مرور کنید، این جدول رو نگه دارید:

آلمانی فارسی
das Herz قلب
das Gehirn مغز
die Lunge ریه
die Leber کبد
der Magen معده
die Niere کلیه
die Milz طحال
der Darm روده
der Dünndarm روده باریک
der Dickdarm روده بزرگ
die Gallenblase کیسه صفرا
die Harnblase مثانه
die Bauchspeicheldrüse لوزالمعده
die Speiseröhre مری
die Luftröhre نای
das Zwerchfell دیافراگم
die Schilddrüse تیروئید
die Nebenniere غده فوق کلیوی

چند جمله ساده برای تمرین

برای اینکه واژه‌ها فقط توی ذهنتون به شکل یک لیست باقی نمونن، باهاشون جمله بسازید.

Das Herz schlägt

قلب می‌تپه.

Die Lunge braucht Sauerstoff

ریه به اکسیژن نیاز داره.

Der Magen ist ein Teil des Verdauungssystems

معده بخشی از دستگاه گوارشه.

Die Nieren sind wichtige Organe

کلیه‌ها اندام‌های مهمی هستند.

Die Leber ist ein wichtiges Organ

کبد یک اندام مهمه.

Das Gehirn steuert viele Funktionen des Körpers

مغز بسیاری از عملکردهای بدن رو کنترل می‌کنه.

این مدل تمرین خیلی بهتر از اینه که فقط معنی فارسی و آلمانی رو پشت سر هم حفظ کنید؛ چون همزمان با واژه، ساختار جمله هم براتون جا می‌افته.

اعضای داخلی بدن به آلمانی برای یادگیری بهتر

اگر تازه دارید آلمانی یاد می‌گیرید، پیشنهاد بهتر اینه که همه این کلمات رو یک‌جا حفظ نکنید. اول چند عضو پرکاربرد رو یاد بگیرید:

das Herz — قلب
die Lunge — ریه
der Magen — معده
die Leber — کبد
die Niere — کلیه
das Gehirn — مغز
der Darm — روده

بعد که این‌ها براتون جا افتاد، برید سراغ واژه‌هایی مثل Gallenblase، Bauchspeicheldrüse، Zwerchfell و Nebenniere

یک نکته دیگه هم اینه که آرتیکل رو همراه خود کلمه یاد بگیرید. مثلاً به جای اینکه فقط Herz رو حفظ کنید، از اول بگید das Herz. همین کار بعداً در جمله‌سازی خیلی کمکتون می‌کنه.

۵ سؤال متداول درباره اعضای داخلی بدن به آلمانی

۱. اعضای داخلی بدن به آلمانی چی میشه؟

«اعضای داخلی بدن» به آلمانی می‌شود:

die inneren Organe

۲. عضو داخلی بدن به آلمانی چی میشه؟

«یک عضو داخلی» می‌شود:

das innere Organ

جمع آن:

die inneren Organe

۳. قلب به آلمانی چی میشه؟

قلب می‌شود:

das Herz

جمع آن:

die Herzen

۴. معده و روده به آلمانی چی میشن؟

معده:

der Magen

روده:

der Darm

روده باریک:

der Dünndarm

روده بزرگ:

der Dickdarm

۵. مهم‌ترین اعضای داخلی بدن به آلمانی کدام‌اند؟

از واژه‌های پرکاربرد می‌شه به Herz، Gehirn، Lunge، Leber، Magen، Niere، Darm و Milz اشاره کرد. اگر هدفتون یادگیری واژگان پزشکی آلمانیه، بهتره آرتیکل و شکل جمع هر کلمه رو همزمان با خود واژه یاد بگیرید.

جمع‌بندی

برای گفتن «اعضای داخلی بدن» به آلمانی، عبارت اصلی و کاربردی اینه:

die inneren Organe

و Organ یعنی «اندام» و جمعش Organe می‌شه.

از مهم‌ترین اعضای داخلی هم می‌تونید این‌ها رو اول یاد بگیرید:

das Herz — قلب
das Gehirn — مغز
die Lunge — ریه
die Leber — کبد
der Magen — معده
die Niere — کلیه
der Darm — روده
die Milz — طحال

اگر هدفتون مکالمه روزمره یا صحبت با پزشک به آلمانیه، فقط حفظ کردن اسم اندام‌ها کافی نیست. بهتره جمله‌هایی مثل Mein Magen tut weh یا Ich habe Schmerzen in der Brust رو هم یاد بگیرید تا بتونید این واژه‌ها رو واقعاً در مکالمه استفاده کنید.

منابع

5/5 - (1 امتیاز)