وقتی میخواید اسم لوازم آشپزخانه به آلمانی یاد بگیرید، احتمالاً خیلی زود متوجه میشید که فقط یک کلمه برای «لوازم آشپزخانه» وجود نداره. بسته به اینکه منظورتون وسایل کلی آشپزخونه، وسایل برقی، ظروف، قاشق و چنگال یا ابزار آشپزی باشه، کلمههای متفاوتی استفاده میشن.
برای «لوازم یا وسایل آشپزخانه» یکی از واژههای مهم Küchengeräte هست. مفردش das Küchengerät میشه و به وسیلهای گفته میشه که برای کار در آشپزخانه استفاده میشه. Duden هم Küchengerät رو دقیقاً بهعنوان وسیلهای برای کار در آشپزخانه تعریف کرده و جمع اون رو Küchengeräte آورده.
از طرف دیگه، وقتی درباره «ابزار و وسایل آشپزی» حرف میزنید، ممکنه با Küchenutensilien یا Kochutensilien هم روبهرو بشید.
پس قبل از اینکه بریم سراغ اسم تکتک وسایل، این چند کلمه رو خوب به خاطر بسپارید:
- die Küche = آشپزخانه
- das Küchengerät = وسیله آشپزخانه
- die Küchengeräte = وسایل آشپزخانه
- das Küchenutensil = ابزار/وسیله آشپزخانه
- die Küchenutensilien = ابزار و وسایل آشپزخانه
- das Geschirr = ظروف
- das Besteck = قاشق، چنگال و چاقوی غذاخوری
اگر قصد دارید نمره آزمون گوته خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین زبان آلمانی میتواند به شما در تقویت مهارتهای زبان آلمانی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.
مطالبی که در این محتوا خواهید خواند :
Toggle- لوازم آشپزخانه به آلمانی چیست؟
- فرق Küchengeräte و Küchenutensilien چیست؟
- اسم لوازم آشپزخانه به آلمانی
- ظروف آشپزخانه به آلمانی
- قاشق، چنگال و چاقو به آلمانی
- قابلمه و ماهیتابه به آلمانی
- ابزار آشپزی به آلمانی
- وسایل پختوپز به آلمانی
- لوازم آشپزخانه به آلمانی با آرتیکل
- وسایل آشپزخانه به آلمانی در جملههای روزمره
- «وسایل آشپزخانه را کجا بخرم؟» به آلمانی
- «کابینت آشپزخانه» و وسایل اطراف آن
- لوازم آشپزخانه به آلمانی؛ یک جدول کامل
- سؤالات متداول
- جمعبندی
لوازم آشپزخانه به آلمانی چیست؟
اگر منظورتون بهطور کلی «وسایل آشپزخانه» باشه، Küchengeräte یکی از رایجترین معادلهاست.
die Küchengeräte
یعنی:
وسایل آشپزخانه / تجهیزات آشپزخانه
مثلاً:
Welche Küchengeräte brauchst du
چه وسایل آشپزخانهای لازم داری؟
یا:
Ich brauche neue Küchengeräte
من به وسایل آشپزخانه جدید نیاز دارم.
اما یک نکته مهم رو یادتون باشه. Küchengeräte بیشتر برای «دستگاهها و وسایلی» به کار میره که در آشپزخانه استفاده میشن. مثلاً یخچال، توستر، کتری برقی یا بعضی وسایل و ابزارهای آشپزی میتونن در این دسته قرار بگیرن.
در منابع واژگانی آلمانی هم Küchengerät بهعنوان معادل kitchen utensil / kitchen equipment دیده میشه.
فرق Küchengeräte و Küchenutensilien چیست؟
این دو کلمه خیلی به هم نزدیکن و ممکنه موقع یادگیری زبان آلمانی کمی گیجتون کنن.
Küchengeräte بیشتر روی «وسایل و دستگاهها» تأکید داره.
Küchenutensilien بیشتر برای «ابزار و وسایل مورد استفاده در آشپزی» به کار میره.
مثلاً:
der Toaster
توستر
die Kaffeemaschine
دستگاه قهوهساز
der Wasserkocher
کتری برقی
اینها رو میشه در دسته وسایل آشپزخانه قرار داد.
از طرف دیگه:
der Schneebesen
همزن دستی
der Kochlöffel
قاشق چوبی آشپزی
der Pfannenwender
کفگیر/تابهبرگردان
بیشتر در دسته ابزارهای آشپزی قرار میگیرن.
در LEO هم برای kitchen utensil، واژه Küchengerät ثبت شده و برای cooking utensil، Kochgerät هم آمده است.
پس لازم نیست روی یک ترجمه ثابت حساس باشید؛ مهم اینه که بدونید در چه موقعیتی از چه واژهای استفاده میشه.
اسم لوازم آشپزخانه به آلمانی
حالا بریم سراغ بخش کاربردیتر. اگر میخواید واقعاً وسایل آشپزخانه رو به آلمانی یاد بگیرید، بهتره اونها رو دستهبندی کنید. اینطوری هم راحتتر حفظ میشن و هم وقتی توی خونه یا فروشگاه هستید، سریعتر یادتون میاد.
وسایل برقی آشپزخانه به آلمانی
| فارسی | آلمانی | آرتیکل |
|---|---|---|
| یخچال | Kühlschrank | der |
| فریزر | Gefrierschrank | der |
| اجاق گاز | Herd | der |
| فر | Backofen | der |
| مایکروویو | Mikrowelle | die |
| ماشین ظرفشویی | Spülmaschine | die |
| کتری برقی | Wasserkocher | der |
| قهوهساز | Kaffeemaschine | die |
| توستر | Toaster | der |
| مخلوطکن | Mixer | der |
| غذاساز | Küchenmaschine | die |
| همزن برقی | Handmixer | der |
| آبمیوهگیری | Entsafter | der |
| ترازو آشپزخانه | Küchenwaage | die |
این واژهها از اون دسته کلماتی هستن که وقتی وارد یک آشپزخانه آلمانی بشید، زیاد میبینید. در واژهنامه تصویری Duden هم بخش جداگانهای برای Küchengeräte وجود داره و مواردی مثل Kaffeemaschine، Wasserkocher، Toaster، Mikrowelle، Spülmaschine و Kühlschrank در واژگان آشپزخانه آورده شدهاند.
مثلاً:
Der Kühlschrank ist voll
یخچال پره.
یا:
Die Spülmaschine ist noch an
ماشین ظرفشویی هنوز روشنه.
ظروف آشپزخانه به آلمانی
حالا میرسیم به ظروف.
برای «ظروف» در آلمانی معمولاً از Geschirr استفاده میکنیم.
das Geschirr
یعنی ظروف.
مثلاً:
Das Geschirr ist in der Küche
ظروف توی آشپزخونه است.
Ich spüle das Geschirr
دارم ظرفها رو میشورم.
کلمه Geschirr معمولاً به مجموعه ظروفی مثل بشقاب، کاسه، فنجان و موارد مشابه اشاره میکنه.
چند تا از مهمترین ظروف رو هم اینجا داشته باشید:
| فارسی | آلمانی |
|---|---|
| بشقاب | der Teller |
| بشقاب کوچک | der kleine Teller |
| کاسه | die Schüssel |
| فنجان | die Tasse |
| لیوان | das Glas |
| ماگ | der Becher |
| پارچ | die Kanne |
| قوری | die Teekanne |
| بطری | die Flasche |
| ظرف | der Behälter |
| ظرف نگهداری غذا | die Vorratsdose |
مثلاً:
Wo sind die Teller
بشقابها کجان؟
Die Tassen sind im Schrank
فنجانها توی کابینت هستن.
قاشق، چنگال و چاقو به آلمانی
اگر منظورتون از لوازم آشپزخانه، قاشق و چنگال و چاقوی غذاخوری باشه، باید کلمه Besteck رو بلد باشید.
das Besteck
یعنی قاشق و چنگال و چاقوی غذاخوری یا بهطور کلی «کارد و چنگال».
Duden هم Besteck رو مجموعهای شامل چاقو، چنگال و قاشق معرفی میکنه و در کاربرد دیگری اون رو به مجموعه وسایل مورد استفاده برای غذا خوردن نسبت میده.
اسم هر کدوم:
der Löffel
قاشق
die Gabel
چنگال
das Messer
چاقو
مثلاً:
Wo ist mein Löffel
قاشق من کجاست؟
Kannst du mir eine Gabel geben
میتونی یک چنگال بهم بدی؟
Das Messer ist sehr scharf
این چاقو خیلی تیزه.
اگر میخواهید مکالمه انگلیسی را اصولی و کاربردی یاد بگیرید، شرکت در کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی میتواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند.
قابلمه و ماهیتابه به آلمانی
برای آشپزی، این چند کلمه خیلی مهمن:
der Topf
قابلمه
die Pfanne
ماهیتابه
der Deckel
درِ قابلمه یا ظرف
مثلاً:
Der Topf steht auf dem Herd
قابلمه روی اجاقه.
Die Pfanne ist heiß
ماهیتابه داغه.
Wo ist der Deckel
درش کجاست؟
اگر میخواید در مورد وسایل آشپزی به آلمانی صحبت کنید، Topf و Pfanne از اولین کلماتی هستن که باید یاد بگیرید.
ابزار آشپزی به آلمانی
حالا برسیم به وسایلی که موقع آشپزی دستتون میگیرید.
| فارسی | آلمانی |
|---|---|
| قاشق چوبی | der Kochlöffel |
| کفگیر | der Pfannenwender |
| ملاقه | die Kelle |
| همزن دستی | der Schneebesen |
| انبر آشپزخانه | die Küchenzange |
| رنده | die Reibe |
| پوستکن | der Sparschäler |
| تخته برش | das Schneidebrett |
| دربازکن | der Dosenöffner |
| بطریبازکن | der Flaschenöffner |
| قیچی آشپزخانه | die Küchenschere |
| آبکش | das Sieb |
| وردنه | das Nudelholz |
| پیمانه اندازهگیری | der Messbecher |
مثلاً:
Ich brauche ein Schneidebrett
من به یک تخته برش نیاز دارم.
یا:
Wo ist der Schneebesen
همزن دستی کجاست؟
Das Gemüse kommt ins Sieb
سبزیجات رو داخل آبکش میریزیم.
وسایل پختوپز به آلمانی
برای پختوپز چند وسیله دیگه هم خیلی کاربردی هستن:
das Backblech
سینی فر
die Backform
قالب کیک یا قالب پخت
das Backpapier
کاغذ روغنی / کاغذ مخصوص پخت
die Auflaufform
ظرف مخصوص فر
der Topflappen
دستگیره پارچهای برای گرفتن قابلمه و ظروف داغ
der Ofenhandschuh
دستکش فر
مثلاً:
Das Backblech ist im Ofen
سینی فر داخل فره.
Ich brauche eine Backform
من به یک قالب نیاز دارم.
Pass auf, der Topf ist heiß
مواظب باش، قابلمه داغه!
لوازم آشپزخانه به آلمانی با آرتیکل
یکی از اشتباههای رایج موقع یادگیری اسم وسایل آلمانی اینه که فقط خود کلمه رو حفظ میکنیم و آرتیکلش رو کنار میذاریم.
بهتره از همون اول اینطوری یاد بگیرید:
der Kühlschrank
نه فقط Kühlschrank
die Mikrowelle
نه فقط Mikrowelle
das Messer
نه فقط Messer
چون بعداً در جملهسازی، آرتیکل روی ساختار جمله تأثیر میذاره.
برای مرور سریع، این جدول خیلی کاربردیه:
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| der Kühlschrank | یخچال |
| der Herd | اجاق |
| der Backofen | فر |
| der Topf | قابلمه |
| der Löffel | قاشق |
| der Teller | بشقاب |
| das Messer | چاقو |
| das Glas | لیوان |
| das Geschirr | ظروف |
| die Pfanne | ماهیتابه |
| die Gabel | چنگال |
| die Tasse | فنجان |
| die Schüssel | کاسه |
| die Mikrowelle | مایکروویو |
| die Spülmaschine | ماشین ظرفشویی |
وسایل آشپزخانه به آلمانی در جملههای روزمره
حفظ کردن فهرست لغات بهتنهایی خیلی کمکتون نمیکنه. بهتره از همون اول ببینید این کلمات توی جمله چطور استفاده میشن.
Der Kühlschrank ist in der Küche
یخچال در آشپزخانه است.
Die Pfanne steht auf dem Herd
ماهیتابه روی اجاقه.
Ich stelle die Teller in den Schrank
بشقابها رو داخل کابینت میذارم.
Das Messer liegt auf dem Tisch
چاقو روی میزه.
Die Tassen sind sauber
فنجانها تمیز هستن.
Ich brauche einen neuen Wasserkocher
من یک کتری برقی جدید لازم دارم.
Die Spülmaschine ist voll
ماشین ظرفشویی پره.
Kannst du die Spülmaschine ausräumen
میتونی ماشین ظرفشویی رو خالی کنی؟
جمله آخر خیلی کاربردیه، مخصوصاً وقتی در خونه زندگی میکنید و میخواید درباره کارهای روزمره صحبت کنید.
اگر قصد دارید نمره آیلتس خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین آیلتس میتواند به شما در تقویت مهارتهای زبان انگلیسی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.
«وسایل آشپزخانه را کجا بخرم؟» به آلمانی
اگر در آلمان باشید و بخواید درباره خرید وسایل آشپزخانه صحبت کنید، این جمله به کارتون میاد:
Wo kann ich Küchengeräte kaufen
کجا میتونم وسایل آشپزخانه بخرم؟
یا:
Ich möchte neue Küchenutensilien kaufen
میخوام وسایل آشپزخانه جدید بخرم.
برای پرسیدن قیمت هم:
Wie viel kostet dieser Wasserkocher
این کتری برقی چقدر قیمت داره؟
و اگر بخواید بگید «دنبال یک قابلمه خوب هستم»:
Ich suche einen guten Topf
دنبال یک قابلمه خوب میگردم.
«کابینت آشپزخانه» و وسایل اطراف آن
لوازم آشپزخانه فقط وسایلی نیستن که باهاشون آشپزی میکنید. خود فضای آشپزخانه هم کلی واژه مهم داره.
der Küchenschrank
کابینت آشپزخانه
die Arbeitsplatte
صفحه کابینت / سطح کار آشپزخانه
die Spüle
سینک
der Wasserhahn
شیر آب
der Mülleimer
سطل زباله
das Geschirrtuch
دستمال آشپزخانه
das Spülmittel
مایع ظرفشویی
مثلاً:
Das Spülmittel steht neben der Spüle
مایع ظرفشویی کنار سینکه.
Das Geschirrtuch hängt in der Küche
دستمال آشپزخانه در آشپزخونه آویزونه.
Die Tassen stehen im Küchenschrank
فنجانها داخل کابینت آشپزخانه هستن.
در منابع آموزشی Duden هم واژههایی مثل Küchenschrank، Spüle، Geschirrtuch، Spülmittel، Arbeitsplatte و Wasserkocher در مجموعه واژگان مربوط به آشپزخانه آمدهاند.
لوازم آشپزخانه به آلمانی؛ یک جدول کامل
| فارسی | آلمانی | آرتیکل |
|---|---|---|
| آشپزخانه | die Küche | die |
| یخچال | der Kühlschrank | der |
| فریزر | der Gefrierschrank | der |
| اجاق | der Herd | der |
| فر | der Backofen | der |
| مایکروویو | die Mikrowelle | die |
| ماشین ظرفشویی | die Spülmaschine | die |
| کتری برقی | der Wasserkocher | der |
| قهوهساز | die Kaffeemaschine | die |
| توستر | der Toaster | der |
| مخلوطکن | der Mixer | der |
| قابلمه | der Topf | der |
| ماهیتابه | die Pfanne | die |
| بشقاب | der Teller | der |
| کاسه | die Schüssel | die |
| لیوان | das Glas | das |
| فنجان | die Tasse | die |
| قاشق | der Löffel | der |
| چنگال | die Gabel | die |
| چاقو | das Messer | das |
| رنده | die Reibe | die |
| آبکش | das Sieb | das |
| تخته برش | das Schneidebrett | das |
| ملاقه | die Kelle | die |
| همزن دستی | der Schneebesen | der |
| پوستکن | der Sparschäler | der |
| کفگیر | der Pfannenwender | der |
| وردنه | das Nudelholz | das |
| ترازو آشپزخانه | die Küchenwaage | die |
| ظرف نگهداری | die Vorratsdose | die |
| دستمال آشپزخانه | das Geschirrtuch | das |
| مایع ظرفشویی | das Spülmittel | das |
| سینک | die Spüle | die |
| کابینت | der Küchenschrank | der |
| سطل زباله | der Mülleimer | der |
سؤالات متداول
۱. لوازم آشپزخانه به آلمانی چی میشه؟
برای «وسایل آشپزخانه» میتونید از Küchengeräte استفاده کنید. اگر منظورتون ابزارهای آشپزی باشه، Küchenutensilien هم کاربرد داره.
۲. وسایل آشپزی به آلمانی چی میشه؟
بسته به نوع وسیله، Küchenutensilien یا Kochutensilien میتونه مناسب باشه. برای وسایل و دستگاههای آشپزخانه هم Küchengeräte استفاده میشه.
۳. ظروف آشپزخانه به آلمانی چی میشه؟
Geschirr یعنی ظروف. برای مثال بشقاب Teller، کاسه Schüssel و فنجان Tasse هست.
۴. قاشق، چنگال و چاقو به آلمانی چی میشن؟
برای مجموعه قاشق، چنگال و چاقوی غذاخوری از Besteck استفاده میشه. خود قاشق Löffel، چنگال Gabel و چاقو Messer هست.
۵. تفاوت Küchengeräte و Küchenutensilien چیه؟
Küchengeräte بیشتر به وسایل و دستگاههای مورد استفاده در آشپزخانه اشاره میکنه، در حالی که Küchenutensilien بیشتر برای ابزار و وسایل مورد استفاده هنگام آشپزی به کار میره. البته در کاربرد واقعی، محدوده این دو واژه میتونه تا حدی با هم همپوشانی داشته باشه.
جمعبندی
برای اینکه «لوازم آشپزخانه به آلمانی» رو درست یاد بگیرید، بهتره فقط یک ترجمه رو حفظ نکنید. اول از همه این تفاوتها رو به خاطر بسپارید:
die Küche = آشپزخانه
die Küchengeräte = وسایل و تجهیزات آشپزخانه
die Küchenutensilien = ابزار و وسایل آشپزی
das Geschirr = ظروف
das Besteck = قاشق، چنگال و چاقوی غذاخوری
بعد هم اسم وسایل پرکاربرد رو کمکم وارد دایره لغاتتون کنید؛ مثل Kühlschrank برای یخچال، Herd برای اجاق، Topf برای قابلمه، Pfanne برای ماهیتابه، Teller برای بشقاب و Messer برای چاقو.
اگر این کلمات رو داخل جمله یاد بگیرید، خیلی راحتتر توی موقعیت واقعی یادتون میمونن. مثلاً به جای اینکه فقط بدونید Pfanne یعنی ماهیتابه، جمله Die Pfanne steht auf dem Herd رو هم یاد بگیرید. اینطوری هم خود کلمه رو یاد میگیرید، هم نحوه استفاده ازش رو.
منابع
