اگه بخوایم «اجباری» رو به انگلیسی ترجمه کنیم، اولین کلمهای که باید بشناسیم Mandatory هست. این واژه وقتی استفاده میشه که انجام دادن یک کار طبق قانون، مقررات، دستور یا شرایط موجود الزامی باشه و نتونید بهسادگی از انجامش صرفنظر کنید.
اما بسته به جمله، Mandatory تنها گزینه نیست. کلماتی مثل Compulsory، Required، Obligatory و حتی Forced هم ممکنه معنی نزدیک داشته باشن، ولی کاربردشون دقیقاً یکی نیست.
مثلاً وقتی میگیم:
Wearing a helmet is mandatory
استفاده از کلاه ایمنی اجباریه.
منظور اینه که یک قانون یا مقررات، استفاده از کلاه ایمنی رو لازم کرده.
پس اگه دنبال یک ترجمه ساده و رایج برای «اجباری» هستید:
اجباری = Mandatory
اگر میخواهید مکالمه انگلیسی را اصولی و کاربردی یاد بگیرید، شرکت در کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی میتواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند.
مطالبی که در این محتوا خواهید خواند :
Toggle- اجباری به انگلیسی چی میشه؟
- تفاوت Mandatory و Compulsory
- Forced با Mandatory چه فرقی داره؟
- «اجباری نیست» به انگلیسی
- عبارت های کاربردی برای مکالمه روزمره
- «اجبار» به انگلیسی چی میشه؟
- مثال های رایج با Mandatory
- Mandatory field یعنی چی؟
- Mandatory و Optional به چه معنیه؟
- جدول تفاوت واژههای مرتبط با «اجباری»
- ترکیبات پرکاربرد با Mandatory
- جمعبندی
- سوالات متداول
اجباری به انگلیسی چی میشه؟
رایجترین ترجمههای «اجباری» در انگلیسی اینها هستن:
| انگلیسی | معنی و کاربرد |
|---|---|
| Mandatory | اجباری، الزامی |
| Compulsory | اجباری، مخصوصاً در قوانین و آموزش |
| Required | لازم، موردنیاز، الزامی |
| Obligatory | اجباری، الزامی؛ کمی رسمیتر |
| Forced | تحمیلی، مجبورشده |
بین این کلمات، Mandatory یکی از پرکاربردترین گزینههاست و در محیط کار، قوانین، فرمها، دستورالعملها و اطلاعیهها زیاد دیده میشه.
Mandatory یعنی چه؟
Mandatory یعنی چیزی که انجام دادنش الزامی باشه و اختیار چندانی برای رد کردنش وجود نداشته باشه.
مثلاً:
Attendance is mandatory
حضور اجباریه.
یعنی حضور در آن جلسه یا کلاس اختیاری نیست.
یا:
Training is mandatory for all employees
شرکت در دوره آموزشی برای همه کارکنان اجباریه.
در این مثال، شرکت در دوره یک انتخاب شخصی نیست؛ یک الزام کاریه.
تلفظ Mandatory
تلفظ Mandatory به شکل زیر نوشته میشه:
/ˈmændətɔːri/
برای فارسیزبانها میشه بهصورت تقریبی گفت:
مَندِتُری
البته تلفظ دقیق در انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی ممکنه کمی متفاوت باشه.
Compulsory یعنی چه؟
کلمه مهم دیگه:
Compulsory
این واژه هم معنی «اجباری» میده و مخصوصاً در زمینه آموزش، قانون و مقررات زیاد دیده میشه.
مثلاً:
Education is compulsory for children in many countries
تحصیل برای کودکان در بسیاری از کشورها اجباریه.
یا:
English is a compulsory subject at this school
انگلیسی در این مدرسه یک درس اجباریه.
در بسیاری از موقعیتها mandatory و compulsory میتونن بهجای هم استفاده بشن، اما compulsory در انگلیسی بریتانیایی خیلی رایجه و در زمینه آموزش کاربرد مشخصی داره.
Required یعنی چه؟
Required دقیقاً همیشه به معنی «اجباری» نیست، اما در خیلی از جملهها مفهوم «لازم و الزامی» میده.
مثلاً:
A passport is required
پاسپورت لازمه.
یا:
All applicants are required to provide identification
همه متقاضیان موظف هستن مدرک شناسایی ارائه بدن.
اینجا required یعنی چیزی که برای انجام یک کار یا ادامه یک فرایند لازمه.
به همین دلیل، ترجمه required بسته به جمله میتونه «لازم»، «ضروری»، «موردنیاز» یا «الزامی» باشه.
Obligatory یعنی چه؟
Obligatory هم به معنی «اجباری» یا «الزامی»ه، ولی نسبت به mandatory و required کمی رسمیتر به نظر میرسه.
مثلاً:
Attendance is obligatory
حضور الزامی است.
یا:
The course includes an obligatory final exam
این دوره شامل یک امتحان نهایی اجباریه.
این واژه از نظر معنایی کاملاً درست، اما در بسیاری از مکالمههای روزمره ممکنه mandatory یا required طبیعیتر باشن.
تفاوت Mandatory و Compulsory
هر دو یعنی «اجباری»، ولی یک تفاوت ظریف در کاربردشون وجود داره.
Mandatory معمولاً برای مقررات، دستورالعملها، الزامات کاری و قانونی خیلی رایجه.
مثلاً:
Safety training is mandatory
آموزش ایمنی اجباریه.
Compulsory هم همین مفهوم رو میرسونه، ولی در موضوعاتی مثل مدرسه و آموزش زیاد دیده میشه:
Physical education is compulsory
ورزش اجباریه.
پس اگر درباره یک قانون یا الزام اداری صحبت میکنید، mandatory انتخاب خیلی طبیعیایه.
Forced با Mandatory چه فرقی داره؟
این تفاوت خیلی مهمه.
Forced بیشتر معنی «مجبور شده»، «تحمیلی» یا «به زور انجام شده» میده.
مثلاً:
I was forced to leave
مجبور شدم برم.
اینجا درباره یک قانون یا مقررات صحبت نمیکنیم؛ یک نفر یا یک شرایط باعث شده فرد مجبور به انجام کاری بشه.
اما:
Attendance is mandatory
حضور اجباریه.
اینجا یک الزام یا مقررات وجود داره.
پس بهطور خلاصه:
Mandatory = اجباری / الزامی
Forced = مجبورشده / تحمیلی
«اجباری نیست» به انگلیسی
برای گفتن «اجباری نیست» چند عبارت طبیعی داریم:
It’s not mandatory
اجباری نیست.
It’s not compulsory
اجباری نیست.
It’s not required
لازم نیست / الزامی نیست.
مثلاً:
Attendance is not mandatory
حضور اجباری نیست.
یا:
Registration is not required
ثبتنام الزامی نیست.
عبارت های کاربردی برای مکالمه روزمره
«حضور اجباری است» به انگلیسی
یکی از عبارتهای رایج:
Attendance is mandatory
حضور اجباری است.
یا:
Attendance is compulsory
حضور اجباری است.
اگر درباره مدرسه یا کلاس صحبت میکنید، attendance و compulsory ترکیب بسیار رایجی هستن.
«شرکت در کلاس اجباری است»
میتونید بگید:
Attendance in class is mandatory
حضور در کلاس اجباریه.
یا طبیعیتر:
Class attendance is mandatory
حضور در کلاس اجباریه.
اگر بخواید درباره یک دوره آموزشی صحبت کنید:
Attendance is required for all students
حضور برای همه دانشآموزان الزامی است.
«لباس فرم اجباری است»
برای گفتن «پوشیدن لباس فرم اجباری است»:
Wearing a uniform is mandatory
پوشیدن لباس فرم اجباریه.
یا:
Uniforms are compulsory at this school
لباس فرم در این مدرسه اجباریه.
این جمله رو میتونید برای مدرسه، محل کار یا هر محیطی که لباس مشخصی لازم داره استفاده کنید.
«قانون اجباری» به انگلیسی
بسته به منظورتون میتونید از عبارتهای مختلفی استفاده کنید:
mandatory rule
یا:
compulsory requirement
ولی در بسیاری از موارد، خود جمله با mandatory طبیعیتره.
مثلاً:
This is a mandatory requirement
این یک الزام اجباریه.
البته از نظر معنایی mandatory requirement کمی تأکیدی محسوب میشه، چون خود requirement هم مفهوم الزام رو در خودش داره.
«اجباری کردن» به انگلیسی
اگر بخواید بگید «یک کار را اجباری کردن»، بسته به جمله میتونید از ساختارهای مختلف استفاده کنید.
مثلاً:
The government made vaccination mandatory
دولت واکسیناسیون را اجباری کرد.
یا:
The company made safety training mandatory
شرکت آموزش ایمنی را اجباری کرد.
در این ساختار، make + something + mandatory خیلی کاربردیه.
«کار اجباری» به انگلیسی
«کار اجباری» بسته به منظور میتونه ترجمههای متفاوتی داشته باشه.
اگر منظورتون کاری باشه که انجام دادنش الزامیه:
mandatory work
اما اگر منظور «کار اجباری» به معنی کار تحمیلی و بدون اختیار باشه، ممکنه forced labor مناسب باشه.
مثلاً:
Forced labor is prohibited by law in many countries
کار اجباری در بسیاری از کشورها طبق قانون ممنوعه.
اینجا forced labor یک اصطلاح مشخصه و با «کاری که طبق مقررات باید انجام بدید» فرق داره.
«دوره اجباری» به انگلیسی
برای دورهای که شرکت در اون الزامی باشه:
mandatory course
یا:
compulsory course
مثلاً:
This is a mandatory training course
این یک دوره آموزشی اجباریه.
در محیط کاری، mandatory training عبارت بسیار رایجیه.
«مدارک اجباری» به انگلیسی
اگر بخواید بگید ارائه بعضی مدارک الزامی است:
Required documents
مدارک موردنیاز / مدارک الزامی
مثلاً:
Please submit all required documents
لطفاً همه مدارک موردنیاز رو ارائه کنید.
اینجا required از mandatory طبیعیتره.
«ثبتنام اجباری» به انگلیسی
میتونید بگید:
Registration is mandatory
ثبتنام اجباریه.
یا:
Registration is required
ثبتنام الزامیه.
اگر ثبتنام برای ورود به یک برنامه یا رویداد ضروری باشه، required هم خیلی طبیعی استفاده میشه.
«حضور در جلسه اجباری نیست»
برای این جمله:
Attendance at the meeting is not mandatory
حضور در جلسه اجباری نیست.
یا سادهتر:
You don’t have to attend the meeting
لازم نیست در جلسه شرکت کنی.
جمله دوم در مکالمه روزمره طبیعیتره، چون به جای یک واژه رسمی، مستقیماً میگه «لازم نیست بیای».
«انجام این کار اجباریه»
میتونید بگید:
This is mandatory
این اجباریه.
یا:
You are required to do this
باید این کار رو انجام بدی.
یا در گفتوگوی روزمره:
You have to do this
باید این کار رو انجام بدی.
این سه جمله از نظر موقعیت و لحن یکسان نیستن. Mandatory رسمیتره، required خنثیتره و have to در مکالمه روزمره خیلی رایجه.
«اجبار» به انگلیسی چی میشه؟
اگر منظورتون اسم «اجبار» باشه، چند گزینه وجود داره.
Compulsion = اجبار
مثلاً:
He acted under compulsion
او تحت اجبار عمل کرد.
Force = زور / اجبار
مثلاً:
They used force to make him leave
آنها برای مجبور کردنش به رفتن از زور استفاده کردند.
Obligation = تعهد / الزام
مثلاً:
I have an obligation to help them
من موظفم به آنها کمک کنم.
پس «اجباری» و «اجبار» رو نباید همیشه با یک کلمه ترجمه کرد.
مثال های رایج با Mandatory
برای اینکه کاربرد این کلمه بهتر جا بیفته، چند مثال واقعیتر رو ببینید:
Safety helmets are mandatory on this site
کلاه ایمنی در این محل اجباریه.
Attendance is mandatory for all employees
حضور برای همه کارکنان اجباریه.
Training is mandatory before starting the job
قبل از شروع کار، گذراندن دوره آموزشی اجباریه.
A visa is mandatory for entry
برای ورود داشتن ویزا الزامیه.
This field is mandatory
پر کردن این قسمت اجباریه.
Is this course mandatory
این دوره اجباریه؟
The meeting is mandatory
شرکت در جلسه اجباریه.
Participation is not mandatory
شرکت کردن اجباری نیست.
اگر قصد دارید نمره آیلتس خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین آیلتس میتواند به شما در تقویت مهارتهای زبان انگلیسی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.
Mandatory field یعنی چی؟
اگر هنگام پر کردن فرم با عبارت Mandatory field روبهرو شدید، یعنی:
قسمت اجباری / فیلد الزامی
یعنی باید آن قسمت رو پر کنید و نمیتونید بدون تکمیلش فرم رو ارسال کنید.
مثلاً:
Fields marked with * are mandatory
قسمتهایی که با * مشخص شدهاند اجباری هستند.
در فرمهای آنلاین، required field هم خیلی رایجه.
Mandatory و Optional به چه معنیه؟
این دو کلمه تقریباً نقطه مقابل هم هستن.
Mandatory = اجباری
Optional = اختیاری
مثلاً:
Providing a phone number is mandatory
وارد کردن شماره تلفن اجباریه.
اما:
Providing your email address is optional
وارد کردن ایمیل اختیاریه.
این دو کلمه رو مخصوصاً در فرمها، ثبتنامها، قوانین و دستورالعملها زیاد میبینید.
جدول تفاوت واژههای مرتبط با «اجباری»
| واژه | معنی | کاربرد رایج |
|---|---|---|
| Mandatory | اجباری، الزامی | قوانین، کار، فرمها، دستورالعملها |
| Compulsory | اجباری | آموزش، قوانین و مقررات |
| Required | لازم، الزامی | مدارک، فرمها، شرایط |
| Obligatory | اجباری، الزامی | رسمیتر |
| Forced | تحمیلی، مجبورشده | اجبار توسط فرد یا شرایط |
| Optional | اختیاری | نقطه مقابل اجباری |
ترکیبات پرکاربرد با Mandatory
اگر بخواید این کلمه رو بهتر یاد بگیرید، بهجای حفظ کردن خود کلمه، ترکیبهای پرکاربردش رو یاد بگیرید:
- mandatory training = آموزش اجباری
- mandatory attendance = حضور اجباری
- mandatory requirement = الزام
- mandatory course = دوره اجباری
- mandatory meeting = جلسه اجباری
- mandatory documents = مدارک الزامی
- mandatory field = فیلد اجباری
- mandatory education = آموزش اجباری
- mandatory rules = قوانین اجباری
- mandatory safety equipment = تجهیزات ایمنی الزامی
جمعبندی
برای ترجمه «اجباری» در بیشتر موقعیتها، Mandatory یکی از بهترین انتخابهاست. اگر درباره مدرسه و آموزش صحبت میکنید، Compulsory هم خیلی کاربردیه. برای مدارک، فرمها و شرایط انجام یک کار، Required معمولاً انتخاب طبیعیتریه.
در مقابل، Forced رو زمانی به کار میبریم که کسی به خاطر فشار، زور یا شرایط مجبور به انجام کاری شده باشه؛ بنابراین نباید این کلمه رو همیشه به جای Mandatory استفاده کرد.
اگر بخوایم خیلی ساده جمعبندی کنیم:
Mandatory = اجباری / الزامی
Compulsory = اجباری
Required = لازم / الزامی
Forced = تحمیلی / مجبورشده
Optional = اختیاری
شناخت همین تفاوتها باعث میشه وقتی میخواید درباره قانون، مدرسه، محیط کار، فرم، دوره آموزشی یا یک موقعیت روزمره حرف بزنید، کلمهای رو انتخاب کنید که واقعاً با منظور شما جور دربیاد.
سوالات متداول
۱. اجباری به انگلیسی چی میشه؟
رایجترین ترجمه Mandatory هست. بسته به جمله، Compulsory و Required هم میتونن معنی اجباری یا الزامی بدن.
۲. فرق Mandatory و Compulsory چیه؟
هر دو به معنی «اجباری» هستن، اما Mandatory در قوانین، محیط کار و دستورالعملها خیلی رایجه و Compulsory بهخصوص در زمینه آموزش و در انگلیسی بریتانیایی کاربرد زیادی داره.
۳. فرق Mandatory و Forced چیه؟
Mandatory یعنی انجام کاری طبق قانون، مقررات یا یک الزام ضروریه. Forced بیشتر یعنی فرد برخلاف میل خودش مجبور به انجام کاری شده.
۴. اجباری نیست به انگلیسی چی میشه؟
میتونید بگید:
It’s not mandatory
یا:
It’s not required
در مکالمه روزمره هم You don’t have to خیلی طبیعی استفاده میشه.
۵. Required یعنی اجباری؟
گاهی بله. Required بیشتر معنی «لازم یا موردنیاز» میده و بسته به جمله میتونه «الزامی» هم ترجمه بشه.
منابع
- Cambridge Dictionary – Mandatory
- Cambridge Dictionary – Compulsory
- Cambridge Dictionary – Required
- Cambridge Dictionary – Forced
