یادگیری اصطلاحات پزشکی به آلمانی برای افرادی که قصد زندگی، تحصیل یا کار در کشورهای آلمانیزبان را دارند اهمیت زیادی دارد. هنگام مراجعه به پزشک، مراجعه به بیمارستان، خرید دارو از داروخانه یا توضیح علائم بیماری، دانستن واژگان پزشکی میتواند برقراری ارتباط را بسیار آسانتر کند.
در زبان آلمانی، واژگان پزشکی فقط شامل نام بیماریها نیستند؛ بلکه اصطلاحاتی مانند der Arzt به معنی پزشک، das Krankenhaus به معنی بیمارستان، die Apotheke به معنی داروخانه، der Schmerz به معنی درد و das Symptom به معنی علامت یا نشانه بیماری نیز بسیار پرکاربرد هستند.
Duden در فرهنگ تخصصی پزشکی خود دهها هزار مدخل پزشکی را پوشش میدهد و علاوه بر اصطلاحات پزشکی، اطلاعاتی درباره اختصارات و واژههای تخصصی ارائه میکند.
اگر قصد دارید نمره آزمون گوته خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین زبان آلمانی میتواند به شما در تقویت مهارتهای زبان آلمانی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.
مطالبی که در این محتوا خواهید خواند :
Toggle- مهمترین اصطلاحات پزشکی به آلمانی
- پزشک به آلمانی
- بیمار به آلمانی
- بیمارستان به آلمانی
- مطب و درمانگاه به آلمانی
- داروخانه به آلمانی
- بیماری به آلمانی
- علامت بیماری به آلمانی
- درد به آلمانی
- سردرد به آلمانی
- دلدرد به آلمانی
- گلودرد به آلمانی
- تب به آلمانی
- سرفه و سرماخوردگی به آلمانی
- تهوع به آلمانی
- سرگیجه به آلمانی
- دارو به آلمانی
- نسخه پزشکی به آلمانی
- تشخیص بیماری به آلمانی
- درمان به آلمانی
- عمل جراحی به آلمانی
- آزمایش پزشکی به آلمانی
- فشار خون به آلمانی
- ضربان قلب به آلمانی
- اعضای بدن در اصطلاحات پزشکی آلمانی
- اصطلاحات پزشکی مربوط به اورژانس
- جملههای ضروری هنگام مراجعه به پزشک
- تفاوت اصطلاحات پزشکی رسمی و روزمره در آلمانی
- مهمترین افعال پزشکی در زبان آلمانی
- جمعبندی اصطلاحات پزشکی به آلمانی
- سوالات متداول
مهمترین اصطلاحات پزشکی به آلمانی
در جدول زیر تعدادی از پرکاربردترین واژگان پزشکی را میبینید:
| فارسی | آلمانی | آرتیکل |
|---|---|---|
| پزشک | der Arzt / die Ärztin | der / die |
| بیمار | der Patient / die Patientin | der / die |
| بیمارستان | das Krankenhaus | das |
| درمانگاه / مطب | die Praxis | die |
| داروخانه | die Apotheke | die |
| بیماری | die Krankheit | die |
| علامت بیماری | das Symptom | das |
| درد | der Schmerz | der |
| تب | das Fieber | das |
| سرفه | der Husten | der |
| سرماخوردگی | die Erkältung | die |
| سردرد | die Kopfschmerzen | die |
| دلدرد | die Bauchschmerzen | die |
| گلودرد | die Halsschmerzen | die |
| دارو | das Medikament | das |
| قرص | die Tablette | die |
| نسخه | das Rezept | das |
| تشخیص | die Diagnose | die |
| درمان | die Behandlung | die |
| عمل جراحی | die Operation | die |
پزشک به آلمانی
«پزشک» در زبان آلمانی der Arzt برای پزشک مرد و die Ärztin برای پزشک زن است.
der Arzt = پزشک مرد
die Ärztin = پزشک زن
جمع:
die Ärzte = پزشکان مرد یا گروهی از پزشکان
die Ärztinnen = پزشکان زن
مثال:
Ich muss zum Arzt gehen
من باید به پزشک مراجعه کنم.
Ich habe einen Termin bei der Ärztin
من از پزشک زن وقت گرفتهام.
Duden، Arzt را عنوان حرفهای فردی تعریف میکند که پس از تحصیل پزشکی و آموزش بالینی مجوز پزشکی دریافت کرده و بیماران را درمان میکند.
بیمار به آلمانی
برای «بیمار» از der Patient برای مرد و die Patientin برای زن استفاده میشود.
der Patient = بیمار مرد
die Patientin = بیمار زن
مثال:
Der Patient wartet im Wartezimmer
بیمار در اتاق انتظار منتظر است.
Die Patientin hat starke Schmerzen
بیمار زن درد شدیدی دارد.
بیمارستان به آلمانی
«بیمارستان» در آلمانی:
das Krankenhaus
مثال:
Er liegt im Krankenhaus
او در بیمارستان بستری است.
Wir müssen ins Krankenhaus fahren
ما باید به بیمارستان برویم.
واژه Krankenhaus یکی از اصطلاحات پایهای است که در موقعیتهای مربوط به سلامت باید یاد بگیرید.
مطب و درمانگاه به آلمانی
برای «مطب پزشک» معمولاً از die Praxis استفاده میشود.
die Praxis = مطب / درمانگاه
مثال:
Die Arztpraxis ist in der Nähe
مطب پزشک نزدیک است.
Ich habe morgen einen Termin in der Praxis
من فردا در مطب وقت دارم.
در منابع آموزشی گوته نیز die Praxis در کنار اصطلاحات مربوط به گرفتن وقت پزشک آموزش داده میشود.
داروخانه به آلمانی
«داروخانه» میشود:
die Apotheke
مثال:
Ich gehe in die Apotheke
من به داروخانه میروم.
Wo ist die nächste Apotheke
نزدیکترین داروخانه کجاست؟
این واژه در هنگام سفر یا زندگی در آلمان بسیار کاربردی است.
بیماری به آلمانی
«بیماری» در آلمانی:
die Krankheit
جمع:
die Krankheiten
مثال:
Diese Krankheit ist ansteckend
این بیماری مسری است.
Er hat eine chronische Krankheit
او یک بیماری مزمن دارد.
واژههای مرتبط:
- krank = بیمار
- gesund = سالم
- krank werden = بیمار شدن
- genesen = بهبود یافتن
- die Genesung = بهبودی
علامت بیماری به آلمانی
«علامت یا نشانه بیماری» در زبان آلمانی:
das Symptom
جمع:
die Symptome
Duden، Symptom را نشانهای از بیماری یا پدیدهای مشخصکننده یک بیماری تعریف میکند.
مثال:
Fieber ist ein häufiges Symptom
تب یک علامت شایع است.
Welche Symptome haben Sie
چه علائمی دارید؟
درد به آلمانی
«درد» در آلمانی:
der Schmerz
جمع:
die Schmerzen
اما در مکالمه روزمره، ترکیبهایی مانند Schmerzen haben بسیار مهم هستند.
Ich habe Schmerzen
من درد دارم.
Ich habe starke Schmerzen
من درد شدیدی دارم.
Wo haben Sie Schmerzen
کجا درد دارید؟
یکی از ساختارهای بسیار کاربردی برای بیان درد:
Ich habe + نوع درد
برای مثال:
Ich habe Kopfschmerzen
من سردرد دارم.
Ich habe Bauchschmerzen
من دلدرد دارم.
سردرد به آلمانی
«سردرد» میشود:
die Kopfschmerzen
مثال:
Ich habe Kopfschmerzen
من سردرد دارم.
Seit gestern habe ich Kopfschmerzen
از دیروز سردرد دارم.
نکته مهم این است که Kopfschmerzen معمولاً به شکل جمع استفاده میشود.
دلدرد به آلمانی
«دلدرد» یا «درد شکم»:
die Bauchschmerzen
مثال:
Ich habe starke Bauchschmerzen
من دلدرد شدیدی دارم.
Seit heute Morgen habe ich Bauchschmerzen
از امروز صبح دلدرد دارم.
گلودرد به آلمانی
«گلودرد»:
die Halsschmerzen
مثال:
Ich habe Halsschmerzen
من گلودرد دارم.
Ich habe seit zwei Tagen Halsschmerzen
دو روز است که گلودرد دارم.
تب به آلمانی
«تب» در آلمانی:
das Fieber
مثال:
Ich habe Fieber
تب دارم.
Ich habe hohes Fieber
تب بالایی دارم.
برای صحبت درباره دمای بدن نیز میتوان گفت:
Ich habe 38 Grad Fieber
من ۳۸ درجه تب دارم.
منابع آموزشی گوته نیز Fieber و بیان دمای بدن با Grad را در موقعیت پزشکی آموزش میدهند.
اگر میخواهید مکالمه انگلیسی را اصولی و کاربردی یاد بگیرید، شرکت در کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی میتواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند
سرفه و سرماخوردگی به آلمانی
«سرفه»:
der Husten
«سرماخوردگی»:
die Erkältung
مثال:
Ich habe Husten
من سرفه دارم.
Ich habe eine Erkältung
من سرما خوردهام.
Ich habe Husten und Fieber
من سرفه و تب دارم.
تهوع به آلمانی
«تهوع»:
die Übelkeit
مثال:
Mir ist übel
حالم تهوع دارد / حالت تهوع دارم.
Ich habe Übelkeit.
من حالت تهوع دارم.
عبارت Mir ist übel در مکالمه روزمره بسیار طبیعی است.
سرگیجه به آلمانی
«سرگیجه»:
der Schwindel
مثال:
Mir ist schwindelig
سرم گیج میرود.
Ich habe Schwindel
من سرگیجه دارم.
دارو به آلمانی
«دارو» در آلمانی:
das Medikament
جمع:
die Medikamente
مثال:
Ich brauche ein Medikament
من به یک دارو نیاز دارم.
Dieses Medikament muss nach dem Essen eingenommen werden
این دارو باید بعد از غذا مصرف شود.
واژههای مرتبط:
- die Tablette = قرص
- der Sirup = شربت
- die Salbe = پماد
- die Tropfen = قطره
- die Kapsel = کپسول
- die Spritze = آمپول / تزریق
- das Schmerzmittel = مسکن
منابع آموزشی گوته نیز Schmerzmittel را در مجموعه واژگان مربوط به مراجعه به پزشک آورده است.
نسخه پزشکی به آلمانی
«نسخه» میشود:
das Rezept
مثال:
Der Arzt hat mir ein Rezept gegeben
پزشک به من نسخه داده است.
Ich möchte dieses Rezept in der Apotheke einlösen
میخواهم این نسخه را در داروخانه تهیه کنم.
تشخیص بیماری به آلمانی
«تشخیص» در زبان پزشکی آلمانی:
die Diagnose
مثال:
Der Arzt stellt eine Diagnose
پزشک تشخیص میدهد.
Die Diagnose ist noch nicht sicher
تشخیص هنوز قطعی نیست.
واژه مرتبط:
diagnostizieren = تشخیص دادن
درمان به آلمانی
«درمان»:
die Behandlung
فعل:
behandeln = درمان کردن
مثال:
Die Behandlung dauert zwei Wochen
درمان دو هفته طول میکشد.
Der Arzt behandelt den Patienten
پزشک بیمار را درمان میکند.
عمل جراحی به آلمانی
«عمل جراحی»:
die Operation
فعل:
operieren = عمل جراحی کردن
مثال:
Der Patient braucht eine Operation
بیمار به عمل جراحی نیاز دارد.
Die Operation war erfolgreich
عمل جراحی موفقیتآمیز بود.
آزمایش پزشکی به آلمانی
«آزمایش» در زبان پزشکی میتواند با توجه به نوع آزمایش واژههای مختلفی داشته باشد.
die Untersuchung = معاینه / بررسی پزشکی
die Blutuntersuchung = آزمایش خون
der Bluttest = آزمایش خون
die Urinuntersuchung = آزمایش ادرار
مثال:
Der Arzt macht eine Blutuntersuchung
پزشک آزمایش خون انجام میدهد.
Ich muss zur Untersuchung
باید برای معاینه بروم.
فشار خون به آلمانی
«فشار خون»:
der Blutdruck
مثال:
Mein Blutdruck ist zu hoch
فشار خون من خیلی بالاست.
Der Arzt misst meinen Blutdruck
پزشک فشار خونم را اندازه میگیرد.
واژههای مرتبط:
- hoch = بالا
- niedrig = پایین
- Bluthochdruck = فشار خون بالا
- Blutdruck messen = اندازهگیری فشار خون
ضربان قلب به آلمانی
«ضربان قلب»:
der Herzschlag
«نبض»:
der Puls
مثال:
Mein Puls ist sehr schnell
نبضم خیلی سریع است.
Der Arzt misst den Puls
پزشک نبض را اندازه میگیرد.
اعضای بدن در اصطلاحات پزشکی آلمانی
شناخت اعضای بدن برای توضیح علائم بیماری ضروری است.
| فارسی | آلمانی |
|---|---|
| سر | der Kopf |
| چشم | das Auge |
| گوش | das Ohr |
| بینی | die Nase |
| دهان | der Mund |
| گلو | der Hals |
| گردن | der Nacken |
| قلب | das Herz |
| ریه | die Lunge |
| معده | der Magen |
| شکم | der Bauch |
| کبد | die Leber |
| کلیه | die Niere |
| دست | die Hand |
| بازو | der Arm |
| پا | das Bein |
| زانو | das Knie |
| پا/کف پا | der Fuß |
Duden و منابع آموزشی واژگان آلمانی، این دسته از واژههای بدن و سلامت را بهعنوان بخش مهم واژگان پایه معرفی میکنند.
اصطلاحات پزشکی مربوط به اورژانس
در موقعیتهای اضطراری، چند واژه بسیار مهم هستند:
der Notfall = وضعیت اضطراری
der Notarzt = پزشک اورژانس
der Krankenwagen = آمبولانس
die Notaufnahme = بخش اورژانس
die Erste Hilfe = کمکهای اولیه
مثال:
Wir brauchen einen Krankenwagen
ما به آمبولانس نیاز داریم.
Das ist ein Notfall
این یک وضعیت اضطراری است.
Gehen Sie bitte in die Notaufnahme
لطفاً به بخش اورژانس بروید.
جملههای ضروری هنگام مراجعه به پزشک
این جملهها از کاربردیترین اصطلاحات پزشکی برای زبانآموزان هستند:
Ich möchte einen Termin vereinbaren
میخواهم وقت بگیرم.
Ich habe einen Termin beim Arzt
من از پزشک وقت دارم.
Ich fühle mich nicht gut
حالم خوب نیست.
Ich bin krank
من بیمار هستم.
Ich habe Schmerzen
درد دارم.
Wo tut es weh
کجا درد میکند؟
Seit wann haben Sie diese Beschwerden
از چه زمانی این علائم/مشکلات را دارید؟
Ich habe seit zwei Tagen Fieber
دو روز است تب دارم.
Können Sie mir ein Medikament verschreiben
میتوانید برای من دارو تجویز کنید؟
Wie oft soll ich dieses Medikament nehmen
این دارو را چند بار باید مصرف کنم؟
Wann soll ich wiederkommen
چه زمانی باید دوباره مراجعه کنم؟
گوته نیز در مطالب آموزشی مربوط به سلامت، ساختارهایی مانند Ich habe Schmerzen، Ich habe Fieber و Ich möchte einen Termin vereinbaren را برای موقعیتهای واقعی پزشکی آموزش میدهد.
تفاوت اصطلاحات پزشکی رسمی و روزمره در آلمانی
یکی از نکات مهم در یادگیری زبان پزشکی آلمانی، تفاوت میان زبان تخصصی پزشکان و زبان روزمره بیماران است.
برای نمونه، بیمار ممکن است بگوید:
Ich habe Bauchschmerzen
من دلدرد دارم.
اما پزشک در یک متن تخصصی ممکن است از اصطلاحات تخصصیتر مربوط به شکم، علائم یا تشخیص استفاده کند.
همچنین Symptom واژهای عمومی و پزشکی برای «علامت بیماری» است، در حالی که بیمار ممکن است بهجای آن از واژههایی مانند Beschwerden به معنی ناراحتیها یا علائم استفاده کند.
این تفاوت باعث میشود یادگیری اصطلاحات پزشکی فقط با حفظ نام بیماریها کامل نشود؛ بلکه باید واژگان مورد استفاده در مکالمه پزشک و بیمار نیز یاد گرفته شوند.
اگر قصد دارید نمره آیلتس خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین آیلتس میتواند به شما در تقویت مهارتهای زبان انگلیسی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.
مهمترین افعال پزشکی در زبان آلمانی
| فعل آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| untersuchen | معاینه کردن |
| behandeln | درمان کردن |
| diagnostizieren | تشخیص دادن |
| verschreiben | تجویز کردن |
| messen | اندازهگیری کردن |
| einnehmen | مصرف کردن |
| operieren | جراحی کردن |
| impfen | واکسینه کردن |
| heilen | درمان/خوب کردن |
| sich erholen | بهبود یافتن |
| atmen | نفس کشیدن |
| husten | سرفه کردن |
| bluten | خونریزی کردن |
| sich verletzen | آسیب دیدن |
صفتهای مهم در اصطلاحات پزشکی آلمانی
- krank = بیمار
- gesund = سالم
- schmerzhaft = دردناک
- chronisch = مزمن
- akut = حاد
- leicht = خفیف
- stark = شدید
- hoch = بالا
- niedrig = پایین
- entzündet = ملتهب
- ansteckend = مسری
- allergisch = حساسیتدار / آلرژیک
مثال:
Ich habe starke Schmerzen
من درد شدیدی دارم.
Die Entzündung ist akut
التهاب حاد است.
Die Krankheit ist ansteckend
بیماری مسری است.
جمعبندی اصطلاحات پزشکی به آلمانی
برای صحبت درباره سلامت و مراجعه به پزشک در زبان آلمانی، دانستن چند گروه واژگانی اهمیت ویژهای دارد: پزشک و بیمار، اعضای بدن، علائم بیماری، داروها، آزمایشها، تشخیص، درمان و اصطلاحات اورژانسی.
مهمترین واژههایی که باید به خاطر بسپارید عبارتاند از:
- der Arzt / die Ärztin = پزشک
- der Patient / die Patientin = بیمار
- das Krankenhaus = بیمارستان
- die Praxis = مطب
- die Apotheke = داروخانه
- die Krankheit = بیماری
- das Symptom = علامت بیماری
- der Schmerz = درد
- das Fieber = تب
- der Husten = سرفه
- die Kopfschmerzen = سردرد
- die Bauchschmerzen = دلدرد
- die Halsschmerzen = گلودرد
- das Medikament = دارو
- die Diagnose = تشخیص
- die Behandlung = درمان
- die Operation = عمل جراحی
- der Notfall = وضعیت اضطراری
سوالات متداول
۱. اصطلاحات پزشکی به آلمانی چه میشود؟
برای اشاره کلی به «اصطلاحات پزشکی» میتوان از medizinische Begriffe یا medizinische Fachbegriffe استفاده کرد. عبارت دوم تخصصیتر است.
۲. پزشک به آلمانی چه میشود؟
پزشک مرد der Arzt و پزشک زن die Ärztin است.
۳. درد به آلمانی چه میشود؟
«درد» der Schmerz و «دردها» die Schmerzen است. برای بیان درد معمولاً از ساختار Ich habe Schmerzen استفاده میشود.
۴. علائم بیماری به آلمانی چه میشود؟
«علامت بیماری» das Symptom و جمع آن die Symptome است.
۵. چگونه به آلمانی بگوییم «من باید به پزشک مراجعه کنم»؟
میتوانید بگویید:
Ich muss zum Arzt gehen.
یعنی: «من باید به پزشک مراجعه کنم.»
منابع
