اگه بخواید کلمه خاطره رو به انگلیسی بگید، احتمالاً اولین کلمهای که به ذهنتون میرسه Memory هست. این کلمه یکی از رایجترین معادلهای خاطره در انگلیسیه و وقتی درباره اتفاقی از گذشته، یه روز خاص، دوران کودکی یا لحظهای که هنوز توی ذهنتون مونده صحبت میکنید، میتونید ازش استفاده کنید.
اما ما توی فارسی از کلمه «خاطره» برای موقعیتهای مختلفی استفاده میکنیم. مثلاً ممکنه بخواید از یه خاطره شیرین حرف بزنید، خاطرهای که دلتون براش تنگ شده، خاطرهای تلخ رو تعریف کنید یا بگید که هیچوقت یه اتفاق رو فراموش نمیکنید. برای همه این موقعیتها فقط دونستن کلمه Memory کافی نیست و بهتره با چند اصطلاح و عبارت کاربردی دیگه هم آشنا باشید.
توی این مطلب قراره یاد بگیریم خاطره به انگلیسی چی میشه، چطور تلفظش کنیم، چه تفاوتی بین Memory و کلماتی مثل Reminiscence و Recollection وجود داره و چطور درباره خاطراتمون به انگلیسی حرف بزنیم. علاوه بر این موضوع شما برای آشنایی بیشتر با مکالمه میتونین صفحه کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی رو چک کنین.
مطالبی که در این محتوا خواهید خواند :
Toggle- خاطره به انگلیسی چی میشه؟
- تفاوت Memory، Reminiscence و Recollection چیست؟
- خاطره شیرین به انگلیسی چی میشه؟
- خاطره تلخ به انگلیسی
- خاطره قدیمی به انگلیسی چی میشه؟
- خاطرات دوران کودکی به انگلیسی چی میشه؟
- خاطره فراموشنشدنی به انگلیسی چی میشه؟
- خاطره ساختن به انگلیسی چی میشه؟
- خاطره تعریف کردن به انگلیسی
- خاطره نوشتن به انگلیسی چی میشه؟
- دفتر خاطرات به انگلیسی چی میشه؟
- خاطرهانگیز به انگلیسی چی میشه؟
- عبارات کاربردی برای مکالمه روزمره
- یادگاری به انگلیسی با خاطره چه تفاوتی داره؟
- جملات کاربردی درباره خاطره به انگلیسی
- تفاوت Memory و Remember چیست؟
- تفاوت Memory و Memories چیست؟
- ترکیبات رایج با Memory برای کپشن
- جمعبندی؛ خاطره به انگلیسی
- سوالات متداول
خاطره به انگلیسی چی میشه؟
رایجترین ترجمه «خاطره» به انگلیسی، Memory هست. این کلمه هم به معنی خاطرهای از گذشته استفاده میشه و هم میتونه به توانایی ذهن برای به یاد آوردن اطلاعات اشاره داشته باشه. معنی دقیقش به جملهای بستگی داره که توش به کار میره.
Memory
تلفظ: مِمِری
معنی: خاطره، یاد، حافظه
برای مثال، وقتی میخواید بگید «این یکی از خاطرات موردعلاقه منه»، میتونید از جمله زیر استفاده کنید:
This is one of my favorite memories.
این یکی از خاطرات موردعلاقه منه.
یا اگه بخواید بگید «من خاطرات زیادی از دوران کودکی دارم»، میتونید بگید:
I have a lot of memories from my childhood.
من خاطرات زیادی از دوران کودکیام دارم.
همونطور که میبینید، Memory هم برای خاطرات شخصی و اتفاقهایی که در گذشته براتون افتادن استفاده میشه و هم در عبارتهایی که درباره یادآوری یا فراموش کردن گذشته هستن.
۱. معنی Memory
Memory رایجترین انتخاب برای گفتن «خاطره» در مکالمههای روزمرهست. چه بخواید درباره سفر قبلیتون حرف بزنید، چه درباره دوست دوران مدرسهتون، این کلمه معمولاً انتخاب مناسبیه.
I have beautiful memories of that place.
من خاطرات قشنگی از اون مکان دارم.
That memory always makes me smile.
اون خاطره همیشه باعث میشه لبخند بزنم.
۲. معنی Reminiscence
کلمه Reminiscence بیشتر به یادآوری و مرور خاطرات گذشته اشاره داره. این کلمه نسبت به Memory رسمیتره و ممکنه در متنهای ادبی، نوشتههای شخصی یا صحبتهایی درباره گذشته ببینیدش.
برای مثال:
The old friends spent the evening in reminiscence.
دوستهای قدیمی شب رو به مرور خاطرات گذشته گذروندن.
اگه توی یه گفتوگوی معمولی بخواید بگید «دارم خاطرات قدیمی رو مرور میکنم»، معمولاً عبارت I’m remembering the old days یا I’m thinking about old memories طبیعیتر و سادهتره.
۳. معنی Recollection
Recollection هم به یادآوری یا چیزی که از گذشته به یاد میآریم اشاره میکنه. این کلمه در مقایسه با Memory کمی رسمیتره و در موقعیتهایی استفاده میشه که درباره دقت یا جزئیات یک خاطره صحبت میکنیم.
My recollection of that day is still clear.
خاطرهای که از اون روز دارم، هنوز برام واضحه.
I have no recollection of meeting him.
اصلاً یادم نمیاد که باهاش ملاقات کرده باشم.
۴. معنی Flashback
Flashback زمانی به کار میره که یک اتفاق یا تصویر از گذشته ناگهان دوباره به ذهن برگرده. این کلمه در فیلمها و داستانها هم کاربرد زیادی داره؛ وقتی روایت برای مدتی به گذشته برمیگرده.
The smell of coffee gave me a flashback to my childhood.
بوی قهوه منو به یاد دوران کودکیام انداخت.
توجه کنید که Flashback همیشه معادل ساده «خاطره» نیست؛ بیشتر روی برگشت ناگهانی ذهن به یک اتفاق گذشته تأکید داره.
تفاوت Memory، Reminiscence و Recollection چیست؟
برای ترجمه «خاطره» چند کلمه انگلیسی وجود داره، اما این کلمات همیشه جای هم استفاده نمیشن. بعضی از اونها توی مکالمههای روزمره رایجترن و بعضی دیگه رسمیتر یا تخصصیتر به نظر میرسن.
| کلمه انگلیسی | معنی فارسی | کاربرد |
|---|---|---|
| Memory | خاطره، حافظه | رایجترین کلمه برای صحبت درباره خاطرات |
| Reminiscence | یادآوری خاطرات گذشته | بیشتر برای مرور و تعریف خاطرات قدیمی |
| Recollection | یادآوری، خاطرهای که به یاد میآریم | کمی رسمیتر و متمرکز بر به یاد آوردن |
| Flashback | یادآوری ناگهانی یک اتفاق گذشته | وقتی تصویری از گذشته ناگهان به ذهن برمیگرده |
| Keepsake | یادگاری | چیزی که برای یادآوری یک شخص یا اتفاق نگه میداریم |
| Nostalgia | حس دلتنگی برای گذشته | وقتی به گذشته با حس دلتنگی یا علاقه نگاه میکنیم |
خاطره شیرین به انگلیسی چی میشه؟
اگه منظورتون خاطرهای خوشایند و دوستداشتنیه، میتونید از عبارت Sweet Memory استفاده کنید. البته در مکالمههای روزمره، عبارتهای Beautiful Memory و Wonderful Memory هم بسیار کاربردی هستن.
- Sweet memory: خاطره شیرین
- Beautiful memory: خاطره زیبا
- Wonderful memory: خاطره فوقالعاده
- Happy memory: خاطره شاد
- Precious memory: خاطره ارزشمند
- Unforgettable memory: خاطره فراموشنشدنی
مثلاً:
It was a sweet memory from my childhood.
این یه خاطره شیرین از دوران کودکیام بود.
We made some wonderful memories together.
ما با هم خاطرات فوقالعادهای ساختیم.
That trip left me with beautiful memories.
اون سفر خاطرات قشنگی برام به جا گذاشت.
اگه بخواید درباره یه خاطره خیلی ارزشمند صحبت کنید، Precious Memory انتخاب خوبیه. این عبارت معمولاً برای خاطراتی به کار میره که از نظر عاطفی اهمیت زیادی دارن؛ مثلاً خاطرات مربوط به خانواده، دوستان نزدیک یا کسی که دوستش دارید.
خاطره تلخ به انگلیسی
برای اشاره به خاطرهای ناراحتکننده یا ناخوشایند، میتونید از عبارتهای Painful Memory، Sad Memory و Bad Memory استفاده کنید. تفاوت این عبارتها بیشتر به شدت و نوع احساسی بستگی داره که میخواید منتقل کنید.
| عبارت | معنی |
|---|---|
| Painful memory | خاطره دردناک |
| Sad memory | خاطره غمانگیز |
| Bad memory | خاطره بد |
| Unpleasant memory | خاطره ناخوشایند |
| Disturbing memory | خاطره آزاردهنده |
| Bitter memory | خاطره تلخ |
چند مثال کاربردی:
I don’t like talking about that painful memory.
دوست ندارم درباره اون خاطره دردناک صحبت کنم.
That was a sad memory for our family.
اون برای خانواده ما یه خاطره غمانگیز بود.
I try not to think about bad memories.
سعی میکنم به خاطرات بد فکر نکنم.
اگه منظورتون خاطرهایه که هنوز از نظر احساسی آزارتون میده، Painful Memory انتخاب دقیقتریه. اما اگه فقط میخواید بگید یه اتفاق ناخوشایند بوده، Unpleasant Memory هم مناسبه.
خاطره قدیمی به انگلیسی چی میشه؟
برای گفتن «خاطره قدیمی» میتونید از عبارت Old Memory استفاده کنید. با این حال، وقتی درباره گذشته و اتفاقهای سالهای قبل صحبت میکنیم، عبارتهایی مثل Memories from the Past و Old Memories هم طبیعی هستن.
I was looking at old photos and remembering old memories.
داشتم عکسهای قدیمی رو نگاه میکردم و خاطرات گذشته رو به یاد میآوردم.
Old memories came back to me.
خاطرات قدیمی دوباره به ذهنم برگشتن.
Sometimes, old memories make me smile.
گاهی خاطرات قدیمی باعث میشن لبخند بزنم.
خاطرات دوران کودکی به انگلیسی چی میشه؟
یکی از عبارتهای پرکاربرد در این موضوع، Childhood Memories هست؛ یعنی خاطرات دوران کودکی. وقتی درباره بازیهای قدیمی، دوستهای بچگی، مدرسه یا روزهایی که در کنار خانواده گذروندید صحبت میکنید، این عبارت به کارتون میاد.
Childhood memories are very special to me.
خاطرات دوران کودکی برای من خیلی خاص هستن.
I have many happy memories of my childhood.
خاطرات شاد زیادی از دوران کودکیام دارم.
Do you remember our childhood memories?
خاطرات دوران کودکیمون رو یادت میاد؟
برای صحبت درباره خاطرات مدرسه میتونید از School Memories استفاده کنید:
My school memories always make me smile.
خاطرات مدرسهام همیشه باعث میشن لبخند بزنم.
اگه بخواید درباره خاطرات گذشته با دوستهاتون حرف بزنید، عبارت Memories with Friends هم کاربردیه؛ یعنی خاطراتی که با دوستها تجربه کردید.
خاطره فراموشنشدنی به انگلیسی چی میشه؟
برای گفتن «خاطره فراموشنشدنی» معمولاً از عبارت Unforgettable Memory استفاده میکنیم. این عبارت برای اتفاقهایی مناسبه که تأثیر زیادی روی ما گذاشتن و بهراحتی از ذهنمون پاک نمیشن.
It was an unforgettable memory.
این یه خاطره فراموشنشدنی بود.
My first trip abroad was an unforgettable experience.
اولین سفرم به خارج از کشور یه تجربه فراموشنشدنی بود.
We created unforgettable memories together.
ما با هم خاطرات فراموشنشدنی ساختیم.
در مثال دوم، بهجای Memory از Experience استفاده شده. این تفاوت مهمه: Experience یعنی تجربه و روی اتفاقی که از سر گذروندید تأکید میکنه، در حالی که Memory بیشتر به خاطره یا یاد اون اتفاق اشاره داره.
خاطره ساختن به انگلیسی چی میشه؟
در فارسی میگیم «با هم خاطره ساختیم» یا «باید خاطرههای خوبی بسازیم». برای بیان این مفهوم در انگلیسی، عبارت Make Memories بسیار رایجه.
Let’s make some beautiful memories together.
بیا با هم خاطرات قشنگی بسازیم.
We made so many memories on that trip.
ما توی اون سفر خاطرات زیادی ساختیم.
I want to make more memories with my family.
میخوام با خانوادهام خاطرات بیشتری بسازم.
این عبارت برای کپشن عکسهای سفر، عکسهای دوستانه، مناسبتهای خانوادگی و حتی پیامهای عاشقانه هم کاربرد داره.
برای مثال، اگه بخواید زیر عکس خودتون و دوستهاتون بنویسید «در حال ساختن خاطرات جدید»، میتونید از این عبارت استفاده کنید:
Making new memories.
در حال ساختن خاطرات جدید.
خاطره تعریف کردن به انگلیسی
برای گفتن «خاطره تعریف کردن»، معمولاً از عبارت Tell a Story یا Share a Memory استفاده میشه. انتخاب عبارت مناسب به این بستگی داره که میخواید یه اتفاق رو مثل داستان تعریف کنید یا خاطرهتون رو با کسی به اشتراک بذارید.
Let me tell you a funny story.
بذار یه خاطره خندهدار برات تعریف کنم.
I want to share a memory with you.
میخوام یه خاطره رو باهات به اشتراک بذارم.
He told us a story about his childhood.
اون یه خاطره از دوران کودکیاش برامون تعریف کرد.
عبارت Tell a Memory بهتنهایی به اندازه Share a Memory یا Tell a Story طبیعی نیست. اگه منظورتون تعریف کردن یه خاطره برای دیگرانه، بهتره از همین عبارتهای رایجتر استفاده کنید.
برای خاطره خندهدار هم میتونید بگید:
Funny memory: خاطره خندهدار
Hilarious memory: خاطره خیلی خندهدار
That’s a funny memory!
چه خاطره خندهداریه!
خاطره نوشتن به انگلیسی چی میشه؟
اگه بخواید بگید «خاطره نوشتن»، باید به نوع نوشته توجه کنید. گاهی منظورتون نوشتن خاطرات شخصی روزانهست و گاهی میخواید خاطرهای از گذشته رو به شکل یک متن تعریف کنید.
- Write down a memory: یک خاطره را نوشتن
- Write about my memories: درباره خاطراتم نوشتن
- Keep a diary: خاطرات روزانه نوشتن یا دفتر خاطرات داشتن
- Write a memoir: نوشتن کتاب یا اثری درباره خاطرات زندگی
- Memory book: دفتر یا آلبوم خاطرات
مثال:
I like writing about my childhood memories.
من دوست دارم درباره خاطرات دوران کودکیام بنویسم.
I wrote down a memory from our last trip.
یه خاطره از آخرین سفرمون رو نوشتم.
She keeps a diary of her daily experiences.
اون خاطرات و تجربههای روزانهاش رو توی دفتر خاطراتش مینویسه.
Memoir با Diary تفاوت داره. Diary معمولاً دفتر خاطراتیه که اتفاقها و احساسات روزانه توش نوشته میشن؛ اما Memoir اغلب به نوشتهای گفته میشه که بخشهایی از زندگی نویسنده و خاطرات مهمش رو روایت میکنه.
دفتر خاطرات به انگلیسی چی میشه؟
معادل رایج «دفتر خاطرات» در انگلیسی Diary هست. در انگلیسی آمریکایی، کلمه Journal هم برای دفتر شخصیای استفاده میشه که توش درباره اتفاقهای روزمره، افکار، احساسات یا تجربهها مینویسیم.
| عبارت | معنی |
|---|---|
| Diary | دفتر خاطرات |
| Personal journal | دفتر یادداشت و خاطرات شخصی |
| Travel journal | دفتر خاطرات سفر |
| Memory book | دفتر یا آلبوم خاطرات |
| Photo album | آلبوم عکس |
مثلاً:
I write in my diary every night.
من هر شب توی دفتر خاطراتم مینویسم.
I’m making a memory book for my best friend.
دارم برای بهترین دوستم یه دفتر خاطرات درست میکنم.
She keeps a travel journal.
اون دفتر خاطرات سفر داره.
اگه منظورتون آلبومی از عکسهای قدیمی و یادگاریهاست، Photo Album یا Memory Book میتونه مناسب باشه. Diary بیشتر به دفتر نوشتههای شخصی اشاره داره.
خاطرهانگیز به انگلیسی چی میشه؟
برای ترجمه «خاطرهانگیز» میتونید از کلمه Memorable استفاده کنید. این صفت برای توصیف اتفاق، روز، سفر، جشن یا تجربهای به کار میره که بهیادموندنیه.
A memorable day: یک روز خاطرهانگیز
A memorable trip: یک سفر خاطرهانگیز
A memorable moment: یک لحظه خاطرهانگیز
A memorable experience: یک تجربه خاطرهانگیز
It was a memorable day.
روز خاطرهانگیزی بود.
We had a memorable vacation.
ما تعطیلات خاطرهانگیزی داشتیم.
That was one of the most memorable moments of my life.
اون یکی از خاطرهانگیزترین لحظههای زندگی من بود.
یه نکته مهم اینه که Memorable صفت محسوب میشه، اما Memory اسم هست. بنابراین اگه میخواید بگید «خاطره»، معمولاً Memory و اگه میخواید بگید «خاطرهانگیز»، Memorable رو انتخاب میکنید.
عبارات کاربردی برای مکالمه روزمره
دلتنگ خاطرات گذشته به انگلیسی
گاهی منظورمون از خاطره فقط یادآوری یک اتفاق نیست؛ بلکه دلتنگ روزهایی هستیم که دیگه برنمیگردن. برای بیان این احساس میتونید از عبارتهایی مثل I Miss Those Days و I Feel Nostalgic استفاده کنید.
I miss those days.
دلم برای اون روزها تنگ شده.
I miss the old days.
دلم برای روزهای قدیم تنگ شده.
I’m feeling nostalgic today.
امروز حس دلتنگی برای گذشته دارم.
Those memories mean a lot to me.
اون خاطرات برای من خیلی ارزش دارن.
کلمه Nostalgia به حس دلتنگی یا علاقه عاطفی به گذشته اشاره میکنه. مثلاً وقتی یه آهنگ قدیمی میشنوید و ناگهان یاد دوران مدرسه میافتید، ممکنه حس Nostalgia داشته باشید.
این کلمه دقیقاً معادل «خاطره» نیست؛ بیشتر درباره احساسی صحبت میکنه که هنگام فکر کردن به گذشته تجربه میکنید.
خاطرات مشترک به انگلیسی
وقتی دو نفر یا چند نفر اتفاقهای مشترکی رو تجربه کردن، میتونیم از عبارت Shared Memories استفاده کنیم. این عبارت برای خاطرات مشترک دوستان، اعضای خانواده یا زوجها مناسبه.
We have so many shared memories.
ما خاطرات مشترک زیادی داریم.
Our shared memories bring us closer.
خاطرات مشترکمون ما رو به هم نزدیکتر میکنن.
I’ll always cherish our memories together.
من همیشه خاطراتی رو که با هم داشتیم، عزیز میدونم.
فعل Cherish به معنی ارزشمند دونستن و با علاقه نگه داشتن چیزی در ذهن یا قلبه. به همین دلیل، عبارت Cherish the Memories برای صحبت درباره خاطراتی که براتون اهمیت عاطفی زیادی دارن، انتخاب خوبیه.
I’ll always cherish those memories.
من همیشه اون خاطرات رو عزیز میدونم.
زنده کردن خاطره به انگلیسی
وقتی یه عکس، آهنگ، بو یا مکان باعث میشه خاطرات قدیمی دوباره به ذهنتون برگردن، عبارت Bring Back Memories بسیار کاربردیه.
This song brings back so many memories.
این آهنگ خاطرات زیادی رو زنده میکنه.
Looking at these photos brings back old memories.
نگاه کردن به این عکسها خاطرات قدیمی رو زنده میکنه.
That place brings back memories of my childhood.
اون مکان خاطرات دوران کودکیام رو زنده میکنه.
عبارت Bring Back Memories در مکالمههای روزمره خیلی استفاده میشه و برای توصیف موقعیتهایی مناسبه که یه چیز شما رو به یاد گذشته میاندازه.
خاطرات زیادی داشتن به انگلیسی
برای گفتن «خاطرات زیادی دارم» میتونید از عبارت I Have a Lot of Memories استفاده کنید. اگه بخواید مشخص کنید این خاطرات مربوط به چه کسی یا چه زمانی هستن، کافیه اطلاعات بیشتری به جمله اضافه کنید.
I have a lot of memories with my friends.
من با دوستهام خاطرات زیادی دارم.
We have so many memories together.
ما با هم خاطرات خیلی زیادی داریم.
I have many happy memories of my grandparents.
خاطرات شاد زیادی از پدربزرگ و مادربزرگم دارم.
البته برای گفتن اینکه تجربههای زیادی در یک مکان داشتید، گاهی عبارت I Have a Lot of Memories of This Place طبیعیتره؛ یعنی خاطرات زیادی از این مکان دارم.
یادگاری به انگلیسی با خاطره چه تفاوتی داره؟
«خاطره» و «یادگاری» به هم مرتبط هستن، اما در انگلیسی معادل یکسانی ندارن. خاطره چیزییه که از گذشته در ذهنمون باقی مونده، ولی یادگاری معمولاً یک شیء یا وسیلهست که ما رو به یاد شخص، مکان یا اتفاقی میاندازه.
برای «خاطره» معمولاً از Memory و برای «یادگاری» از Keepsake یا Memento استفاده میشه.
This necklace is a keepsake from my grandmother.
این گردنبند یادگاری از مادربزرگمه.
I bought a small memento of my trip.
یه یادگاری کوچیک از سفرم خریدم.
This photo brings back so many memories.
این عکس خاطرات زیادی رو برام زنده میکنه.
Keepsake معمولاً به چیزی گفته میشه که به خاطر ارزش عاطفی نگهش میداریم. Memento هم به یادگاریای اشاره داره که شخص، مکان یا اتفاقی رو به یادمون میاره.
جملات کاربردی درباره خاطره به انگلیسی
اگه میخواید در مکالمههای روزمره راحتتر درباره خاطراتتون حرف بزنید، جملههای زیر رو یاد بگیرید. این عبارتها برای صحبت با دوستها، نوشتن کپشن عکس و تعریف کردن اتفاقهای گذشته کاربرد دارن.
| جمله انگلیسی | معنی فارسی |
|---|---|
| I remember that day. | اون روز رو یادمه. |
| I’ll never forget that moment. | اون لحظه رو هیچوقت فراموش نمیکنم. |
| That’s a beautiful memory. | این یه خاطره قشنگه. |
| Do you remember those days? | اون روزها رو یادت میاد؟ |
| I miss those times. | دلم برای اون روزها تنگ شده. |
| It brings back memories. | خاطرات رو زنده میکنه. |
| We had so much fun together. | ما با هم خیلی خوش گذروندیم. |
| Those were the good old days. | اون روزها، روزهای خوب گذشته بودن. |
| I’ll always remember you. | من همیشه تو رو به یاد خواهم داشت. |
| Let’s make more memories. | بیا خاطرات بیشتری بسازیم. |
| It’s a memory I’ll never forget. | این خاطرهایه که هیچوقت فراموشش نمیکنم. |
| I still remember it clearly. | هنوز هم بهخوبی یادمه. |
تفاوت Memory و Remember چیست؟
یکی از اشتباههای رایج زبانآموزها اینه که Memory و Remember رو به جای هم استفاده میکنن. این دو کلمه به هم مرتبط هستن، اما از نظر گرامری تفاوت دارن.
Memory اسم هست و معنی «خاطره» یا «حافظه» میده. در مقابل، Remember فعل هست و معنی «به یاد آوردن» یا «یادش بودن» داره.
I have a good memory of that day.
خاطره خوبی از اون روز دارم.
I remember that day very well.
اون روز رو خیلی خوب یادمه.
The memory makes me happy.
اون خاطره خوشحالم میکنه.
I remember you.
تو رو به یاد دارم.
پس اگه بخواید بگید «خاطره»، از Memory استفاده کنید و اگه بخواید بگید «یادم هست» یا «به یاد میآورم»، Remember انتخاب مناسبیه.
تفاوت Memory و Memories چیست؟
کلمه Memory حالت مفرد داره و به یک خاطره یا مفهوم حافظه اشاره میکنه. شکل جمع اون Memories هست که برای چند خاطره به کار میره.
A memory: یک خاطره
Two memories: دو خاطره
Many memories: خاطرات زیاد
I have a beautiful memory of that evening.
خاطره قشنگی از اون شب دارم.
I have many beautiful memories of that evening.
خاطرات قشنگ زیادی از اون شب دارم.
البته Memory همیشه به معنی یک خاطره مشخص نیست. مثلاً در جمله My memory is not very good، معنی کلمه «حافظه» است، نه خاطره.
My memory isn’t what it used to be.
حافظهام مثل قبل نیست.
ترکیبات رایج با Memory برای کپشن
اگه میخواید برای عکسهای قدیمی، عکس سفر یا تصاویر دوستانه کپشن انگلیسی بنویسید، عبارتهای کوتاه زیادی وجود دارن که میتونید ازشون استفاده کنید.
| کپشن انگلیسی | معنی فارسی |
|---|---|
| Beautiful memories | خاطرات قشنگ |
| Unforgettable moments | لحظههای فراموشنشدنی |
| Making memories | ساختن خاطرات |
| Memories for a lifetime | خاطراتی برای تمام عمر |
| Good times, great memories | روزهای خوب، خاطرات عالی |
| A moment to remember | لحظهای بهیادموندنی |
| Old but gold | قدیمی، اما ارزشمند |
| Forever in my memories | برای همیشه در خاطراتم |
| The good old days | روزهای خوب گذشته |
| Memories that last forever | خاطراتی که برای همیشه باقی میمونن |
برای عکسهای قدیمی میتونید از The Good Old Days استفاده کنید. این عبارت به روزهای خوب گذشته اشاره داره و معمولاً حس دلتنگی یا علاقه به گذشته رو منتقل میکنه.
برای عکس سفر هم Memories from an amazing trip مناسبه؛ یعنی خاطراتی از یک سفر فوقالعاده.
| ترکیب انگلیسی | معنی فارسی |
|---|---|
| Childhood memory | خاطره دوران کودکی |
| Favorite memory | خاطره موردعلاقه |
| Fond memory | خاطرهای که با علاقه به یاد میآریم |
| Vivid memory | خاطره واضح و زنده |
| Distant memory | خاطرهای از گذشته دور |
| Lasting memory | خاطره ماندگار |
| Shared memory | خاطره مشترک |
| Painful memory | خاطره دردناک |
| Happy memory | خاطره شاد |
| Unforgettable memory | خاطره فراموشنشدنی |
| Fading memory | خاطرهای که کمکم محو میشه |
| Precious memory | خاطره ارزشمند |
برای نمونه، Fond Memory زمانی کاربرد داره که اتفاقی رو با علاقه و احساس خوب به یاد میآرید.
I have fond memories of my school days.
خاطرات خوبی از دوران مدرسهام دارم.
عبارت Vivid Memory هم به خاطرهای اشاره میکنه که جزئیاتش هنوز بهوضوح در ذهن شما باقی مونده.
I have a vivid memory of my first day at school.
اولین روز مدرسهام رو خیلی واضح به یاد دارم.
جمعبندی؛ خاطره به انگلیسی
رایجترین معادل خاطره به انگلیسی Memory و شکل جمع اون Memories هست. البته بسته به منظورتون، میتونید از عبارتهای دیگهای هم استفاده کنید؛ مثلاً Sweet Memory برای خاطره شیرین، Painful Memory برای خاطره دردناک، Childhood Memories برای خاطرات دوران کودکی و Unforgettable Memory برای خاطره فراموشنشدنی.
اگه هم بخواید درباره ساختن خاطرات جدید حرف بزنید، عبارت Make Memories انتخاب مناسبیه. با یاد گرفتن این کلمهها و ترکیبهای کاربردی، راحتتر میتونید خاطرات، احساسات و تجربههای گذشتهتون رو به انگلیسی تعریف کنید.
سوالات متداول
۱. خاطره به انگلیسی چی میشه؟
رایجترین معادل خاطره در انگلیسی Memory هست. این کلمه برای صحبت درباره اتفاقها و تجربههای گذشته استفاده میشه.
۲. خاطرات به انگلیسی چی میشه؟
خاطرات در انگلیسی Memories گفته میشه. برای مثال، Childhood Memories یعنی خاطرات دوران کودکی.
۳. خاطره شیرین به انگلیسی چی میشه؟
برای گفتن خاطره شیرین میتونید از Sweet Memory استفاده کنید. عبارتهای Beautiful Memory و Wonderful Memory هم برای خاطره قشنگ و خاطره فوقالعاده کاربرد دارن.
۴. خاطرهانگیز به انگلیسی چی میشه؟
معادل رایج خاطرهانگیز، Memorable هست. برای مثال، A Memorable Day یعنی یک روز خاطرهانگیز.
۵. تفاوت Memory و Reminiscence چیست؟
Memory به معنی خاطره یا حافظهست و در مکالمههای روزمره کاربرد زیادی داره. Reminiscence بیشتر به یادآوری و مرور خاطرات گذشته اشاره میکنه و معمولاً رسمیتره.
منابع
