شکنجه به انگلیسی میشه Torture. این کلمه وقتی استفاده میشه که کسی عمداً با وارد کردن درد جسمی یا فشار روانی شدید، فرد دیگهای رو آزار بده؛ مثلاً برای گرفتن اعتراف، تنبیه کردن یا مجبور کردنش به انجام کاری.
Torture = شکنجه کردن / شکنجه
این کلمه هم بهعنوان اسم استفاده میشه و هم فعل. برای مثال، اگه بخواید بگید «او شکنجه شد»، میتونید از was tortured استفاده کنید. اما اگه منظورتون «شکنجه» بهعنوان یک عمل یا مفهوم باشه، معمولاً خود کلمه torture به کار میره.
Torture is a serious crime.
شکنجه یک جرم جدیه.
The prisoners were tortured.
زندانیها شکنجه شدند.
در ادامه، تفاوت Torture با کلمههایی مثل Abuse، Torment و Mistreatment رو میبینید و یاد میگیرید چطور از این واژه در جملههای انگلیسی استفاده کنید. در کنار یادگیری این لغت شما برای بهتر شدن مکالمه و روان صحبت کردن زبان انگلیسی میتونین به آموزش آنلاین مکالمه زبان انگلیسی سر بزنین.
مطالبی که در این محتوا خواهید خواند :
Toggle- شکنجه به انگلیسی چی میشه؟
- Torture اسم است یا فعل؟
- تفاوت Torture و Abuse چیست؟
- تفاوت Torture و Torment چیست؟
- تفاوت Torture و Mistreatment چیست؟
- شکنجه روانی به انگلیسی چی میشه؟
- شکنجه جسمی به انگلیسی چی میشه؟
- شکنجهگر به انگلیسی چی میشه؟
- شکنجهشده به انگلیسی چی میشه؟
- ترکیبات پرکاربرد با Torture
- جملات کاربردی با Torture
- تفاوت Torture، Abuse، Harassment و Violence
- جمعبندی
- سوالات متداول
شکنجه به انگلیسی چی میشه؟
رایجترین معادل انگلیسی «شکنجه»، کلمه Torture هست.
تلفظ این کلمه در انگلیسی آمریکایی معمولاً به شکل /ˈtɔːrtʃər/ و در انگلیسی بریتانیایی به شکل /ˈtɔːtʃə/ نوشته میشه. تلفظ تقریبی اون برای فارسیزبانها «تورتشِر» هست.
چند مثال ساده:
Torture is illegal under international law.
شکنجه طبق قوانین بینالمللی غیرقانونیه.
He spoke about the torture he had experienced.
او درباره شکنجهای که تجربه کرده بود صحبت کرد.
They accused him of torture.
اون رو به شکنجه متهم کردند.
نکته مهم اینه که Torture فقط به آسیب جسمی اشاره نمیکنه. این کلمه میتونه شکنجه روانی رو هم شامل بشه؛ یعنی موقعیتی که فرد عمداً در معرض رنج روانی شدید قرار میگیره.
Torture اسم است یا فعل؟
Torture هم اسم محسوب میشه و هم فعل. معنی دقیقش رو باید از ساختار جمله تشخیص بدید.
Torture بهعنوان اسم
وقتی درباره خودِ شکنجه صحبت میکنیم، از این کلمه بهعنوان اسم استفاده میکنیم.
Torture is a violation of human rights.
شکنجه نقض حقوق بشره.
The report describes the use of torture.
این گزارش استفاده از شکنجه رو توصیف میکنه.
Torture بهعنوان فعل
وقتی منظورمون «شکنجه کردن» باشه، Torture نقش فعل رو داره.
They tortured the prisoners.
اونها زندانیها رو شکنجه کردند.
He was tortured for information.
او برای گرفتن اطلاعات شکنجه شد.
شکلهای پرکاربرد این فعل رو هم بهتره بشناسید:
| شکل کلمه | کاربرد |
|---|---|
| Torture | شکل ساده فعل یا اسم |
| Tortures | شکل سومشخص مفرد در زمان حال |
| Tortured | گذشته و شکل سوم فعل |
| Torturing | شکل ing فعل |
مثلاً:
The soldiers tortured the captives.
سربازها اسیرها رو شکنجه کردند.
He was tortured for several days.
او چند روز شکنجه شد.
تفاوت Torture و Abuse چیست؟
Torture و Abuse هر دو میتونن به آزار و آسیب زدن اشاره کنن، اما معنیشون دقیقاً یکی نیست.
Torture معمولاً به وارد کردن عمدی درد یا رنج شدید جسمی یا روانی اشاره داره.
Abuse معنی گستردهتری داره و برای انواع سوءاستفاده و آزار، از جمله آزار جسمی، روانی، جنسی یا سوءاستفاده از قدرت استفاده میشه.
مثلاً:
The prisoners suffered torture.
زندانیها شکنجه شدند.
The child suffered emotional abuse.
کودک مورد آزار عاطفی قرار گرفت.
پس اگه منظورتون مشخصاً «شکنجه» باشه، Torture انتخاب دقیقتریه. اما برای «آزار و اذیت» یا «سوءاستفاده»، باید با توجه به موقعیت از Abuse یا واژههای دیگه استفاده کنید.
تفاوت Torture و Torment چیست؟
کلمه Torment به معنی عذاب دادن یا رنج شدید ایجاد کردنه. این واژه میتونه برای رنج روانی، نگرانی یا عذاب عاطفی هم به کار بره.
در مقابل، Torture معمولاً معنای جدیتر و مشخصتری داره و در متنهای حقوقی، سیاسی و خبری زیاد دیده میشه.
The memories continued to torment him.
خاطرات همچنان عذابش میدادند.
The prisoners were tortured.
زندانیها شکنجه شدند.
اگه درباره عذاب روحی یا فکری صحبت میکنید، Torment ممکنه مناسبتر باشه. اما وقتی صحبت از شکنجه بهعنوان یک عمل مشخصه، معمولاً Torture دقیقتره.
تفاوت Torture و Mistreatment چیست؟
Mistreatment یعنی بدرفتاری با یک فرد یا گروه. این واژه از Torture گستردهتره و لزوماً به معنی شکنجه شدید نیست.
برای مثال، رفتار ناعادلانه با یک کارمند، بدرفتاری با یک کودک یا برخورد نامناسب با یک بیمار ممکنه با واژه Mistreatment توصیف بشه.
The report documented the mistreatment of prisoners.
این گزارش بدرفتاری با زندانیها رو ثبت کرد.
The prisoners reported torture and mistreatment.
زندانیها از شکنجه و بدرفتاری گزارش دادند.
در این جمله، استفاده از هر دو کلمه نشون میده که منظور هم شکنجه بوده و هم شکلهای دیگه بدرفتاری.
شکنجه روانی به انگلیسی چی میشه؟
برای گفتن «شکنجه روانی» میتونید از عبارت Psychological torture استفاده کنید.
این عبارت به وارد کردن عمدی رنج روانی شدید اشاره داره. بسته به متن، ممکنه با Mental torture هم روبهرو بشید، اما Psychological torture در متنهای رسمی و تخصصی انتخاب دقیقتریه.
Psychological torture can cause long-term harm.
شکنجه روانی میتونه آسیبهای بلندمدت ایجاد کنه.
The report discusses psychological torture.
این گزارش درباره شکنجه روانی صحبت میکنه.
برای «آزار روانی» هم میتونید از Psychological abuse یا Emotional abuse استفاده کنید. این دو عبارت با شکنجه روانی ارتباط دارن، اما لزوماً معنی یکسانی ندارن.
شکنجه جسمی به انگلیسی چی میشه؟
«شکنجه جسمی» به انگلیسی میشه Physical torture.
این عبارت به شکنجهای اشاره داره که با وارد کردن درد یا آسیب جسمی همراهه.
The victim reported physical torture.
قربانی از شکنجه جسمی گزارش داد.
Physical torture can cause serious injuries.
شکنجه جسمی میتونه باعث آسیبهای جدی بشه.
توجه کنید که Physical abuse هم به معنی آزار جسمیه، اما الزاماً به شکنجه شدید اشاره نمیکنه. بنابراین در ترجمه باید ببینید متن اصلی دقیقاً چه مفهومی رو بیان میکنه.
شکنجهگر به انگلیسی چی میشه؟
برای گفتن «شکنجهگر» معمولاً از Torturer استفاده میکنیم.
The torturer was brought to justice.
شکنجهگر به دست عدالت سپرده شد.
The victim identified the torturer.
قربانی شکنجهگر رو شناسایی کرد.
در متنهای رسمی ممکنه بهجای این کلمه از عبارتهایی مثل the person responsible for the torture هم استفاده بشه؛ یعنی «فرد مسئول شکنجه».
شکنجهشده به انگلیسی چی میشه؟
برای اشاره به فردی که شکنجه شده، میتونید از Tortured بهعنوان صفت استفاده کنید یا عبارت a victim of torture رو به کار ببرید.
He was a victim of torture.
او قربانی شکنجه بود.
The tortured prisoner needed medical care.
زندانی شکنجهشده به مراقبت پزشکی نیاز داشت.
عبارت Torture victim هم به معنی «قربانی شکنجه» است و در گزارشهای خبری و متنهای حقوق بشری کاربرد داره.
ترکیبات پرکاربرد با Torture
برای اینکه بتونید این کلمه رو در متنهای مختلف بهتر تشخیص بدید، این ترکیبها رو ببینید:
| عبارت انگلیسی | معنی فارسی |
|---|---|
| Physical torture | شکنجه جسمی |
| Psychological torture | شکنجه روانی |
| Mental torture | شکنجه ذهنی یا روانی |
| Torture victim | قربانی شکنجه |
| Torture chamber | اتاق شکنجه |
| Torture methods | روشهای شکنجه |
| Torture allegations | اتهامهای مربوط به شکنجه |
| Torture survivor | فردی که شکنجه رو پشت سر گذاشته |
| Prohibition of torture | ممنوعیت شکنجه |
| To be tortured | شکنجه شدن |
| To torture someone | کسی رو شکنجه کردن |
مثلاً:
The organization works to prevent torture.
این سازمان برای جلوگیری از شکنجه فعالیت میکنه.
The investigation focused on allegations of torture.
این تحقیق روی اتهامهای مربوط به شکنجه تمرکز داشت.
جملات کاربردی با Torture
این جملهها کمک میکنن معنی کلمه رو در موقعیتهای واقعی بهتر متوجه بشید:
Torture is a violation of human rights.
شکنجه نقض حقوق بشره.
The government denied the allegations of torture.
دولت اتهامهای مربوط به شکنجه رو رد کرد.
The victim described the torture in detail.
قربانی شکنجه رو با جزئیات توصیف کرد.
International law prohibits torture.
قوانین بینالمللی شکنجه رو ممنوع میکنن.
The report called for an investigation into the torture allegations.
این گزارش خواستار بررسی اتهامهای مربوط به شکنجه شد.
He was accused of torturing prisoners.
او به شکنجه کردن زندانیها متهم شد.
این جملهها بیشتر در متنهای خبری، حقوقی و اجتماعی کاربرد دارن. در مکالمههای روزمره، ممکنه کمتر به این واژه نیاز پیدا کنید، اما شناختنش برای فهم اخبار و متون انگلیسی مهمه.
تفاوت Torture، Abuse، Harassment و Violence
این چهار کلمه گاهی در ترجمه فارسی به هم نزدیک میشن، اما نمیتونید همیشه بهجای هم ازشون استفاده کنید.
| کلمه | معنی اصلی | کاربرد |
|---|---|---|
| Torture | شکنجه | وارد کردن عمدی رنج شدید |
| Abuse | آزار یا سوءاستفاده | آزار جسمی، روانی یا سوءاستفاده از قدرت |
| Harassment | آزار و اذیت | رفتار آزاردهنده یا تکرارشونده، از جمله در محیط کار |
| Violence | خشونت | استفاده از زور یا رفتار خشونتآمیز |
مثلاً Workplace harassment یعنی آزار و اذیت در محیط کار، در حالی که Physical violence به خشونت جسمی اشاره داره.
اگه در متن با شکنجه مشخص و عمدی روبهرو هستید، Torture معمولاً مناسبترین معادله. برای موارد دیگه باید نوع رفتار و شدت اون رو در نظر بگیرید.
جمعبندی
شکنجه به انگلیسی معمولاً Torture گفته میشه. این کلمه برای توصیف آزار شدید جسمی یا روانی با هدفهایی مثل گرفتن اعتراف، تنبیه یا ایجاد ترس به کار میره. برای بیان مفهومهای نزدیک هم میتونید از واژههایی مثل Abuse به معنی آزار و Cruelty به معنی بیرحمی استفاده کنید؛ البته این کلمات دقیقاً هممعنی نیستن. شناخت تفاوت این واژهها و کاربردشون در جمله کمک میکنه منظور خودتون رو در انگلیسی دقیقتر بیان کنید.
سوالات متداول
۱. شکنجه به انگلیسی چی میشه؟
شکنجه به انگلیسی Torture میشه. این کلمه هم اسم و هم فعل هست و میتونه به شکنجه یا شکنجه کردن اشاره کنه.
۲. شکنجهگر به انگلیسی چی میشه؟
شکنجهگر به انگلیسی Torturer گفته میشه.
۳. شکنجه روانی به انگلیسی چی میشه؟
معادل رایج شکنجه روانی Psychological torture هست.
۴. تفاوت Torture و Abuse چیست؟
Torture به شکنجه و وارد کردن رنج شدید اشاره داره؛ اما Abuse معنی گستردهتری داره و انواع آزار یا سوءاستفاده رو شامل میشه.
۵. شکنجهشده به انگلیسی چی میشه؟
برای «شکنجهشده» میتونید از Tortured و برای «قربانی شکنجه» از Torture victim یا Victim of torture استفاده کنید.
منابع
