...

بیدار شدن به آلمانی؛ معنی، تلفظ و کاربرد

بیدار شدن به آلمانی

اگه بخواید «بیدار شدن» رو به آلمانی بگید، یکی از مهم‌ترین کلماتی که باید یاد بگیرید aufwachen هست. این فعل زمانی استفاده میشه که کسی از خواب بیدار میشه؛ مثلاً وقتی می‌گید «صبح ساعت هفت بیدار میشم» یا «امروز دیر بیدار شدم».

aufwachen = بیدار شدن

البته در آلمانی یک فعل دیگه هم داریم که خیلی نزدیک به این مفهومه:

aufstehen = از خواب یا رختخواب بلند شدن

این دو تا یکی نیستن. ممکنه اول بیدار بشید، ولی چند دقیقه همچنان توی تخت بمونید و بعد از جا بلند بشید. بنابراین aufwachen بیشتر روی خودِ بیدار شدن تمرکز داره و aufstehen روی بلند شدن از تخت یا شروع کردن روز.

اگر قصد دارید نمره آزمون گوته خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین زبان آلمانی می‌تواند به شما در تقویت مهارت‌های زبان آلمانی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.

بیدار شدن به آلمانی چی میشه؟

«بیدار شدن» به آلمانی میشه:

aufwachen

مثلاً:

Ich wache jeden Morgen um sieben Uhr auf
من هر روز صبح ساعت هفت بیدار می‌شم.

Ich bin heute früh aufgewacht
امروز صبح زود بیدار شدم.

Wann wachst du normalerweise auf
معمولاً چه ساعتی بیدار می‌شی؟

فعل aufwachen یک فعل جداشدنیه و همین موضوع باعث میشه شکلش در جمله کمی متفاوت از شکل اصلیش دیده بشه.

بیدار شدن به آلمانی

فعل aufwachen یعنی چی؟

aufwachen یعنی «بیدار شدن از خواب».

ساختار اصلی این فعله:

auf + wachen

در مصدر، این دو بخش کنار هم نوشته میشن:

aufwachen

اما در بعضی جمله‌ها، بخش auf از فعل جدا میشه و به انتهای جمله میره.

مثلاً:

Ich wache um 7 Uhr auf.
من ساعت ۷ بیدار می‌شم.

اینجا فعل در اصل aufwachen بوده، ولی در جمله به شکل wache … auf دیده میشه.

تلفظ aufwachen

تلفظ aufwachen تقریباً به شکل زیره:

/ˈaʊfˌvaxn̩/

برای فارسی‌زبان‌ها میشه خیلی تقریبی گفت:

آوف‌واخِن

البته صدای ch در wachen دقیقاً معادل «خ» فارسی نیست و بهتره تلفظش رو با نمونه صوتی تمرین کنید.

فرق aufwachen و aufstehen

این یکی از مهم‌ترین نکته‌ها درباره «بیدار شدن» در آلمانیه.

aufwachen = بیدار شدن

aufstehen = از تخت یا رختخواب بلند شدن

مثلاً:

Ich wache um 7 Uhr auf
ساعت ۷ بیدار می‌شم.

ولی:

Ich stehe um 7:15 Uhr auf
ساعت ۷:۱۵ از تخت بلند می‌شم.

یعنی ممکنه ساعت ۷ بیدار بشید، ولی تا ۷:۱۵ توی تخت بمونید.

برای همین اگر منظورتون دقیقاً «از خواب بیدار شدن» باشه، aufwachen انتخاب مناسبیه.

عبارت های کاربردی درمکالمه روزمره

«من بیدار می‌شوم» به آلمانی

برای گفتن «من بیدار می‌شوم»:

Ich wache auf.

این جمله از فعل aufwachen ساخته شده.

مثلاً:

Ich wache jeden Tag früh auf
من هر روز زود بیدار می‌شم.

Ich wache normalerweise um sechs Uhr auf
من معمولاً ساعت شش بیدار می‌شم.

Am Wochenende wache ich später auf
آخر هفته‌ها دیرتر بیدار می‌شم.

«صبح بیدار شدن» به آلمانی

برای گفتن «صبح بیدار شدن» می‌تونید از ترکیب‌های مختلف استفاده کنید.

مثلاً:

Ich wache morgens früh auf
من صبح‌ها زود بیدار می‌شم.

morgens یعنی «صبح‌ها / در صبح» و وقتی درباره یک عادت یا اتفاق تکراری حرف می‌زنیم، خیلی کاربردیه.

مثلاً

Ich trinke morgens Kaffee
من صبح‌ها قهوه می‌خورم.

Ich wache morgens um sieben auf
من صبح‌ها ساعت هفت بیدار می‌شم.

«امروز صبح بیدار شدم» به آلمانی

برای یک اتفاقی که در گذشته افتاده، می‌تونید بگید:

Ich bin heute Morgen aufgewacht
امروز صبح بیدار شدم.

فعل aufwachen در زمان گذشته معمولاً با sein ساخته میشه.

ساختار:

sein + aufgewacht

مثلاً:

Ich bin früh aufgewacht
زود بیدار شدم.

Ich bin um sechs Uhr aufgewacht
ساعت شش بیدار شدم.

Ich bin heute sehr spät aufgewacht
امروز خیلی دیر بیدار شدم.

«دیر بیدار شدن» به آلمانی

«دیر بیدار شدن» میشه:

spät aufwachen

مثلاً

Ich wache am Wochenende spät auf
آخر هفته‌ها دیر بیدار می‌شم.

برای گذشته:

Ich bin heute spät aufgewacht
امروز دیر بیدار شدم.

اگر منظورتون «خواب موندم» باشه، یک عبارت دیگه هم خیلی کاربردیه:

verschlafen = خواب ماندن / از خواب ماندن

مثلاً:

Ich habe verschlafen
خواب موندم.

این جمله با «دیر بیدار شدن» کمی فرق داره. spät aufwachen فقط میگه دیر بیدار شدید، ولی verschlafen معمولاً این حس رو داره که به خاطر خواب موندن از زمان موردنظر عقب افتادید.

«زود بیدار شدن» به آلمانی

برای «زود بیدار شدن»:

früh aufwachen

مثلاً:

Ich wache jeden Morgen früh auf
من هر روز صبح زود بیدار می‌شم.

Heute bin ich sehr früh aufgewacht
امروز خیلی زود بیدار شدم.

اگر بخواید بگید «من آدم صبح زودی هستم»، می‌تونید جمله رو طبیعی‌تر بسازید:

Ich stehe gerne früh auf
من دوست دارم صبح زود از خواب بیدار بشم و از تخت بلند شم.

اگر قصد دارید نمره آیلتس خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین آیلتس می‌تواند به شما در تقویت مهارت‌های زبان انگلیسی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.

«چه ساعتی بیدار میشی؟» به آلمانی

یکی از جمله‌های خیلی کاربردی:

Wann wachst du auf
چه ساعتی بیدار می‌شی؟

اگه بخواید دقیق‌تر درباره ساعت بپرسید:

Um wie viel Uhr wachst du auf
ساعت چند بیدار می‌شی؟

جواب:

Ich wache um sieben Uhr auf
ساعت هفت بیدار می‌شم.

یا:

Ich wache normalerweise um sechs Uhr auf
من معمولاً ساعت شش بیدار می‌شم.

«من تازه بیدار شدم» به آلمانی

برای گفتن «تازه بیدار شدم»:

Ich bin gerade aufgewacht

یعنی:

تازه بیدار شدم.

کلمه gerade در این جمله معنی «همین الان / تازه» میده.

مثلاً اگر دوستتون صبح بهتون پیام بده و شما تازه از خواب بیدار شده باشید، می‌تونید بگید:

Ich bin gerade aufgewacht
تازه بیدار شدم.

«هنوز بیدار نشدم» به آلمانی

اگر بخواید بگید «هنوز بیدار نشدم»، بسته به منظورتون جمله فرق می‌کنه.

برای کسی که هنوز خوابیده:

Ich bin noch nicht aufgewacht
هنوز بیدار نشدم.

اما اگر خودتون بیدارید و منظورتون اینه که «هنوز از تخت بلند نشدم»، بهتره بگید:

Ich bin noch nicht aufgestanden
هنوز از تخت بلند نشدم.

این تفاوت خیلی مهمه؛ چون aufgewacht به بیدار شدن اشاره داره و aufgestanden به بلند شدن.

«بیدارم کن» به آلمانی

برای گفتن «بیدارم کن»:

Weck mich auf!

این جمله از فعل aufwecken میاد.

aufwecken = کسی را بیدار کردن

مثلاً:

Weck mich bitte um sieben Uhr auf
لطفاً ساعت هفت بیدارم کن.

یا:

Kannst du mich morgen früh wecken
می‌تونی فردا صبح منو بیدار کنی؟

«با صدای زنگ بیدار شدن» به آلمانی

اگر بخواید بگید «با صدای زنگ بیدار شدم»:

Ich bin vom Wecker aufgewacht
با صدای زنگ ساعت بیدار شدم.

der Wecker یعنی «ساعت زنگ‌دار / زنگ ساعت».

مثلاً:

Mein Wecker klingelt um sieben Uhr
ساعت زنگ‌دار من ساعت هفت زنگ می‌زنه.

Ich wache jeden Morgen mit meinem Wecker auf
من هر روز صبح با زنگ ساعتم بیدار می‌شم.

«زنگ ساعت منو بیدار کرد» به آلمانی

برای این جمله:

Mein Wecker hat mich geweckt
زنگ ساعتم منو بیدار کرد.

اینجا از wecken استفاده شده، چون زنگ ساعت باعث بیدار شدن شما شده.

wecken = بیدار کردن

«بیدار شدن از خواب» به آلمانی

در بیشتر موقعیت‌ها همون aufwachen کاملاً طبیعیه.

مثلاً:

Ich bin aus einem tiefen Schlaf aufgewacht
از یک خواب عمیق بیدار شدم.

aus dem Schlaf aufwachen یعنی «از خواب بیدار شدن».

ولی در مکالمه روزمره معمولاً لازم نیست جمله رو پیچیده کنید و aufwachen به‌تنهایی کاملاً کافیه.

«من صبح‌ها دیر بیدار می‌شوم»

Ich wache morgens spät auf

یعنی:

من صبح‌ها دیر بیدار می‌شم.

اگر درباره آخر هفته صحبت کنید:

Am Wochenende wache ich spät auf
آخر هفته‌ها دیر بیدار می‌شم.

«امروز دیر بیدار شدم»

Ich bin heute spät aufgewacht

یعنی:

امروز دیر بیدار شدم.

اگر به خاطر این موضوع از چیزی عقب افتادید، می‌تونید از verschlafen استفاده کنید:

Ich habe verschlafen
خواب موندم.

مثلاً:

Ich habe verschlafen und bin zu spät zur Arbeit gekommen
خواب موندم و دیر به سر کار رسیدم.

«نصف شب بیدار شدم» به آلمانی

Ich bin mitten in der Nacht aufgewacht

یعنی:

نصف شب بیدار شدم.

mitten in der Nacht یعنی «در وسط شب / نصف شب».

مثلاً:

Ich bin mitten in der Nacht aufgewacht und konnte nicht wieder einschlafen
نصف شب بیدار شدم و دیگه نتونستم دوباره بخوابم.

«دوباره خوابم برد» به آلمانی

اگر بعد از بیدار شدن دوباره خوابیدید، می‌تونید از wieder einschlafen استفاده کنید.

einschlafen = به خواب رفتن

مثلاً:

Ich bin wieder eingeschlafen
دوباره خوابم برد.

یا:

Ich bin aufgewacht, aber ich bin sofort wieder eingeschlafen
بیدار شدم، ولی بلافاصله دوباره خوابم برد.

این فعل در کنار aufwachen خیلی کاربردیه، چون درباره خواب معمولاً این دو اتفاق پشت سر هم میان.

فرق aufwachen و aufwecken

این دو فعل فقط یک تفاوت کوچک در ظاهر دارن، ولی معنی‌شون فرق می‌کنه.

aufwachen = بیدار شدن

Ich wache auf
من بیدار می‌شم.

aufwecken = بیدار کردن

Ich wecke dich auf
من تو رو بیدار می‌کنم.

پس:

خودم بیدار می‌شم → aufwachen

یک نفر دیگه رو بیدار می‌کنم → aufwecken

اگر می‌خواهید مکالمه انگلیسی را اصولی و کاربردی یاد بگیرید، شرکت در کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی می‌تواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند.

مثال های رایج با aufwachen

برای اینکه کاربرد این فعل بهتر جا بیفته، این جمله‌ها رو ببینید:

Ich wache früh auf
من زود بیدار می‌شم.

Ich wache spät auf
من دیر بیدار می‌شم.

Ich wache jeden Morgen um sieben auf
من هر روز صبح ساعت هفت بیدار می‌شم.

Wann wachst du auf
کی بیدار می‌شی؟

Ich bin gerade aufgewacht
تازه بیدار شدم.

Ich bin früh aufgewacht
زود بیدار شدم.

Ich bin mitten in der Nacht aufgewacht
نصف شب بیدار شدم.

Ich bin wegen des Lärms aufgewacht
به خاطر سر و صدا بیدار شدم.

Ich bin plötzlich aufgewacht
ناگهان بیدار شدم.

Ich wache nicht gerne früh auf
من دوست ندارم زود بیدار بشم.

واژه‌های مرتبط با بیدار شدن

چند کلمه مهم دیگه هم هست که دانستن‌شون باعث میشه راحت‌تر درباره خواب و بیدار شدن حرف بزنید:

آلمانی معنی فارسی
aufwachen بیدار شدن
aufwecken بیدار کردن
wecken بیدار کردن
aufstehen از جا / تخت بلند شدن
einschlafen به خواب رفتن
der Schlaf خواب
schlafen خوابیدن
der Wecker زنگ ساعت
klingeln زنگ زدن
morgens صبح‌ها
früh زود
spät دیر
gerade همین الان / تازه
verschlafen خواب ماندن

بیدار شدن به آلمانی در یک نگاه

اگر بخوایم همه نکته‌ها رو خیلی خلاصه کنار هم بذاریم:

aufwachen = بیدار شدن

aufwecken = بیدار کردن

aufstehen = از تخت بلند شدن

einschlafen = خوابیدن / به خواب رفتن

verschlafen = خواب ماندن

مثلاً:

Ich wache um sieben Uhr auf
ساعت هفت بیدار می‌شم.

Meine Mutter weckt mich um sieben Uhr auf
مادرم ساعت هفت منو بیدار می‌کنه.

Ich stehe um halb acht auf
ساعت هفت و نیم از تخت بلند می‌شم.

Ich schlafe um elf Uhr ein
ساعت یازده خوابم می‌بره.

Ich habe verschlafen
خواب موندم.

جمع‌بندی

برای «بیدار شدن» در آلمانی، اصلی‌ترین فعلی که باید یاد بگیرید aufwachen هست. این فعل رو وقتی به کار می‌برید که منظورتون خودِ بیدار شدن از خواب باشه.

اگر بخواید بگید «هر روز ساعت هفت بیدار می‌شم»، می‌گید:

Ich wache jeden Tag um sieben Uhr auf

اگر بگید «تازه بیدار شدم»:

Ich bin gerade aufgewacht

و اگر منظورتون «هنوز از تخت بلند نشدم» باشه، باید از aufstehen استفاده کنید، نه aufwachen.

در کنار این‌ها، aufwecken برای «بیدار کردن»، einschlafen برای «به خواب رفتن» و verschlafen برای «خواب ماندن» به کار میرن. با یاد گرفتن همین چند فعل، می‌تونید بخش زیادی از مکالمه‌های روزمره درباره خواب، صبح و شروع روز رو به آلمانی بیان کنید.

سوالات متداول

1.بیدار شدن به آلمانی چی میشه؟

«بیدار شدن» به آلمانی aufwachen میشه.

2.بیدار شدم به آلمانی چی میشه؟

برای گفتن «بیدار شدم» می‌تونید بگید:

Ich bin aufgewacht

3.چه ساعتی بیدار میشی به آلمانی چی میشه؟

Wann wachst du auf

یعنی «چه ساعتی بیدار می‌شی؟» یا «کی بیدار می‌شی؟».

4.بیدارم کن به آلمانی چی میشه؟

Weck mich auf

و اگر بخواید مؤدبانه‌تر بگید:

Weck mich bitte auf

یعنی «لطفاً بیدارم کن».

5.فرق aufwachen و aufstehen چیه؟

aufwachen یعنی از خواب بیدار شدن، اما aufstehen یعنی از تخت یا جای خود بلند شدن. ممکنه اول بیدار بشید و چند دقیقه بعد از تخت بلند بشید.

منابع

5/5 - (1 امتیاز)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *