اگه بخواید رنگ «سفید» رو به انگلیسی بگید، کلمهای که دنبالش هستید White هست. این کلمه یکی از رنگهای پایه در انگلیسیه و برای چیزهایی مثل لباس، دیوار، ماشین، گل، مو و هر چیزی که رنگ سفید داشته باشه استفاده میشه. کمبریج هم White رو رنگی شبیه برف، شیر یا استخوان معرفی میکنه.
مثلاً خیلی ساده میتونید بگید:
I have a white shirt
من یه پیراهن سفید دارم.
یا:
The walls are white
دیوارها سفید هستن.
تلفظ White هم /waɪt/ هست؛ یعنی اون صدای کشیدهی «آی» وسط کلمه رو باید واضح بگید.
اما White فقط برای اسم رنگ نیست. توی انگلیسی ترکیبهای زیادی با این کلمه وجود داره؛ مثلاً white coffee، white chocolate، white bread، white hair و white dress. بعضی وقتها هم white بهعنوان اسم استفاده میشه، نه صفت.
اگر میخواهید مکالمه انگلیسی را اصولی و کاربردی یاد بگیرید، شرکت در کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی میتواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند.
مطالبی که در این محتوا خواهید خواند :
Toggleسفید به انگلیسی چی میشه؟
«سفید» به انگلیسی White میشه.
این کلمه وقتی قبل از یک اسم میاد، اون اسم رو از نظر رنگ توصیف میکنه.
مثلاً:
A white car
یک ماشین سفید
A white dress
یک لباس سفید
White shoes
کفشهای سفید
White flowers
گلهای سفید
White walls
دیوارهای سفید
A white bag
یک کیف سفید
در واقع هر وقت بخواید بگید چیزی سفیدرنگه، معمولاً White یکی از اولین کلمههایی هست که بهش نیاز دارید.
تلفظ سفید به انگلیسی
تلفظ White اینه:
/waɪt/
این کلمه یک بخش داره و صدای اصلیش همون ai هست که در کلماتی مثل time و like هم میشنوید.
فقط حواستون باشه White رو با صدای «وایت» نزدیک به تلفظ اصلی بگید، نه اینکه صدای اولش رو خیلی پررنگ و کشیده کنید.
White صفت است یا اسم؟
White میتونه هم صفت باشه و هم اسم.
وقتی صفت باشه، رنگ یک چیز رو توصیف میکنه:
She has a white dress
اون یه لباس سفید داره.
اینجا White داره Dress رو توصیف میکنه.
ولی وقتی اسم باشه، خودِ رنگ سفید رو منظور داریم:
I like white
من رنگ سفید رو دوست دارم.
یا:
She was dressed in white
اون لباس سفید پوشیده بود.
در کاربرد اسمی، White به خود رنگ اشاره میکنه. کمبریج و آکسفورد هر دو این کاربرد رو برای White ثبت کردهاند.
سفید روشن و سفید خالص به انگلیسی
همه سفیدها دقیقاً یک رنگ نیستن. برای همین توی انگلیسی هم ترکیبهایی داریم که شدت یا نوع سفید رو مشخص میکنن.
Pure white
Pure white یعنی سفید خالص.
The walls are pure white
دیوارها سفید خالص هستن.
Bright white
Bright white یعنی سفید روشن و درخشان.
She was wearing a bright white shirt
اون یه پیراهن سفید روشن پوشیده بود.
Off-white
اگه رنگ کاملاً سفید نباشه و کمی به کرم، خاکستری یا رنگهای نزدیک بزنه، Off-white استفاده میشه.
The walls are off-white
دیوارها سفید مایل به کرم هستن.
این کلمه مخصوصاً در دکوراسیون، لباس و طراحی داخلی زیاد به کار میره.
سفید یخی به انگلیسی
برای «سفید یخی» بسته به چیزی که توصیف میکنید، عبارتهایی مثل Ice white یا Icy white دیده میشه.
She chose an icy white color for the room
اون برای اتاق یه رنگ سفید یخی انتخاب کرد.
البته برای مکالمه معمولی لازم نیست همیشه دنبال یک ترکیب خیلی دقیق باشید. اگه فقط منظورتون «سفید» باشه، همون White کاملاً کافیه.
ترکیب های کاربردی با White
سفید برفی به انگلیسی
«سفید برفی» معمولاً Snow white نوشته میشه.
The mountains looked snow-white
کوهها سفید برفی به نظر میرسیدن.
همچنین عبارت as white as snow هم خیلی معروفه و معنی «به سفیدی برف» میده.
Her dress was as white as snow
لباسش به سفیدی برف بود.
آکسفورد هم ترکیب as white as snow رو در فهرست عبارتهای مرتبط با White آورده.
لباس سفید به انگلیسی
برای گفتن «لباس سفید»، بسته به نوع لباس فقط کافیه White رو قبل از اسم لباس بیارید.
White dress
لباس سفید
White shirt
پیراهن سفید
White T-shirt
تیشرت سفید
White pants
شلوار سفید
White jacket
کت سفید
White shoes
کفشهای سفید
مثلاً:
I bought a white dress for the party
برای مهمونی یه لباس سفید خریدم.
He was wearing a white shirt
اون یه پیراهن سفید پوشیده بود.
ماشین سفید به انگلیسی
برای «ماشین سفید» میگیم:
White car
مثلاً:
She has a white car
اون یه ماشین سفید داره.
I saw a white car outside
یه ماشین سفید بیرون دیدم.
My dream car is white
ماشین رویایی من سفیده.
همین ساختار برای وسایل دیگه هم استفاده میشه و چیز پیچیدهای نداره:
White phone = گوشی سفید
White laptop = لپتاپ سفید
White table = میز سفید
White chair = صندلی سفید
موهای سفید به انگلیسی
برای «موی سفید» یا «موهای سفید» میتونید از White hair استفاده کنید.
She has white hair
اون موهای سفیدی داره.
His hair is turning white
موهاش داره سفید میشه.
Her hair was completely white
موهاش کاملاً سفید بود.
البته Gray hair هم خیلی رایجه، مخصوصاً وقتی منظور موهایی باشه که در اثر بالا رفتن سن خاکستری یا سفید شدهاند.
پس همیشه لازم نیست هر موی سفیدشدهای رو White hair ترجمه کنید؛ انتخاب بین white و gray به رنگ و موقعیتی که توصیف میکنید بستگی داره.
پوست سفید به انگلیسی
وقتی درباره رنگ پوست صحبت میکنید، White کاربرد متفاوتی پیدا میکنه و ممکنه به هویت نژادی یا قومی اشاره داشته باشه، نه صرفاً یک توصیف ساده از رنگ پوست. دیکشنریهای کمبریج و آکسفورد این کاربرد رو جداگانه ثبت کردهاند.
بنابراین اگه فقط منظورتون اینه که «پوستش خیلی رنگپریده شده»، بهتره از عبارتهایی مثل pale استفاده کنید.
She looks pale
به نظر میاد رنگش پریده.
مثلاً وقتی کسی به خاطر بیماری یا شوک رنگ صورتش میپره، Pale معمولاً انتخاب طبیعیتریه.
سفید شدن به انگلیسی
برای «سفید شدن» بسته به موقعیت میتونید از Turn white یا Whiten استفاده کنید.
مثلاً:
His hair is turning white
موهاش داره سفید میشه.
The walls turned white after we painted them
بعد از اینکه دیوارها رو رنگ کردیم، سفید شدن.
Whiten هم یعنی سفید کردن یا سفیدتر کردن.
This toothpaste helps whiten your teeth
این خمیردندون به سفیدتر شدن دندونها کمک میکنه.
نان سفید به انگلیسی
یکی از ترکیبهای خیلی رایج با White، عبارت White bread هست.
White bread
نان سفید
مثلاً:
I usually eat white bread for breakfast
من معمولاً برای صبحونه نان سفید میخورم.
کمبریج هم white bread رو بهعنوان یکی از ترکیبهای رایج این کلمه آورده.
ترکیبهای مشابه:
White rice
برنج سفید
White sugar
شکر سفید
White flour
آرد سفید
White chocolate
شکلات سفید
White wine
شراب سفید
این نکته جالبه که بعضی از این مواد غذایی حتی ممکنه کاملاً سفید نباشن، ولی در انگلیسی با White نامگذاری میشن. کمبریج هم به همین کاربرد برای محصولات غذایی و نوشیدنی اشاره کرده.
سفیده تخم مرغ به انگلیسی
اگه منظورتون «سفیده تخممرغ» باشه، فقط گفتن White egg درست نیست.
عبارت درست:
Egg white
سفیده تخممرغ
مثلاً:
Separate the egg white from the yolk
سفیده تخممرغ رو از زرده جدا کن.
I need two egg whites
دو تا سفیده تخممرغ لازم دارم.
در اینجا White بخشی از ترکیب Egg white هست و معنی «سفیده» میده. این کاربرد در کمبریج و آکسفورد هم ثبت شده.
قهوه سفید به انگلیسی
White coffee میتونه به قهوهای اشاره کنه که بهش شیر یا خامه اضافه شده. کمبریج هم این کاربرد رو برای white coffee ثبت کرده است.
مثلاً:
I’d like a white coffee, please
لطفاً یه قهوه با شیر میخوام.
در بعضی کشورها، مخصوصاً در سفارش قهوه، white coffee ممکنه کاربرد منطقهای داشته باشه؛ بنابراین اگه در کافه هستید، نوع دقیق قهوه رو هم میتونید مشخص کنید.
برای اینکه این کلمه راحتتر توی ذهنتون بمونه، این ترکیبها رو یه جا ببینید:
| انگلیسی | معنی |
|---|---|
| White shirt | پیراهن سفید |
| White dress | لباس سفید |
| White shoes | کفش سفید |
| White car | ماشین سفید |
| White wall | دیوار سفید |
| White hair | موی سفید |
| White flower | گل سفید |
| White snow | برف سفید |
| White bread | نان سفید |
| White rice | برنج سفید |
| White sugar | شکر سفید |
| White chocolate | شکلات سفید |
| White wine | شراب سفید |
| White coffee | قهوه با شیر یا خامه |
| Egg white | سفیده تخممرغ |
| Off-white | سفید مایل به کرم یا رنگ نزدیک به سفید |
| Pure white | سفید خالص |
| Bright white | سفید روشن |
جمله های روزمره با White
حالا چند جمله ساده و واقعی رو ببینید تا کاربرد White توی مکالمه براتون جا بیفته:
I like white clothes
من لباسهای سفید رو دوست دارم.
Can you give me the white one
میتونی اون سفید رو بهم بدی؟
I want a white one
من سفیدش رو میخوام.
Do you have this in white
این رو رنگ سفید دارید؟
She looks beautiful in white
اون با لباس سفید خیلی زیبا به نظر میاد.
The room is mostly white
اتاق بیشتر سفیده.
I prefer white walls
من دیوارهای سفید رو ترجیح میدم.
His shirt is white
پیراهنش سفیده.
My shoes are white
کفشهام سفیدن.
The flowers are white
گلها سفید هستن.
«سفید و سیاه» به انگلیسی
«سیاه و سفید» میشه:
Black and white
این عبارت خیلی پرکاربرده.
The photo is black and white
عکس سیاه و سفیده.
I love black-and-white movies
من فیلمهای سیاهوسفید رو دوست دارم.
عبارت black and white فقط درباره رنگ نیست. گاهی وقتی میخوایم بگیم یک موضوع خیلی ساده و بدون حالتهای میانه دیده میشه، از همین عبارت استفاده میکنیم.
مثلاً:
It’s not that simple. Life isn’t black and white
موضوع به این سادگی نیست. زندگی سیاه و سفید نیست.
آکسفورد این کاربرد اصطلاحی black and white رو هم ثبت کرده؛ یعنی دیدن یک موضوع به شکل کاملاً دوطرفه، بدون توجه به پیچیدگیها یا حالتهای بینابینی.
اصطلاح های رایج با سفید به انگلیسی
مثل برف سفید به انگلیسی
اگه بخواید چیزی رو به سفیدی برف تشبیه کنید، میتونید از این ساختار استفاده کنید:
As white as snow
به سفیدی برف
مثلاً:
Her dress was as white as snow
لباسش به سفیدی برف بود.
The walls were as white as snow
دیوارها به سفیدی برف بودن.
این ساختار برای توصیف چیزی که خیلی سفید به نظر میاد، حالت تصویری و توصیفی خوبی داره.
«از سر تا پا سفید» به انگلیسی
برای اینکه بگید کسی کاملاً لباس سفید پوشیده، میتونید بگید:
Dressed in white
لباس سفید پوشیده
مثلاً:
She was dressed in white
اون لباس سفید پوشیده بود.
یا:
He was dressed all in white
اون از سر تا پا سفید پوشیده بود.
All in white برای تأکید روی اینه که تقریباً تمام لباس فرد سفیده.
White lie
دروغ مصلحتی / دروغ کوچکی که معمولاً برای ناراحت نکردن کسی گفته میشه.
White flag
پرچم سفید؛ معمولاً نماد تسلیم شدن.
White-collar
یقهسفید؛ معمولاً درباره مشاغل اداری و حرفهای استفاده میشه.
White-hot
بسیار داغ یا درخشان؛ گاهی هم به معنی بسیار شدید و پرحرارت.
البته این ترکیبها دیگه صرفاً به رنگ سفید مربوط نیستن و باید معنی کل عبارت رو یاد بگیرید.
اگر قصد دارید نمره آیلتس خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین آیلتس میتواند به شما در تقویت مهارتهای زبان انگلیسی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.
نکته مهم درباره White
گاهی White در جمله به معنی «رنگ سفید» نیست و فقط بخشی از یک ترکیب ثابته.
مثلاً:
White lie
اینجا منظور «دروغ سفید» به معنای واقعی رنگ نیست.
یا:
White-collar worker
اینجا منظور رنگ لباس بهصورت مستقیم نیست و این عبارت برای یک نوع شغل استفاده میشه.
پس اگه ترکیبی با White دیدید که ترجمه تحتاللفظیاش عجیب به نظر میرسه، بهتره کل عبارت رو یکجا یاد بگیرید.
جمعبندی
برای گفتن «سفید به انگلیسی»، کلمه اصلی و رایج White هست. این کلمه هم میتونه صفت باشه و رنگ چیزی رو توضیح بده، مثل white shirt یا white car، و هم میتونه بهعنوان اسم برای خود رنگ سفید استفاده بشه.
در کنار معنی اصلی، ترکیبهای زیادی هم وجود دارن که احتمالاً در مکالمه و متن باهاشون روبهرو میشید؛ مثل white bread، white chocolate، white coffee، white hair و egg white.
برای رنگهای نزدیک به سفید هم off-white، pure white و bright white کاربرد دارن. اگر هم بخواید چیزی رو به سفیدی برف توصیف کنید، as white as snow انتخاب خوبیه.
در نتیجه، خود کلمه White خیلی سادهست؛ چیزی که مهمتره اینه که بدونید در هر موقعیت چه ترکیبی باهاش طبیعیتره.
سؤالات متداول درباره سفید به انگلیسی
۱. سفید به انگلیسی چی میشه؟
«سفید» به انگلیسی White میشه.
I have a white shirt
من یه پیراهن سفید دارم.
۲. رنگ سفید به انگلیسی چی میشه؟
برای «رنگ سفید» هم از White استفاده میکنیم.
White is my favorite color
سفید رنگ موردعلاقه منه.
۳. سفید شدن به انگلیسی چی میشه؟
برای «سفید شدن» بسته به جمله میتونید از Turn white یا Whiten استفاده کنید.
His hair is turning white
موهاش داره سفید میشه.
۴. سفید برفی به انگلیسی چی میشه؟
«سفید برفی» میتونه Snow white باشه و برای تشبیه «به سفیدی برف» از As white as snow استفاده میکنیم.
Her dress was as white as snow
لباسش به سفیدی برف بود.
۵. سفیده تخممرغ به انگلیسی چی میشه؟
«سفیده تخممرغ» میشه Egg white.
I need three egg whites
سه تا سفیده تخممرغ لازم دارم.
منابع
- Cambridge Dictionary – White
- Oxford Learner’s Dictionaries – White (adjective)
- Oxford Learner’s Dictionaries – White (noun)
