...
گاما آنلاین

تقریباً به آلمانی؛ معنی، تلفظ و کاربرد

تقریباً به آلمانی
5/5 - (1 امتیاز)

اگه بخواید به آلمانی بگید «تقریباً»، یکی از رایج‌ترین کلمه‌هایی که باید یاد بگیرید ungefähr هست. البته همیشه نمی‌تونید این کلمه رو به‌جای هر نوع «تقریباً» استفاده کنید. بسته به اینکه درباره قیمت، زمان، تعداد، فاصله یا میزان شباهت حرف می‌زنید، ممکنه کلمه‌های دیگه‌ای مثل etwa، circa، fast یا beinahe انتخاب طبیعی‌تری باشن.

مثلاً اگه کسی ازتون بپرسه چند سالتونه، چقدر پول لازم دارید یا چه ساعتی به مقصد می‌رسید، می‌تونید از این عبارت‌ها استفاده کنید. مهم اینه که بدونید هر کدوم دقیقاً چه مفهومی دارن و کجا به کار می‌رن.

تقریباً = ungefähr / etwa

برای مثال:

Ich brauche ungefähr zehn Minuten
تقریباً ده دقیقه زمان لازم دارم.

Es kostet etwa zwanzig Euro
قیمتش حدود بیست یوروئه.

Ich bin fast fertig
تقریباً کارم تموم شده.

همون‌طور که می‌بینید، هر سه جمله مفهوم نزدیکی به یک مقدار یا وضعیت مشخص رو می‌رسونن، اما کاربرد کلمه‌هاشون دقیقاً یکی نیست.

اگر قصد دارید نمره آزمون گوته خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین زبان آلمانی می‌تواند به شما در تقویت مهارت‌های زبان آلمانی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.

تقریباً به آلمانی چه می شود؟

برای ترجمه «تقریباً» به آلمانی، چند گزینه پرکاربرد وجود داره:

آلمانی معنی فارسی کاربرد
ungefähr تقریباً، حدوداً زمان، تعداد، سن، فاصله و مقدار
etwa تقریباً، حدود زمان، قیمت، تعداد و اندازه
circa (ca.) حدود، تقریباً قیمت‌ها، آمار، تاریخ و اندازه‌گیری
rund حدود، نزدیک به عددهای تقریبی، به‌خصوص در آمار
fast تقریباً، نزدیک به وقتی چیزی نزدیکه کامل بشه یا به حدی برسه
beinahe تقریباً، نزدیک بود موقعیت‌هایی که چیزی در آستانه اتفاق افتادن بوده
annähernd تقریباً، کم‌وبیش متن‌های رسمی‌تر و مقایسه‌های دقیق‌تر
so gut wie تقریباً، عملاً وقتی چیزی تقریباً کامل یا انجام‌شده است

این کلمه‌ها همیشه جای هم استفاده نمی‌شن. برای مثال، ungefähr zehn Minuten یعنی «حدود ده دقیقه»، اما fast fertig یعنی «تقریباً تمام‌شده». پس انتخاب کلمه به جمله‌ای که می‌خواید بسازید بستگی داره.

تقریباً به آلمانی

معنی و کاربرد Ungefähr

Ungefähr یکی از رایج‌ترین معادل‌های «تقریباً» و «حدوداً» در زبان آلمانیه. وقتی عدد دقیق رو نمی‌دونید یا نمی‌خواید درباره مقدار مشخصی با دقت کامل صحبت کنید، این کلمه انتخاب خوبیه.

مثلاً ممکنه دقیقاً ندونید مسیر چند دقیقه طول می‌کشه یا هزینه خریدتون چقدره. در چنین موقعیت‌هایی می‌تونید از ungefähr استفاده کنید.

Ich bin ungefähr dreißig Jahre alt
من تقریباً سی سالمه.

Der Weg dauert ungefähr eine Stunde
مسیر تقریباً یک ساعت طول می‌کشه.

Wir brauchen ungefähr fünf Liter Wasser
تقریباً پنج لیتر آب لازم داریم.

Es sind ungefähr hundert Personen da
تقریباً صد نفر اونجا هستن.

Ich wohne ungefähr zehn Kilometer vom Zentrum entfernt
من حدود ده کیلومتر با مرکز شهر فاصله دارم.

در همه این جمله‌ها، مقدار گفته‌شده دقیق و قطعی نیست؛ فقط یک تخمین نزدیک به واقعیته.

Ungefähr در مکالمه روزمره

این کلمه در گفت‌وگوهای روزانه خیلی به کار میاد. مثلاً وقتی دوستتون می‌پرسه چه زمانی می‌رسید، لازم نیست حتماً ساعت دقیق رو بدونید.

Wann kommst du
کی میای؟

Ich komme in ungefähr zwanzig Minuten
حدود بیست دقیقه دیگه میام.

یا وقتی درباره هزینه چیزی سؤال می‌کنید:

Wie viel kostet das ungefähr
قیمت این تقریباً چقدره؟

اگه بخواید یک کلمه رو برای شروع یادگیری انتخاب کنید، ungefähr گزینه مناسبیه؛ چون در موقعیت‌های زیادی می‌تونید ازش استفاده کنید.

تفاوت Ungefähr و Etwa چیه؟

Ungefähr و etwa در خیلی از جمله‌ها معنی یکسانی دارن و هر دو به «حدود» یا «تقریباً» ترجمه می‌شن.

برای نمونه، این دو جمله هر دو درست و طبیعی هستن:

Ich brauche ungefähr zehn Minuten
تقریباً ده دقیقه زمان لازم دارم.

Ich brauche etwa zehn Minuten
حدود ده دقیقه زمان لازم دارم.

در این مثال، تفاوت معنایی خاصی وجود نداره. هر دو نشون می‌دن که زمان گفته‌شده تقریبیه.

چند مثال دیگه:

Die Fahrt dauert ungefähr zwei Stunden
مسیر تقریباً دو ساعت طول می‌کشه.

Die Fahrt dauert etwa zwei Stunden
مسیر حدود دو ساعت طول می‌کشه.

Es kostet ungefähr fünfzig Euro
قیمتش تقریباً پنجاه یوروئه.

Es kostet etwa fünfzig Euro
قیمتش حدود پنجاه یوروئه.

پس برای صحبت درباره زمان، قیمت، سن و تعداد، معمولاً می‌تونید از هر دو استفاده کنید. تفاوت اصلی بیشتر به سبک جمله و ترجیح گوینده مربوط میشه، نه به تغییر اساسی در معنی.

Circa در آلمانی یعنی چی؟

Circa هم به معنی «تقریباً» یا «حدود» هست و در زبان آلمانی، به‌ویژه در نوشته‌ها، قیمت‌ها، آمار و اطلاعات عددی، زیاد دیده میشه.

شکل کوتاه این کلمه ca. هست. احتمالاً این مخفف رو روی برچسب قیمت، توضیحات محصول، آگهی‌ها یا جدول‌های اطلاعاتی دیده‌اید.

مثلاً:

ca. 20 Euro
حدود ۲۰ یورو

Die Entfernung beträgt circa fünf Kilometer
فاصله حدود پنج کیلومتره.

Die Veranstaltung dauert circa drei Stunden
این برنامه حدود سه ساعت طول می‌کشه.

Das Gebäude ist circa hundert Jahre alt
این ساختمان حدود صد سال قدمت داره.

در گفت‌وگوی معمولی هم می‌تونید circa رو به کار ببرید، اما اگه می‌خواید ساده و روان صحبت کنید، ungefähr و etwa معمولاً انتخاب‌های راحت‌تری هستن.

Rund؛ وقتی می‌خواید بگید حدوداً

Rund در اصل معنی «گرد» میده، اما وقتی قبل از یک عدد قرار می‌گیره، می‌تونه معنی «حدود» یا «نزدیک به» داشته باشه. این کاربرد رو بیشتر در آمار، جمعیت، تعداد و مقدارهای کلی می‌بینید.

مثلاً:

Die Stadt hat rund eine Million Einwohner
این شهر حدود یک میلیون نفر جمعیت داره.

Rund zweihundert Menschen nahmen teil
حدود دویست نفر شرکت کردن.

Das Projekt kostet rund zehntausend Euro
هزینه این پروژه حدود ده هزار یوروئه.

در این جمله‌ها، rund عددی تقریبی رو معرفی می‌کنه. این کلمه برای گزارش دادن آمار و بیان تعدادهای کلی مناسبه، اما در هر جمله‌ای نمی‌تونید اون رو به‌جای ungefähr قرار بدید.

تفاوت Fast و Ungefähr

این دو کلمه رو بهتره از هم جدا یاد بگیرید، چون معنی و کاربردشون تفاوت مهمی داره.

Ungefähr معمولاً قبل از یک مقدار تقریبی میاد؛ اما fast وقتی استفاده میشه که چیزی به یک عدد، حد یا وضعیت نزدیک شده، ولی هنوز کاملاً به اون نرسیده.

مثلاً:

Es ist ungefähr acht Uhr
تقریباً ساعت هشته.

یعنی ساعت نزدیک به هشته و ممکنه کمی قبل یا بعد از اون باشه.

اما:

Es ist fast acht Uhr
نزدیکه ساعت هشت بشه.

در جمله دوم، منظور اینه که هنوز ساعت هشت نشده، ولی فاصله زیادی هم تا اون نداریم.

چند مثال دیگه:

Ich habe ungefähr hundert Euro
من حدود صد یورو دارم.

Ich habe fast hundert Euro
من تقریباً صد یورو دارم؛ یعنی هنوز به صد یورو نرسیده‌ام.

Ich bin ungefähr zehn Minuten zu spät gekommen
من حدود ده دقیقه دیر رسیدم.

Ich bin fast zu spät gekommen
نزدیک بود دیر برسم.

پس وقتی منظورتون «حدود یک مقدار» هست، معمولاً ungefähr مناسبه. وقتی می‌خواید بگید چیزی نزدیکه به یک حد برسه یا اتفاق بیفته، fast می‌تونه انتخاب بهتری باشه.

اگر قصد دارید نمره آیلتس خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین آیلتس می‌تواند به شما در تقویت مهارت‌های زبان انگلیسی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.

Beinahe به آلمانی یعنی چی؟

Beinahe هم معنی «تقریباً» میده، اما در بسیاری از جمله‌ها مفهوم «نزدیک بود» رو می‌رسونه. معمولاً وقتی چیزی در آستانه اتفاق افتادن بوده، ولی در نهایت اتفاق نیفتاده یا کامل نشده، از این کلمه استفاده می‌کنیم.

مثلاً:

Ich wäre beinahe gestürzt
نزدیک بود زمین بخورم.

Ich hätte beinahe den Bus verpasst
نزدیک بود از اتوبوس جا بمونم.

Beinahe hätte ich meinen Schlüssel vergessen
نزدیک بود کلیدم رو فراموش کنم.

Wir hätten beinahe den Zug verpasst
نزدیک بود قطار رو از دست بدیم.

در این جمله‌ها، beinahe فقط یک مقدار تقریبی رو بیان نمی‌کنه؛ بلکه نشون میده اتفاقی نزدیک بوده رخ بده.

برای همین نمی‌تونید در جمله‌ای مثل «حدود ده یورو هزینه داره» به‌سادگی از beinahe استفاده کنید. برای قیمت تقریبی، ungefähr zehn Euro یا etwa zehn Euro طبیعی‌تره.

Annähernd تقریباً در متن‌های رسمی‌تر

Annähernd هم معنی «تقریباً» یا «نزدیک به» میده، اما معمولاً رسمی‌تره و در متن‌های تحلیلی، فنی یا مقایسه‌های دقیق‌تر کاربرد بیشتری داره.

مثلاً:

Die beiden Werte sind annähernd gleich
این دو مقدار تقریباً برابرن.

Das Ergebnis ist annähernd korrekt
نتیجه تقریباً درسته.

Die Zahl erreicht annähernd tausend
این تعداد به حدود هزار می‌رسه.

در مکالمه روزمره، معمولاً لازم نیست سراغ این کلمه برید. برای گفتن «تقریباً ده دقیقه» یا «حدود بیست یورو»، ungefähr و etwa ساده‌تر و رایج‌ترن.

So gut wie وقتی چیزی تقریباً تموم شده

عبارت so gut wie در بعضی موقعیت‌ها معنی «تقریباً»، «عملاً» یا «تقریباً به‌طور کامل» میده. این عبارت وقتی کاربرد داره که چیزی خیلی نزدیک به کامل شدن یا انجام شدن باشه.

مثلاً:

Ich bin so gut wie fertig
تقریباً کارم تمومه.

Das Essen ist so gut wie fertig
غذا تقریباً آماده‌ست.

Das Projekt ist so gut wie abgeschlossen
پروژه عملاً تموم شده.

Die Tickets sind so gut wie ausverkauft
بلیت‌ها تقریباً همگی فروخته شدن.

در این مثال‌ها، منظور این نیست که یک عدد تقریبی داریم؛ بلکه درباره وضعیتی حرف می‌زنیم که تقریباً کامل شده.

تقریباً به آلمانی در جمله‌های روزمره

برای اینکه کاربرد این کلمه‌ها بهتر جا بیفته، چند موقعیت رایج رو ببینید.

وقتی درباره زمان حرف می‌زنید

Ich bin in ungefähr zehn Minuten da
حدود ده دقیقه دیگه اونجام.

Der Film dauert etwa zwei Stunden
فیلم حدود دو ساعت طول می‌کشه.

Es ist fast Mitternacht
نزدیک نیمه‌شبه.

وقتی درباره قیمت سؤال می‌کنید

Wie viel kostet das ungefähr
قیمتش حدوداً چقدره؟

Das kostet circa dreißig Euro
قیمتش حدود سی یوروئه.

Es kostet rund hundert Euro
قیمتش حدود صد یوروئه.

وقتی درباره تعداد حرف می‌زنید

Ungefähr zwanzig Personen sind gekommen
حدود بیست نفر اومدن.

Es waren etwa fünfzig Gäste da
حدود پنجاه مهمون اونجا بودن.

Rund tausend Menschen haben teilgenommen
حدود هزار نفر شرکت کردن.

وقتی می‌خواید بگید چیزی نزدیکه اتفاق بیفته

Ich bin fast fertig
تقریباً کارم تمومه.

Wir hätten beinahe den Zug verpasst
نزدیک بود قطار رو از دست بدیم.

Der Laden ist so gut wie leer
مغازه تقریباً خالیه.

چطور درباره سن، فاصله و اندازه به آلمانی صحبت کنیم؟

برای بیان مقدارهای تقریبی، ungefähr و etwa انتخاب‌های کاربردی‌ای هستن. مثلاً وقتی سن، فاصله یا اندازه دقیق رو نمی‌دونید، می‌تونید از این دو کلمه استفاده کنید.

سن تقریبی

Er ist ungefähr vierzig Jahre alt
اون تقریباً چهل سالشه.

Sie ist etwa fünfundzwanzig
اون حدود بیست‌وپنج سالشه.

فاصله تقریبی

Der Bahnhof ist ungefähr zwei Kilometer entfernt
ایستگاه قطار حدود دو کیلومتر فاصله داره.

Die Schule ist etwa zehn Minuten zu Fuß entfernt
مدرسه حدود ده دقیقه پیاده فاصله داره.

اندازه تقریبی

Der Tisch ist ungefähr zwei Meter lang
میز تقریباً دو متر طول داره.

Die Wohnung ist etwa achtzig Quadratmeter groß
مساحت آپارتمان حدود هشتاد متر مربعه.

تقریباً به آلمانی در مکالمه خرید

هنگام خرید، احتمالاً زیاد درباره قیمت، تعداد یا زمان تحویل سؤال می‌کنید. در این موقعیت‌ها، ungefähr و etwa خیلی به کارتون میان.

Wie viel kostet das ungefähr
قیمت این حدوداً چقدره؟

Ich brauche ungefähr drei Stück
حدود سه عدد لازم دارم.

Wann ist die Bestellung ungefähr fertig
سفارش تقریباً چه زمانی آماده میشه؟

Das dauert etwa eine Woche
حدود یک هفته طول می‌کشه.

اگه فروشنده بخواد درباره مقدار تقریبی توضیح بده، ممکنه از circa هم استفاده کنه؛ مخصوصاً وقتی عددی روی برچسب یا توضیحات محصول نوشته شده باشه.

اگر می‌خواهید مکالمه انگلیسی را اصولی و کاربردی یاد بگیرید، شرکت در کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی می‌تواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند.

اشتباه‌های رایج در استفاده از کلمه‌های تقریباً

چند اشتباه ساده ممکنه باعث بشه جمله‌تون معنی متفاوتی پیدا کنه.

۱. استفاده از fast برای هر مقدار تقریبی

اگه بگید:

Ich brauche fast zehn Minuten

این جمله معمولاً معنی «تقریباً ده دقیقه» به شکل خنثی رو نمی‌رسونه؛ بیشتر ممکنه این برداشت رو ایجاد کنه که زمان به ده دقیقه نزدیکه، اما هنوز به اون نرسیده. برای بیان یک تخمین معمولی، Ich brauche ungefähr zehn Minuten انتخاب روشن‌تریه.

۲. استفاده از beinahe برای قیمت و مقدار

برای گفتن «حدود بیست یورو»، بهتره بگید:

etwa zwanzig Euro

نه اینکه بی‌دلیل از beinahe استفاده کنید. این کلمه بیشتر در موقعیت‌هایی کاربرد داره که چیزی نزدیک بوده اتفاق بیفته.

۳. تصور اینکه circa فقط برای متن رسمی استفاده میشه

Circa در نوشته‌ها و اطلاعات عددی خیلی رایجه، اما استفاده از اون محدود به متن‌های رسمی نیست. با این حال، در مکالمه ساده، ungefähr و etwa اغلب راحت‌ترن.

۴. ترجمه یکسان همه کلمه‌ها

هرچند همه این عبارت‌ها در بعضی موقعیت‌ها به «تقریباً» ترجمه میشن، معنی دقیقشون یکسان نیست. بهتره به جای حفظ کردن یک ترجمه ثابت، مثال هر کلمه رو یاد بگیرید.

چند تمرین کوتاه برای یادگیری بهتر

جمله‌های زیر رو بخونید و به تفاوت کاربردها دقت کنید.

Ich brauche ungefähr fünf Minuten
حدود پنج دقیقه زمان لازم دارم.

Es ist fast neun Uhr
نزدیک ساعت نهه.

Ich hätte beinahe meinen Termin vergessen
نزدیک بود قرارم رو فراموش کنم.

Das Essen ist so gut wie fertig
غذا تقریباً آماده‌ست.

Die Entfernung beträgt circa zehn Kilometer
فاصله حدود ده کیلومتره.

برای یادگیری بهتر، سعی کنید این جمله‌ها رو با اطلاعات زندگی خودتون تغییر بدید؛ مثلاً زمان رسیدن به محل کار، قیمت یک وسیله یا فاصله خونه تا ایستگاه رو به آلمانی بیان کنید.

جمع‌بندی

برای گفتن «تقریباً» به آلمانی، بهتره اول ungefähr و etwa رو یاد بگیرید؛ چون در مکالمه‌های روزمره برای زمان، قیمت، سن، فاصله و تعداد کاربرد زیادی دارن. Circa هم به‌ویژه در نوشته‌ها و اطلاعات عددی دیده میشه.

در مقابل، fast بیشتر معنی «نزدیک به رسیدن به یک حد» رو میده، beinahe برای موقعیت‌هایی مناسبه که اتفاقی نزدیک بوده رخ بده، و so gut wie زمانی به کار میره که چیزی تقریباً کامل شده باشه.

سوالات متداول

۱. تقریباً به آلمانی چی میشه؟

رایج‌ترین معادل‌ها ungefähr و etwa هستن. هر دو برای بیان مقدار، زمان، سن و قیمت تقریبی استفاده میشن.

۲. تفاوت Ungefähr و Etwa چیه؟

در خیلی از جمله‌ها معنی یکسانی دارن و می‌تونید هر کدوم رو استفاده کنید. تفاوتشون معمولاً ظریفه و به سبک جمله بستگی داره.

۳. تفاوت Fast و Ungefähr چیه؟

Ungefähr برای بیان یک مقدار تقریبی به کار میره؛ اما fast معمولاً نشون میده چیزی نزدیکه به یک عدد یا وضعیت مشخص برسه.

۴. مخفف Circa در آلمانی چیه؟

مخفف circa به شکل ca. نوشته میشه و معنی «حدود» یا «تقریباً» میده.

۵. Beinahe چه فرقی با تقریباً داره؟

Beinahe بیشتر در موقعیت‌هایی استفاده میشه که اتفاقی نزدیک بوده رخ بده؛ مثل «نزدیک بود اتوبوس رو از دست بدم».

منابع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تقریباً به آلمانی
تقریباً به آلمانی؛ معنی، تلفظ و کاربرد
اگه بخواید به آلمانی بگید «تقریباً»، یکی از رایج‌ترین کلمه‌هایی که باید یاد بگیرید ungefähr هست. البته...