اگه بخواید «تخت خواب» رو به آلمانی بگید، رایجترین کلمه Bett هست. این کلمه هم برای خود تخت استفاده میشه و هم در خیلی از جملههای روزمرهای که درباره خوابیدن، اتاق خواب یا تخت صحبت میکنیم.
Bett = تخت خواب
مثلاً اگه بخواید بگید «من میرم توی تخت»، میتونید بگید:
Ich gehe ins Bett
من میرم توی تخت.
یا وقتی میخواید بگید «تخت من خیلی راحته»:
Mein Bett ist sehr bequem
تخت من خیلی راحته.
اما برای صحبت کردن طبیعی درباره تخت خواب، فقط دونستن Bett کافی نیست. کلمههایی مثل Bettdecke برای لحاف، Kissen برای بالش، Bettwäsche برای ملحفه و روبالشی و Matratze برای تشک هم خیلی کاربرد دارن.
اگر قصد دارید نمره آزمون گوته خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین زبان آلمانی میتواند به شما در تقویت مهارتهای زبان آلمانی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.
مطالبی که در این محتوا خواهید خواند :
Toggleتخت خواب به آلمانی چه می شود؟
«تخت خواب» به آلمانی میشه:
das Bett
حرف تعریف این کلمه das هست، پس بهتره از همون اول کلمه رو به شکل کاملش یاد بگیرید:
das Bett = تخت خواب
جمعش هم میشه:
die Betten = تختها
مثلاً:
Das Bett ist im Schlafzimmer
تخت در اتاق خوابه.
Ich habe ein neues Bett gekauft
من یه تخت جدید خریدم.
Die Betten sind sehr bequem
تختها خیلی راحت هستن.
در زبان آلمانی، Bett برای تختی که برای خواب استفاده میشه، کاملاً رایجه و در مکالمههای روزمره زیاد باهاش روبهرو میشید.
تلفظ Bett در آلمانی چطوره؟
تلفظ Bett تقریباً شبیه «بِت» هست.
تلفظ استاندارد:
Bett /bɛt/
صدای e در این کلمه کوتاهه و شبیه «ـِ» در فارسی شنیده میشه.
مثلاً:
Das Bett ist bequem
تخت راحته.
یادتون باشه Bett رو با کش دادن صدای e تلفظ نکنید. کلمه کوتاه و جمعوجور ادا میشه.
عبارات کاربردی در مکالمه روزمره
اتاق خواب به آلمانی چی میشه؟
برای گفتن «اتاق خواب» از این کلمه استفاده میکنیم:
das Schlafzimmer = اتاق خواب
این کلمه از دو بخش ساخته شده:
- Schlaf = خواب
- Zimmer = اتاق
پس:
Schlafzimmer = اتاق خواب
مثلاً:
Mein Schlafzimmer ist klein
اتاق خوابم کوچیکه.
Das Bett steht im Schlafzimmer
تخت در اتاق خوابه.
Ich gehe ins Schlafzimmer
من میرم اتاق خواب.
این کلمه رو احتمالاً زیاد میشنوید، چون آلمانیها برای اسم خیلی از فضاها کلمههای ترکیبی میسازن.
تخت خواب دو نفره به آلمانی
برای «تخت دو نفره» میتونید از Doppelbett استفاده کنید.
das Doppelbett = تخت دو نفره
مثلاً:
Wir brauchen ein Doppelbett
ما به یه تخت دو نفره نیاز داریم.
Das Doppelbett ist sehr groß
تخت دو نفره خیلی بزرگه.
کلمه Doppel معنی «دوتایی / دو برابر» میده و Bett هم یعنی تخت.
پس Doppelbett رو میتونید بهراحتی بهعنوان «تخت دو نفره» به خاطر بسپارید.
تخت یک نفره به آلمانی
«تخت یک نفره» رو میتونید با عبارت Einzelbett بگید.
das Einzelbett = تخت یک نفره
مثلاً:
Ich brauche ein Einzelbett
من به یه تخت یک نفره نیاز دارم.
Das Zimmer hat zwei Einzelbetten
اتاق دو تا تخت یک نفره داره.
Einzel مفهوم «تکی / یکنفره» میده، بنابراین Einzelbett یعنی تختی برای یک نفر.
تخت کودک به آلمانی
برای تخت کودک چند عبارت وجود داره و انتخابش به نوع تخت بستگی داره.
Kinderbett یعنی تخت کودک:
Das Kinderbett steht im Kinderzimmer
تخت کودک در اتاق بچه است.
برای تخت نوزاد هم Babybett استفاده میشه:
Das Babybett ist neu
تخت نوزاد جدیده.
پس:
| فارسی | آلمانی |
|---|---|
| تخت | das Bett |
| تخت دو نفره | das Doppelbett |
| تخت یک نفره | das Einzelbett |
| تخت کودک | das Kinderbett |
| تخت نوزاد | das Babybett |
تخت طبقهای به آلمانی
اگه منظورتون «تخت دو طبقه» باشه، آلمانی برای اون هم کلمه مشخصی داره:
das Etagenbett = تخت دو طبقه
مثلاً:
Die Kinder schlafen im Etagenbett
بچهها روی تخت دو طبقه میخوابن.
این نوع تخت بیشتر در اتاق کودکان، خوابگاهها یا اتاقهایی که چند نفر در اون میخوابن دیده میشه.
تخت بیمارستانی به آلمانی
برای «تخت بیمارستان» میتونید بگید:
das Krankenhausbett = تخت بیمارستان
مثلاً:
Der Patient liegt im Krankenhausbett
بیمار روی تخت بیمارستانه.
در محیط پزشکی ممکنه با عبارت Pflegebett هم روبهرو بشید که بیشتر برای تختهای مخصوص مراقبت از بیمار استفاده میشه.
تخت فلزی، چوبی و تخت مدرن به آلمانی
اگه بخواید جنس یا سبک تخت رو توضیح بدید، میتونید Bett رو با صفتهای مختلف ترکیب کنید.
مثلاً:
Holzbett = تخت چوبی
Ich möchte ein Holzbett kaufen
میخوام یه تخت چوبی بخرم.
Metallbett = تخت فلزی
Das Metallbett ist stabil
تخت فلزی محکمه.
modernes Bett = تخت مدرن
Das ist ein modernes Bett
این یه تخت مدرنه.
bequemes Bett = تخت راحت
Ich suche ein bequemes Bett
دنبال یه تخت راحت میگردم.
تشک به آلمانی چی میشه؟
«تشک» به آلمانی میشه:
die Matratze
این کلمه رو حتماً از Bett جدا کنید، چون Bett خود تخت رو میگه، ولی Matratze تشکیه که روی تخت قرار میگیره.
مثلاً:
Die Matratze ist sehr bequem
تشک خیلی راحته.
Ich brauche eine neue Matratze
من یه تشک جدید لازم دارم.
Die Matratze ist zu hart
تشک خیلی سفته.
چند صفت کاربردی برای تشک:
- weich = نرم
- hart = سفت
- bequem = راحت
- unbequem = ناراحت / غیرراحت
مثلاً:
Die Matratze ist zu weich
تشک زیادی نرمه.
بالش به آلمانی
«بالش» به آلمانی میشه:
das Kissen
مثلاً:
Mein Kissen ist sehr weich
بالش من خیلی نرمه.
Ich brauche ein neues Kissen
یه بالش جدید لازم دارم.
برای گفتن «بالشم رو عوض کردم»:
Ich habe mein Kissen gewechselt
بالشم رو عوض کردم.
Kissen فقط برای بالش تخت استفاده نمیشه و در بعضی موقعیتها میتونه به کوسن هم اشاره کنه. معنی دقیقش از جمله مشخص میشه.
اگر قصد دارید نمره آیلتس خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین آیلتس میتواند به شما در تقویت مهارتهای زبان انگلیسی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.
لحاف و پتو به آلمانی
برای «لحاف» معمولاً از Bettdecke استفاده میشه.
die Bettdecke = لحاف / روانداز تخت
مثلاً:
Die Bettdecke ist warm
لحاف گرمه.
Ich brauche eine dicke Bettdecke
یه لحاف ضخیم لازم دارم.
اما «پتو» میتونه Decke باشه.
Die Decke ist auf dem Bett
پتو روی تخته.
پس در استفاده روزمره:
Bettdecke بیشتر مشخصاً به روانداز یا لحاف تخت اشاره میکنه، در حالی که Decke معنی گستردهتری داره.
ملحفه به آلمانی
«ملحفه» به آلمانی میشه:
das Bettlaken
مثلاً:
Ich muss das Bettlaken wechseln
باید ملحفه رو عوض کنم.
Das Bettlaken ist sauber
ملحفه تمیزه.
اگه بخواید درباره مجموعه ملحفه، روبالشی و سایر پارچههای تخت صحبت کنید، کلمه Bettwäsche خیلی مهمه.
روتختی به آلمانی
برای «روتختی» بسته به منظورتون میتونید از Bettdecke یا Bettüberwurf استفاده کنید.
Bettüberwurf بیشتر به پوشش تزئینیای گفته میشه که روی تخت انداخته میشه.
مثلاً:
Der Bettüberwurf sieht schön aus
روتختی تزئینی قشنگ به نظر میاد.
بنابراین بهتره این دو رو یکی ندونید:
- Bettdecke = لحاف یا روانداز برای خواب
- Bettüberwurf = پوشش یا روانداز تزئینی تخت
«تخت خواب راحت» به آلمانی
برای گفتن «تخت خواب راحت» میتونید بگید:
ein bequemes Bett
مثلاً:
Ich habe ein sehr bequemes Bett
من یه تخت خیلی راحت دارم.
یا:
Das Hotel hat bequeme Betten
هتل تختهای راحتی داره.
کلمه bequem فقط برای تخت نیست و برای چیزهای دیگه هم میتونه معنی «راحت» بده.
«برو بخواب» به آلمانی
اگه بخواید به کسی بگید «برو بخواب»، بسته به لحن میتونید از این جمله استفاده کنید:
Geh ins Bett
برو بخواب!
این جمله حالت مستقیم و محاورهای داره.
اگه بخواید ملایمتر بگید:
Geh ins Bett und schlaf gut
برو بخواب و خوب بخواب.
یا:
Du solltest ins Bett gehen
بهتره بری بخوابی.
«تختم رو دوست دارم» به آلمانی
برای گفتن این جمله:
Ich liebe mein Bett
عاشق تختمم.
این جمله کاملاً طبیعی و محاورهایه، مخصوصاً وقتی خیلی خستهاید و دلتون میخواد زودتر برید بخوابید.
مثلاً:
Ich bin so müde. Ich liebe mein Bett
خیلی خستهام. عاشق تختمم!
روبالشی به آلمانی
«روبالشی» میشه:
der Kissenbezug
یعنی پوششی که روی بالش قرار میگیره.
مثلاً:
Ich brauche einen neuen Kissenbezug
یه روبالشی جدید لازم دارم.
Der Kissenbezug ist weiß
روبالشی سفیده.
پس:
Kissen = بالش
ولی:
Kissenbezug = روبالشی
این تفاوت در خرید وسایل تخت خیلی به دردتون میخوره.
تخت گذاشتن و تخت مرتب کردن به آلمانی
برای «تخت رو مرتب کردن» میتونید از عبارت das Bett machen استفاده کنید.
مثلاً:
Ich muss noch mein Bett machen
هنوز باید تختم رو مرتب کنم.
این عبارت خیلی کاربردیه و نباید کلمهبهکلمه ترجمهش کنید. Bett machen در اینجا یعنی تخت رو مرتب کردن، نه اینکه «تخت ساختن».
مثلاً والدین ممکنه به بچه بگن:
Mach bitte dein Bett
لطفاً تختت رو مرتب کن!
خوابیدن در تخت به آلمانی
یکی از عبارتهای خیلی مهم:
ins Bett gehen = رفتن به تخت / رفتن برای خواب
مثلاً:
Ich gehe ins Bett
من میرم بخوابم.
یا:
Ich bin müde. Ich gehe ins Bett
خستهام. میرم بخوابم.
این عبارت در مکالمه خیلی طبیعیتر از ترجمه تحتاللفظی «رفتن داخل تخت» برداشت میشه.
برای گفتن «من توی تختم هستم»:
Ich bin im Bett
من توی تختم.
به این دو ساختار دقت کنید:
ins Bett gehen = رفتن به تخت
im Bett sein = در تخت بودن
روی تخت به آلمانی چی میشه؟
برای گفتن «روی تخت» معمولاً از auf dem Bett استفاده میکنیم.
مثلاً:
Das Buch liegt auf dem Bett
کتاب روی تخته.
Die Katze schläft auf dem Bett
گربه روی تخت خوابیده.
اما وقتی منظورمون «در تخت بودن» یا «در حال استراحت/خوابیدن در تخت» باشه، معمولاً im Bett استفاده میکنیم:
Ich liege im Bett
من توی تختم دراز کشیدم.
پس بین auf dem Bett و im Bett تفاوت معنایی وجود داره.
کنار تخت به آلمانی
«میز کنار تخت» رو میتونید اینطور بگید:
der Nachttisch = پاتختی / میز کنار تخت
مثلاً:
Mein Handy liegt auf dem Nachttisch
گوشیم روی پاتختیه.
Der Nachttisch steht neben dem Bett
پاتختی کنار تخته.
این کلمه برای اتاق خواب خیلی کاربردیه.
اگر میخواهید مکالمه انگلیسی را اصولی و کاربردی یاد بگیرید، شرکت در کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی میتواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند.
تخت خواب در جملههای روزمره آلمانی
اگه میخواید Bett رو واقعاً یاد بگیرید، بهتره چند جمله طبیعی رو ببینید:
Ich bin schon im Bett
من دیگه توی تختم.
Ich gehe jetzt ins Bett
الان میرم بخوابم.
Das Bett ist sehr bequem
تخت خیلی راحته.
Ich muss mein Bett machen
باید تختم رو مرتب کنم.
Das Bett ist zu klein
تخت خیلی کوچیکه.
Das Bett ist zu groß für das Zimmer
تخت برای این اتاق خیلی بزرگه.
Ich möchte ein neues Bett kaufen
میخوام یه تخت جدید بخرم.
Die Kinder sind schon im Bett
بچهها دیگه توی تختن.
Leg dich ins Bett
برو توی تخت دراز بکش.
Ich liege im Bett und lese ein Buch
توی تختم دراز کشیدم و کتاب میخونم.
وسایل مربوط به تخت خواب به آلمانی
برای اینکه واژههای مهم رو یکجا داشته باشید، این جدول رو نگه دارید:
| فارسی | آلمانی |
|---|---|
| تخت خواب | das Bett |
| تخت دو نفره | das Doppelbett |
| تخت یک نفره | das Einzelbett |
| تخت کودک | das Kinderbett |
| تخت نوزاد | das Babybett |
| تخت دو طبقه | das Etagenbett |
| اتاق خواب | das Schlafzimmer |
| تشک | die Matratze |
| بالش | das Kissen |
| روبالشی | der Kissenbezug |
| لحاف | die Bettdecke |
| ملحفه | das Bettlaken |
| روتختی / ملزومات تخت | die Bettwäsche |
| پاتختی | der Nachttisch |
| تخت فلزی | das Metallbett |
| تخت چوبی | das Holzbett |
تفاوت مهم Bett، Matratze و Bettwäsche
سه کلمه رو خیلی وقتها با هم اشتباه میگیرن:
Bett = خود تخت
Matratze = تشک
Bettwäsche = ملزومات پارچهای تخت مثل ملحفه و روبالشی
مثلاً وقتی میگید:
Ich brauche ein neues Bett
یه تخت جدید لازم دارم.
یعنی خود تخت رو میخواید عوض کنید.
اما:
Ich brauche eine neue Matratze
یه تشک جدید لازم دارم.
اینجا فقط تشک مدنظرتونه.
و:
Ich brauche neue Bettwäsche
روتختی و ملزومات جدید تخت لازم دارم.
یعنی پارچهها و ملزومات تخت رو میخواید عوض کنید.
جمعبندی
اگه فقط بخواید یک کلمه برای «تخت خواب» یاد بگیرید، همون das Bett رو به خاطر بسپارید. این کلمه پایه خیلی از عبارتهای روزمره آلمانیه؛ مثلاً ins Bett gehen یعنی رفتن به تخت برای خواب، im Bett sein یعنی توی تخت بودن و das Bett machen یعنی تخت رو مرتب کردن.
در کنارش، Matratze برای تشک، Kissen برای بالش، Bettdecke برای لحاف، Bettlaken برای ملحفه و Kissenbezug برای روبالشی از مهمترین کلمههای مربوط به اتاق خواب هستن.
سوالات متداول
۱. تخت خواب به آلمانی چی میشه؟
تخت خواب به آلمانی das Bett میشه و جمعش die Betten هست.
۲. تخت دو نفره به آلمانی چی میشه؟
تخت دو نفره میشه das Doppelbett.
۳. تخت یک نفره به آلمانی چی میشه؟
تخت یک نفره میشه das Einzelbett.
۴. تشک به آلمانی چی میشه؟
تشک به آلمانی die Matratze میشه. پس Bett با Matratze فرق داره؛ اولی خود تخته و دومی تشکه.
۵. «میرم بخوابم» به آلمانی چی میشه؟
یکی از طبیعیترین جملهها Ich gehe ins Bett هست؛ یعنی «میرم توی تخت» و در مکالمه معمولاً منظور «میرم بخوابم» هست.
منابع
