...
گاما آنلاین

آشپز به انگلیسی؛ معنی، تلفظ و تفاوت

5/5 - (1 امتیاز)

اگه بخواید به انگلیسی بگید «آشپز»، دو کلمه بیشتر از بقیه به کارتون میان: Chef و Cook. هر دو به کسی اشاره می‌کنن که غذا می‌پزه، اما کاربردشون دقیقاً یکی نیست. برای مثال، ممکنه به کسی که توی خونه غذا درست می‌کنه Cook بگید، اما برای سرآشپز یک رستوران معمولاً از Chef استفاده میشه.

آشپز به انگلیسی = Chef / Cook

مثلاً:

My brother is a chef
برادرم آشپزه.

She is a good cook
اون آشپز خوبیه.

شاید در نگاه اول تفاوت این دو کلمه چندان مهم به نظر نرسه، اما وقتی بخواید درباره شغل افراد، آشپزی در خونه، کار در رستوران یا استخدام آشپز صحبت کنید، انتخاب کلمه مناسب باعث میشه منظورتون رو دقیق‌تر بیان کنید.

اگر قصد دارید نمره آیلتس خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین آیلتس می‌تواند به شما در تقویت مهارت‌های زبان انگلیسی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.

آشپز به انگلیسی چی میشه؟

رایج‌ترین معادل‌های «آشپز» در انگلیسی Chef و Cook هستن.

  • Chef: معمولاً برای آشپز حرفه‌ای، مخصوصاً کسی که در رستوران یا هتل کار می‌کنه و مسئولیت آماده‌سازی غذا یا مدیریت آشپزخونه رو بر عهده داره.
  • Cook: برای کسی که غذا می‌پزه؛ چه در خونه و چه در محیط کاری.

برای نمونه، اگه دوستتون در یک رستوران کار می‌کنه و غذاهای منو رو آماده می‌کنه، می‌تونید از Cook استفاده کنید. اگه اون فرد سرآشپز رستورانه و روی منو و کار بقیه آشپزها هم نظارت داره، Chef انتخاب دقیق‌تریه.

البته این تفاوت همیشه مطلق نیست. در انگلیسی روزمره، گاهی این دو کلمه به‌جای هم استفاده میشن و معنی دقیقشون به موقعیت بستگی داره.

تلفظ Chef و Cook به انگلیسی

تلفظ این دو کلمه با هم فرق داره و بهتره از همون ابتدا درست یادشون بگیرید.

Chef: /ʃef/

تلفظ تقریبی: «شِف»

Cook: /kʊk/

تلفظ تقریبی: «کُک»

در کلمه Chef، حرف‌های ch صدای «ش» میدن؛ بنابراین نباید اون رو «چف» تلفظ کنید.

در کلمه Cook هم صدای واکه شبیه «او» کشیده فارسی نیست. این صدا کوتاه‌تره و به صدای کلمه انگلیسی book نزدیکه.

برای تمرین، این دو جمله رو با صدای بلند بخونید:

The chef is preparing dinner
سرآشپز داره شام آماده می‌کنه.

My mother is a great cook
مادرم آشپز فوق‌العاده‌ایه.

تفاوت Chef و Cook چیست؟

مهم‌ترین نکته اینه که Chef معمولاً عنوان حرفه‌ای‌تریه، اما Cook بیشتر روی خودِ کار پختن غذا تمرکز داره.

برای اینکه تفاوتشون بهتر مشخص بشه، این مثال‌ها رو ببینید:

He works as a cook in a hotel
اون به‌عنوان آشپز در یک هتل کار می‌کنه.

She is the head chef at an Italian restaurant
اون سرآشپز یک رستوران ایتالیاییه.

My dad is a great cook
بابام آشپز خیلی خوبیه.

در جمله آخر، منظور این نیست که پدر گوینده حتماً آشپز حرفه‌ایه؛ فقط می‌گه که غذاهای خوشمزه‌ای درست می‌کنه.

کلمه معنی فارسی کاربرد
Chef آشپز حرفه‌ای رستوران، هتل و آشپزخونه حرفه‌ای
Cook آشپز کسی که غذا می‌پزه، در خانه یا محل کار
Head chef سرآشپز مسئول اصلی آشپزخونه
Executive chef سرآشپز اجرایی مسئول نظارت و مدیریت سطح بالای آشپزخونه
Sous-chef معاون سرآشپز کسی که به سرآشپز کمک می‌کنه و در نبودش ممکنه مسئولیت رو به عهده بگیره
Private chef آشپز خصوصی آشپزی که برای یک فرد، خانواده یا مشتری مشخص غذا آماده می‌کنه

پس اگه فقط می‌خواید بگید «من آشپزم»، معمولاً I’m a cook یا I’m a chef مناسبه؛ انتخاب بین این دو به نوع کار و منظورتون بستگی داره.

آشپز حرفه‌ای به انگلیسی چی میشه؟

برای اشاره به کسی که به‌صورت حرفه‌ای آشپزی می‌کنه، می‌تونید از عبارت Professional chef استفاده کنید.

Professional chef = آشپز حرفه‌ای

مثلاً:

She wants to become a professional chef
اون می‌خواد آشپز حرفه‌ای بشه.

He has worked as a professional chef for ten years
اون ده ساله که به‌عنوان آشپز حرفه‌ای کار می‌کنه.

اگه منظورتون فردی باشه که در یک رستوران یا هتل کار می‌کنه، می‌تونید محل کارش رو هم به جمله اضافه کنید:

He is a professional chef at a hotel
اون آشپز حرفه‌ای یک هتله.

البته برای گفتن «آشپز حرفه‌ای» همیشه لازم نیست کلمه Professional رو اضافه کنید. در بسیاری از موقعیت‌ها، خودِ Chef برای انتقال این معنی کافیه.

آشپز ماهر به انگلیسی 

برای اشاره به آشپزی که مهارت زیادی داره، چند عبارت کاربردی وجود داره:

  • Skilled chef = آشپز ماهر
  • Experienced chef = آشپز باتجربه
  • Talented chef = آشپز بااستعداد
  • Excellent cook = آشپز عالی
  • Great cook = آشپز خیلی خوب

مثلاً:

He’s a skilled chef with years of experience
اون آشپزی ماهره که سال‌ها تجربه داره.

My sister is a talented cook
خواهرم آشپز بااستعدادیه.

She’s an excellent cook
اون آشپز فوق‌العاده‌ایه.

دقت کنید که Experienced روی سابقه و تجربه تأکید داره، اما Talented بیشتر به استعداد فرد اشاره می‌کنه.

سرآشپز به انگلیسی چی میشه؟

«سرآشپز» معمولاً به انگلیسی Head chef گفته میشه.

سرآشپز فقط غذا نمی‌پزه؛ بسته به محل کارش ممکنه مسئولیت‌هایی مثل طراحی منو، مدیریت آشپزها، بررسی کیفیت غذاها و نظارت بر آماده‌سازی سفارش‌ها رو هم داشته باشه.

مثلاً:

The head chef created a new menu
سرآشپز یک منوی جدید طراحی کرد.

The head chef is checking the food
سرآشپز داره غذا رو بررسی می‌کنه.

در بعضی هتل‌ها و رستوران‌های بزرگ، عنوان Executive chef هم استفاده میشه. این عنوان معمولاً به کسی اشاره داره که مسئولیت مدیریتی گسترده‌تری داره و ممکنه بر چند آشپزخونه یا تیم آشپزی نظارت کنه.

Sous-chef هم به معاون سرآشپز گفته میشه؛ یعنی کسی که به سرآشپز در مدیریت کارها کمک می‌کنه.

آشپز به انگلیسی

انواع آشپز به انگلیسی

آشپز رستوران به انگلیسی

برای گفتن «آشپز رستوران»، بسته به نقش فرد می‌تونید از Restaurant cook یا Restaurant chef استفاده کنید.

مثلاً:

He works as a restaurant cook
اون به‌عنوان آشپز رستوران کار می‌کنه.

She is a chef at a French restaurant
اون آشپز یک رستوران فرانسویه.

اگه فرد مسئول اصلی آشپزخونه باشه، عبارت Head chef at a restaurant دقیق‌تره.

چند عبارت کاربردی دیگه هم وجود داره:

  • Restaurant kitchen = آشپزخونه رستوران
  • Kitchen staff = کارکنان آشپزخونه
  • Restaurant menu = منوی رستوران
  • Kitchen manager = مدیر آشپزخونه
  • Food preparation = آماده‌سازی غذا

مثلاً:

The kitchen staff start work early.
کارکنان آشپزخونه زود کارشون رو شروع می‌کنن.

آشپز خانگی به انگلیسی

اگه منظورتون کسیه که در خونه غذا درست می‌کنه، معمولاً لازم نیست از عنوان شغلی خاصی استفاده کنید. می‌تونید بگید Home cook؛ یعنی کسی که در خانه آشپزی می‌کنه.

Home cook = آشپز خانگی

مثلاً:

I’m a home cook, not a professional chef
من در خانه آشپزی می‌کنم و آشپز حرفه‌ای نیستم.

She’s an excellent home cook
اون آشپز خانگی فوق‌العاده‌ایه.

برای اشاره به کسی که غذای خانواده رو آماده می‌کنه، عبارت‌های Someone who cooks at home یا Someone who prepares meals for the family هم کاربرد دارن.

مثلاً:

My father is the main cook in our family
پدرم آشپز اصلی خانواده ماست.

این جمله طبیعی و روشنه و لازم نیست درباره حرفه‌ای بودن یا نبودن فرد چیزی بگه.

آشپز خصوصی به انگلیسی

«آشپز خصوصی» به انگلیسی Private chef گفته میشه. این فرد معمولاً برای یک شخص، خانواده یا مشتری مشخص غذا آماده می‌کنه.

مثلاً ممکنه یک خانواده آشپز خصوصی استخدام کنه تا هر روز غذاهای موردعلاقه‌شون رو آماده کنه؛ یا فردی برای یک مهمونی خاص آشپز خصوصی بگیره.

They hired a private chef for their family
اون‌ها برای خانواده‌شون یک آشپز خصوصی استخدام کردن.

The private chef prepares fresh meals every day
آشپز خصوصی هر روز غذاهای تازه آماده می‌کنه.

تفاوت Private chef با Personal chef به نوع همکاری بستگی داره. هر دو عبارت ممکنه برای آشپزی استفاده بشن که برای مشتری‌های مشخص غذا تهیه می‌کنه؛ اما Personal chef گاهی بیشتر به خدمات برنامه‌ریزی و آماده‌سازی غذا برای مشتری اشاره داره.

آشپز ایرانی به انگلیسی چی میشه؟

برای گفتن «آشپز ایرانی» می‌تونید از Iranian chef استفاده کنید.

مثلاً:

He’s an Iranian chef who specializes in Persian cuisine
اون یک آشپز ایرانیه که در غذاهای ایرانی تخصص داره.

We invited an Iranian chef to prepare dinner
ما از یک آشپز ایرانی دعوت کردیم تا شام آماده کنه.

اگه منظورتون آشپزیه که در تهیه غذاهای ایرانی مهارت داره، عبارت Persian cuisine chef هم قابل استفاده‌ست؛ هرچند در بسیاری از جمله‌ها، عبارت Chef specializing in Persian cuisine طبیعی‌تر و روشن‌تره.

چند واژه مرتبط:

  • Iranian food = غذای ایرانی
  • Persian cuisine = آشپزی ایرانی
  • Traditional Iranian dishes = غذاهای سنتی ایرانی
  • Traditional recipes = دستورهای پخت سنتی

مثلاً:

She cooks traditional Iranian dishes
اون غذاهای سنتی ایرانی درست می‌کنه.

فعل پختن در انگلیسی

برای گفتن «آشپز غذا درست می‌کنه»، می‌تونید از فعل Cook استفاده کنید.

این کلمه هم اسم هست و هم فعل:

  • A cook = یک آشپز
  • To cook = غذا پختن یا آشپزی کردن

مثلاً:

The cook is preparing lunch
آشپز داره ناهار آماده می‌کنه.

I cook dinner every evening
من هر عصر شام درست می‌کنم.

She cooks delicious food
اون غذای خوشمزه درست می‌کنه.

اگه بخواید بگید «سرآشپز داره غذا می‌پزه»، می‌تونید بگید:

The chef is cooking dinner
سرآشپز داره شام می‌پزه.

اما برای اینکه بگید «من آشپزم»، از I’m a cook یا I’m a chef استفاده می‌کنید. در این جمله‌ها، Cook و Chef اسم هستن.

شغل آشپزی به انگلیسی

برای اشاره به شغل آشپزی، عبارت‌های Cooking و Culinary arts کاربرد دارن، اما معنی‌شون کاملاً یکی نیست.

  • Cooking = آشپزی، غذا پختن
  • Culinary arts = هنر و مهارت‌های آشپزی
  • Culinary career = مسیر شغلی در حوزه آشپزی
  • Chef job = شغل آشپز
  • Cooking profession = حرفه آشپزی

مثلاً:

She wants to pursue a career in cooking
اون می‌خواد آشپزی رو به‌عنوان مسیر شغلی دنبال کنه.

He studied culinary arts at college
اون در کالج هنرهای آشپزی خوند.

Cooking is both a skill and an art
آشپزی هم یک مهارته و هم یک هنر.

اگه درباره شغل آشپز در آگهی استخدام صحبت می‌کنید، عنوان‌هایی مثل Chef، Cook، Head chef و Sous-chef دقیق‌ترن.

برای استخدام آشپز به انگلیسی چی بگیم؟

اگه بخواید آگهی استخدام آشپز بنویسید یا دنبال کار آشپزی بگردید، این عبارت‌ها به دردتون می‌خورن:

فارسی انگلیسی
استخدام آشپز Hiring a cook / Hiring a chef
به آشپز نیاز داریم We need a cook.
استخدام سرآشپز Hiring a head chef
سابقه کار Work experience
تجربه آشپزی Cooking experience
مهارت آشپزی Cooking skills
تمام‌وقت Full-time
پاره‌وقت Part-time
آشپز حرفه‌ای Professional chef
دستیار آشپز Kitchen assistant

مثلاً:

We’re looking for an experienced chef
ما دنبال یک آشپز باتجربه هستیم.

The restaurant is hiring a cook
رستوران آشپز استخدام می‌کنه.

Applicants must have professional cooking experience
متقاضی‌ها باید سابقه آشپزی حرفه‌ای داشته باشن.

در آگهی استخدام، بهتره عنوان شغلی رو با مسئولیت‌های واقعی هماهنگ کنید. برای مثال، اگه فرد باید مسئولیت کل آشپزخونه رو به عهده بگیره، Head chef دقیق‌تر از Cook هست.

اگر می‌خواهید مکالمه انگلیسی را اصولی و کاربردی یاد بگیرید، شرکت در کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی می‌تواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند.

وسایل آشپز و اصطلاحات مرتبط با آشپزی به انگلیسی

برای صحبت درباره کار آشپز، دونستن چند کلمه مربوط به آشپزخونه هم مفیده.

فارسی انگلیسی
آشپزخونه Kitchen
اجاق Stove / Cooker
فر Oven
چاقو Knife
تخته برش Cutting board
قابلمه Pot
ماهیتابه Pan / Frying pan
قاشق Spoon
کفگیر Spatula / Turner
ملاقه Ladle
مواد اولیه Ingredients
دستور پخت Recipe
غذای اصلی Main course
پیش‌غذا Appetizer / Starter
دسر Dessert
طعم Flavor
چاشنی Seasoning
ادویه Spice
پختن Cook
خرد کردن Chop
سرخ کردن Fry
جوشاندن Boil
کباب کردن Grill

مثلاً:

The chef is chopping vegetables
آشپز داره سبزیجات رو خرد می‌کنه.

Add the spices and cook for ten minutes
ادویه‌ها رو اضافه کنید و ده دقیقه بپزید.

The chef prepared a delicious main course
آشپز یک غذای اصلی خوشمزه آماده کرد.

این واژه‌ها به‌خصوص وقتی به دردتون می‌خورن که بخواید درباره روش کار آشپز یا مراحل آماده کردن غذا به انگلیسی صحبت کنید.

 جملات کاربردی با Chef و Cook

برای اینکه تفاوت این دو کلمه بهتر توی ذهنتون بمونه، این جمله‌ها رو ببینید:

My dream is to become a chef
رویای من اینه که آشپز بشم.

He works as a cook in a restaurant
اون به‌عنوان آشپز در یک رستوران کار می‌کنه.

The chef prepared a special meal for the guests
سرآشپز برای مهمون‌ها یک غذای ویژه آماده کرد.

She’s a great cook, and everyone loves her food
اون آشپز خیلی خوبیه و همه غذاهاش رو دوست دارن.

The head chef manages the kitchen team
سرآشپز تیم آشپزخونه رو مدیریت می‌کنه.

I’m looking for a job as a cook
دنبال کار به‌عنوان آشپز می‌گردم.

The restaurant hired an experienced chef
رستوران یک آشپز باتجربه استخدام کرد.

He wants to open his own restaurant and work as a chef
اون می‌خواد رستوران خودش رو باز کنه و به‌عنوان آشپز کار کنه.

Who is cooking tonight
امشب کی غذا درست می‌کنه؟

My mom is an amazing cook
مامانم آشپز فوق‌العاده‌ایه.

تفاوت آشپز، سرآشپز و آشپز حرفه‌ای چیست؟

این سه عنوان به هم نزدیکن، اما بهتره کاربردشون رو از هم جدا کنید.

Cook بیشتر به کسی اشاره می‌کنه که غذا می‌پزه. این فرد ممکنه در خونه، رستوران، بیمارستان، مدرسه یا یک آشپزخونه صنعتی کار کنه.

Chef معمولاً برای آشپز حرفه‌ای استفاده میشه؛ کسی که آموزش یا تجربه تخصصی داره و در محیط حرفه‌ای آشپزی می‌کنه. البته میزان مسئولیتش به محل کار و عنوان شغلیش بستگی داره.

Head chef به سرآشپز گفته میشه؛ یعنی فردی که مسئولیت اصلی آشپزخونه یا تیم آشپزی رو بر عهده داره.

برای مقایسه:

He’s a cook at a local restaurant
اون آشپز یک رستوران محلیه.

She’s a chef specializing in Italian food
اون آشپزیه که در غذاهای ایتالیایی تخصص داره.

He’s the head chef of the restaurant
اون سرآشپز رستورانه.

جمع‌بندی

آشپز به انگلیسی Cook یا Chef میشه، اما این دو کلمه تفاوت کوچیکی دارن. Cook به کسی گفته میشه که غذا می‌پزه، در حالی که Chef معمولاً برای آشپز حرفه‌ای، به‌خصوص در رستوران‌ها و آشپزخانه‌های حرفه‌ای، استفاده میشه. اگه می‌خواید درباره شغل آشپزی، مهارت‌های آشپز یا کار در رستوران صحبت کنید، بهتره تفاوت این دو واژه و ترکیب‌هایی مثل Professional Chef، Head Chef و Pastry Chef رو هم یاد بگیرید تا بتونید منظورتون رو دقیق‌تر و طبیعی‌تر به انگلیسی بیان کنید.

سوالات متداول درباره آشپز به انگلیسی

۱. آشپز به انگلیسی چی میشه؟

آشپز به انگلیسی معمولاً Chef یا Cook میشه. Chef بیشتر برای آشپز حرفه‌ای و Cook برای کسی استفاده میشه که غذا می‌پزه.

۲. تفاوت Chef و Cook چیست؟

Chef معمولاً عنوان حرفه‌ای‌تریه و ممکنه با مدیریت آشپزخونه یا طراحی منو همراه باشه. Cook بیشتر روی کار پختن غذا تأکید داره؛ البته در بعضی موقعیت‌ها این دو کلمه هم‌پوشانی دارن.

۳. سرآشپز به انگلیسی چی میشه؟

سرآشپز معمولاً Head chef گفته میشه. در بعضی محیط‌های حرفه‌ای هم عنوان Executive chef برای مسئولیت‌های مدیریتی گسترده‌تر استفاده میشه.

۴. آشپز خصوصی به انگلیسی چی میشه؟

«آشپز خصوصی» به انگلیسی Private chef گفته میشه؛ یعنی آشپزی که برای یک فرد، خانواده یا مشتری مشخص غذا آماده می‌کنه.

۵. آشپز حرفه‌ای به انگلیسی چی میشه؟

«آشپز حرفه‌ای» به انگلیسی Professional chef میشه. بااین‌حال، در بسیاری از موقعیت‌ها خود کلمه Chef هم برای اشاره به آشپز حرفه‌ای کافیه.

منابع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

cheff
آشپز به انگلیسی؛ معنی، تلفظ و تفاوت
اگه بخواید به انگلیسی بگید «آشپز»، دو کلمه بیشتر از بقیه به کارتون میان: Chef و Cook. هر دو به کسی اشاره...