فیل به آلمانی میشه Elefant. اگه بخواید درباره این حیوان، باغوحش یا حیوانات مورد علاقهتون به آلمانی صحبت کنید، این کلمه یکی از واژههاییه که به کارتون میاد. البته فقط دونستن معنی فیل کافی نیست؛ بهتره شکل جمعش، جنسیت دستوری کلمه و چند جمله ساده باهاش رو هم یاد بگیرید تا بتونید توی مکالمه ازش استفاده کنید.
Elefant = فیل
مثلاً:
Der Elefant ist sehr groß
فیل خیلی بزرگه.
Ich sehe einen Elefanten
من یک فیل میبینم.
شاید براتون سؤال باشه که چرا در جمله دوم، کلمه Elefant به Elefanten تبدیل شده. این تغییر به قواعد دستوری زبان آلمانی مربوط میشه که جلوتر با مثال توضیحش میدیم.
اگر قصد دارید نمره آزمون گوته خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین زبان آلمانی میتواند به شما در تقویت مهارتهای زبان آلمانی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.
مطالبی که در این محتوا خواهید خواند :
Toggleفیل به آلمانی چه می شود؟
معادل رایج «فیل» در زبان آلمانی Elefant هست. این کلمه برای اشاره به فیل بهطور کلی استفاده میشه.
در آلمانی، اسمها جنسیت دستوری دارن؛ یعنی هر اسم معمولاً با یکی از حرفهای تعریف der، die یا das میاد. کلمه Elefant مذکره و به همین دلیل با der استفاده میشه.
der Elefant = فیل
برای مثال:
Der Elefant lebt in Afrika und Asien
فیل در آفریقا و آسیا زندگی میکنه.
Der Elefant hat große Ohren
فیل گوشهای بزرگی داره.
وقتی کلمه رو بهتنهایی یاد میگیرید، بهتره حرف تعریفش رو هم همراهش حفظ کنید. این کار باعث میشه موقع جملهسازی کمتر اشتباه کنید.
تلفظ Elefant در آلمانی
تلفظ کلمه Elefant به شکل زیره:
Elefant: /eleˈfant/
برای فارسیزبانها، تلفظ تقریبی اون رو میشه «اِلِفانت» در نظر گرفت. تکیه اصلی روی بخش آخر کلمه قرار میگیره.
برای تمرین، این جمله رو با صدای بلند بخونید:
Der Elefant ist stark
فیل قویه.
تلفظ رو فقط از روی حروف فارسی یاد نگیرید؛ چون بعضی صداهای آلمانی دقیقاً معادل صداهای فارسی نیستن. شنیدن تلفظ واژه در دیکشنری کمک میکنه اون رو درستتر ادا کنید.
جمع فیل به آلمانی چیه؟
اگه بخواید درباره چند فیل صحبت کنید، شکل جمع این کلمه Elefanten هست.
| فارسی | آلمانی |
|---|---|
| یک فیل | ein Elefant |
| فیل | der Elefant |
| چند فیل | Elefanten |
| فیلها | die Elefanten |
مثلاً:
Die Elefanten sind sehr groß
فیلها خیلی بزرگن.
Im Zoo leben drei Elefanten
سه فیل در باغوحش زندگی میکنن.
Ich mag Elefanten
من فیلها رو دوست دارم.
یادتون باشه که در جمله، شکل کلمه ممکنه با توجه به نقش دستوری اون تغییر کنه. برای شروع، همین شکلهای اصلی رو یاد بگیرید: der Elefant برای مفرد و die Elefanten برای جمع.
تفاوت Elefant و Elefanten چیه؟
این دو کلمه به یک حیوان اشاره دارن، اما کاربردشون فرق میکنه.
Elefant شکل مفرده و برای یک فیل به کار میره.
Elefanten شکل جمعه و برای چند فیل استفاده میشه. این شکل در بعضی حالتهای دستوری مفرد هم دیده میشه.
مثلاً:
Der Elefant schläft
فیل خوابیده.
Die Elefanten schlafen
فیلها خوابیدن.
Ich sehe den Elefanten
من فیل رو میبینم.
در جمله آخر، با اینکه فقط درباره یک فیل صحبت میکنیم، شکل کلمه بهخاطر نقش دستوری اون به Elefanten تغییر کرده. فعلاً کافیه بدونید که در آلمانی، اسمها همیشه در تمام جملهها به یک شکل باقی نمیمونن.
فیل آفریقایی و فیل آسیایی به آلمانی
اگه بخواید درباره گونههای مختلف فیل صحبت کنید، این عبارتها به کارتون میان:
| فارسی | آلمانی |
|---|---|
| فیل آفریقایی | afrikanischer Elefant |
| فیل آسیایی | asiatischer Elefant |
| بچه فیل | Elefantenbaby |
| گله فیلها | Elefantenherde |
| عاج فیل | Elefantenstoßzahn |
| خرطوم فیل | Elefantenrüssel |
| گوش فیل | Elefantenohr |
| پوست فیل | Elefantenhaut |
مثلاً:
Der afrikanische Elefant hat große Ohren
فیل آفریقایی گوشهای بزرگی داره.
Der asiatische Elefant lebt in Teilen Asiens
فیل آسیایی در بخشهایی از آسیا زندگی میکنه.
Das Elefantenbaby läuft neben seiner Mutter
بچه فیل کنار مادرش راه میره.
فیل در باغوحش به آلمانی
برای صحبت درباره فیل در باغوحش، دونستن چند عبارت ساده کافیه:
- der Zoo = باغوحش
- das Tier = حیوان
- das Gehege = محوطه نگهداری حیوان
- füttern = غذا دادن
- beobachten = تماشا کردن
- das Tierpfleger-Team = گروه مراقبان حیوانات
مثلاً:
Wir gehen am Samstag in den Zoo
شنبه به باغوحش میریم.
Die Kinder beobachten den Elefanten
بچهها فیل رو تماشا میکنن.
Bitte füttern Sie die Tiere nicht
لطفاً به حیوانات غذا ندید.
جمله آخر رو ممکنه روی تابلوهای باغوحش ببینید. در خیلی از مکانها غذا دادن به حیوانات بدون اجازه ممنوعه.
خرطوم و عاج فیل به آلمانی چه میشود؟
خرطوم فیل به آلمانی چی میشه؟
خرطوم فیل در آلمانی der Elefantenrüssel گفته میشه.
این کلمه از دو بخش تشکیل شده: Elefant به معنی فیل و Rüssel به معنی خرطوم.
مثلاً:
Der Elefant benutzt seinen Rüssel zum Trinken
فیل از خرطومش برای آب خوردن استفاده میکنه.
Der Elefant hebt seinen Rüssel
فیل خرطومش رو بالا میبره.
کلمه Rüssel فقط برای خرطوم فیل به کار نمیره و در بعضی کاربردها برای اندام مشابه در حیوانات دیگه هم استفاده میشه.
اگر قصد دارید نمره آیلتس خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین آیلتس میتواند به شما در تقویت مهارتهای زبان انگلیسی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.
عاج فیل به آلمانی
برای گفتن «عاج فیل» میتونید از کلمه der Elefantenstoßzahn استفاده کنید.
مثلاً:
Der Elefant hat lange Stoßzähne
فیل عاجهای بلندی داره.
Elefantenstoßzähne bestehen aus Elfenbein
عاجهای فیل از عاج حیوانی ساخته شدن.
در جمله دوم، Elfenbein به مادهای گفته میشه که عاج از اون تشکیل شده. این واژه با Elefantenstoßzahn فرق داره: یکی به خود عاج اشاره میکنه و دیگری به مادهای که از اون ساخته شده.
فیل به آلمانی در جملههای روزمره
برای اینکه کلمه Elefant بهتر توی ذهنتون بمونه، این جملهها رو بخونید. سعی کنید اول معنی آلمانی رو حدس بزنید و بعد ترجمه فارسی رو ببینید.
Der Elefant ist groß und stark
فیل بزرگ و قویه.
Ich habe gestern einen Elefanten gesehen
من دیروز یک فیل دیدم.
Die Kinder sehen die Elefanten im Zoo
بچهها فیلها رو در باغوحش میبینن.
Elefanten leben in Gruppen
فیلها بهصورت گروهی زندگی میکنن.
Der kleine Elefant spielt mit seiner Mutter
فیل کوچولو با مادرش بازی میکنه.
Meine Tochter mag Elefanten
دخترم فیلها رو دوست داره.
Der Elefant trinkt Wasser
فیل آب میخوره.
Wir möchten die Elefanten füttern
ما میخوایم به فیلها غذا بدیم.
با تکرار این جملهها، هم معنی کلمه رو بهتر یاد میگیرید و هم با ساختار جملههای ساده آلمانی آشنا میشید.
حیوانات دیگه به آلمانی
اگه در حال یاد گرفتن اسم حیوانات هستید، بهتره Elefant رو کنار چند واژه پرکاربرد دیگه هم یاد بگیرید.
| فارسی | آلمانی |
|---|---|
| فیل | der Elefant |
| شیر | der Löwe |
| ببر | der Tiger |
| زرافه | die Giraffe |
| میمون | der Affe |
| خرس | der Bär |
| گرگ | der Wolf |
| روباه | der Fuchs |
| خرگوش | der Hase |
| اسب | das Pferd |
| سگ | der Hund |
| گربه | die Katze |
| فیلها | die Elefanten |
مثلاً:
Der Elefant ist größer als der Affe
فیل از میمون بزرگتره.
Im Zoo gibt es Löwen, Tiger und Elefanten
در باغوحش شیر، ببر و فیل وجود داره.
این مقایسهها کمک میکنن چند واژه رو همزمان و در قالب جمله یاد بگیرید.
چند نکته برای یاد گرفتن واژه Elefant
برای اینکه این کلمه رو راحتتر به خاطر بسپارید، چند نکته ساده رو رعایت کنید:
- کلمه رو همراه حرف تعریف یاد بگیرید: der Elefant
- شکل جمع رو هم حفظ کنید: die Elefanten
- فقط به حفظ معنی فارسی اکتفا نکنید؛ با کلمه جمله بسازید.
- کلمههای مرتبط مثل der Elefantenrüssel و der Elefantenstoßzahn رو هم یاد بگیرید.
- جملهها رو با صدای بلند بخونید تا هم تلفظ و هم ساختار جمله براتون آشناتر بشه.
برای مثال، میتونید با این سه جمله شروع کنید:
Der Elefant ist groß
فیل بزرگه.
Ich mag Elefanten
من فیلها رو دوست دارم.
Der Elefant trinkt Wasser
فیل آب میخوره.
اگر میخواهید مکالمه انگلیسی را اصولی و کاربردی یاد بگیرید، شرکت در کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی میتواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند.
جمعبندی
فیل به آلمانی Elefant میشه و چون این اسم مذکره، با der میاد. شکل جمعش هم Elefanten هست. با یاد گرفتن چند واژه مرتبط مثل Elefantenrüssel برای خرطوم فیل و Elefantenstoßzahn برای عاج فیل، میتونید درباره این حیوان جملههای بیشتری بسازید.
سوالات متداول
۱. فیل به آلمانی چی میشه؟
فیل به آلمانی Elefant گفته میشه و حرف تعریفش der هست؛ یعنی der Elefant.
۲. جمع Elefant چیه؟
جمع این کلمه Elefanten هست. برای مثال، die Elefanten یعنی «فیلها».
۳. خرطوم فیل به آلمانی چی میشه؟
خرطوم فیل به آلمانی der Elefantenrüssel گفته میشه.
۴. بچه فیل به آلمانی چی میشه؟
برای گفتن بچه فیل میتونید از das Elefantenbaby استفاده کنید.
۵. فیل آفریقایی به آلمانی چی میشه؟
فیل آفریقایی به آلمانی afrikanischer Elefant گفته میشه.
منابع
