وقتی شروع میکنید آلمانی یاد بگیرید، یکی از اولین موضوعاتی که بهش برمیخورید، اعضای خانوادهست. بالاخره خیلی وقتها توی مکالمه باید درباره پدر، مادر، خواهر، برادر، همسر یا بچهها حرف بزنید و معرفیشون کنید.
خبر خوب اینه که بیشتر کلمات مربوط به خانواده در آلمانی خیلی مشخص و قابل یادگیری هستن. فقط باید جنسیت دستوری اسمها و شکل جمع بعضی از اونها رو هم کنار معنیشون یاد بگیرید.
در این مطلب، اسم اعضای خانواده به آلمانی رو از واژههای ساده شروع میکنیم و بعد میریم سراغ فامیلهای نزدیکتر و عبارتهایی که در مکالمه روزمره زیاد به کارتون میاد.
اگر قصد دارید نمره آزمون گوته خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین زبان آلمانی میتواند به شما در تقویت مهارتهای زبان آلمانی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.
مطالبی که در این محتوا خواهید خواند :
Toggle- اعضای خانواده به آلمانی چی میشه؟
- خانواده به آلمانی چی میشه؟
- پدر و مادر به آلمانی
- خواهر و برادر به آلمانی
- پسر و دختر به آلمانی
- بچه به آلمانی چی میشه؟
- شوهر و زن به آلمانی
- پدربزرگ و مادربزرگ به آلمانی
- نوه به آلمانی
- عمو، دایی، عمه و خاله به آلمانی
- عمه و خاله به آلمانی
- پسرعمو، پسردایی، پسرخاله و پسرعمه به آلمانی
- خانواده نزدیک به آلمانی
- نامادری، ناپدری و خواهر و برادر ناتنی به آلمانی
- خانواده همسر به آلمانی
- نامزد به آلمانی
- دوستدختر و دوستپسر به آلمانی
- اعضای خانواده به آلمانی؛ جدول کامل
- چطور خودتون رو با اعضای خانواده به آلمانی معرفی کنید؟
- چند جمله کاربردی درباره خانواده به آلمانی
- چند نکته مهم برای یادگیری اعضای خانواده به آلمانی
- سوالات متداول
- جمعبندی
اعضای خانواده به آلمانی چی میشه؟
برای گفتن «اعضای خانواده» در آلمانی میتونید از عبارت زیر استفاده کنید:
Familienmitglieder = اعضای خانواده
کلمه Familie یعنی «خانواده» و Familienmitglied یعنی «عضو خانواده».
مثلاً:
Meine Familie ist groß
خانواده من بزرگه.
Ich stelle dir meine Familienmitglieder vor
اعضای خانوادهم رو بهت معرفی میکنم.
البته در مکالمه معمولی، خیلی وقتها لازم نیست از خود کلمه Familienmitglieder استفاده کنید و مستقیم اسم شخص موردنظر رو میگید.
خانواده به آلمانی چی میشه؟
«خانواده» به آلمانی میشه:
die Familie = خانواده
مثلاً:
Meine Familie lebt in Deutschland
خانواده من در آلمان زندگی میکنه.
Ich liebe meine Familie
من خانوادهم رو دوست دارم.
Wir sind eine kleine Familie
ما یه خانواده کوچیک هستیم.
جمع Familie میشه:
die Familien = خانوادهها
مثلاً:
Viele Familien wohnen hier
خانوادههای زیادی اینجا زندگی میکنن.
پدر و مادر به آلمانی
برای پدر و مادر دو کلمه اصلی دارید:
der Vater = پدر
die Mutter = مادر
مثلاً:
Mein Vater arbeitet viel
پدرم زیاد کار میکنه.
Meine Mutter kocht gern
مادرم دوست داره آشپزی کنه.
برای گفتن «پدر و مادر» هم میتونید بگید:
die Eltern = والدین / پدر و مادر
Meine Eltern leben in Berlin
پدر و مادرم در برلین زندگی میکنن.
یه نکته مهم: Eltern معمولاً بهصورت جمع استفاده میشه، چون درباره دو نفر، یعنی پدر و مادر، صحبت میکنیم.
خواهر و برادر به آلمانی
«برادر» میشه:
der Bruder = برادر
«خواهر» هم میشه:
die Schwester = خواهر
مثلاً:
Ich habe einen Bruder
من یک برادر دارم.
Ich habe zwei Schwestern
من دو خواهر دارم.
برای گفتن «خواهر و برادر» میتونید از:
Geschwister = خواهر و برادر / فرزندان یک خانواده
استفاده کنید.
مثلاً:
Ich habe drei Geschwister
من سه خواهر و برادر دارم.
این کلمه وقتی خیلی کاربردیه که نمیخواید جداگانه بگید چند برادر و چند خواهر دارید.
پسر و دختر به آلمانی
«پسر» در زمینه فرزند میشه:
der Sohn = پسر
و «دختر» میشه:
die Tochter = دختر
مثلاً:
Mein Sohn ist zehn Jahre alt
پسرم ده سالشه.
Meine Tochter geht zur Schule
دخترم به مدرسه میره.
اما حواستون باشه که Sohn و Tochter برای «فرزند پسر» و «فرزند دختر» هستن، نه هر پسر و دختری.
برای «پسر» به معنی یک پسر جوان، معمولاً Junge و برای «دختر» Mädchen استفاده میشه.
بچه به آلمانی چی میشه؟
«بچه» به آلمانی میشه:
das Kind = بچه / کودک
جمعش:
die Kinder = بچهها
مثلاً:
Ich habe ein Kind
من یک بچه دارم.
Wir haben zwei Kinder
ما دو تا بچه داریم.
اگر بخواید مشخص کنید بچهتون دختر یا پسره، از Sohn یا Tochter استفاده میکنید.
شوهر و زن به آلمانی
برای همسر هم چند کلمه خیلی مهم وجود داره.
der Ehemann = شوهر
die Ehefrau = همسر / زن
مثلاً:
Mein Ehemann arbeitet in München
شوهرم در مونیخ کار میکنه.
Meine Ehefrau ist Ärztin
همسرم پزشکه.
در مکالمه روزمره، خیلی وقتها آلمانیها از کلمههای سادهتر مثل Mann و Frau هم استفاده میکنن، ولی Ehemann و Ehefrau مشخصاً به همسر در چارچوب ازدواج اشاره دارن.
پدربزرگ و مادربزرگ به آلمانی
«پدربزرگ» میشه:
der Großvater = پدربزرگ
«مادربزرگ» هم:
die Großmutter = مادربزرگ
اما در مکالمه روزمره، شکل کوتاهترشون خیلی رایجه:
der Opa = پدربزرگ
die Oma = مادربزرگ
مثلاً:
Mein Opa wohnt auf dem Land
پدربزرگم در روستا زندگی میکنه.
Meine Oma macht einen leckeren Kuchen
مادربزرگم کیک خوشمزهای درست میکنه.
Opa و Oma حالت صمیمیتر و روزمرهتری دارن.
اگر میخواهید مکالمه انگلیسی را اصولی و کاربردی یاد بگیرید، شرکت در کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی میتواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند.
نوه به آلمانی
«نوه» هم دو حالت داره:
der Enkel = نوه پسر
die Enkelin = نوه دختر
مثلاً:
Mein Enkel ist fünf Jahre alt
نوه پسرم پنج سالشه.
Meine Enkelin lebt in Hamburg
نوه دخترم در هامبورگ زندگی میکنه.
جمع این دو:
die Enkelkinder = نوهها
عمو، دایی، عمه و خاله به آلمانی
اینجا یکی از تفاوتهای مهم فارسی و آلمانی رو میبینید.
در فارسی برای برادر پدر، برادر مادر، خواهر پدر و خواهر مادر کلمههای جدا داریم: عمو، دایی، عمه و خاله.
اما در آلمانی:
der Onkel = عمو / دایی
die Tante = عمه / خاله
یعنی آلمانی معمولاً بین «عمو» و «دایی» تفاوت واژگانی نمیذاره و هر دو Onkel هستن. همینطور «عمه» و «خاله» هر دو Tante هستن.
مثلاً:
Mein Onkel lebt in Köln
عمو یا دایی من در کلن زندگی میکنه.
Meine Tante ist Lehrerin
عمه یا خاله من معلمه.
اگه لازم باشه دقیقاً مشخص کنید طرف از سمت پدره یا مادر، میتونید این موضوع رو با توضیح بیشتری بیان کنید.
عمه و خاله به آلمانی
برای هر دو از Tante استفاده میشه:
die Tante = عمه / خاله
مثلاً:
Meine Tante wohnt in Frankfurt
عمه یا خالهم در فرانکفورت زندگی میکنه.
برای مشخص کردن نسبت دقیق:
die Schwester meiner Mutter = خواهر مادرم
die Schwester meines Vaters = خواهر پدرم
پسرعمو، پسردایی، پسرخاله و پسرعمه به آلمانی
آلمانی در اینجا هم مثل فارسی برای هرکدوم یک کلمه جدا نداره.
برای پسرعمو، پسردایی، پسرخاله یا پسرعمه معمولاً میتونید بگید:
der Cousin = پسرِ عمو، دایی، خاله یا عمه / پسرعمو، پسردایی، پسرخاله، پسرعمه
برای دختر:
die Cousine = دخترِ عمو، دایی، خاله یا عمه
مثلاً:
Mein Cousin studiert Medizin
پسرعمو یا پسرداییم پزشکی میخونه.
Meine Cousine lebt in Österreich
دخترعمو یا دخترخالهم در اتریش زندگی میکنه.
پس برخلاف فارسی، از خود کلمه Cousin نمیتونید بفهمید این فرد دقیقاً از طرف پدره یا مادر.
خانواده نزدیک به آلمانی
برای «خانواده نزدیک» میتونید بگید:
enge Familie = خانواده نزدیک
ولی برای معرفی اعضای خانواده، معمولاً همون اسم دقیق فرد طبیعیتره.
مثلاً:
Meine engste Familie lebt in Deutschland
خانواده نزدیکم در آلمان زندگی میکنن.
نامادری، ناپدری و خواهر و برادر ناتنی به آلمانی
این بخش وقتی درباره خانوادههای ترکیبی صحبت میکنید خیلی به درد میخوره.
die Stiefmutter = نامادری
der Stiefvater = ناپدری
der Stiefbruder = برادر ناتنی / برادرخوانده در خانواده ترکیبی
die Stiefschwester = خواهر ناتنی / خواهرخوانده در خانواده ترکیبی
مثلاً:
Meine Stiefmutter lebt in Hamburg
نامادریم در هامبورگ زندگی میکنه.
Mein Stiefbruder ist älter als ich
برادر ناتنیم از من بزرگتره.
البته در آلمانی، بسته به نوع رابطه خانوادگی، ممکنه واژههای متفاوتی برای روابط ناتنی و فرزندِ همسر به کار بره؛ بنابراین اگر نسبت دقیق مهم باشه، بهتره رابطه رو واضحتر توضیح بدید.
خانواده همسر به آلمانی
برای خانواده همسر هم کلمههای مشخصی دارید.
der Schwiegervater = پدر همسر / پدرزن / پدرشوهر
die Schwiegermutter = مادر همسر / مادرزن / مادرشوهر
der Schwiegersohn = داماد
die Schwiegertochter = عروس
مثلاً:
Mein Schwiegervater wohnt in Berlin
پدر همسرم در برلین زندگی میکنه.
Meine Schwiegermutter kommt morgen zu Besuch
مادر همسرم فردا برای دیدن ما میاد.
Meine Schwiegertochter ist sehr nett
عروسم خیلی مهربونه.
نکته جالب اینه که آلمانی، مثل فارسی، برای بعضی از این روابط خانوادگی واژههای مشخصی داره.
نامزد به آلمانی
اگر کسی هنوز ازدواج نکرده ولی نامزد کرده، میتونید از این واژهها استفاده کنید:
der Verlobte = نامزد مرد
die Verlobte = نامزد زن
مثلاً:
Mein Verlobter arbeitet in Berlin
نامزدم در برلین کار میکنه.
Meine Verlobte studiert in München
نامزدم در مونیخ درس میخونه.
فعل «نامزد کردن / نامزد بودن» هم:
sich verloben
هست.
دوستدختر و دوستپسر به آلمانی
اگر منظورتون رابطه عاطفی باشه:
die Freundin = دوستدختر / دوست مؤنث
der Freund = دوستپسر / دوست مذکر
اینجا باید به جمله و موقعیت دقت کنید، چون Freund و Freundin میتونن فقط به معنی دوست هم باشن.
مثلاً:
Meine Freundin kommt heute Abend
دوستدخترم امشب میاد.
اما:
Eine Freundin von mir wohnt in Berlin
یکی از دوستهای من در برلین زندگی میکنه.
پس همیشه نباید Freundin رو «دوستدختر» ترجمه کنید؛ زمینه جمله مشخص میکنه منظور رابطه عاطفی هست یا دوستی معمولی.
اعضای خانواده به آلمانی؛ جدول کامل
| فارسی | آلمانی |
|---|---|
| خانواده | die Familie |
| عضو خانواده | das Familienmitglied |
| پدر | der Vater |
| مادر | die Mutter |
| والدین | die Eltern |
| برادر | der Bruder |
| خواهر | die Schwester |
| خواهر و برادر | die Geschwister |
| پسر | der Sohn |
| دختر | die Tochter |
| بچه / کودک | das Kind |
| بچهها | die Kinder |
| شوهر | der Ehemann |
| همسر زن | die Ehefrau |
| پدربزرگ | der Großvater / der Opa |
| مادربزرگ | die Großmutter / die Oma |
| عمو / دایی | der Onkel |
| عمه / خاله | die Tante |
| پسرعمو / پسرخاله و… | der Cousin |
| دخترعمو / دخترخاله و… | die Cousine |
| نوه پسر | der Enkel |
| نوه دختر | die Enkelin |
| نامادری | die Stiefmutter |
| ناپدری | der Stiefvater |
| پدر همسر | der Schwiegervater |
| مادر همسر | die Schwiegermutter |
| داماد | der Schwiegersohn |
| عروس | die Schwiegertochter |
| نامزد مرد | der Verlobte |
| نامزد زن | die Verlobte |
چطور خودتون رو با اعضای خانواده به آلمانی معرفی کنید؟
فرض کنید کسی ازتون میپرسه خانوادهتون چند نفره. میتونید خیلی ساده جواب بدید:
Meine Familie besteht aus fünf Personen
خانواده من از پنج نفر تشکیل شده.
بعد میتونید اعضای خانواده رو یکییکی معرفی کنید:
Das sind meine Eltern, mein Bruder, meine Schwester und ich
اینها پدر و مادرم، برادرم، خواهرم و من هستیم.
یا:
Ich habe einen Bruder und eine Schwester
من یک برادر و یک خواهر دارم.
اگر بچه داشته باشید:
Ich habe zwei Kinder, einen Sohn und eine Tochter
من دو تا بچه دارم، یک پسر و یک دختر.
این جملهها برای مکالمههای روزمره خیلی کاربردیتر از حفظ کردن فهرست بلند کلمات هستن.
اگر قصد دارید نمره آیلتس خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین آیلتس میتواند به شما در تقویت مهارتهای زبان انگلیسی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.
چند جمله کاربردی درباره خانواده به آلمانی
برای اینکه واژهها بهتر توی ذهنتون بمونن، چند جمله دیگه هم ببینید:
Meine Familie ist nicht sehr groß
خانواده من خیلی بزرگ نیست.
Ich lebe mit meinen Eltern
من با پدر و مادرم زندگی میکنم.
Mein Bruder ist älter als ich
برادرم از من بزرگتره.
Meine Schwester ist jünger als ich
خواهرم از من کوچکتره.
Meine Eltern wohnen in Deutschland
پدر و مادرم در آلمان زندگی میکنن.
Ich besuche meine Großeltern am Wochenende
آخر هفته به دیدن پدربزرگ و مادربزرگم میرم.
Meine Tante kommt heute zu Besuch
خاله یا عمهم امروز به دیدنمون میاد.
Mein Onkel arbeitet in München
عمو یا داییم در مونیخ کار میکنه.
Meine Cousine studiert an der Universität
دخترخاله یا دخترعمهم در دانشگاه درس میخونه.
Wir verbringen viel Zeit zusammen
ما زمان زیادی رو با هم میگذرونیم.
چند نکته مهم برای یادگیری اعضای خانواده به آلمانی
یه اشتباه رایج اینه که فقط معنی فارسی کلمهها رو حفظ کنید. در آلمانی بهتره اسم رو همراه با حرف تعریفش یاد بگیرید.
مثلاً بهجای اینکه فقط حفظ کنید:
Vater = پدر
بهتره از اول یاد بگیرید:
der Vater
یا:
die Mutter
der Bruder
die Schwester
این کار بعداً موقع جملهسازی خیلی کمکتون میکنه.
یه نکته دیگه هم اینه که در آلمانی، مالکیت خیلی مهمه. برای گفتن «پدرم»، «مادرم»، «خواهرم» و… باید شکل مناسب ضمیر ملکی رو استفاده کنید:
mein Vater = پدرم
meine Mutter = مادرم
mein Bruder = برادرم
meine Schwester = خواهرم
پس جنسیت دستوری اسم رو از همون اول جدی بگیرید.
سوالات متداول
۱. اعضای خانواده به آلمانی چی میشه؟
«اعضای خانواده» به آلمانی Familienmitglieder میشه. مفردش هم Familienmitglied یعنی «عضو خانواده» است.
۲. خانواده به آلمانی چی میشه؟
«خانواده» به آلمانی die Familie میشه.
۳. خواهر و برادر به آلمانی چی میشه؟
برای گفتن «خواهر و برادر» بهصورت کلی از Geschwister استفاده میشه. Bruder یعنی برادر و Schwester یعنی خواهر.
۴. عمو و دایی به آلمانی چه فرقی دارن؟
در آلمانی هر دو معمولاً Onkel گفته میشن. اگر بخواید دقیقاً مشخص کنید شخص برادر پدر یا برادر مادره، باید رابطه رو با یک عبارت توضیح بدید.
۵. عمه و خاله به آلمانی چی میشه؟
هر دو Tante هستن. برای مشخص کردن اینکه طرف خواهر پدره یا خواهر مادر، میتونید رابطه رو دقیقتر توضیح بدید.
جمعبندی
برای صحبت درباره خانواده در آلمانی، چند کلمه پایه واقعاً مهمتر از بقیهان: Familie برای خانواده، Vater و Mutter برای پدر و مادر، Bruder و Schwester برای برادر و خواهر، Sohn و Tochter برای فرزند و Eltern برای والدین.
یه تفاوت جالب هم بین فارسی و آلمانی وجود داره. ما در فارسی برای عمو، دایی، عمه و خاله کلمات جدا داریم، ولی در آلمانی Onkel هم برای عمو و هم دایی و Tante هم برای عمه و هم خاله استفاده میشه.
برای یادگیری بهتر، کلمهها رو جداگانه حفظ نکنید. از همون اول با جمله تمرین کنید؛ مثلاً درباره خانواده خودتون بگید چند نفر هستید، چند خواهر و برادر دارید و پدر و مادرتون کجا زندگی میکنن. اینطوری واژهها خیلی سریعتر وارد مکالمهتون میشن.
منابع
