اگه بخواید به آلمانی بگید «اسب»، کلمه Pferd رو به کار میبرید. این واژه برای صحبت درباره اسبها، اسبسواری، مسابقات اسبدوانی و حتی بعضی اصطلاحات روزمره کاربرد داره.
Pferd = اسب
مثلاً اگه توی مزرعه اسبی ببینید و بخواید به آلمانی دربارهش حرف بزنید، میتونید بگید:
Das Pferd ist sehr schön
این اسب خیلی زیباست.
یا اگه بخواید بگید اسبسواری دوست دارید:
Ich reite gern
من اسبسواری رو دوست دارم.
در ادامه با معنی و تلفظ Pferd، تفاوتش با کلمههای مشابه و جملههایی آشنا میشید که میتونید در مکالمههای واقعی استفاده کنید.
اگر قصد دارید نمره آزمون گوته خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین زبان آلمانی میتواند به شما در تقویت مهارتهای زبان آلمانی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.
مطالبی که در این محتوا خواهید خواند :
Toggleاسب به آلمانی چه می شود؟
معادل رایج «اسب» در زبان آلمانی das Pferd هست. حرف تعریف این کلمه das است؛ بنابراین بهتره از همون اول واژه رو همراه با حرف تعریفش یاد بگیرید.
- das Pferd = اسب
- die Pferde = اسبها
- ein Pferd = یک اسب
- zwei Pferde = دو اسب
مثلاً:
Das ist ein Pferd
این یک اسبه.
Ich sehe zwei Pferde
من دو اسب میبینم.
Die Pferde sind schnell
اسبها سریع هستن.
یادتون باشه که شکل جمع Pferd به Pferde تغییر میکنه.
تلفظ Pferd چطوره؟
تلفظ Pferd برای فارسیزبانها کمی ناآشناست، چون کلمه با ترکیب حروف Pf شروع میشه.
تلفظ تقریبی این کلمه رو میتونید «پفِرت» در نظر بگیرید، اما این نوشتار فقط برای نزدیک شدن به صداست و تلفظ دقیق آلمانی رو کاملاً نشون نمیده.
برای گفتن این کلمه، صدای P و F رو پشت سر هم و بدون اضافه کردن یک واکه بین اونها ادا کنید. در پایان هم صدای d در آلمانی معمولاً شبیه «ت» شنیده میشه.
تفاوت Pferd و Pony چیه؟
Pferd واژه عمومی برای اسبه؛ اما Pony به اسب کوچیکتر یا پونی گفته میشه.
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| das Pferd | اسب |
| das Pony | پونی، اسب کوچک |
| das Fohlen | کره اسب |
| der Hengst | اسب نر |
| die Stute | اسب ماده |
| der Wallach | اسب نر اختهشده |
مثلاً:
Das Pony ist klein
این پونی کوچیکه.
Das Fohlen läuft neben seiner Mutter
کره اسب کنار مادرش راه میره.
Die Stute steht auf der Wiese
اسب ماده در چمنزار ایستاده.
این کلمهها وقتی به دردتون میخورن که بخواید درباره سن، اندازه یا جنسیت اسب دقیقتر صحبت کنید.
اسبسواری به آلمانی چی میشه؟
برای صحبت درباره اسبسواری، چند واژه و عبارت کاربردی وجود داره:
- reiten = اسبسواری کردن
- das Reiten = اسبسواری
- der Reiter = اسبسوار مرد
- die Reiterin = اسبسوار زن
- der Reitunterricht = آموزش اسبسواری
- der Reithelm = کلاه ایمنی اسبسواری
- der Reitstall = اصطبل یا مرکز اسبسواری
مثلاً:
Ich lerne reiten
دارم اسبسواری یاد میگیرم.
Sie reitet jeden Samstag
او هر شنبه اسبسواری میکنه.
Wo kann ich reiten lernen
کجا میتونم اسبسواری یاد بگیرم؟
Beim Reiten trage ich einen Helm
موقع اسبسواری کلاه ایمنی میپوشم.
یک نکته کاربردی: برای گفتن «من اسبسواری میکنم»، معمولاً از فعل reiten استفاده میکنیم؛ لازم نیست همیشه اسم Pferd رو هم در جمله بیاریم.
جملههای کاربردی با Pferd
اگه میخواید این واژه رو در مکالمه یاد بگیرید، جملههای زیر نقطه شروع خوبی هستن.
Ich habe ein Pferd
من یک اسب دارم.
Das Pferd ist braun
اسب قهوهایه.
Das Pferd ist sehr schnell
اسب خیلی سریعه.
Magst du Pferde
اسبها رو دوست داری؟
Ich habe noch nie ein Pferd geritten
من تا حالا سوار اسب نشدهام.
Das Pferd frisst Gras
اسب علف میخوره.
Das Pferd braucht Wasser
اسب به آب نیاز داره.
Die Kinder füttern die Pferde
بچهها به اسبها غذا میدن.
رنگهای مختلف اسب به آلمانی
برای توصیف ظاهر اسب، میتونید از اسم رنگها در آلمانی استفاده کنید.
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| braun | قهوهای |
| schwarz | سیاه |
| weiß | سفید |
| grau | خاکستری |
| beige | بژ |
| gefleckt | خالدار |
چند مثال:
Das Pferd ist schwarz
اسب سیاهه.
Ich sehe ein weißes Pferd
من یک اسب سفید میبینم.
Das braune Pferd ist sehr groß
اسب قهوهای خیلی بزرگه.
دقت کنید که وقتی صفت قبل از اسم میاد، شکلش ممکنه با توجه به حرف تعریف و ساختار جمله تغییر کنه؛ برای همین weißes Pferd و das weiße Pferd هر دو درست هستن، اما در ساختارهای متفاوتی استفاده میشن.
اصطبل، مزرعه و وسایل مربوط به اسب به آلمانی
اگه درباره نگهداری از اسبها صحبت میکنید، این واژهها هم به کارتون میان:
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| der Stall | اصطبل |
| der Reitstall | مرکز اسبسواری |
| die Weide | چراگاه |
| der Sattel | زین |
| die Trense | افسار و دهنه اسب |
| das Zaumzeug | لوازم افسار اسب |
| das Hufeisen | نعل اسب |
| der Huf | سُم |
| die Bürste | برس |
| das Heu | یونجه خشک |
| das Futter | خوراک |
| der Tierarzt | دامپزشک |
مثلاً:
Das Pferd steht im Stall
اسب داخل اصطبل ایستاده.
Ich putze das Pferd
من اسب رو تمیز میکنم.
Das Pferd braucht einen neuen Sattel
اسب به یک زین جدید نیاز داره.
Die Pferde fressen Heu
اسبها یونجه خشک میخورن.
اگر قصد دارید نمره آیلتس خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین آیلتس میتواند به شما در تقویت مهارتهای زبان انگلیسی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.
اصطلاحات و ترکیبهای رایج با Pferd
کلمه Pferd در چند ترکیب آلمانی هم دیده میشه که دونستنشون مفیده.
| عبارت آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| das Pferderennen | مسابقه اسبدوانی |
| das Pferdefutter | خوراک اسب |
| der Pferdesport | ورزشهای مربوط به اسب |
| die Pferdezucht | پرورش اسب |
| das Pferdehaar | موی اسب |
| das Schaukelpferd | اسب گهوارهای |
| das Trojanische Pferd | اسب تروا |
مثلاً:
Mein Sohn spielt mit einem Schaukelpferd
پسرم با یک اسب گهوارهای بازی میکنه.
Pferderennen sind in vielen Ländern bekannt
مسابقات اسبدوانی در کشورهای زیادی شناختهشده هستن.
Das Trojanische Pferd ist aus der griechischen Mythologie bekannt
اسب تروا از اسطورهشناسی یونان شناخته شده.
اگر میخواهید مکالمه انگلیسی را اصولی و کاربردی یاد بگیرید، شرکت در کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی میتواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند.
تفاوت Pferd و Ross چیه؟
Pferd واژه معمول و رایج برای اسبه و در مکالمه روزمره هم از همین کلمه استفاده میکنیم.
Ross هم معنی «اسب» میده، اما امروزه بیشتر در متنهای ادبی، تاریخی یا بعضی ترکیبها دیده میشه و در گفتوگوی معمول، به اندازه Pferd رایج نیست.
مثلاً برای گفتن «اسب سریع است»، طبیعیتره بگید:
Das Pferd ist schnell
اسب سریعه.
برای یادگیری زبان آلمانی در سطح روزمره، بهتره اول Pferd رو یاد بگیرید و بعد سراغ واژههای کمتر رایج برید.
جمعبندی
واژه das Pferd در زبان آلمانی به معنی «اسب» است و یکی از کلمات کاربردی برای صحبت درباره حیوانات، اسبسواری و نگهداری از اسبها به شمار میرود. شکل جمع آن die Pferde است و برای صحبت درباره اسبسواری میتوان از فعل reiten و اسم das Reiten استفاده کرد.
همچنین با یادگیری واژههایی مانند das Pony (پونی)، das Fohlen (کره اسب)، der Stall (اصطبل) و der Sattel (زین)، میتوانید درباره اسبها دقیقتر صحبت کنید و جملههای متنوعتری بسازید.
بهترین راه برای یادگیری این واژه، تمرین آن در جملههای روزمره مانند Das Pferd ist sehr schön (این اسب خیلی زیباست.) است. با یادگیری حرف تعریف، شکل جمع و ترکیبهای رایج Pferd، میتوانید این کلمه را بهراحتی در مکالمات آلمانی به کار ببرید.
سوالات متداول
۱. اسب به آلمانی چی میشه؟
اسب به آلمانی das Pferd گفته میشه.
۲. جمع Pferd چیه؟
جمع این کلمه die Pferde هست؛ یعنی اسبها.
۳. اسبسواری به آلمانی چی میشه؟
برای اسبسواری از das Reiten و برای فعل «اسبسواری کردن» از reiten استفاده میکنیم.
۴. کره اسب به آلمانی چی میشه؟
کره اسب به آلمانی das Fohlen گفته میشه.
۵. تفاوت Pferd و Pony چیه؟
Pferd واژه عمومی برای اسبه، اما Pony به اسب کوچکتر یا پونی گفته میشه.
منابع
