اگر بخواید عبارت «زندگیم» رو به آلمانی بگید، یکی از سادهترین و طبیعیترین حالتها mein Leben هست.
mein Leben = زندگی من / زندگیم
کلمه Leben در آلمانی یعنی «زندگی» و mein یعنی «من / مال من». بنابراین وقتی این دو کلمه کنار هم قرار میگیرن، mein Leben یعنی «زندگی من».
اما نکتهای که بد نیست از همون اول بدونید اینه که «زندگیم» همیشه فقط یک کاربرد نداره. گاهی منظورتون واقعاً «زندگی من» هست، گاهی درباره سبک زندگی صحبت میکنید، گاهی میخواید بگید «زندگیم رو دوست دارم»، «زندگیم عوض شده» یا حتی در یک جمله احساسی از این عبارت استفاده میکنید.
در همه این حالتها، mein Leben پایه اصلی عبارته و فقط فعل یا کلمات اطرافش تغییر میکنن.
Duden هم Leben رو بهعنوان اسم خنثی معرفی میکنه و برای اون کاربردهایی مثل خودِ زندگی، روند زندگی، شیوه زندگی و شرایط زندگی رو ثبت کرده.
اگر قصد دارید نمره آزمون گوته خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین زبان آلمانی میتواند به شما در تقویت مهارتهای زبان آلمانی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.
مطالبی که در این محتوا خواهید خواند :
Toggle- زندگیم به آلمانی چه میشود؟
- mein Leben دقیقاً یعنی چه؟
- «من زندگیم را دوست دارم» به آلمانی
- «زندگیم را دوست دارم» به آلمانی
- «زندگیم تغییر کرده» به آلمانی
- «زندگیم خیلی خوبه» به آلمانی
- «زندگیم سخت بوده» به آلمانی
- «این زندگی منه» به آلمانی
- «زندگیم رو عوض میکنم» به آلمانی
- «از زندگیم خستهام» به آلمانی
- «زندگیم رو دوست دارم، حتی با همه سختیها»
- «زندگی خودم» به آلمانی
- فرق mein Leben و mein eigenes Leben
- «عشق زندگیم» به آلمانی
- «تو زندگی منی» به آلمانی
- «زندگی من» در جملههای روزمره
- «زندگی روزمره من» به آلمانی
- «سبک زندگی من» به آلمانی
- «در زندگی من» به آلمانی
- «برای زندگیم» به آلمانی
- «تمام زندگیم» به آلمانی
- «تا آخر عمرم» به آلمانی
- جدول عبارتهای مهم با «زندگیم» به آلمانی
- چند اشتباه رایج درباره mein Leben
- تلفظ mein Leben چطور است؟
- فرق Leben و leben چیست؟
- جمعبندی «زندگیم» به آلمانی
- سوالات متداول
- نتیجهگیری
زندگیم به آلمانی چه میشود؟
همونطور که گفتیم:
mein Leben = زندگیم / زندگی من
مثلاً اگر بخواید بگید:
Das ist mein Leben
این زندگی منه.
یا:
Mein Leben ist schön
زندگیم قشنگه.
یا اگر بخواید خیلی ساده بگید:
Ich liebe mein Leben.
من عاشق زندگیم هستم.
اینجا mein قبل از Leben اومده، چون Leben در آلمانی یک اسم خنثی و با آرتیکل das هست. به همین دلیل در حالت پایه میگیم mein Leben.
پس اگر فقط دنبال ترجمه مستقیم «زندگیم» هستید، لازم نیست دنبال عبارت پیچیدهای بگردید:
زندگیم = mein Leben
mein Leben دقیقاً یعنی چه؟
mein یعنی «مال من / متعلق به من» و Leben یعنی «زندگی».
بنابراین:
mein Leben = زندگی من
و در فارسی محاورهای خیلی راحت میتونیم بگیم:
mein Leben = زندگیم
مثلاً وقتی میگید:
Mein Leben hat sich verändert
معنیش میشه:
زندگیم تغییر کرده.
اینجا mein Leben فاعل جمله است و hat sich verändert یعنی «تغییر کرده».
یا:
Ich möchte mein Leben ändern
میخوام زندگیم رو تغییر بدم.
اینجا mein Leben مفعول جمله است.
این تفاوت مهمه، چون ممکنه شکل ضمیر ملکی در جملههای دیگه تغییر کنه؛ اما وقتی عبارت موردنظر شما بهصورت مستقل و مستقیم «زندگیم» باشه، شکل اصلی همون mein Leben هست.
«من زندگیم را دوست دارم» به آلمانی
یکی از جملههایی که احتمالاً زیاد بهش نیاز پیدا میکنید اینه:
Ich liebe mein Leben
من عاشق زندگیم هستم.
این جمله کاملاً طبیعی و کاربردیه.
مثلاً اگر کسی ازتون بپرسه:
Bist du glücklich
خوشحالی؟
میتونید جواب بدید:
Ja, ich liebe mein Leben
بله، من عاشق زندگیم هستم.
البته lieben فقط برای رابطه عاطفی استفاده نمیشه. میتونید ازش برای چیزهایی که خیلی دوست دارید هم استفاده کنید. Duden هم برای lieben کاربردهایی مثل داشتن علاقه شدید عاطفی یا احساسی رو ثبت کرده.
«زندگیم را دوست دارم» به آلمانی
اگر منظورتون از «دوست دارم» بیشتر «از زندگیم راضی هستم و دوستش دارم» باشه، باز هم میتونید بگید:
Ich liebe mein Leben
زندگیم رو دوست دارم / عاشق زندگیم هستم.
اما اگر بخواید جمله رو کمی کاملتر کنید، میتونید بگید:
Ich bin mit meinem Leben zufrieden
از زندگیم راضی هستم.
اینجا جمله کمی متفاوت میشه.
mit meinem Leben یعنی «از زندگیام / با زندگیام» و در این ساختار، mein به meinem تبدیل شده.
پس این دو جمله رو از هم جدا کنید:
Ich liebe mein Leben
زندگیم رو دوست دارم.
Ich bin mit meinem Leben zufrieden
از زندگیم راضی هستم.
هر دو درست هستن، ولی ساختار دستوریشون با هم فرق داره.
«زندگیم تغییر کرده» به آلمانی
اگر بخواید بگید «زندگیم تغییر کرده»، این جمله خیلی کاربردیه:
Mein Leben hat sich verändert
زندگیم تغییر کرده.
کلمه مهم اینجا verändert هست که از فعل verändern میاد و معنی «تغییر دادن / تغییر کردن» میده.
مثلاً:
Seit meinem Umzug hat sich mein Leben verändert
از وقتی نقل مکان کردم، زندگیم تغییر کرده.
یا:
Mein Leben hat sich komplett verändert
زندگیم کاملاً تغییر کرده.
اگر بخواید لحن جمله رو احساسیتر کنید:
In den letzten Jahren hat sich mein Leben sehr verändert
در سالهای اخیر، زندگیم خیلی تغییر کرده.
«زندگیم خیلی خوبه» به آلمانی
برای گفتن اینکه «زندگیم خیلی خوبه»، میتونید بگید:
Mein Leben ist sehr schön
زندگیم خیلی خوبه / زندگیم خیلی قشنگه.
ولی در مکالمه، بسته به منظورتون، جملههای دیگهای هم میتونید استفاده کنید.
مثلاً:
Ich bin glücklich mit meinem Leben
از زندگیام خوشحالم.
یا:
Ich bin zufrieden mit meinem Leben
از زندگیم راضی هستم.
این جملهها وقتی طبیعیترن که واقعاً درباره رضایت از شرایط زندگی صحبت میکنید.
«زندگیم سخت بوده» به آلمانی
اگر بخواید درباره سختیهایی که پشت سر گذاشتید حرف بزنید، میتونید بگید:
Mein Leben war nicht einfach
زندگیم آسون نبوده.
این جمله خیلی طبیعیتر از اینه که بخواید جمله خیلی پیچیدهای بسازید.
مثلاً:
Mein Leben war nicht immer einfach
زندگیم همیشه آسون نبوده.
یا:
Ich hatte ein schwieriges Leben
زندگی سختی داشتم.
اینجا تفاوت کوچکی وجود داره.
Mein Leben war nicht einfach
زندگیم آسون نبوده.
اما:
Ich hatte ein schwieriges Leben
من زندگی سختی داشتم.
هر دو جمله میتونن برای صحبت درباره گذشته استفاده بشن.
«این زندگی منه» به آلمانی
اگر بخواید با تأکید بگید «این زندگی منه»، میتونید بگید:
Das ist mein Leben
این زندگی منه.
این جمله خیلی ساده است، اما بسته به موقعیت میتونه احساس متفاوتی داشته باشه.
مثلاً اگر کسی بیش از حد درباره تصمیمهای شما نظر بده، ممکنه بگید:
Das ist mein Leben. Ich entscheide selbst
این زندگی منه. خودم تصمیم میگیرم.
یا:
Das ist mein Leben und meine Entscheidung
این زندگی منه و تصمیم خودمه.
پس mein Leben فقط یک عبارت ساده برای ترجمه «زندگیم» نیست؛ در خیلی از جملههای روزمره میتونه نقش مهمی داشته باشه.
اگر میخواهید مکالمه انگلیسی را اصولی و کاربردی یاد بگیرید، شرکت در کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی میتواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند.
«زندگیم رو عوض میکنم» به آلمانی
برای گفتن «میخوام زندگیم رو عوض کنم» میتونید بگید:
Ich möchte mein Leben verändern
میخوام زندگیم رو تغییر بدم.
این جمله وقتی استفاده میشه که تصمیم دارید شرایط زندگیتون رو تغییر بدید.
مثلاً:
Ich möchte mein Leben verändern und neu anfangen
میخوام زندگیم رو تغییر بدم و از نو شروع کنم.
عبارت neu anfangen یعنی «از نو شروع کردن».
یا:
Ich will mein Leben ändern
میخوام زندگیم رو تغییر بدم.
تفاوت möchte و will اینجاست که möchte معمولاً ملایمتر و مؤدبانهتره، در حالی که will مستقیمتره و بیشتر حس «میخوام / قصد دارم» میده.
«از زندگیم خستهام» به آلمانی
اگر منظورتون «از شرایط زندگی خسته شدهام» باشه، یکی از جملههایی که میتونید استفاده کنید اینه:
Ich bin mein Leben leid
از زندگیم خستهام.
اما در مکالمه بسته به منظورتون، جملههای دیگهای هم وجود داره و بهتره دقیقاً بدونید چه حسی رو میخواید منتقل کنید.
مثلاً اگر فقط از شرایط فعلی خسته هستید:
Ich bin mit meinem Leben unzufrieden
از زندگیم ناراضی هستم.
یا:
Ich bin mit meiner aktuellen Situation unzufrieden
از شرایط فعلیام ناراضی هستم.
این جمله دوم مشخصتره و بهجای اینکه کل زندگی رو زیر سؤال ببره، روی «شرایط فعلی» تمرکز میکنه.
«زندگیم رو دوست دارم، حتی با همه سختیها»
اگر بخواید یک جمله احساسیتر بسازید، میتونید بگید:
Ich liebe mein Leben trotz aller Schwierigkeiten
با وجود همه سختیها، زندگیم رو دوست دارم.
trotz یعنی «با وجود / علیرغم».
مثلاً:
Ich bin glücklich trotz aller Probleme
با وجود همه مشکلات خوشحالم.
پس میبینید که mein Leben خیلی راحت میتونه داخل جملههای طولانیتر هم استفاده بشه.
«زندگی خودم» به آلمانی
گاهی در فارسی وقتی میگیم «زندگی خودم»، روی «خودم» تأکید داریم.
مثلاً:
«من میخوام برای زندگی خودم تصمیم بگیرم.»
در آلمانی در چنین جملهای ممکنه از mein eigenes Leben استفاده کنید.
mein eigenes Leben = زندگی خودم / زندگی شخصی خودم
مثلاً:
Ich möchte mein eigenes Leben leben
میخوام زندگی خودم رو زندگی کنم.
یا:
Ich möchte mein eigenes Leben führen
میخوام زندگی خودم رو داشته باشم / زندگی خودم رو پیش ببرم.
کلمه eigen معنی «خودِ شخص / متعلق به خود» میده و وقتی با mein میاد، تأکید بیشتری روی شخصی بودن اون چیز ایجاد میکنه.
فرق mein Leben و mein eigenes Leben
این دو عبارت شبیه هم هستن، ولی دقیقاً یک حس رو منتقل نمیکنن.
mein Leben
زندگیم / زندگی من
mein eigenes Leben
زندگی خودم / زندگیای که متعلق به خودمه
مثلاً اگر فقط بخواید درباره زندگی خودتون حرف بزنید:
Mein Leben ist schön
زندگیم قشنگه.
اما اگر بخواید بگید «میخوام زندگی خودم رو داشته باشم و طبق خواسته خودم زندگی کنم»:
Ich möchte mein eigenes Leben leben
میخوام زندگی خودم رو زندگی کنم.
پس eigen زمانی مفیده که بخواید روی «خودم» یا استقلال فردی تأکید بیشتری داشته باشید.
«عشق زندگیم» به آلمانی
اگر منظورتون از «زندگیم» در یک جمله عاشقانه باشه، قضیه کمی فرق میکنه.
مثلاً «عشق زندگیم» رو میتونید به شکل:
die Liebe meines Lebens
بگید.
معنیش میشه:
عشق زندگی من / عشق زندگیم
مثلاً:
Du bist die Liebe meines Lebens
تو عشق زندگیمی.
این عبارت با mein Leben فرق داره.
mein Leben = زندگی من
اما:
die Liebe meines Lebens = عشق زندگی من
اینجا meines Lebens به دلیل ساختار دستوری جمله تغییر کرده.
بنابراین اگر فقط دنبال «زندگیم» هستید، mein Leben درسته؛ ولی اگر منظورتون «عشق زندگیم» باشه، باید کل عبارت رو در نظر بگیرید.
Duden هم Liebe رو بهعنوان یک اسم مؤنث ثبت میکنه و از کاربردهای اون برای اشاره به علاقه و پیوند عاطفی قوی صحبت میکنه.
«تو زندگی منی» به آلمانی
اگر بخواید به کسی بگید «تو زندگی منی»، میتونید بگید:
Du bist mein Leben
تو زندگی منی.
این جمله کاملاً احساسی و عاشقانه است و معمولاً وقتی گفته میشه که فرد اهمیت خیلی زیادی برای طرف مقابل قائل باشه.
مثلاً:
Du bist mein Leben und meine Liebe
تو زندگی و عشق منی.
البته این نوع جملهها بیشتر در موقعیتهای عاطفی استفاده میشن و برای مکالمه معمولی مناسب نیستن.
«زندگی من» در جملههای روزمره
حالا چند جمله ساده رو ببینیم که کمک میکنن mein Leben رو بهتر توی ذهنتون جا بندازید.
Mein Leben ist gerade ziemlich stressig
زندگیم این روزها خیلی پراسترسه.
Ich möchte mein Leben genießen
میخوام از زندگیم لذت ببرم.
Ich möchte mein Leben ändern
میخوام زندگیم رو تغییر بدم.
Mein Leben ist jetzt anders
زندگیم الان فرق کرده.
Ich bin mit meinem Leben zufrieden
از زندگیم راضی هستم.
Ich liebe mein Leben
زندگیم رو دوست دارم.
Das ist mein Leben
این زندگی منه.
Ich möchte mein Leben selbst bestimmen
میخوام خودم برای زندگیم تصمیم بگیرم.
Mein Leben dreht sich nicht nur um die Arbeit
زندگیم فقط حول کار نمیچرخه.
Ich brauche eine Veränderung in meinem Leben
به یک تغییر در زندگیم نیاز دارم.
«زندگی روزمره من» به آلمانی
اگر منظورتون فقط «زندگیم» نیست و میخواید درباره زندگی روزمره خودتون حرف بزنید، عبارت:
mein Alltag
خیلی کاربردیه.
mein Alltag = زندگی روزمره من / روزمرگی من
مثلاً:
Mein Alltag ist ziemlich stressig
زندگی روزمرهام نسبتاً پراسترسه.
اینجا بهتره از mein Alltag استفاده کنید، نه mein Leben؛ چون دارید درباره کارها و شرایط معمول روزانه صحبت میکنید.
پس:
mein Leben = زندگیم، بهطور کلی
mein Alltag = زندگی روزمرهام / روزمرگیام
این تفاوت برای مکالمه طبیعی خیلی مهمه.
«سبک زندگی من» به آلمانی
اگر بخواید بگید «سبک زندگی من»، عبارت درست:
mein Lebensstil
هست.
mein Lebensstil = سبک زندگی من
مثلاً:
Mein Lebensstil hat sich verändert
سبک زندگیم تغییر کرده.
یا:
Ich möchte meinen Lebensstil ändern
میخوام سبک زندگیم رو تغییر بدم.
اینجا دیگه Leben بهتنهایی کافی نیست، چون شما درباره «سبک» زندگی صحبت میکنید.
«در زندگی من» به آلمانی
اگر بخواید بگید «در زندگی من»، معمولاً از:
in meinem Leben
استفاده میکنید.
مثلاً:
Du bist wichtig in meinem Leben
تو در زندگی من مهم هستی.
یا:
In meinem Leben hat sich vieles verändert
در زندگی من خیلی چیزها تغییر کرده.
این عبارت رو خوب به خاطر بسپارید:
mein Leben = زندگیم
ولی:
in meinem Leben = در زندگیم
یعنی وقتی حرف اضافه in وارد جمله میشه، شکل mein هم تغییر میکنه و به meinem تبدیل میشه.
«برای زندگیم» به آلمانی
برای گفتن «برای زندگیم» هم بسته به جمله ممکنه ساختار متفاوتی داشته باشید.
مثلاً:
Das ist wichtig für mein Leben
این برای زندگیم مهمه.
اینجا für باعث میشه mein Leben همچنان به همین شکل باقی بمونه، چون für با حالت Akkusativ استفاده میشه.
مثلاً:
Gesundheit ist wichtig für mein Leben
سلامتی برای زندگیم مهمه.
«تمام زندگیم» به آلمانی
اگر بخواید بگید «تمام زندگیم»، میتونید از:
mein ganzes Leben
استفاده کنید.
mein ganzes Leben = تمام زندگیم
مثلاً:
Ich werde mich mein ganzes Leben daran erinnern
تمام عمرم این را به یاد خواهم داشت.
یا:
Ich habe mein ganzes Leben hier gelebt
تمام زندگیم اینجا زندگی کردهام.
Duden هم برای Leben ترکیبهایی مثل ein ganzes Leben lang رو بهعنوان کاربرد ثبت کرده.
اگر قصد دارید نمره آیلتس خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین آیلتس میتواند به شما در تقویت مهارتهای زبان انگلیسی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.
«تا آخر عمرم» به آلمانی
اگر منظورتون «تا آخر عمرم» باشه، یک عبارت بسیار کاربردی دارید:
mein ganzes Leben lang
تمام عمرم / در تمام طول زندگیم
مثلاً:
Ich werde dich mein ganzes Leben lang lieben
تمام عمرم دوستت خواهم داشت.
یا:
Ich werde mich mein ganzes Leben lang daran erinnern
تمام عمرم این را به یاد خواهم داشت.
یک عبارت دیگه هم lebenslang هست که معنی «مادامالعمر / در تمام طول زندگی» میده. Duden هم lebenslang رو به معنی «برای یک زندگی کامل» تعریف میکنه.
جدول عبارتهای مهم با «زندگیم» به آلمانی
| فارسی | آلمانی |
|---|---|
| زندگیم | mein Leben |
| زندگی من | mein Leben |
| در زندگیم | in meinem Leben |
| تمام زندگیم | mein ganzes Leben |
| تمام عمرم | mein ganzes Leben lang |
| زندگی خودم | mein eigenes Leben |
| زندگی روزمرهام | mein Alltag |
| سبک زندگیم | mein Lebensstil |
| عشق زندگیم | die Liebe meines Lebens |
| تو زندگی منی | Du bist mein Leben. |
| زندگیم تغییر کرده | Mein Leben hat sich verändert. |
| زندگیم رو دوست دارم | Ich liebe mein Leben. |
| میخوام زندگیم رو تغییر بدم | Ich möchte mein Leben verändern. |
| از زندگیم راضی هستم | Ich bin mit meinem Leben zufrieden. |
چند اشتباه رایج درباره mein Leben
یکی از اشتباههایی که ممکنه موقع یادگیری آلمانی انجام بدید، اینه که فکر کنید برای همه حالتهای «زندگیم» باید از mein Leben استفاده کنید.
در حالت پایه بله:
mein Leben
اما وقتی جمله تغییر میکنه، ممکنه شکل mein هم تغییر کنه.
مثلاً:
mein Leben
زندگیم
in meinem Leben
در زندگیم
mit meinem Leben
با زندگیم / از زندگیم
meines Lebens
زندگی من، در بعضی ساختارهای اضافه
پس بهتره فقط خود عبارت رو حفظ نکنید؛ چند جمله واقعی هم باهاش یاد بگیرید.
تلفظ mein Leben چطور است؟
mein تقریباً صدای «ماین» میده و Leben هم با صدای کشیده در بخش اول تلفظ میشه.
اگر تازه آلمانی یاد میگیرید، بهتره کلمه Leben رو با فعل leben اشتباه نگیرید.
das Leben = زندگی
اما:
leben = زندگی کردن
مثلاً:
Mein Leben ist schön
زندگیم قشنگه.
ولی:
Ich lebe in Deutschland
من در آلمان زندگی میکنم.
Duden، Leben رو بهعنوان اسم و leben رو بهعنوان فعل جداگانه ثبت کرده و برای فعل leben کاربردهایی مثل «زنده بودن»، «زندگی کردن»، «ساکن بودن» و «از چیزی امرار معاش کردن» رو آورده.
فرق Leben و leben چیست؟
این دو کلمه فقط از نظر بزرگ و کوچک بودن حرف اول متفاوت به نظر میرسن، ولی از نظر دستوری کاملاً متفاوتن.
Leben با حرف بزرگ، اسم هست:
das Leben = زندگی
مثلاً:
Mein Leben ist schön
زندگیم قشنگه.
اما:
leben با حرف کوچک، فعل هست:
Ich lebe in Berlin
من در برلین زندگی میکنم.
در زبان آلمانی همه اسمها با حرف بزرگ نوشته میشن، بنابراین Leben بهعنوان اسم همیشه با حرف بزرگ نوشته میشه.
جمعبندی «زندگیم» به آلمانی
اگر فقط بخوایم یک جواب کوتاه و دقیق داشته باشیم:
زندگیم به آلمانی = mein Leben
اما اگر بخواید طبیعیتر و حرفهایتر آلمانی صحبت کنید، بهتره چند ترکیب مهم دیگه رو هم بلد باشید:
mein Leben = زندگیم
in meinem Leben = در زندگیم
mein ganzes Leben = تمام زندگیم
mein eigenes Leben = زندگی خودم
mein Alltag = زندگی روزمرهام
mein Lebensstil = سبک زندگیم
die Liebe meines Lebens = عشق زندگیم
پس هر وقت «زندگیم» بهتنهایی مدنظرتون بود، mein Leben رو به خاطر بسپارید. اما اگر جملهای مثل «در زندگیم»، «تمام زندگیم»، «سبک زندگیم» یا «عشق زندگیم» داشتید، ساختار کامل جمله رو در نظر بگیرید؛ چون عبارت آلمانی ممکنه تغییر کنه.
سوالات متداول
۱. زندگیم به آلمانی چه میشود؟
«زندگیم» به آلمانی میشود mein Leben. کلمه mein یعنی «من / مال من» و Leben یعنی «زندگی».
۲. «من عاشق زندگیم هستم» به آلمانی چه میشود؟
میتونید بگید:
Ich liebe mein Leben.
من عاشق زندگیم هستم.
۳. «زندگیم تغییر کرده» به آلمانی چه میشود؟
جمله طبیعی و کاربردی اینه:
Mein Leben hat sich verändert.
زندگیم تغییر کرده.
۴. «در زندگیم» به آلمانی چه میشود؟
«در زندگیم» میشود:
in meinem Leben
مثلاً:
In meinem Leben hat sich vieles verändert.
در زندگیم خیلی چیزها تغییر کرده.
۵. «عشق زندگیم» به آلمانی چه میشود؟
برای «عشق زندگیم» میتونید بگید:
die Liebe meines Lebens
مثلاً:
Du bist die Liebe meines Lebens.
تو عشق زندگیمی.
نتیجهگیری
برای گفتن «زندگیم» به آلمانی، سادهترین و اصلیترین عبارتی که باید یاد بگیرید mein Leben هست.
اما اگر بخواید جملههای طبیعیتری بسازید، بهتره فقط همین دو کلمه رو حفظ نکنید. عبارتهایی مثل in meinem Leben، mein ganzes Leben، mein eigenes Leben و die Liebe meines Lebens هم خیلی کاربردی هستن و کمک میکنن موقع صحبت کردن، دقیقتر منظورتون رو منتقل کنید.
یک نکته مهم دیگه هم اینه که Leben با leben فرق داره. Leben یعنی «زندگی» و اسم هست، ولی leben یعنی «زندگی کردن» و فعل هست.
بنابراین اگر کسی ازتون پرسید «زندگیم به آلمانی چی میشه؟»، جواب اصلی خیلی ساده است:
mein Leben = زندگیم
منابع
