اگه بخواید بدونید «قابلمه» به آلمانی چی میشه، کلمهای که بیشتر از همه به کارتون میاد der Topf هست. وقتی توی آشپزخونه غذا درست میکنید، میخواید قابلمه بخرید یا از کسی بپرسید قابلمه کجاست، این همون واژهایه که باید بلد باشید.
قابلمه = der Topf
مثلاً فرض کنید میخواید از یکی بخواید قابلمه رو از کابینت بیاره. میتونید بگید:
Kannst du mir bitte den Topf geben
میشه لطفاً قابلمه رو به من بدی؟
در ادامه با اسم انواع قابلمه، تفاوت قابلمه و ماهیتابه و چند جمله آلمانی آشنا میشید که توی موقعیتهای روزمره واقعاً به کارتون میان.
اگر قصد دارید نمره آزمون گوته خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین زبان آلمانی میتواند به شما در تقویت مهارتهای زبان آلمانی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.
مطالبی که در این محتوا خواهید خواند :
Toggle- قابلمه به آلمانی چه می شود؟
- انواع قابلمه به آلمانی
- تفاوت Topf و Kochtopf چیه؟
- قابلمه و ماهیتابه به آلمانی چه فرقی دارن؟
- در قابلمه به آلمانی چی میشه؟
- وسایل مرتبط با قابلمه در آشپزخونه
- جملههای کاربردی با Topf
- قابلمه خریدن به آلمانی
- قابلمه به آلمانی با حرف تعریف و جمع
- چند اشتباه رایج در استفاده از Topf
- سوالات متداول
قابلمه به آلمانی چه می شود؟
معادل رایج قابلمه در آلمانی Topf هست. این کلمه برای ظرفی استفاده میشه که معمولاً داخلش غذا رو میپزیم، آب رو به جوش میاریم یا سوپ و خورش درست میکنیم.
در زبان آلمانی، اسمها جنس دستوری دارن؛ برای همین بهتره اسم هر وسیله رو همراه با حرف تعریفش یاد بگیرید:
der Topf = قابلمه
چند مثال ساده:
Der Topf ist auf dem Herd
قابلمه روی اجاقه.
Ich brauche einen großen Topf
به یک قابلمه بزرگ نیاز دارم.
Der Topf ist voll
قابلمه پره.
یه نکته کاربردی: وقتی اسم رو در جمله به کار میبرید، ممکنه شکل حرف تعریف تغییر کنه. مثلاً میگیم der Topf، اما در جمله «من یک قابلمه میخوام» میگیم einen Topf. فعلاً کافیه این دو شکل پرکاربرد رو بشناسید.
تلفظ Topf چطوره؟
تلفظ Topf در آلمانی به صورت /tɔpf/ نوشته میشه. برای فارسیزبانها، تلفظ تقریبی «تُپف» میتونه کمککننده باشه.
در پایان کلمه، صدای p و f پشت سر هم میان؛ پس بهتره این دو صدا رو جداگانه و واضح تمرین کنید.
برای تمرین، این جمله رو با صدای بلند بخونید:
Ich stelle den Topf auf den Herd
قابلمه رو روی اجاق میذارم.
انواع قابلمه به آلمانی
همه قابلمهها یک شکل و یک کاربرد ندارن. برای همین اگه بخواید درباره قابلمه زودپز، قابلمه بزرگ یا قابلمه مخصوص سوپ صحبت کنید، بهتره چند ترکیب پرکاربرد رو هم یاد بگیرید.
| فارسی | آلمانی |
|---|---|
| قابلمه | der Topf |
| قابلمه بزرگ | der große Topf |
| قابلمه کوچک | der kleine Topf |
| قابلمه پختوپز | der Kochtopf |
| قابلمه سوپ | der Suppentopf |
| قابلمه زودپز | der Schnellkochtopf |
| قابلمه بخارپز | der Dampfkochtopf |
| قابلمه دستهدار | der Topf mit Griffen |
| قابلمه دردار | der Topf mit Deckel |
| قابلمه استیل | der Edelstahltopf |
| قابلمه چدنی | der Gusseisentopf |
| قابلمه نچسب | der antihaftbeschichtete Topf |
چند مورد از این واژهها ترکیبی هستن و از کنار هم قرار گرفتن دو یا چند کلمه ساخته شدن. برای مثال، Schnellkochtopf از واژههای مربوط به سریع، پختن و قابلمه تشکیل شده و به معنی زودپزه.
قابلمه زودپز به آلمانی
برای زودپز میتونید از این کلمه استفاده کنید:
der Schnellkochtopf = زودپز
مثلاً:
Ich koche das Fleisch im Schnellkochtopf
گوشت رو در زودپز میپزم.
قابلمه سوپ به آلمانی
اگه منظورتون قابلمهایه که برای درست کردن سوپ استفاده میشه، میتونید بگید:
der Suppentopf = قابلمه سوپ
مثلاً:
Der Suppentopf ist groß genug
قابلمه سوپ به اندازه کافی بزرگه.
البته در مکالمه روزمره، خیلی وقتها همون Topf کافیه و لازم نیست برای هر نوع غذا از اسم جداگانهای استفاده کنید.
تفاوت Topf و Kochtopf چیه؟
هر دو کلمه به قابلمه اشاره دارن، اما کاربردشون کمی فرق میکنه.
Topf واژه عمومیتره و در مکالمه روزمره بیشتر به گوشتون میخوره.
Kochtopf مشخصتره و به قابلمهای اشاره میکنه که برای پختن غذا استفاده میشه.
مثلاً:
Wo ist der Topf
قابلمه کجاست؟
Ich brauche einen Kochtopf für die Suppe
برای سوپ به یک قابلمه نیاز دارم.
در بیشتر موقعیتهای روزمره، استفاده از Topf کاملاً طبیعیه.
قابلمه و ماهیتابه به آلمانی چه فرقی دارن؟
این دو وسیله رو بهتره از هم جدا یاد بگیرید، چون در آلمانی اسمهای متفاوتی دارن.
- der Topf = قابلمه
- die Pfanne = ماهیتابه
قابلمه معمولاً برای پختن برنج، سوپ، خورش و غذاهای آبکی استفاده میشه؛ ماهیتابه هم بیشتر برای سرخ کردن یا تفت دادن غذاست.
مثلاً:
Die Suppe ist im Topf
سوپ داخل قابلمهست.
Die Eier sind in der Pfanne
تخممرغها داخل ماهیتابهان.
اگه این دو کلمه رو اشتباه بگیرید، ممکنه منظورتون درست منتقل نشه. پس بهتره از همون اول هر کدوم رو با یک مثال یاد بگیرید.
در قابلمه به آلمانی چی میشه؟
برای «درِ قابلمه» از واژه der Topfdeckel استفاده میشه.
der Topfdeckel = درِ قابلمه
مثلاً:
Wo ist der Topfdeckel
درِ قابلمه کجاست؟
Mach bitte den Deckel auf den Topf
لطفاً در رو روی قابلمه بذار.
کلمه Deckel بهتنهایی هم به معنی «در» یا «سرپوش» هست. وقتی درباره قابلمه حرف میزنید، از روی جمله مشخص میشه که منظورتون درِ قابلمهست.
وسایل مرتبط با قابلمه در آشپزخونه
اگه دارید اسم وسایل آشپزخونه رو به آلمانی یاد میگیرید، این واژهها هم کنار Topf کاربرد زیادی دارن.
| فارسی | آلمانی |
|---|---|
| اجاق | der Herd |
| درِ قابلمه | der Topfdeckel |
| ماهیتابه | die Pfanne |
| قاشق چوبی | der Holzlöffel |
| ملاقه | die Schöpfkelle |
| کفگیر | der Pfannenwender |
| آشپزخونه | die Küche |
| غذا | das Essen |
| پختن | kochen |
| جوشیدن | kochen |
| آب | das Wasser |
| سوپ | die Suppe |
به تفاوت kochen و der Topf هم توجه کنید. Topf اسم وسیلهست، اما kochen فعله و به معنی پختن یا جوشوندنه.
مثلاً:
Ich koche Wasser im Topf
آب رو در قابلمه میجوشونم.
اگر قصد دارید نمره آیلتس خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین آیلتس میتواند به شما در تقویت مهارتهای زبان انگلیسی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.
جملههای کاربردی با Topf
این جملهها کمک میکنن واژه قابلمه رو در مکالمههای معمولی به کار ببرید.
Ich brauche einen Topf
به یک قابلمه نیاز دارم.
Der Topf ist zu klein
قابلمه خیلی کوچیکه.
Nimm bitte einen größeren Topf
لطفاً یک قابلمه بزرگتر بردار.
Stell den Topf auf den Herd
قابلمه رو روی اجاق بذار.
Das Wasser kocht im Topf
آب داخل قابلمه میجوشه.
Der Topf ist heiß
قابلمه داغه.
Ich mache die Suppe im Topf
سوپ رو داخل قابلمه درست میکنم.
Kannst du den Topf abwaschen
میتونی قابلمه رو بشوری؟
Der Topf hat einen Deckel
قابلمه در داره.
Ich suche einen neuen Topf
دنبال یک قابلمه جدید میگردم.
قابلمه خریدن به آلمانی
اگه در آلمان زندگی میکنید یا برای خرید وسایل آشپزخونه به فروشگاه میرید، دونستن چند جمله ساده میتونه کارتون رو راحتتر کنه.
Ich möchte einen Topf kaufen
میخوام یک قابلمه بخرم.
Haben Sie einen größeren Topf
قابلمه بزرگتری دارید؟
Wie viel kostet dieser Topf
این قابلمه چنده؟
Ist der Topf für alle Herdarten geeignet
این قابلمه برای همه انواع اجاق مناسبه؟
Kann man diesen Topf in die Spülmaschine stellen
میشه این قابلمه رو داخل ماشین ظرفشویی گذاشت؟
عبارت für alle Herdarten geeignet یعنی «مناسب برای همه انواع اجاق». این عبارت موقع خرید قابلمه کاربردیه، چون همه قابلمهها برای همه اجاقها، بهخصوص اجاق القایی، مناسب نیستن.
قابلمه به آلمانی با حرف تعریف و جمع
در آلمانی، یاد گرفتن اسم بهتنهایی کافی نیست؛ بهتره شکل جمعش رو هم بدونید.
| حالت | آلمانی |
|---|---|
| قابلمه | der Topf |
| یک قابلمه | ein Topf |
| قابلمه را | den Topf |
| قابلمهها | die Töpfe |
جمع Topf میشه Töpfe. به تغییر حرف o به ö دقت کنید.
مثلاً:
Die Töpfe stehen im Schrank
قابلمهها داخل کابینت هستن.
Ich habe zwei neue Töpfe gekauft
دو قابلمه جدید خریدم.
اگر میخواهید مکالمه انگلیسی را اصولی و کاربردی یاد بگیرید، شرکت در کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی میتواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند.
چند اشتباه رایج در استفاده از Topf
اولین اشتباه اینه که Topf و Pfanne رو به جای هم استفاده کنید. همونطور که گفتیم، اولی قابلمهست و دومی ماهیتابه.
اشتباه دوم، یاد نگرفتن حرف تعریفه. بهتره از ابتدا der Topf رو به خاطر بسپارید، نه فقط Topf.
اشتباه سوم هم فراموش کردن شکل جمعه. مفرد Topf هست، اما وقتی درباره چند قابلمه حرف میزنید، باید از Töpfe استفاده کنید.
برای اینکه این تفاوتها بهتر توی ذهنتون بمونه، این سه مورد رو کنار هم تمرین کنید:
- der Topf = قابلمه
- die Pfanne = ماهیتابه
- der Topfdeckel = درِ قابلمه
سوالات متداول
۱. قابلمه به آلمانی چی میشه؟
قابلمه به آلمانی der Topf میشه. این رایجترین واژه برای قابلمه در مکالمه روزمرهست.
۲. قابلمه زودپز به آلمانی چی میشه؟
زودپز به آلمانی der Schnellkochtopf گفته میشه.
۳. تفاوت Topf و Pfanne چیه؟
Topf یعنی قابلمه و Pfanne یعنی ماهیتابه. قابلمه بیشتر برای پخت غذا و ماهیتابه بیشتر برای سرخ کردن و تفت دادن استفاده میشه.
۴. جمع Topf در آلمانی چیه؟
جمع Topf میشه Töpfe؛ مثلاً zwei Töpfe یعنی دو قابلمه.
۵. درِ قابلمه به آلمانی چی میشه؟
درِ قابلمه به آلمانی der Topfdeckel گفته میشه. میتونید از واژه کوتاهتر Deckel هم استفاده کنید، وقتی مشخصه درباره کدوم در صحبت میکنید.
منابع
