...
گاما آنلاین

زندان به انگلیسی؛ معنی، تلفظ و کاربرد

زندان به انگلیسی
به این مقاله امتیاز دهید : post

اگه بخواید «زندان» رو به انگلیسی بگید، رایج‌ترین کلمه‌ای که باید بلد باشید Prison هست. البته فقط همین یک کلمه وجود نداره. بسته به اینکه درباره خودِ زندان، زندانی، بازداشتگاه یا زندانی شدن صحبت می‌کنید، کلمه‌های دیگه‌ای مثل Jail، Prisoner، Inmate و Imprisonment هم استفاده میشن.

Prison = زندان

مثلاً اگه بخواید بگید «اون در زندانه»، می‌تونید بگید:

He is in prison
اون در زندانه.

یا:

She was sent to prison
اون به زندان فرستاده شد.

اما یه نکته مهم وجود داره: Prison و Jail همیشه دقیقاً یک معنی و کاربرد ندارن. در ادامه تفاوتشون رو با مثال‌های ساده بررسی می‌کنیم.

اگر قصد دارید نمره آیلتس خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین آیلتس می‌تواند به شما در تقویت مهارت‌های زبان انگلیسی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.

زندان به انگلیسی چی میشه؟

«زندان» به انگلیسی معمولاً میشه:

Prison

تلفظ این کلمه:

/ˈprɪzən/

تقریباً میشه گفت:

پریزِن

البته تلفظ فارسی فقط یه تقریب برای نزدیک شدن به صدای انگلیسیه.

مثلاً:

He spent five years in prison
اون پنج سال در زندان بود.

The prisoner escaped from prison
زندانی از زندان فرار کرد.

The prison is heavily guarded
اون زندان تحت تدابیر امنیتی شدیده.

Prison یعنی چی؟

Prison به مکانی گفته میشه که افراد به دلیل ارتکاب جرم و معمولاً بعد از محکومیت در اون نگهداری میشن.

مثلاً:

He was sentenced to ten years in prison
اون به ده سال زندان محکوم شد.

She was released from prison last year
اون سال گذشته از زندان آزاد شد.

He has been in prison since 2020
اون از سال ۲۰۲۰ در زندانه.

پس وقتی موضوع اصلی شما «زندان» به‌عنوان محل نگهداری افراد محکومه، Prison یکی از اصلی‌ترین واژه‌هاست.

زندان به انگلیسی

Jail یعنی چی؟

Jail هم به فارسی «زندان» ترجمه میشه، اما کاربردش با Prison فرق داره.

در انگلیسی، مخصوصاً در انگلیسی آمریکایی، jail معمولاً به محلی گفته میشه که افراد برای مدت کوتاه‌تر در اون نگهداری میشن؛ مثلاً قبل از محاکمه یا برای جرائم و محکومیت‌های کوتاه‌تر.

مثلاً:

He spent the night in jail
اون شب رو در بازداشتگاه گذروند.

The police took him to jail
پلیس اون رو به بازداشتگاه برد.

He was released from jail the next day
اون روز بعد از بازداشتگاه آزاد شد.

بنابراین یک تفاوت کلی رو میشه این‌طور به خاطر سپرد:

  • Prison = زندان، معمولاً برای محکومان و دوره‌های طولانی‌تر
  • Jail = بازداشتگاه یا زندان محلی، معمولاً برای نگهداری کوتاه‌مدت‌تر

البته قوانین و کاربرد این دو واژه در کشورهای انگلیسی‌زبان دقیقاً یکسان نیست.

تفاوت Prison و Jail چیه؟

این یکی از مهم‌ترین نکته‌ها در یادگیری واژگان مربوط به زندانه.

Prison بیشتر برای محل نگهداری افرادی استفاده میشه که به زندان محکوم شدن.

Jail بیشتر برای بازداشتگاه یا محل نگهداری موقت استفاده میشه.

مثلاً:

He was arrested and taken to jail
اون دستگیر شد و به بازداشتگاه منتقل شد.

بعد از محکومیت ممکنه بگیم:

He was sent to prison
اون به زندان فرستاده شد.

پس در یک سناریوی ساده، فرد ممکنه اول به jail منتقل بشه و بعد، در صورت محکومیت، به prison بره.

زندانی به انگلیسی چی میشه؟

برای «زندانی» چند کلمه کاربردی وجود داره.

دو مورد مهم:

Prisoner
Inmate

هر دو می‌تونن به فردی که در زندان نگهداری میشه اشاره کنن.

مثلاً:

The prisoner was released yesterday
زندانی دیروز آزاد شد.

The inmate was transferred to another prison
زندانی به زندان دیگری منتقل شد.

Prisoner واژه عمومی‌تریه، در حالی که inmate در زمینه‌های مربوط به زندان و سیستم قضایی خیلی استفاده میشه.

Prisoner و Inmate چه فرقی دارن؟

Prisoner بیشتر روی این تأکید داره که فرد زندانی یا اسیر شده.

Inmate بیشتر برای فردی استفاده میشه که در یک مؤسسه یا مرکز نگهداری، مخصوصاً زندان، زندگی یا نگهداری میشه.

مثلاً:

The prisoner escaped
زندانی فرار کرد.

The inmates had lunch at noon
زندانی‌ها ظهر ناهار خوردند.

در متن‌های مربوط به زندان، inmate خیلی رایجه.

عبارات کاربردی برای مکالمه روزمره

زندانی شدن به انگلیسی

برای گفتن «زندانی شدن» بسته به جمله می‌تونید از چند ساختار استفاده کنید.

یکی از کلمه‌های رسمی‌تر:

Imprisoned

یعنی «زندانی‌شده» یا «به زندان انداخته‌شده».

مثلاً:

He was imprisoned for ten years
اون به مدت ده سال زندانی شد.

یا:

She was imprisoned for her crimes
اون به خاطر جرایمش زندانی شد.

در مکالمه روزمره، ساختارهای ساده‌تر مثل go to prison یا be sent to prison هم خیلی کاربرد دارن.

He went to prison
اون به زندان رفت.

He was sent to prison
اون به زندان فرستاده شد.

در زندان بودن به انگلیسی

برای گفتن «در زندان بودن» می‌تونید بگید:

Be in prison

مثلاً:

He is in prison
اون در زندانه.

She has been in prison for three years
اون سه ساله که در زندانه.

My friend was in prison for five years
دوستم پنج سال در زندان بود.

این ساختار خیلی مهمه و در مکالمه و متن زیاد دیده میشه.

رفتن به زندان به انگلیسی

برای «به زندان رفتن» چند عبارت رایج داریم.

Go to prison

He went to prison after the trial
اون بعد از دادگاه به زندان رفت.

Be sent to prison

He was sent to prison for ten years
اون به ده سال زندان فرستاده شد.

Be sentenced to prison

این ساختار بیشتر روی «محکوم شدن به زندان» تأکید داره.

He was sentenced to five years in prison
اون به پنج سال زندان محکوم شد.

این عبارت در متن‌های خبری و حقوقی خیلی دیده میشه.

آزاد شدن از زندان به انگلیسی

برای «از زندان آزاد شدن» می‌تونید از be released from prison استفاده کنید.

He was released from prison last month
اون ماه گذشته از زندان آزاد شد.

Release یعنی آزاد کردن یا آزاد شدن از بازداشت یا زندان.

مثلاً:

She was released after ten years in prison
اون بعد از ده سال زندان آزاد شد.

در مکالمه هم ممکنه بگیم:

He got out of prison last year
اون سال گذشته از زندان بیرون اومد.

Get out of prison نسبت به be released from prison خودمونی‌تره.

فرار از زندان به انگلیسی

«فرار از زندان» میشه:

Escape from prison

مثلاً:

The prisoner escaped from prison
زندانی از زندان فرار کرد.

یا:

He escaped from jail
اون از بازداشتگاه فرار کرد.

خود فعل escape یعنی «فرار کردن» یا «گریختن».

نگهبان زندان به انگلیسی

«نگهبان زندان» معمولاً با عبارت‌هایی مثل prison guard گفته میشه.

The prison guard opened the door
نگهبان زندان در رو باز کرد.

Guard یعنی نگهبان.

در بعضی کشورها و موقعیت‌ها واژه correctional officer هم استفاده میشه که عنوان رسمی‌تر و تخصصی‌تری برای مأمور زندان محسوب میشه.

مثلاً:

The correctional officer checked the cell
مأمور زندان سلول رو بررسی کرد.

حکم زندان به انگلیسی

برای «حکم زندان» معمولاً از عبارت prison sentence استفاده میشه.

مثلاً:

He received a five-year prison sentence
اون حکم پنج سال زندان گرفت.

یا:

She was given a life sentence
اون به حبس ابد محکوم شد.

Life sentence یعنی حبس ابد یا حکم حبس مادام‌العمر.

زندان امنیتی به انگلیسی

برای اشاره به زندانی با سطح امنیتی بالا می‌تونید از عبارت:

High-security prison

استفاده کنید.

مثلاً:

He was transferred to a high-security prison
اون به یک زندان با امنیت بالا منتقل شد.

در مقابل، maximum-security prison هم برای زندان با بالاترین سطح امنیتی استفاده میشه.

زندان زنان و زندان مردان به انگلیسی

برای «زندان زنان» می‌تونید بگید:

Women’s prison

و برای «زندان مردان»:

Men’s prison

مثلاً:

She was transferred to a women’s prison
اون به یک زندان زنان منتقل شد.

The prison is for male inmates
این زندان مخصوص زندانیان مرده.

زندان متروکه به انگلیسی

«زندان متروکه» میشه:

Abandoned prison

مثلاً:

They explored an abandoned prison
اون‌ها یک زندان متروکه رو بررسی کردند.

Abandoned یعنی متروکه یا رهاشده.

زندان قدیمی به انگلیسی

«زندان قدیمی» میشه:

Old prison

مثلاً:

The city has an old prison near the center
این شهر یک زندان قدیمی نزدیک مرکز شهر داره.

اگه منظورتون یک زندان تاریخی باشه، historic prison هم می‌تونه مناسب باشه.

The historic prison is now a museum
این زندان تاریخی الان موزه شده.

حبس ابد به انگلیسی چی میشه؟

«حبس ابد» به انگلیسی میشه:

Life imprisonment

یا:

Life sentence

مثلاً:

He was sentenced to life imprisonment
اون به حبس ابد محکوم شد.

He received a life sentence
اون حکم حبس ابد گرفت.

Life sentence در مکالمه و خبرها بسیار رایجه.

اصطلاح In prison یعنی چی؟

یکی از ترکیب‌هایی که خیلی زیاد می‌بینید:

in prison

یعنی «در زندان».

مثلاً:

He is still in prison
اون هنوز در زندانه.

His brother is in prison
برادرش در زندانه.

نکته جالب اینه که معمولاً وقتی منظورمون خودِ وضعیت زندانی بودن باشه، می‌گیم in prison و قبل از prison لزوماً the نمیاریم.

مثلاً:

He is in prison

نه:

He is in the prison

اما in the prison هم ممکنه درست باشه، وقتی درباره یک ساختمان یا زندان مشخص صحبت می‌کنیم.

مثلاً:

There are several guards in the prison
چند نگهبان در آن زندان هستند.

Prisoner of war یعنی چی؟

اگه در متن‌های خبری یا تاریخی با عبارت prisoner of war روبه‌رو شدید، معنی اون «اسیر جنگی» هست.

معمولاً به شکل کوتاه‌تر هم نوشته میشه:

POW

مثلاً:

He was captured and became a prisoner of war
اون دستگیر شد و به اسیر جنگی تبدیل شد.

این عبارت با prisoner به معنی زندانی معمولی فرق داره.

سلول زندان به انگلیسی چی میشه؟

«سلول زندان» میشه:

Prison cell

یا:

Cell

وقتی مشخصه درباره زندان صحبت می‌کنیم، فقط cell هم می‌تونه کافی باشه.

مثلاً:

He was locked in a prison cell
اون در یک سلول زندان حبس شد.

The guard opened the cell door
نگهبان در سلول رو باز کرد.

Cell در اینجا به اتاق کوچکی گفته میشه که یک یا چند زندانی در اون نگهداری میشن.

جدول خلاصه: کلمات مرتبط با زندان

برای اینکه دایره لغاتتون کامل‌تر بشه، این کلمات رو هم بهتره بلد باشید:

فارسی انگلیسی
زندان Prison
بازداشتگاه Jail
زندانی Prisoner / Inmate
زندانی کردن Imprison
زندانی‌شده Imprisoned
حبس Imprisonment
سلول Cell
نگهبان زندان Prison guard
مأمور زندان Correctional officer
حکم زندان Prison sentence
حبس ابد Life imprisonment / Life sentence
آزادی Release
آزاد شدن Be released
فرار کردن Escape
دستگیر کردن Arrest
دستگیر شدن Be arrested
دادگاه Court
جرم Crime
مجرم Criminal
محکوم شدن Be convicted
بازداشت شدن Be detained

مثال های رایج با Prison و Jail

برای اینکه کاربرد این کلمات بهتر تو ذهنتون بمونه، این جمله‌ها رو ببینید:

He was arrested last night
اون دیشب دستگیر شد.

He was taken to jail
اون به بازداشتگاه منتقل شد.

He was found guilty
اون مجرم شناخته شد.

He was sentenced to five years in prison
اون به پنج سال زندان محکوم شد.

He spent five years in prison
اون پنج سال در زندان بود.

He was released last year
اون سال گذشته آزاد شد.

The prisoner escaped
زندانی فرار کرد.

The police caught him again
پلیس دوباره دستگیرش کرد.

این جمله‌ها بهتون کمک می‌کنن تفاوت بین arrest، jail، prison، sentence و release رو بهتر بفهمید.

اگر می‌خواهید مکالمه انگلیسی را اصولی و کاربردی یاد بگیرید، شرکت در کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی می‌تواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند.

تفاوت Prison، Jail، Prisoner و Inmate در یک نگاه

اگه بخوایم همه چیز رو خیلی خلاصه کنیم:

کلمه معنی کاربرد
Prison زندان محل نگهداری محکومان
Jail بازداشتگاه / زندان معمولاً نگهداری کوتاه‌مدت
Prisoner زندانی فرد زندانی
Inmate زندانی فرد نگهداری‌شده در زندان
Imprisonment حبس / زندانی شدن حالت یا دوره زندانی بودن
Prison sentence حکم زندان مدت یا حکم محکومیت

جمع‌بندی

برای «زندان» در انگلیسی، اولین کلمه‌ای که باید یاد بگیرید Prison هست. اما اگه بخواید دقیق‌تر صحبت کنید، بهتره تفاوتش با Jail رو هم بدونید. Prison بیشتر برای زندانیه که افراد محکوم رو نگهداری می‌کنه، در حالی که Jail بیشتر به بازداشتگاه یا محل نگهداری موقت اشاره داره.

برای «زندانی» هم Prisoner و Inmate کاربرد زیادی دارن. عبارت‌های in prison، go to prison، be sent to prison، be released from prison و escape from prison هم از ترکیب‌های مهمی هستن که توی مکالمه، فیلم‌ها، اخبار و متن‌های انگلیسی زیاد باهاشون روبه‌رو می‌شید.

سوالات متداول

۱. زندان به انگلیسی چی میشه؟

رایج‌ترین کلمه برای «زندان» Prison هست. Jail هم معنی زندان یا بازداشتگاه میده، ولی کاربردش با Prison فرق داره.

۲. تفاوت Prison و Jail چیه؟

Prison معمولاً برای زندانی استفاده میشه که افراد محکوم رو برای دوره‌های طولانی‌تر نگهداری می‌کنه. Jail بیشتر برای بازداشت کوتاه‌مدت یا بازداشتگاه استفاده میشه.

۳. زندانی به انگلیسی چی میشه؟

«زندانی» میشه Prisoner یا Inmate. هر دو رایج هستن، ولی Inmate در زمینه زندان و سیستم اصلاح و تربیت خیلی استفاده میشه.

۴. در زندان بودن به انگلیسی چی میشه؟

برای گفتن «در زندان بودن» می‌تونید از be in prison استفاده کنید.

He is in prison
اون در زندانه.

۵. آزاد شدن از زندان به انگلیسی چی میشه؟

«از زندان آزاد شدن» میشه be released from prison. در مکالمه خودمونی‌تر می‌تونید از get out of prison هم استفاده کنید.

 

منابع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

زندان به انگلیسی
زندان به انگلیسی؛ معنی، تلفظ و کاربرد
اگه بخواید «زندان» رو به انگلیسی بگید، رایج‌ترین کلمه‌ای که باید بلد باشید Prison هست. البته فقط همین...