اگه بخواید درباره مالیات به زبان آلمانی صحبت کنید، اولین کلمهای که باید یاد بگیرید Steuer هست. این کلمه برای مالیات به کار میره و توی موقعیتهای مختلف، از صحبت درباره حقوق و درآمد گرفته تا پر کردن فرمهای اداری و انجام کارهای مالیاتی، به دردتون میخوره.
مثلاً اگه بخواید بگید «من باید مالیات بدم»، میتونید از این جمله استفاده کنید:
Ich muss Steuern zahlen.
من باید مالیات بدم.
البته برای اینکه بتونید راحتتر درباره این موضوع حرف بزنید، فقط دونستن کلمه Steuer کافی نیست. توی زبان آلمانی برای مالیات بر درآمد، اظهارنامه مالیاتی، اداره مالیات، معافیت مالیاتی و حتی مالیات بر ارزش افزوده، اصطلاحات جداگانهای وجود داره. بعضی از این کلمهها رو ممکنه توی نامههای اداری ببینید و بعضی دیگه رو بیشتر توی مکالمههای روزمره بشنوید.
توی این مطلب، هم معنی و تلفظ کلمههای اصلی رو یاد میگیرید، هم میبینید چطور ازشون توی جملههای واقعی استفاده کنید. در کنار یادگیری لغات شما میتونین برای یادگیری کامل و جامع زبان آلمانی میتونین به آموزش آنلاین زبان آلمانی سر بزنین.
مطالبی که در این محتوا خواهید خواند :
Toggleمالیات به آلمانی چه می شود؟
رایجترین معادل «مالیات» در آلمانی Steuer هست.
- Steuer = مالیات
- Steuern = مالیاتها
- Steuer zahlen = مالیات دادن
- Steuer bezahlen = مالیات پرداخت کردن
- Steuererklärung = اظهارنامه مالیاتی
- Finanzamt = اداره مالیات
تلفظ تقریبی Steuer در فارسی «شتویِر» هست. صدای اول این کلمه با ترکیب «ش» و «ت» شروع میشه؛ بنابراین بهتره تلفظش رو از روی فایل صوتی یک دیکشنری آلمانی هم گوش بدید.
به این چند مثال توجه کنید:
Ich zahle Steuern.
من مالیات میدم.
Muss ich Steuern zahlen?
آیا باید مالیات بدم؟
Die Steuer ist zu hoch.
مالیات خیلی بالاست.
Ich muss meine Steuererklärung machen.
باید اظهارنامه مالیاتیام رو آماده کنم.
یادتون باشه که Steuer در آلمانی اسم مؤنثه و با حرف تعریف die میاد؛ یعنی میگیم die Steuer. شکل جمعش هم die Steuern هست.
تفاوت Steuer و Steuern چیه؟
شاید براتون سؤال باشه که چرا بعضی وقتها Steuer و بعضی وقتها Steuern استفاده میشه. تفاوت این دو کلمه بیشتر به ساختار جمله و منظوری که دارید مربوطه.
Steuer شکل مفرد کلمهست و وقتی درباره یک مالیات یا مفهوم مالیات صحبت میکنیم، میتونه به کار بره.
Steuern شکل جمعشه و در جملههای مربوط به پرداخت مالیات، خیلی زیاد دیده میشه.
مثلاً:
Die Steuer auf dieses Produkt ist hoch.
مالیات این محصول بالاست.
In Deutschland muss man unter bestimmten Voraussetzungen Steuern zahlen.
در آلمان، تحت شرایط مشخصی باید مالیات پرداخت کرد.
Ich habe meine Steuern bezahlt.
مالیاتم رو پرداخت کردم.
در مکالمه روزمره، عبارت Steuern zahlen یکی از مهمترین ترکیبهاییه که باید یاد بگیرید.
عبارات کاربردی در مکالمه روزمره
مالیات بر درآمد به آلمانی چی میشه؟
برای گفتن «مالیات بر درآمد» معمولاً از عبارت Einkommensteuer استفاده میکنیم.
این کلمه از دو بخش ساخته شده:
- Einkommen = درآمد
- Steuer = مالیات
پس Einkommensteuer یعنی مالیاتی که به درآمد مربوط میشه.
مثلاً اگه درباره مالیات حقوق یا درآمد سالانهتون سؤال داشته باشید، این کلمه به کارتون میاد.
Wie hoch ist die Einkommensteuer?
مالیات بر درآمد چقدره؟
Ich muss Einkommensteuer zahlen.
باید مالیات بر درآمد پرداخت کنم.
Die Einkommensteuer hängt von verschiedenen Faktoren ab.
مالیات بر درآمد به عوامل مختلفی بستگی داره.
یه نکته مهم اینه که Einkommensteuer با Lohnsteuer یکی نیست، هرچند این دو اصطلاح به هم ارتباط دارن. Lohnsteuer معمولاً به مالیات بر حقوق و دستمزد کارکنان گفته میشه که در آلمان کارفرما اون رو از حقوق کم میکنه و به اداره مالیات میپردازه.
مالیات حقوق به آلمانی
اگه کارمند باشید و بخواید درباره مالیاتی که از حقوقتون کم میشه صحبت کنید، کلمه Lohnsteuer رو زیاد میبینید.
Lohn یعنی دستمزد یا حقوق و Steuer هم یعنی مالیات. بنابراین Lohnsteuer به مالیات بر حقوق و دستمزد اشاره داره.
مثلاً:
Die Lohnsteuer wird direkt vom Gehalt abgezogen.
مالیات حقوق مستقیماً از حقوق کم میشه.
Wie viel Lohnsteuer muss ich zahlen?
چقدر مالیات حقوق باید پرداخت کنم؟
Meine Lohnsteuer steht auf meiner Gehaltsabrechnung.
مالیات حقوقم توی فیش حقوقیام درج شده.
دو کلمه دیگه هم توی این زمینه کاربرد دارن:
- Gehalt = حقوق ماهانه، معمولاً برای کارمندان
- Gehaltsabrechnung = فیش حقوقی
اگه بخواید از کارفرما بپرسید چرا مبلغ دریافتیتون کمتر از حقوق ناخالصه، میتونید از این جمله استفاده کنید:
Warum ist meine Lohnsteuer so hoch?
چرا مالیات حقوقم اینقدر بالاست؟
البته مبلغی که واقعاً به حسابتون واریز میشه فقط به مالیات بستگی نداره و ممکنه کسورات دیگهای هم داشته باشه.
اداره مالیات به آلمانی چی میشه؟
معادل رایج «اداره مالیات» در آلمانی Finanzamt هست.
این کلمه از Finanz به معنی امور مالی و Amt به معنی اداره یا سازمان ساخته شده.
در آلمان، Finanzamt یکی از مهمترین ادارههایییه که ممکنه برای کارهای مالیاتی باهاش سروکار داشته باشید؛ مثلاً برای ارسال اظهارنامه مالیاتی یا دریافت نامههای مربوط به مالیات.
چند جمله کاربردی:
Ich muss zum Finanzamt gehen.
باید به اداره مالیات برم.
Ich habe einen Brief vom Finanzamt bekommen.
یه نامه از اداره مالیات دریافت کردم.
Wo ist das Finanzamt?
اداره مالیات کجاست؟
Ich möchte das Finanzamt kontaktieren.
میخوام با اداره مالیات تماس بگیرم.
اگه نامهای از Finanzamt دریافت کردید، بهتره به مهلتها و توضیحاتی که داخل نامه نوشته شده توجه کنید. معنی کلمههای مربوط به مالیات میتونه به فهم نامه کمک کنه، اما برای تصمیمگیری درباره پرونده مالیاتی، باید جزئیات هم بررسی بشه.
اظهارنامه مالیاتی به آلمانی
یکی از کلمههای مهم در این زمینه Steuererklärung هست که به معنی «اظهارنامه مالیاتی» استفاده میشه.
این کلمه از سه بخش تشکیل شده:
- Steuer = مالیات
- Erklärung = توضیح یا اظهار
- Steuererklärung = اظهارنامه مالیاتی
وقتی کسی درآمدها و اطلاعات مالی مربوط به خودش رو برای محاسبه مالیات اعلام میکنه، معمولاً از این اصطلاح استفاده میشه.
مثلاً:
Ich muss meine Steuererklärung abgeben.
باید اظهارنامه مالیاتیام رو ارائه کنم.
Hast du deine Steuererklärung schon gemacht?
اظهارنامه مالیاتیات رو آماده کردی؟
Ich brauche Hilfe bei meiner Steuererklärung.
برای اظهارنامه مالیاتیام کمک لازم دارم.
Wann muss ich meine Steuererklärung abgeben?
چه زمانی باید اظهارنامه مالیاتیام رو ارائه کنم؟
به این تفاوت هم دقت کنید:
- eine Steuererklärung machen = اظهارنامه مالیاتی رو آماده کردن
- eine Steuererklärung abgeben = اظهارنامه مالیاتی رو ارائه کردن
هر دو عبارت کاربرد دارن، اما فعل abgeben مشخصاً روی تحویل یا ارائه اظهارنامه تأکید میکنه.
مالیات بر ارزش افزوده به آلمانی
«مالیات بر ارزش افزوده» به آلمانی Mehrwertsteuer گفته میشه. شکل کوتاه و بسیار رایج این اصطلاح هم MwSt. هست.
این همون اصطلاحیه که ممکنه روی رسید خرید، فاکتور یا قیمت بعضی کالاها ببینید.
مثلاً:
Ist die Mehrwertsteuer im Preis enthalten?
مالیات بر ارزش افزوده توی قیمت حساب شده؟
Die Mehrwertsteuer ist bereits im Preis enthalten.
مالیات بر ارزش افزوده از قبل توی قیمت حساب شده.
Wie hoch ist die Mehrwertsteuer?
نرخ مالیات بر ارزش افزوده چقدره؟
در آلمان، اصطلاح Umsatzsteuer هم برای مالیات بر فروش یا مالیات بر معاملات استفاده میشه و از نظر قانونی با مفهوم Mehrwertsteuer ارتباط نزدیکی داره. توی مکالمه روزمره و خرید، Mehrwertsteuer و مخفف MwSt. رو زیاد میبینید؛ اما در اسناد رسمی و حسابداری ممکنه Umsatzsteuer هم به کار بره.
مالیات شرکت به آلمانی چی میشه؟
اگه درباره مالیات شرکتها صحبت میکنید، اصطلاح Körperschaftsteuer یکی از کلمههای مهمه.
این مالیات در آلمان به درآمد مشمول مالیات بعضی اشخاص حقوقی، مثل شرکتهای سرمایهای، مربوط میشه.
مثلاً:
Das Unternehmen muss Körperschaftsteuer zahlen.
این شرکت باید مالیات شرکت پرداخت کنه.
Die Körperschaftsteuer wird für das Unternehmen berechnet.
مالیات شرکت برای این کسبوکار محاسبه میشه.
کلمه دیگهای که ممکنه در موضوع مالیات کسبوکارها بشنوید، Gewerbesteuer هست. این اصطلاح به مالیات کسبوکار یا مالیات تجاری مربوط میشه و قواعد خودش رو داره.
Muss mein Unternehmen Gewerbesteuer zahlen?
آیا شرکت من باید مالیات تجاری پرداخت کنه؟
اینکه یک کسبوکار مشمول چه مالیاتی میشه، به نوع فعالیت، ساختار قانونی و شرایط مالی اون بستگی داره؛ بنابراین این اصطلاحها رو بهعنوان واژگان یاد بگیرید و برای محاسبه واقعی مالیات، شرایط پرونده رو جداگانه بررسی کنید.
معافیت مالیاتی به آلمانی
برای گفتن «معافیت مالیاتی» در آلمانی میتونید از Steuerbefreiung استفاده کنید.
این کلمه یعنی معاف بودن از یک مالیات یا برخورداری از معافیت مالیاتی.
مثلاً:
Gibt es eine Steuerbefreiung für dieses Produkt?
آیا این محصول معافیت مالیاتی داره؟
Das Unternehmen kann unter bestimmten Voraussetzungen eine Steuerbefreiung erhalten.
این شرکت میتونه تحت شرایط مشخصی معافیت مالیاتی دریافت کنه.
عبارت دیگهای که در این زمینه کاربرد داره، steuerfrei هست؛ یعنی «معاف از مالیات» یا «بدون مالیات»، بسته به جمله.
Diese Einnahmen sind steuerfrei.
این درآمدها از مالیات معاف هستن.
Ist dieser Betrag steuerfrei?
این مبلغ از مالیات معافه؟
دقت کنید که steuerfrei و Steuerbefreiung از نظر کاربرد یکسان نیستن. اولی صفته و دومی اسمه.
کسر مالیات به آلمانی
وقتی مبلغی از حقوق یا درآمد کم میشه، در آلمانی میتونید از فعل abziehen استفاده کنید.
برای مثال، عبارت Steuern abziehen یعنی مالیات رو کسر کردن.
Die Steuern werden vom Gehalt abgezogen.
مالیات از حقوق کم میشه.
Der Arbeitgeber zieht die Lohnsteuer ab.
کارفرما مالیات حقوق رو کسر میکنه.
اگه بخواید بگید مبلغی از حقوق ناخالص کم شده، این جمله هم کاربردیه:
Von meinem Bruttogehalt werden Steuern und andere Beiträge abgezogen.
از حقوق ناخالصم مالیات و کسورات دیگه کم میشه.
دو کلمه مهم دیگه:
- Bruttogehalt = حقوق ناخالص، پیش از کسر مالیات و کسورات
- Nettogehalt = حقوق خالص، مبلغی که بعد از کسورات باقی میمونه
مثلاً:
Mein Nettogehalt ist niedriger als mein Bruttogehalt.
حقوق خالصم از حقوق ناخالصم کمتره.
پس دادن مالیات به آلمانی
گاهی بعد از بررسی اظهارنامه مالیاتی، ممکنه مبلغی به فرد برگردونده بشه. برای صحبت درباره این موضوع، عبارت Steuererstattung به معنی «بازپرداخت مالیات» کاربرد داره.
مثلاً:
Ich habe eine Steuererstattung bekommen.
مبلغی بابت بازپرداخت مالیات دریافت کردم.
Wann bekomme ich meine Steuererstattung?
چه زمانی بازپرداخت مالیاتم رو دریافت میکنم؟
Ich warte noch auf meine Steuererstattung.
هنوز منتظر بازپرداخت مالیاتم هستم.
در مقابل، اگه بعد از محاسبه مشخص بشه که باید مبلغ بیشتری پرداخت کنید، ممکنه با واژه Steuernachzahlung روبهرو بشید؛ یعنی پرداخت اضافی مالیات یا مبلغ مالیاتی که هنوز باید پرداخت بشه.
Ich muss eine Steuernachzahlung leisten.
باید مبلغی بابت مالیات اضافه پرداخت کنم.
این دو کلمه رو با هم اشتباه نگیرید: Steuererstattung یعنی مبلغی به شما برمیگرده، اما Steuernachzahlung یعنی باید مبلغ بیشتری پرداخت کنید.
فرار مالیاتی به آلمانی
برای «فرار مالیاتی» در آلمانی از اصطلاح Steuerhinterziehung استفاده میشه.
این کلمه به پنهان کردن عمدی اطلاعات مالیاتی یا انجام کارهای غیرقانونی برای نپرداختن مالیات اشاره داره.
مثلاً:
Steuerhinterziehung ist strafbar.
فرار مالیاتی مجازات قانونی داره.
Die Behörden untersuchen den Verdacht auf Steuerhinterziehung.
مقامهای مسئول در حال بررسی ظن به فرار مالیاتی هستن.
فعل Steuern hinterziehen هم یعنی مالیات رو بهصورت غیرقانونی پنهان کردن یا از پرداختش فرار کردن.
Er wird verdächtigt, Steuern hinterzogen zu haben.
به او ظن زده میشه که از پرداخت مالیات فرار کرده.
این اصطلاح بار حقوقی مشخصی داره و با اشتباه سهوی در فرم مالیاتی یکی نیست.
مشاور مالیاتی به آلمانی
اگه برای اظهارنامه مالیاتی یا مسائل مالیاتی به کمک تخصصی نیاز داشته باشید، کلمه Steuerberater به معنی مشاور مالیاتی مرد و Steuerberaterin به معنی مشاور مالیاتی زن هست.
این عنوان در آلمان برای متخصصان واجد شرایطی استفاده میشه که خدمات مشاوره مالیاتی ارائه میکنن.
مثلاً:
Ich brauche einen Steuerberater.
به یک مشاور مالیاتی نیاز دارم.
Meine Steuerberaterin hilft mir bei der Steuererklärung.
مشاور مالیاتیام برای اظهارنامه مالیاتی بهم کمک میکنه.
Ich möchte einen Termin mit meinem Steuerberater vereinbaren.
میخوام با مشاور مالیاتیام وقت ملاقات تنظیم کنم.
اگه بخواید درباره هزینه این خدمات سؤال کنید، میتونید بگید:
Wie viel kostet die Beratung?
هزینه مشاوره چقدره؟
فهرست مهمترین کلمههای مالیاتی به آلمانی
در جدول زیر، مهمترین واژههایی رو میبینید که برای مکالمههای روزمره، مطالعه نامههای اداری و آشنایی با اصطلاحات مالیاتی به کارتون میان.
| فارسی | آلمانی |
|---|---|
| مالیات | die Steuer |
| مالیاتها | die Steuern |
| مالیات بر درآمد | die Einkommensteuer |
| مالیات حقوق | die Lohnsteuer |
| مالیات بر ارزش افزوده | die Mehrwertsteuer |
| مالیات بر فروش یا معاملات | die Umsatzsteuer |
| مالیات شرکت | die Körperschaftsteuer |
| مالیات تجاری | die Gewerbesteuer |
| اداره مالیات | das Finanzamt |
| اظهارنامه مالیاتی | die Steuererklärung |
| معافیت مالیاتی | die Steuerbefreiung |
| معاف از مالیات | steuerfrei |
| بازپرداخت مالیات | die Steuererstattung |
| پرداخت اضافی مالیات | die Steuernachzahlung |
| فرار مالیاتی | die Steuerhinterziehung |
| مشاور مالیاتی مرد | der Steuerberater |
| مشاور مالیاتی زن | die Steuerberaterin |
| درآمد | das Einkommen |
| حقوق | das Gehalt |
| دستمزد | der Lohn |
| حقوق ناخالص | das Bruttogehalt |
| حقوق خالص | das Nettogehalt |
| درآمد سالانه | das Jahreseinkommen |
| مالیات پرداخت کردن | Steuern zahlen |
| مالیات کسر کردن | Steuern abziehen |
| پرداخت کردن | bezahlen |
| ارائه کردن | abgeben |
جملات کاربردی برای صحبت درباره مالیات
حالا که واژههای اصلی رو یاد گرفتید، این جملهها رو هم مرور کنید. ممکنه توی مکالمه با همکار، صحبت با مشاور مالیاتی یا هنگام انجام کارهای اداری بهشون نیاز پیدا کنید.
Ich kenne mich mit Steuern nicht gut aus.
من خیلی با مالیات آشنا نیستم.
Können Sie mir das bitte erklären?
میشه لطفاً این رو برام توضیح بدید؟
Ich habe eine Frage zu meiner Steuererklärung.
درباره اظهارنامه مالیاتیام یه سؤال دارم.
Welche Unterlagen brauche ich?
به چه مدارکی نیاز دارم؟
Muss ich dieses Formular ausfüllen?
باید این فرم رو پر کنم؟
Bis wann muss ich die Unterlagen einreichen?
تا چه زمانی باید مدارک رو تحویل بدم؟
Ich habe einen Brief vom Finanzamt erhalten.
یه نامه از اداره مالیات دریافت کردم.
Ich möchte wissen, ob ich Steuern zahlen muss.
میخوام بدونم آیا باید مالیات پرداخت کنم یا نه.
Können Sie mir bei meiner Steuererklärung helfen?
میتونید برای اظهارنامه مالیاتیام کمکم کنید؟
Ich möchte einen Termin vereinbaren.
میخوام یک وقت ملاقات تنظیم کنم.
این جملهها برای موقعیتهای مختلف مناسبن. اگر با کارمند اداره یا مشاور مالیاتی صحبت میکنید، استفاده از Sie رسمیتر و محترمانهتره.
تفاوت Steuer، Gebühr و Abgabe چیه؟
این سه کلمه ممکنه در متنهای اداری شبیه هم به نظر برسن، اما دقیقاً یک معنی ندارن.
Steuer یعنی مالیات؛ مبلغی که طبق قانون به دولت یا نهاد عمومی مربوط پرداخت میشه.
Gebühr یعنی هزینهای که معمولاً بابت یک خدمت مشخص دریافت میشه؛ مثلاً هزینه صدور یک مدرک.
Abgabe واژهای کلیتر برای عوارض، وجوه یا پرداختهای قانونی مختلفه و در بعضی ترکیبها میتونه به مالیات هم اشاره داشته باشه.
مثلاً:
Ich muss eine Gebühr für den neuen Pass bezahlen.
باید برای گذرنامه جدید هزینه پرداخت کنم.
Die Steuer wird vom Finanzamt festgesetzt.
مالیات توسط اداره مالیات تعیین میشه.
Diese Abgabe ist gesetzlich vorgeschrieben.
این پرداخت طبق قانون الزامیه.
پس هر مبلغی که به یک اداره پرداخت میکنید، لزوماً Steuer نیست. برای انتخاب کلمه درست، باید بدونید مبلغ موردنظر بابت مالیاته یا یک خدمت مشخص.
چند فعل مهم برای یادگیری اصطلاحات مالیاتی
در زبان آلمانی، یاد گرفتن فعلها بهاندازه اسمها اهمیت داره. اگه فعل مناسب رو بلد باشید، میتونید با چند کلمه محدود جملههای زیادی بسازید.
| فعل یا عبارت | معنی |
|---|---|
| Steuern zahlen | مالیات پرداخت کردن |
| Steuern berechnen | مالیات رو محاسبه کردن |
| Steuern abziehen | مالیات رو کسر کردن |
| Steuern erstatten | مالیات رو بازپرداخت کردن |
| eine Steuererklärung machen | اظهارنامه مالیاتی آماده کردن |
| eine Steuererklärung abgeben | اظهارنامه مالیاتی ارائه کردن |
| Unterlagen einreichen | مدارک رو تحویل دادن |
| einen Antrag stellen | درخواست ثبت کردن |
| eine Frist einhalten | مهلت رو رعایت کردن |
| einen Bescheid erhalten | یک ابلاغیه یا تصمیم رسمی دریافت کردن |
برای مثال:
Ich muss meine Unterlagen einreichen.
باید مدارکم رو تحویل بدم.
Ich habe den Steuerbescheid erhalten.
برگه ابلاغ مالیاتی رو دریافت کردم.
Ich muss die Frist einhalten.
باید مهلت رو رعایت کنم.
کلمه Steuerbescheid هم مهمه؛ این واژه به ابلاغیه یا برگه رسمی مربوط به تعیین مالیات اشاره میکنه. اگر چنین نامهای دریافت کردید، تاریخها و توضیحات داخلش رو با دقت بررسی کنید.
چطور کلمههای مالیاتی آلمانی رو راحتتر یاد بگیریم؟
بهترین راه اینه که کلمهها رو جدا از هم حفظ نکنید. خیلی از اصطلاحات مالیاتی آلمانی از ترکیب چند کلمه ساخته شدن و با شناختن اجزاشون راحتتر میتونید معنیشون رو حدس بزنید.
مثلاً وقتی Einkommen به معنی درآمد رو یاد بگیرید، فهمیدن Einkommensteuer آسونتر میشه. همینطور با یاد گرفتن Steuer، معنی Steuererklärung و Steuerberater هم قابلفهمتر میشه.
برای تمرین، این سه جمله رو چند بار بخونید:
Ich zahle Steuern.
من مالیات پرداخت میکنم.
Ich mache meine Steuererklärung.
دارم اظهارنامه مالیاتیام رو آماده میکنم.
Ich habe einen Termin beim Steuerberater.
با مشاور مالیاتی وقت ملاقات دارم.
بعد سعی کنید کلمههای جمله رو تغییر بدید و جملههای جدید بسازید. مثلاً بهجای Steuerberater از Finanzamt استفاده کنید یا بهجای mache فعل abgeben رو به کار ببرید.
با این روش، بهجای اینکه فقط معنی چند واژه رو بدونید، یاد میگیرید چطور ازشون در مکالمه استفاده کنید.
نتیجهگیری
حالا که با معنی مالیات به آلمانی آشنا شدید، یادتون باشه که Steuer واژه اصلی برای گفتن مالیاته و با توجه به نوع مالیات، کلمههای متفاوتی هم استفاده میشه. برای مثال، Einkommensteuer به معنی مالیات بر درآمد، Lohnsteuer به معنی مالیات حقوق و Mehrwertsteuer به معنی مالیات بر ارزش افزوده است. یاد گرفتن این واژهها و جملههای کاربردی بهتون کمک میکنه موقع خوندن نامههای اداری، صحبت درباره حقوق و درآمد یا انجام کارهای مالی در آلمان، راحتتر منظور خودتون رو بیان کنید.
سؤالات متداول
۱. مالیات به آلمانی چی میشه؟
مالیات به آلمانی Steuer گفته میشه و شکل جمع اون Steuern هست. برای گفتن «مالیات پرداخت کردن» هم از عبارت Steuern zahlen استفاده میکنیم.
۲. مالیات بر درآمد به آلمانی چی میشه؟
معادل مالیات بر درآمد Einkommensteuer هست. برای مالیات بر حقوق و دستمزد کارکنان هم اصطلاح Lohnsteuer کاربرد داره.
۳. اداره مالیات در آلمان چه نامی داره؟
اداره مالیات به آلمانی Finanzamt گفته میشه. این اداره در زمینه امور مالیاتی فعالیت میکنه و ممکنه برای ارسال اظهارنامه یا دریافت ابلاغیه مالیاتی باهاش سروکار داشته باشید.
۴. اظهارنامه مالیاتی به آلمانی چی میشه؟
اظهارنامه مالیاتی به آلمانی Steuererklärung هست. عبارت eine Steuererklärung abgeben یعنی اظهارنامه مالیاتی رو ارائه یا تحویل دادن.
۵. مالیات بر ارزش افزوده به آلمانی چی میشه؟
مالیات بر ارزش افزوده به آلمانی Mehrwertsteuer گفته میشه و مخفف رایج اون MwSt. هست. اصطلاح Umsatzsteuer هم در اسناد مالی و مالیاتی کاربرد داره.
منابع
یادتون باشه معنی واژههای مالیاتی فقط بخشی از ماجراست. اصطلاحاتی مثل Einkommensteuer، Lohnsteuer و Mehrwertsteuer هرکدوم کاربرد مشخصی دارن؛ بنابراین برای فهم نامهها و مدارک رسمی، علاوه بر ترجمه کلمهها باید به جمله و موضوع کلی متن هم توجه کنید.
