...
گاما آنلاین

کارهای روزانه به آلمانی؛ معنی، تلفظ و کاربرد

کارهای روزانه به آلمانی
5/5 - (1 امتیاز)

اگه بخواید درباره کارهایی که هر روز انجام می‌دید به آلمانی صحبت کنید، یکی از مهم‌ترین عبارت‌هایی که باید بلد باشید Tagesablauf هست.

Tagesablauf = برنامه روزانه / کارهای روزانه / روند روز

البته بسته به منظورتون، عبارت‌های دیگه‌ای مثل tägliche Aktivitäten و Alltag هم استفاده میشن. ولی وقتی می‌خواید از صبح تا شب توضیح بدید چه کارهایی انجام می‌دید، Tagesablauf خیلی کاربردیه.

مثلاً:

Mein Tagesablauf beginnt früh am Morgen
برنامه روزانه من صبح زود شروع میشه.

یا اگه بخواید بگید «من هر روز ساعت ۷ بیدار میشم»:

Ich stehe jeden Tag um sieben Uhr auf
من هر روز ساعت هفت بیدار میشم.

در این موضوع، فقط معنی چند کلمه رو یاد نمی‌گیریم؛ عبارت‌هایی رو می‌بینیم که واقعاً برای تعریف کردن یک روز معمولی به آلمانی به کارتون میان.

اگر قصد دارید نمره آزمون گوته خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین زبان آلمانی می‌تواند به شما در تقویت مهارت‌های زبان آلمانی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.

کارهای روزانه به آلمانی چه می شود؟

برای «کارهای روزانه» چند عبارت مختلف وجود داره و انتخابشون به جمله‌ای که می‌خواید بسازید بستگی داره.

کارهای روزانه به آلمانی

1. Tagesablauf

Tagesablauf یعنی «برنامه روزانه» یا «روند کارهای روزانه».

این کلمه وقتی استفاده میشه که بخواید ترتیب کارهای یک روز رو توضیح بدید.

Mein Tagesablauf ist ziemlich einfach
برنامه روزانه من نسبتاً ساده‌ست.

Ich erzähle dir von meinem Tagesablauf
برات از برنامه روزانه‌ام می‌گم.

2. tägliche Aktivitäten

tägliche Aktivitäten یعنی «فعالیت‌های روزانه».

این عبارت کمی عمومی‌تره و می‌تونه برای کارهایی مثل ورزش کردن، درس خوندن، خرید کردن و فعالیت‌های مختلف استفاده بشه.

Meine täglichen Aktivitäten sind Sport, Arbeit und Lesen
فعالیت‌های روزانه من ورزش، کار و مطالعه هستن.

3. Alltag

Alltag یعنی «زندگی روزمره» یا «روال معمول زندگی».

پس Alltag دقیقاً معادل «کارهای روزانه» نیست، ولی وقتی درباره زندگی و کارهای معمول هر روز صحبت می‌کنید، خیلی به درد می‌خوره.

Mein Alltag ist manchmal stressig
زندگی روزمره من گاهی پراسترسه.

پس خیلی خلاصه:

فارسی آلمانی
برنامه روزانه Tagesablauf
فعالیت‌های روزانه tägliche Aktivitäten
زندگی روزمره Alltag
هر روز jeden Tag
کارهای روزمره alltägliche Aufgaben

کارهای روزانه از صبح تا شب به آلمانی

برای اینکه بهتر با موضوع آشنا بشید، بیاید یک روز معمولی رو از صبح شروع کنیم.

بیدار شدن

«بیدار شدن» به آلمانی میشه:

aufwachen

مثلاً:

Ich wache jeden Morgen um sieben Uhr auf
من هر روز صبح ساعت هفت بیدار میشم.

دقت کنید aufwachen یک فعل جداشدنیه. به همین دلیل در جمله، بخش auf به آخر جمله میره.

از خواب بیدار شدن و از تخت بلند شدن

«از تخت بلند شدن» میشه:

aufstehen

مثلاً:

Ich stehe um sieben Uhr auf
من ساعت هفت از خواب بیدار میشم و از تخت بلند میشم.

تفاوت این دو فعل رو بهتره از هم جدا کنید:

  • aufwachen = بیدار شدن
  • aufstehen = از تخت بلند شدن

ممکنه اول بیدار بشید ولی چند دقیقه بعد از تخت بلند بشید.

Ich wache um sieben auf, aber ich stehe erst um halb acht auf
ساعت هفت بیدار میشم، ولی تازه ساعت هفت و نیم از تخت بلند میشم.

مسواک زدن به آلمانی

«مسواک زدن» میشه:

sich die Zähne putzen

مثلاً:

Ich putze mir jeden Morgen die Zähne
من هر روز صبح مسواک می‌زنم.

همین عبارت رو برای شب هم می‌تونید استفاده کنید:

Ich putze mir abends die Zähne
من شب‌ها مسواک می‌زنم.

عبارت die Zähne putzen رو زیاد می‌شنوید، پس بهتره به‌صورت یک ترکیب کامل یادش بگیرید.

صورت شستن و دوش گرفتن به آلمانی

«صورت شستن» میشه:

sich das Gesicht waschen

Ich wasche mir morgens das Gesicht
من صبح‌ها صورتم رو می‌شورم.

«دوش گرفتن» هم میشه:

duschen

Ich dusche jeden Morgen
من هر روز صبح دوش می‌گیرم.

اگه بخواید بگید «صبح دوش می‌گیرم و بعد لباس می‌پوشم»:

Ich dusche morgens und ziehe mich danach an
صبح دوش می‌گیرم و بعد لباس می‌پوشم.

لباس پوشیدن به آلمانی

«لباس پوشیدن» میشه:

sich anziehen

مثلاً:

Ich ziehe mich um sieben Uhr an
من ساعت هفت لباس می‌پوشم.

اگه بخواید بگید «باید سریع لباس بپوشم»:

Ich muss mich schnell anziehen
باید سریع لباس بپوشم.

این فعل هم جداشدنیه و در جمله به شکل ziehe … an دیده میشه.

صبحانه خوردن به آلمانی

«صبحانه خوردن» میشه:

frühstücken

مثلاً:

Ich frühstücke um acht Uhr
من ساعت هشت صبحانه می‌خورم.

یا:

Ich frühstücke jeden Morgen zu Hause
من هر روز صبح در خانه صبحانه می‌خورم.

اگر بخواید درباره خود صبحانه صحبت کنید، کلمه Frühstück رو به کار می‌برید:

Das Frühstück ist fertig
صبحانه آماده‌ست.

قهوه خوردن به آلمانی

در برنامه روزانه خیلی‌ها نوشیدن قهوه یا چای رو هم بیان می‌کنن.

«قهوه نوشیدن» میشه:

Kaffee trinken

Ich trinke morgens Kaffee
من صبح‌ها قهوه می‌خورم.

در آلمانی برای نوشیدنی‌ها از trinken استفاده میشه.

مثلاً:

Ich trinke jeden Morgen eine Tasse Kaffee
من هر روز صبح یک فنجان قهوه می‌نوشم.

رفتن سر کار به آلمانی

«سر کار رفتن» رو می‌تونید این‌طور بگید:

zur Arbeit gehen

Ich gehe um acht Uhr zur Arbeit
من ساعت هشت میرم سر کار.

اگر با ماشین برید:

Ich fahre mit dem Auto zur Arbeit
من با ماشین میرم سر کار.

اگر با اتوبوس برید:

Ich fahre mit dem Bus zur Arbeit
من با اتوبوس میرم سر کار.

اگر پیاده برید:

Ich gehe zu Fuß zur Arbeit
من پیاده میرم سر کار.

سر کار بودن به آلمانی

برای گفتن «سر کارم» می‌تونید بگید:

Ich bin bei der Arbeit
من سر کارم.

یا:

Ich bin gerade bei der Arbeit
الان سر کارم.

gerade اینجا معنی «الان / در حال حاضر» میده و در مکالمه خیلی کاربردیه.

مثلاً:

Ich kann gerade nicht telefonieren. Ich bin bei der Arbeit
الان نمی‌تونم تلفنی صحبت کنم. سر کارم.

اگر قصد دارید نمره آیلتس خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین آیلتس می‌تواند به شما در تقویت مهارت‌های زبان انگلیسی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.

درس خواندن به آلمانی

اگر دانش‌آموز یا دانشجو باشید، یکی از کارهای روزانه‌تون احتمالاً درس خوندنه.

«درس خواندن» میشه:

lernen

Ich lerne jeden Tag Deutsch
من هر روز آلمانی می‌خونم.

Ich lerne abends für meine Prüfung
عصرها برای امتحانم درس می‌خونم.

اگر منظورتون رفتن به مدرسه یا دانشگاه باشه، می‌تونید از zur Schule gehen یا zur Universität gehen استفاده کنید.

Ich gehe jeden Morgen zur Schule
من هر روز صبح به مدرسه میرم.

Ich gehe dreimal pro Woche zur Universität
من هفته‌ای سه بار به دانشگاه میرم.

ناهار خوردن به آلمانی

«ناهار خوردن» میشه:

zu Mittag essen

ولی در مکالمه معمولی ممکنه خیلی ساده از Mittagessen یا essen هم استفاده بشه.

Ich esse um eins zu Mittag
من ساعت یک ناهار می‌خورم.

Wir essen gemeinsam zu Mittag
ما با هم ناهار می‌خوریم.

gemeinsam یعنی «با هم».

خرید کردن به آلمانی

«خرید کردن» میشه:

einkaufen

مثلاً:

Ich gehe nach der Arbeit einkaufen
بعد از کار میرم خرید.

یا:

Ich kaufe jeden Samstag ein
من هر شنبه خرید می‌کنم.

اینجا هم einkaufen یک فعل جداشدنیه.

اگر بخواید بگید «باید برای شام خرید کنم»:

Ich muss für das Abendessen einkaufen
باید برای شام خرید کنم.

آشپزی کردن به آلمانی

«آشپزی کردن» میشه:

kochen

مثلاً:

Ich koche jeden Abend
من هر شب آشپزی می‌کنم.

Heute koche ich für meine Familie
امروز برای خانواده‌ام آشپزی می‌کنم.

اگر بخواید بگید «امشب شام درست می‌کنم»:

Ich mache heute Abend das Abendessen
امشب شام درست می‌کنم.

تمیز کردن خانه به آلمانی

«تمیز کردن خانه» میشه:

das Haus putzen

یا برای خانه و آپارتمان:

die Wohnung putzen

مثلاً:

Ich putze am Wochenende die Wohnung
آخر هفته خانه رو تمیز می‌کنم.

چند کار مرتبط با خانه هم این‌ها هستن:

  • aufräumen = مرتب کردن
  • putzen = تمیز کردن
  • Staub wischen = گردگیری کردن
  • staubsaugen = جاروبرقی کشیدن
  • Wäsche waschen = لباس شستن
  • spülen = ظرف شستن

مثلاً:

Ich räume jeden Abend mein Zimmer auf
من هر شب اتاقم رو مرتب می‌کنم.

ورزش کردن به آلمانی

«ورزش کردن» رو می‌تونید با Sport machen بگید.

Ich mache jeden Morgen Sport
من هر روز صبح ورزش می‌کنم.

یا:

Ich gehe dreimal pro Woche ins Fitnessstudio
من هفته‌ای سه بار به باشگاه میرم.

برای پیاده‌روی هم:

Ich gehe abends spazieren
من عصرها پیاده‌روی می‌کنم.

spazieren gehen یکی از عبارت‌های خیلی رایج برای پیاده‌روی کردنه.

استراحت کردن به آلمانی

«استراحت کردن» میشه:

sich ausruhen

مثلاً:

Ich ruhe mich nach der Arbeit aus
بعد از کار استراحت می‌کنم.

یا:

Am Wochenende ruhe ich mich aus
آخر هفته استراحت می‌کنم.

این عبارت رو می‌تونید برای وقتی به کار ببرید که بعد از کار یا فعالیت زیاد می‌خواید کمی ریلکس کنید.

تلویزیون دیدن به آلمانی

«تلویزیون دیدن» میشه:

fernsehen

مثلاً:

Ich sehe abends fern
من شب‌ها تلویزیون می‌بینم.

این فعل هم جداشدنیه؛ بنابراین در جمله می‌بینید:

sehe … fern

برای فیلم دیدن هم می‌تونید بگید:

Ich schaue abends einen Film
من شب‌ها یک فیلم می‌بینم.

کتاب خواندن به آلمانی

«کتاب خواندن» میشه:

ein Buch lesen

Ich lese jeden Abend ein Buch
من هر شب یک کتاب می‌خونم.

یا:

Ich lese vor dem Schlafengehen
من قبل از خواب مطالعه می‌کنم.

vor dem Schlafengehen یعنی «قبل از خواب رفتن».

شام خوردن به آلمانی

«شام خوردن» میشه:

zu Abend essen

مثلاً:

Wir essen um acht Uhr zu Abend
ما ساعت هشت شام می‌خوریم.

خود «شام» هم میشه:

Abendessen

مثلاً:

Das Abendessen ist fertig
شام آماده‌ست.

خوابیدن به آلمانی

«خوابیدن» میشه:

schlafen

مثلاً:

Ich schlafe um elf Uhr
من ساعت یازده می‌خوابم.

ولی برای «به رختخواب رفتن» معمولاً می‌گیم:

ins Bett gehen

Ich gehe um elf Uhr ins Bett
من ساعت یازده میرم رختخواب.

این دو عبارت رو با هم قاطی نکنید:

  • schlafen = خوابیدن
  • ins Bett gehen = به رختخواب رفتن

اگر می‌خواهید مکالمه انگلیسی را اصولی و کاربردی یاد بگیرید، شرکت در کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی می‌تواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند.

یک برنامه روزانه کامل به آلمانی

حالا بیاید همه این عبارت‌ها رو کنار هم بذاریم و یک روز معمولی رو به آلمانی تعریف کنیم.

Ich wache jeden Morgen um sieben Uhr auf. Dann stehe ich auf und putze mir die Zähne. Danach dusche ich und ziehe mich an. Um acht Uhr frühstücke ich und trinke eine Tasse Kaffee. Danach gehe ich zur Arbeit. Mittags esse ich mit meinen Kollegen. Nach der Arbeit gehe ich manchmal einkaufen oder mache Sport. Abends koche ich zu Hause und esse mit meiner Familie. Danach sehe ich fern oder lese ein Buch. Um elf Uhr gehe ich ins Bett

ترجمه:

من هر روز صبح ساعت هفت بیدار میشم. بعد از تخت بلند میشم و مسواک می‌زنم. بعد دوش می‌گیرم و لباس می‌پوشم. ساعت هشت صبحانه می‌خورم و یک فنجان قهوه می‌نوشم. بعد میرم سر کار. ظهر با همکارام ناهار می‌خورم. بعد از کار گاهی خرید می‌کنم یا ورزش می‌کنم. شب در خانه آشپزی می‌کنم و با خانواده‌ام شام می‌خورم. بعد تلویزیون می‌بینم یا کتاب می‌خونم. ساعت یازده میرم رختخواب.

این مدل متن برای تمرین معرفی برنامه روزانه خیلی خوبه، چون بیشتر فعل‌هایی که در زندگی روزمره بهشون نیاز دارید، یکجا دیده میشن.

کلمات مهم برای گفتن زمان کارهای روزانه

وقتی دارید درباره برنامه روزانه صحبت می‌کنید، فقط اسم کارها کافی نیست. باید بتونید بگید «چه زمانی» اون کار رو انجام می‌دید.

چند کلمه خیلی کاربردی:

فارسی آلمانی
صبح morgens
ظهر mittags
بعدازظهر nachmittags
عصر abends
شب nachts
هر روز jeden Tag
صبح‌ها morgens
شب‌ها abends
بعد از آن danach
قبل از آن davor
بعد از کار nach der Arbeit
قبل از خواب vor dem Schlafengehen
گاهی manchmal
همیشه immer
معمولاً normalerweise
اغلب oft
به ندرت selten

مثلاً:

Ich arbeite normalerweise von neun bis fünf
من معمولاً از ساعت نه تا پنج کار می‌کنم.

Danach gehe ich nach Hause
بعد از اون میرم خونه.

Abends lese ich oft
شب‌ها اغلب مطالعه می‌کنم.

تفاوت Tagesablauf و Alltag

این دو کلمه ممکنه اول کار شبیه هم به نظر برسن، ولی دقیقاً یکی نیستن.

Tagesablauf بیشتر روی ترتیب کارهای یک روز تمرکز داره.

مثلاً:

Mein Tagesablauf beginnt um sieben Uhr
برنامه روزانه من ساعت هفت شروع میشه.

اما Alltag بیشتر به زندگی و روال معمول روزمره اشاره می‌کنه.

Mein Alltag ist sehr beschäftigt
زندگی روزمره من خیلی شلوغه.

پس اگه ازتون خواستن «برنامه روزانه‌تون رو به آلمانی توضیح بدید»، Tagesablauf انتخاب خیلی خوبیه.

جملاتی برای صحبت درباره کارهای روزانه

اگه بخواید سریع شروع به صحبت کنید، این جمله‌ها خیلی کاربردی هستن:

Ich stehe jeden Morgen früh auf
من هر روز صبح زود بیدار میشم.

Ich frühstücke zu Hause
من در خانه صبحانه می‌خورم.

Danach gehe ich zur Arbeit
بعد از اون میرم سر کار.

Ich arbeite bis fünf Uhr
تا ساعت پنج کار می‌کنم.

Nach der Arbeit gehe ich nach Hause
بعد از کار میرم خونه.

Abends koche ich meistens
من معمولاً شب‌ها آشپزی می‌کنم.

Manchmal treffe ich meine Freunde
گاهی دوستانم رو می‌بینم.

Am Wochenende mache ich Sport
آخر هفته ورزش می‌کنم.

Vor dem Schlafengehen lese ich ein bisschen
قبل از خواب کمی مطالعه می‌کنم.

Ich gehe normalerweise um elf Uhr ins Bett
من معمولاً ساعت یازده میرم رختخواب.

جدول کارهای روزانه به آلمانی

برای مرور سریع، مهم‌ترین عبارت‌ها رو یکجا ببینید:

فارسی آلمانی
بیدار شدن aufwachen
از تخت بلند شدن aufstehen
مسواک زدن sich die Zähne putzen
صورت شستن sich das Gesicht waschen
دوش گرفتن duschen
لباس پوشیدن sich anziehen
صبحانه خوردن frühstücken
قهوه نوشیدن Kaffee trinken
سر کار رفتن zur Arbeit gehen
کار کردن arbeiten
درس خواندن lernen
ناهار خوردن zu Mittag essen
خرید کردن einkaufen
آشپزی کردن kochen
تمیز کردن putzen
مرتب کردن aufräumen
ورزش کردن Sport machen
پیاده‌روی کردن spazieren gehen
استراحت کردن sich ausruhen
تلویزیون دیدن fernsehen
کتاب خواندن ein Buch lesen
شام خوردن zu Abend essen
خوابیدن schlafen
به رختخواب رفتن ins Bett gehen

جمع‌بندی

برای گفتن «کارهای روزانه» به آلمانی، Tagesablauf یکی از مهم‌ترین کلمه‌هاست؛ مخصوصاً وقتی می‌خواید از صبح تا شب درباره برنامه‌تون صحبت کنید. برای «فعالیت‌های روزانه» هم tägliche Aktivitäten و برای «زندگی روزمره» Alltag رو می‌تونید به کار ببرید.

برای مکالمه، بهتره به‌جای اینکه فقط اسم کلمات رو حفظ کنید، عبارت‌های کامل مثل aufstehen، frühstücken، zur Arbeit gehen، einkaufen، Sport machen، kochen و ins Bett gehen رو یاد بگیرید. اینطوری وقتی بخواید درباره یک روز معمولی خودتون صحبت کنید، جمله‌ها خیلی راحت‌تر کنار هم قرار می‌گیرن.

سوالات متداول

۱. کارهای روزانه به آلمانی چی میشه؟

«کارهای روزانه» بسته به منظور شما می‌تونه Tagesablauf، tägliche Aktivitäten یا alltägliche Aufgaben باشه. برای توضیح برنامه یک روز معمولی، Tagesablauf خیلی مناسبه.

۲. برنامه روزانه به آلمانی چی میشه؟

«برنامه روزانه» میشه Tagesablauf

۳. هر روز به آلمانی چی میشه؟

«هر روز» میشه jeden Tag

۴. کارهای روزمره به آلمانی چی میشه؟

برای «کارهای روزمره» می‌تونید از alltägliche Aufgaben استفاده کنید. اگر منظورتون کل روال زندگی روزمره باشه، Alltag هم کاربرد زیادی داره.

۵. بیدار شدن و خوابیدن به آلمانی چی میشه؟

«بیدار شدن» aufwachen و «خوابیدن» schlafen میشه. برای «از تخت بلند شدن» هم aufstehen و برای «به رختخواب رفتن» ins Bett gehen استفاده میشه.

 

منابع

Duden – Alltag

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کارهای روزانه به آلمانی
کارهای روزانه به آلمانی؛ معنی، تلفظ و کاربرد
اگه بخواید درباره کارهایی که هر روز انجام می‌دید به آلمانی صحبت کنید، یکی از مهم‌ترین عبارت‌هایی که باید...