اگه بخواید کلمه «بازی» رو به آلمانی بگید، یکی از اصلیترین واژههایی که باید یاد بگیرید Spiel هست. این کلمه برای بازیهای بچگانه، بازیهای فکری، بازیهای رومیزی و خیلی از فعالیتهای سرگرمکننده استفاده میشه. البته بسته به منظورتون، ممکنه کلمههای دیگهای مثل spielen، Spielzeug یا Videospiel هم به کارتون بیان.
مثلاً اگه بخواید به دوستتون بگید «بیا بازی کنیم»، میتونید بگید:
Lass uns spielen!
بیا بازی کنیم!
یا اگه بخواید از کسی بپرسید «دوست داری بازی کنی؟»، این جمله به کارتون میاد:
Möchtest du spielen?
دوست داری بازی کنی؟
یاد گرفتن کلمههای مربوط به بازی فقط برای صحبت درباره سرگرمی نیست. وقتی با بچهها حرف میزنید، درباره بازی کامپیوتری صحبت میکنید، به یک بازی رومیزی اشاره میکنید یا میخواید بگید اهل بازی کردن هستید، این واژهها به کارتون میان.
اگر قصد دارید نمره آزمون گوته خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین زبان آلمانی میتواند به شما در تقویت مهارتهای زبان آلمانی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.
مطالبی که در این محتوا خواهید خواند :
Toggleبازی به آلمانی چه می شود؟
معادل اصلی «بازی» در زبان آلمانی das Spiel هست.
- das Spiel = بازی
- spielen = بازی کردن
- das Spielzeug = اسباببازی
- das Videospiel = بازی ویدئویی
- das Brettspiel = بازی رومیزی
- das Computerspiel = بازی کامپیوتری
نکته مهم اینه که Spiel اسم محسوب میشه، اما spielen فعل هست. یعنی وقتی درباره خود بازی صحبت میکنید از Spiel استفاده میکنید و وقتی منظورتون انجام دادن بازیه، معمولاً باید سراغ spielen برید.
مثلاً:
Das Spiel ist interessant.
این بازی جالبه.
Ich spiele gern.
من بازی کردن رو دوست دارم.
Das Spielzeug ist neu.
این اسباببازی جدیده.
در زبان آلمانی، اسمها با حرف بزرگ نوشته میشن؛ برای همین Spiel و Spielzeug با حرف بزرگ شروع میشن، ولی فعل spielen در وسط جمله با حرف کوچک نوشته میشه.
تلفظ Spiel در آلمانی چطوره؟
تلفظ کلمه Spiel به شکل /ʃpiːl/ نوشته میشه. برای فارسیزبانها میشه اون رو تقریباً «شپیل» در نظر گرفت.
در این کلمه، ترکیب Sp در ابتدای واژه صدایی شبیه «شپ» داره و ie هم صدای «ای» کشیده میده.
تلفظ فعل spielen هم تقریباً «شپیلِن» هست.
برای تمرین، این جملهها رو بخونید:
Das Spiel macht Spaß.
این بازی سرگرمکنندهست.
Wir spielen zusammen.
ما با هم بازی میکنیم.
Ich möchte ein neues Spiel kaufen.
میخوام یک بازی جدید بخرم.
بهتره هنگام تمرین، کلمهها رو داخل جمله یاد بگیرید؛ چون اینطوری هم تلفظشون براتون راحتتر میشه و هم میفهمید هر واژه کجا کاربرد داره.
تفاوت Spiel و spielen چیه؟
این دو کلمه به هم مربوط هستن، اما نقش یکسانی ندارن.
Spiel اسم و به معنی «بازی» هست. در مقابل، spielen فعل و به معنی «بازی کردن» هست.
| آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| das Spiel | بازی |
| spielen | بازی کردن |
| ein Spiel | یک بازی |
| das Spiel spielen | بازی را انجام دادن |
| gern spielen | با علاقه بازی کردن |
| zusammen spielen | با هم بازی کردن |
برای اینکه تفاوتشون بهتر مشخص بشه، این مثالها رو ببینید:
Das Spiel ist schwer.
این بازی سخته.
Ich spiele jeden Tag.
من هر روز بازی میکنم.
Wir spielen ein neues Spiel.
ما یک بازی جدید انجام میدیم.
در جمله آخر، Spiel اسم و spielen فعل جملهست. اگه این تفاوت رو یاد بگیرید، ساختن جملههای جدید براتون خیلی راحتتر میشه.
بازی کردن به آلمانی؛ فعل Spielen
فعل spielen یکی از پرکاربردترین فعلهای آلمانیه. این فعل فقط برای بازیهای کودکانه نیست؛ برای بازیهای کامپیوتری، بازیهای رومیزی و حتی نواختن بعضی سازهای موسیقی هم استفاده میشه.
مثلاً:
Die Kinder spielen im Garten.
بچهها توی باغ بازی میکنن.
Ich spiele gern Videospiele.
من بازیهای ویدئویی رو دوست دارم.
Wir spielen Karten.
ما ورق بازی میکنیم.
Spielst du mit mir?
با من بازی میکنی؟
صرف فعل spielen در زمان حال به این شکله:
| ضمیر | فعل | معنی |
|---|---|---|
| ich | spiele | من بازی میکنم |
| du | spielst | تو بازی میکنی |
| er/sie/es | spielt | او بازی میکنه |
| wir | spielen | ما بازی میکنیم |
| ihr | spielt | شماها بازی میکنید |
| sie/Sie | spielen | آنها بازی میکنن / شما بازی میکنید |
چند نمونه دیگه:
Ich spiele mit meinem Bruder.
من با برادرم بازی میکنم.
Spielst du Fußball?
فوتبال بازی میکنی؟
Meine Freunde spielen zusammen.
دوستام با هم بازی میکنن.
انواع بازی به آلمانی
کلمه «بازی» در فارسی معنیهای مختلفی داره. ممکنه منظورتون بازی بچهها باشه، ممکنه بازی کامپیوتری یا حتی یک مسابقه ورزشی رو در نظر داشته باشید. در آلمانی هم برای انواع مختلف بازی، ترکیبهای مشخصی وجود داره.
| فارسی | آلمانی |
|---|---|
| بازی | das Spiel |
| بازی کامپیوتری | das Computerspiel |
| بازی ویدئویی | das Videospiel |
| بازی موبایلی | das Handyspiel / das mobile Spiel |
| بازی رومیزی | das Brettspiel |
| بازی فکری | das Denkspiel |
| بازی کارتی | das Kartenspiel |
| بازی تختهای | das Brettspiel |
| بازی گروهی | das Gruppenspiel |
| بازی کودکانه | das Kinderspiel |
| بازی آموزشی | das Lernspiel |
| بازی آنلاین | das Online-Spiel |
| بازی پازل | das Puzzlespiel |
| بازی مسابقهای | das Rennspiel |
| بازی نقشآفرینی | das Rollenspiel |
| بازی شطرنج | das Schachspiel |
| بازی ورزشی | das Sportspiel |
برای مثال، اگه بخواید درباره یک بازی موبایلی حرف بزنید، میتونید از Handyspiel استفاده کنید. برای بازیای که روی کامپیوتر انجام میشه، Computerspiel مناسبه.
Mein Lieblingsspiel ist ein Computerspiel.
بازی مورد علاقه من یک بازی کامپیوتریه.
Wir suchen ein Brettspiel für die Familie.
دنبال یک بازی رومیزی برای خانواده میگردیم.
Dieses Lernspiel ist gut für Kinder.
این بازی آموزشی برای بچهها خوبه.
اگر قصد دارید نمره آیلتس خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین آیلتس میتواند به شما در تقویت مهارتهای زبان انگلیسی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.
بازی کامپیوتری به آلمانی چی میشه؟
برای گفتن «بازی کامپیوتری» معمولاً از das Computerspiel استفاده میکنیم. واژه das Videospiel هم معنی «بازی ویدئویی» میده و برای بازیهای کنسول، کامپیوتر و پلتفرمهای دیگه کاربرد داره.
چند واژه مرتبط:
- das Computerspiel = بازی کامپیوتری
- das Videospiel = بازی ویدئویی
- das Handyspiel = بازی موبایلی
- die Konsole = کنسول بازی
- der Controller = کنترلر بازی
- der Bildschirm = صفحهنمایش
- der Spieler = بازیکن
- die Spielerin = بازیکن زن
- online spielen = آنلاین بازی کردن
- herunterladen = دانلود کردن
مثلاً:
Ich spiele jeden Abend Computerspiele.
من هر شب بازی کامپیوتری انجام میدم.
Dieses Videospiel ist sehr beliebt.
این بازی ویدئویی خیلی محبوبه.
Kann ich das Spiel herunterladen?
میتونم این بازی رو دانلود کنم؟
Wir spielen online mit unseren Freunden.
ما با دوستامون آنلاین بازی میکنیم.
اگه بخواید بگید «من گیمر هستم»، در آلمانی میتونید از این جمله استفاده کنید:
Ich bin Gamer.
من گیمرم.
برای یک زن هم شکل Gamerin استفاده میشه.
بازی فکری به آلمانی
«بازی فکری» بسته به نوع بازی میتونه به شکلهای مختلفی ترجمه بشه. یکی از واژههای رایج das Denkspiel هست که به بازیهای فکری و ذهنی اشاره میکنه.
Das Rätsel هم به معنی «معما» یا «چیستان» هست و لزوماً به یک بازی کامل اشاره نمیکنه.
مثلاً:
Ich mag Denkspiele.
من بازیهای فکری رو دوست دارم.
Dieses Rätsel ist schwierig.
این معما سخته.
Wir spielen ein Logikspiel.
ما یک بازی منطقی انجام میدیم.
اگه منظورتون بازیهایی مثل شطرنج، سودوکو یا بازیهای حل مسئله باشه، ممکنه از واژههای دقیقتری مثل Schachspiel، Sudoku یا Logikspiel استفاده کنید.
بازی رومیزی به آلمانی
برای بازیهای رومیزی مثل مونوپولی، لودو یا بعضی بازیهای خانوادگی، کلمه das Brettspiel کاربرد داره.
این واژه از دو بخش تشکیل شده: Brett به معنی تخته و Spiel به معنی بازی.
چند جمله کاربردی:
Wir spielen heute ein Brettspiel.
امروز یک بازی رومیزی انجام میدیم.
Hast du ein interessantes Brettspiel?
یک بازی رومیزی جالب داری؟
Dieses Brettspiel ist für vier Spieler.
این بازی رومیزی برای چهار بازیکنه.
اگه بازی با کارت انجام بشه، معمولاً از das Kartenspiel استفاده میکنیم.
Wir spielen ein Kartenspiel.
ما یک بازی کارتی انجام میدیم.
فوتبال بازی کردن و ورزش به آلمانی
فعل spielen برای بعضی ورزشها هم به کار میره؛ بهخصوص ورزشهایی که با توپ انجام میشن.
مثلاً:
Ich spiele Fußball.
من فوتبال بازی میکنم.
Sie spielt Tennis.
او تنیس بازی میکنه.
Wir spielen Basketball.
ما بسکتبال بازی میکنیم.
اما برای همه ورزشها از spielen استفاده نمیکنیم. مثلاً برای دویدن معمولاً میگیم laufen و برای شنا کردن از schwimmen استفاده میکنیم.
| فارسی | آلمانی |
|---|---|
| فوتبال بازی کردن | Fußball spielen |
| بسکتبال بازی کردن | Basketball spielen |
| تنیس بازی کردن | Tennis spielen |
| والیبال بازی کردن | Volleyball spielen |
| شطرنج بازی کردن | Schach spielen |
| دویدن | laufen |
| شنا کردن | schwimmen |
| ورزش کردن | Sport treiben |
پس اگه منظورتون بازی ورزشی مشخصی باشه، بهتره اسم همون ورزش رو همراه فعل مناسب یاد بگیرید.
اگر میخواهید مکالمه انگلیسی را اصولی و کاربردی یاد بگیرید، شرکت در کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی میتواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند.
عبارات کاربردی در مکالمه روزمره
بازی کردن با بچهها به آلمانی
اگه با بچهها سروکار دارید یا میخواید درباره بازی کردن کودک صحبت کنید، چند عبارت ساده خیلی به کارتون میان.
Das Kinderspiel یعنی بازی کودکانه و das Spielzeug به معنی اسباببازی هست.
مثلاً:
Die Kinder spielen draußen.
بچهها بیرون بازی میکنن.
Das Kind spielt mit seinem Spielzeug.
بچه با اسباببازیش بازی میکنه.
Möchtest du mit mir spielen?
دوست داری با من بازی کنی؟
Wir spielen Verstecken.
ما قایمموشک بازی میکنیم.
در جمله آخر، Verstecken spielen یعنی قایمموشک بازی کردن. برای بازیهایی مثل قایمموشک یا گرگمبههوا، معمولاً اسم خود بازی رو همراه spielen میاریم.
بازی مورد علاقه من به آلمانی
برای گفتن «بازی مورد علاقه من»، از عبارت mein Lieblingsspiel استفاده میکنیم.
- mein = مال من
- Lieblingsspiel = بازی مورد علاقه
مثلاً:
Mein Lieblingsspiel ist Schach.
بازی مورد علاقه من شطرنجه.
Was ist dein Lieblingsspiel?
بازی مورد علاقه تو چیه؟
Mein Lieblingsspiel ist ein Videospiel.
بازی مورد علاقه من یک بازی ویدئوییه.
کلمه Lieblings- در آلمانی برای بیان چیزهای مورد علاقه هم استفاده میشه؛ مثل Lieblingsfarbe به معنی رنگ مورد علاقه و Lieblingsessen به معنی غذای مورد علاقه.
بازی کردن رو دوست دارم به آلمانی
برای گفتن «من بازی کردن رو دوست دارم»، میتونید بگید:
Ich spiele gern.
من بازی کردن رو دوست دارم.
اگه منظورتون نوع مشخصی از بازی باشه، اسم اون رو هم به جمله اضافه میکنید:
Ich spiele gern Schach.
من شطرنج بازی کردن رو دوست دارم.
Ich spiele gern Videospiele.
من بازیهای ویدئویی رو دوست دارم.
Ich spiele gern mit meinen Freunden.
من دوست دارم با دوستام بازی کنم.
در این جملهها، gern نشون میده که انجام دادن یک کار رو دوست دارید. برای همین لازم نیست همیشه برای ترجمه «دوست دارم» از فعل جداگانهای استفاده کنید.
بازی جدید به آلمانی
«بازی جدید» به آلمانی میشه ein neues Spiel.
مثلاً:
Ich habe ein neues Spiel gekauft.
من یک بازی جدید خریدم.
Dieses neue Spiel ist sehr spannend.
این بازی جدید خیلی هیجانانگیزه.
Wollen wir das neue Spiel ausprobieren?
میخوایم بازی جدید رو امتحان کنیم؟
فعل ausprobieren یعنی امتحان کردن یا آزمایش کردن. وقتی میخواید برای اولین بار یک بازی رو تجربه کنید، این فعل میتونه انتخاب خوبی باشه.
بازی آنلاین به آلمانی
برای «بازی آنلاین» از das Online-Spiel استفاده میکنیم. اگر بخواید بگید «آنلاین بازی کردن»، میتونید از online spielen استفاده کنید.
Ich spiele gern online.
من دوست دارم آنلاین بازی کنم.
Wir spielen jeden Abend online.
ما هر شب آنلاین بازی میکنیم.
Kannst du mit mir online spielen?
میتونی با من آنلاین بازی کنی؟
این عبارتها برای صحبت درباره بازیهای اینترنتی، بازیهای چندنفره و بازی کردن با دوستها کاربرد دارن.
وسایل بازی به آلمانی
اگه بخواید درباره وسایل بازی حرف بزنید، این کلمهها رو یاد بگیرید:
| فارسی | آلمانی |
|---|---|
| اسباببازی | das Spielzeug |
| عروسک | die Puppe |
| توپ | der Ball |
| لگو | Lego |
| ماشین اسباببازی | das Spielzeugauto |
| عروسک خرسی | der Teddybär |
| پازل | das Puzzle |
| کارت بازی | die Spielkarte |
| صفحه بازی | das Spielbrett |
| تاس | der Würfel |
| مهره بازی | die Spielfigur |
| کنترلر بازی | der Controller |
چند مثال:
Das Kind hat einen neuen Ball.
بچه یک توپ جدید داره.
Ich kaufe ein Spielzeug für mein Kind.
برای بچهام یک اسباببازی میخرم.
Wir brauchen einen Würfel für das Spiel.
برای این بازی به یک تاس نیاز داریم.
یادتون باشه Würfel میتونه به معنی «تاس» یا «مکعب» باشه. معنی دقیقش رو جمله مشخص میکنه.
جملههای کاربردی درباره بازی به آلمانی
برای اینکه بتونید درباره بازی کردن صحبت کنید، بهتره چند جمله پرکاربرد رو حفظ کنید. این عبارتها در گفتوگوهای روزمره قابل استفادهان.
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| Lass uns spielen! | بیا بازی کنیم! |
| Möchtest du spielen? | دوست داری بازی کنی؟ |
| Wollen wir spielen? | بازی کنیم؟ |
| Ich spiele gern. | من بازی کردن رو دوست دارم. |
| Ich spiele nicht gern. | من زیاد اهل بازی کردن نیستم. |
| Was spielen wir heute? | امروز چی بازی کنیم؟ |
| Welches Spiel magst du? | کدوم بازی رو دوست داری؟ |
| Das Spiel macht Spaß. | این بازی سرگرمکنندهست. |
| Das Spiel ist langweilig. | این بازی خستهکنندهست. |
| Das Spiel ist schwierig. | این بازی سخته. |
| Ich habe gewonnen. | من برنده شدم. |
| Du hast gewonnen. | تو برنده شدی. |
| Ich habe verloren. | من باختم. |
| Noch einmal! | یک بار دیگه! |
| Ich bin dran. | نوبت منه. |
| Du bist dran. | نوبت توئه. |
چند نمونه در قالب مکالمه:
A: Wollen wir ein Spiel spielen?
الف: بازی کنیم؟
B: Ja, gern! Was spielen wir?
ب: آره، حتماً! چی بازی کنیم؟
یا:
A: Hast du das Spiel schon gespielt?
الف: قبلاً این بازی رو انجام دادی؟
B: Nein, noch nicht.
ب: نه، هنوز نه.
این جملهها کمک میکنن بدون اینکه جملههای پیچیده بسازید، درباره بازی کردن حرف بزنید.
تفاوت Spiel، Spielzeug و Spieler
این سه کلمه از نظر نوشتار شبیه هم هستن، اما معنیشون فرق داره.
| واژه | معنی |
|---|---|
| das Spiel | بازی |
| das Spielzeug | اسباببازی |
| der Spieler | بازیکن |
| die Spielerin | بازیکن زن |
| spielen | بازی کردن |
برای مثال:
Der Spieler gewinnt das Spiel.
بازیکن برنده بازی میشه.
Das Kind spielt mit einem Spielzeug.
بچه با یک اسباببازی بازی میکنه.
در جمله اول، Spieler به کسی اشاره داره که بازی میکنه و Spiel اسم خود بازیه. در جمله دوم هم Spielzeug وسیلهایه که بچه باهاش بازی میکنه.
چند ترکیب رایج با Spiel
کلمه Spiel در ترکیبهای زیادی استفاده میشه. یاد گرفتن این ترکیبها کمک میکنه معنی واژههای جدید رو راحتتر حدس بزنید.
| ترکیب آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| das Fußballspiel | مسابقه فوتبال |
| das Kartenspiel | بازی کارتی |
| das Brettspiel | بازی رومیزی |
| das Videospiel | بازی ویدئویی |
| das Computerspiel | بازی کامپیوتری |
| das Kinderspiel | بازی کودکانه |
| das Glückspiel | بازی شانسی |
| das Gesellschaftsspiel | بازی گروهی یا دورهمی |
| das Lernspiel | بازی آموزشی |
| das Rollenspiel | بازی نقشآفرینی |
نکته: شکل درست واژه «بازی شانسی» در آلمانی das Glücksspiel هست؛ این کلمه با دو حرف l نوشته میشه.
مثلاً:
Das Gesellschaftsspiel ist ideal für einen Spieleabend.
این بازی دورهمی برای یک شب بازی مناسبه.
Das Rollenspiel macht der Gruppe Spaß.
گروه از بازی نقشآفرینی لذت میبره.
جمعبندی
برای گفتن «بازی» به آلمانی، کلمه اصلی das Spiel هست و برای «بازی کردن» باید از spielen استفاده کنید. اگه منظورتون بازی کامپیوتری باشه، Computerspiel و برای بازی ویدئویی Videospiel کاربرد داره. بازی رومیزی هم Brettspiel و اسباببازی Spielzeug گفته میشه.
برای مکالمه روزمره، این سه جمله رو به خاطر بسپارید:
Lass uns spielen!
بیا بازی کنیم!
Was spielen wir heute?
امروز چی بازی کنیم؟
Das Spiel macht Spaß.
این بازی سرگرمکنندهست.
سوالات متداول
۱. بازی به آلمانی چی میشه؟
«بازی» به آلمانی das Spiel میشه. برای گفتن «بازی کردن» هم از فعل spielen استفاده میکنیم.
۲. بازی کامپیوتری به آلمانی چی میشه؟
بازی کامپیوتری das Computerspiel و بازی ویدئویی das Videospiel گفته میشه.
۳. بازی کردن به آلمانی چطور گفته میشه؟
فعل «بازی کردن» در آلمانی spielen هست. مثلاً Ich spiele gern یعنی «من بازی کردن رو دوست دارم».
۴. بازی مورد علاقه من به آلمانی چی میشه؟
برای گفتن «بازی مورد علاقه من» از mein Lieblingsspiel استفاده میکنیم.
۵. بیا بازی کنیم به آلمانی چی میشه؟
یکی از عبارتهای طبیعی برای گفتن «بیا بازی کنیم» اینه:
Lass uns spielen!
منابع
