اگه بخواید «رمان» رو به آلمانی بگید، معمولاً از کلمه Roman استفاده میکنید. این واژه همون معنای «رمان» در فارسی رو داره و برای کتابهای داستانی بلند که یک داستان و شخصیتهای مختلف رو دنبال میکنن، به کار میره.
Roman = رمان
مثلاً اگه بخواید بگید «من دارم یک رمان میخونم»، میتونید بگید:
Ich lese gerade einen Roman
من الان دارم یک رمان میخونم.
یا اگه بخواید بگید «این رمان خیلی جالبه»:
Dieser Roman ist sehr interessant
این رمان خیلی جالبه.
نکتهای که باید از همون اول بدونید اینه که Roman در آلمانی اسم مذکره و با der میاد:
der Roman
در حالتهای مختلف جمله هم شکلش تغییر میکنه؛ مثلاً در جمله بالا میبینید که گفتیم einen Roman، چون Roman مفعول جمله است.
اگر قصد دارید نمره آزمون گوته خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین زبان آلمانی میتواند به شما در تقویت مهارتهای زبان آلمانی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.
مطالبی که در این محتوا خواهید خواند :
Toggle- رمان به آلمانی چه می شود؟
- Roman فقط برای رمان عاشقانه استفاده میشه؟
- انواع رمان به آلمانی چه می شود؟
- عبارات کاربردی در مکالمه روزمره
- فرق Roman و Buch چیه؟
- فرق Roman و Geschichte چیه؟
- فرق Roman و Erzählung چیه؟
- چند واژه کاربردی درباره رمان
- مثال های رایج با Roman
- چند ترکیب پرکاربرد با Roman
- رمان به آلمانی در یک نگاه
- جمعبندی
- سوالات متداول
رمان به آلمانی چه می شود؟
«رمان» به آلمانی میشه:
Roman
جمعش هم میشه:
Romane = رمانها
مثلاً:
Ich lese gern Romane
من دوست دارم رمان بخونم.
Sie schreibt Romane
او رمان مینویسه.
Diese Romane sind sehr beliebt
این رمانها خیلی محبوب هستن.
پس برای شروع فقط این دو شکل رو یادتون باشه:
- der Roman = رمان
- die Romane = رمانها
تلفظ Roman در آلمانی چطوره؟
تلفظ Roman در آلمانی تقریباً این شکلیه:
رومان
اما حواستون باشه تلفظ آلمانی با تلفظ انگلیسی کلمه Roman فرق داره. در آلمانی، شکل تلفظ کلمه به Ro-man نزدیکه و حرف R هم بسته به لهجه میتونه متفاوت شنیده بشه.
پس اگه در یک کتاب، فیلم یا کلاس زبان کلمه Roman رو شنیدید، منظورش معمولاً همون «رمان» هست.
Roman فقط برای رمان عاشقانه استفاده میشه؟
نه. Roman یک واژه عمومی برای «رمان» هست و به موضوع خاصی محدود نمیشه.
رمان میتونه عاشقانه، جنایی، تاریخی، علمیتخیلی یا حتی روانشناختی باشه.
مثلاً:
Ich lese gerade einen Liebesroman
من الان دارم یک رمان عاشقانه میخونم.
Er liest einen Kriminalroman
او یک رمان جنایی میخونه.
Sie schreibt einen historischen Roman
او یک رمان تاریخی مینویسه.
Das ist ein Science-Fiction-Roman
این یک رمان علمیتخیلیه.
بنابراین خود Roman فقط نوع اثر رو مشخص میکنه؛ موضوعش رو کلمههای دیگه مشخص میکنن.
انواع رمان به آلمانی چه می شود؟
رمان عاشقانه به آلمانی چی میشه؟
برای «رمان عاشقانه» معمولاً میتونید از Liebesroman استفاده کنید.
der Liebesroman = رمان عاشقانه
جمعش:
die Liebesromane = رمانهای عاشقانه
مثلاً:
Ich lese gern Liebesromane
من دوست دارم رمانهای عاشقانه بخونم.
Dieser Liebesroman ist wunderschön
این رمان عاشقانه خیلی قشنگه.
اگه درباره کتابی صحبت میکنید که داستان اصلیش روی رابطه عاطفی شخصیتهاست، Liebesroman انتخاب خیلی مناسبیه.
رمان تاریخی به آلمانی
«رمان تاریخی» میشه:
historischer Roman
مثلاً:
Ich interessiere mich für historische Romane
من به رمانهای تاریخی علاقه دارم.
Sie liest gerade einen historischen Roman
او الان داره یک رمان تاریخی میخونه.
اینجا historisch یعنی «تاریخی» و Roman یعنی «رمان».
رمان جنایی به آلمانی
برای رمان جنایی میتونید بگید:
Kriminalroman
یا در بعضی موقعیتها شکل کوتاهتر Krimi رو هم میشنوید.
der Kriminalroman = رمان جنایی
der Krimi = داستان یا اثر جنایی، معمولاً به شکل کوتاه و محاورهایتر
مثلاً:
Ich lese gern Krimis
من دوست دارم داستانهای جنایی بخونم.
Dieser Kriminalroman ist sehr spannend
این رمان جنایی خیلی هیجانانگیزه.
Krimi در آلمانی واژه خیلی کاربردیایه و فقط در مورد رمان هم استفاده نمیشه؛ میتونه به آثار جنایی در قالبهای مختلف اشاره داشته باشه.
رمان پلیسی به آلمانی
برای رمان پلیسی هم Kriminalroman خیلی رایجه.
گاهی هم با توجه به نوع داستان از ترکیبهای مشخصتری استفاده میشه.
مثلاً:
Ich lese gerade einen Kriminalroman über einen Mord
من الان دارم یک رمان جنایی درباره یک قتل میخونم.
در این نوع کتابها معمولاً موضوع اصلی پیدا کردن مجرم، حل یک پرونده یا کشف حقیقت ماجراست.
رمان علمیتخیلی به آلمانی
«رمان علمیتخیلی» میشه:
Science-Fiction-Roman
مثلاً:
Ich mag Science-Fiction-Romane
من رمانهای علمیتخیلی رو دوست دارم.
یا:
Er liest gerade einen Science-Fiction-Roman
او الان داره یک رمان علمیتخیلی میخونه.
همونطور که میبینید، Roman در انتهای ترکیب قرار گرفته و مشخص میکنه درباره یک رمان صحبت میکنیم.
رمان فانتزی به آلمانی
برای «رمان فانتزی» میتونید بگید:
Fantasyroman
مثلاً:
Sie liest gern Fantasyromane
او دوست داره رمانهای فانتزی بخونه.
یا:
Dieser Fantasyroman ist sehr spannend
این رمان فانتزی خیلی هیجانانگیزه.
این نوع ترکیبسازی در زبان آلمانی خیلی رایجه؛ یعنی چند کلمه کنار هم قرار میگیرن و یک واژه جدید میسازن.
رمان روانشناختی به آلمانی
برای «رمان روانشناختی» میشه گفت:
psychologischer Roman
مثلاً:
Ich interessiere mich für psychologische Romane
من به رمانهای روانشناختی علاقه دارم.
اینجا psychologisch یعنی «روانشناختی».
عبارات کاربردی در مکالمه روزمره
رمان جدید به آلمانی
اگه بخواید بگید «یک رمان جدید»، میتونید بگید:
ein neuer Roman
مثلاً:
Ich habe einen neuen Roman gekauft
من یک رمان جدید خریدم.
یا:
Das ist sein neuer Roman
این رمان جدید اونه.
نکته اینجاست که صفت در آلمانی با توجه به ساختار جمله تغییر میکنه؛ به همین دلیل neu ممکنه در جمله به شکل neuer یا neuen دیده بشه.
رمان محبوب به آلمانی
برای «رمان محبوب» میتونید از ترکیب beliebter Roman استفاده کنید.
مثلاً:
Das ist ein sehr beliebter Roman
این یک رمان خیلی محبوبه.
یا:
Dieser Roman ist bei Jugendlichen sehr beliebt
این رمان بین نوجوانها خیلی محبوبه.
beliebt یعنی «محبوب».
اگر قصد دارید نمره آیلتس خود را افزایش دهید، شرکت در کلاس آنلاین آیلتس میتواند به شما در تقویت مهارتهای زبان انگلیسی و آمادگی بهتر برای آزمون کمک کند.
رمان جالب و رمان هیجانانگیز به آلمانی
برای توصیف رمان میتونید از صفتهای مختلفی استفاده کنید.
interessant = جالب
Der Roman ist sehr interessant
رمان خیلی جالبه.
spannend = هیجانانگیز
Der Roman ist sehr spannend
رمان خیلی هیجانانگیزه.
langweilig = خستهکننده
Ich finde den Roman langweilig
به نظرم این رمان خستهکنندهست.
lustig = خندهدار
Der Roman ist lustig und unterhaltsam
رمان خندهدار و سرگرمکنندهست.
traurig = غمگین
Das ist ein trauriger Roman
این یک رمان غمگینه.
رمان مورد علاقه من به آلمانی
برای گفتن «رمان مورد علاقه من»:
mein Lieblingsroman
مثلاً:
Das ist mein Lieblingsroman
این رمان مورد علاقه منه.
و اگر بخواید بگید «رمان مورد علاقهات چیه؟»:
Was ist dein Lieblingsroman
رمان مورد علاقهات چیه؟
این ترکیب از Lieblings- به معنی «مورد علاقه» و Roman ساخته شده.
مثلاً:
- Lieblingsbuch = کتاب مورد علاقه
- Lieblingsroman = رمان مورد علاقه
- Lieblingsautor = نویسنده مورد علاقه
رمان خواندن به آلمانی
برای گفتن «رمان خواندن» معمولاً از فعل lesen استفاده میکنیم.
lesen = خواندن
مثلاً:
Ich lese einen Roman
من یک رمان میخونم.
اگر بخواید درباره کاری که همین الان در حال انجامشه صحبت کنید:
Ich lese gerade einen Roman
من الان دارم یک رمان میخونم.
کلمه gerade اینجا کمک میکنه بفهمیم کاری در همین لحظه در حال انجامه.
مثلاً:
Was machst du
داری چه کار میکنی؟
Ich lese gerade einen Roman
دارم یک رمان میخونم.
رمان نوشتن به آلمانی
برای «رمان نوشتن» از einen Roman schreiben استفاده میکنیم.
schreiben = نوشتن
مثلاً:
Ich schreibe gerade einen Roman
من الان دارم یک رمان مینویسم.
Sie schreibt einen neuen Roman
او داره یک رمان جدید مینویسه.
Er möchte einen Roman schreiben
او میخواد یک رمان بنویسه.
اگر بخواید بگید «او یک نویسنده است»، میتونید از Autor یا Autorin استفاده کنید:
Er ist Autor
او نویسنده است.
Sie ist Autorin
او نویسنده است.
نویسنده رمان به آلمانی
«نویسنده رمان» رو میتونید به شکلهای مختلف بیان کنید.
مثلاً:
Romanautor = نویسنده رمان
برای نویسنده زن:
Romanautorin
مثلاً:
Er ist ein bekannter Romanautor
او یک رماننویس معروفه.
Sie ist eine erfolgreiche Romanautorin
او یک رماننویس موفقه.
البته در مکالمه خیلی وقتها همون Autor یا Autorin کافیه و از متن مشخصه که شخص درباره چه نوع نویسندهای صحبت میکنه.
فرق Roman و Buch چیه؟
این دو کلمه رو نباید با هم یکی بدونید.
Buch یعنی «کتاب».
Roman یعنی «رمان».
پس هر رمانی یک کتاب محسوب میشه، ولی هر کتابی رمان نیست.
مثلاً:
Ich habe ein Buch gekauft
من یک کتاب خریدم.
ممکنه این کتاب رمان باشه، ولی میتونه کتاب آموزشی، آشپزی، تاریخی یا علمی هم باشه.
اما:
Ich habe einen Roman gekauft
من یک رمان خریدم.
اینجا مشخصاً درباره یک اثر داستانی صحبت میکنیم.
پس:
Buch = کتاب
Roman = رمان
فرق Roman و Geschichte چیه؟
Geschichte میتونه معنی «داستان» بده، اما کاربردش با Roman یکی نیست.
Roman مشخصاً به یک رمان اشاره میکنه؛ یعنی یک اثر داستانی نسبتاً بلند.
اما Geschichte میتونه برای «داستان» به شکل کلی استفاده بشه.
مثلاً:
Das ist eine interessante Geschichte
این یک داستان جالبه.
اما:
Das ist ein interessanter Roman
این یک رمان جالبه.
اگر درباره یک کتاب مشخص و رمانگونه حرف میزنید، Roman دقیقتره.
فرق Roman و Erzählung چیه؟
Erzählung معمولاً به یک روایت یا داستان کوتاهتر اشاره میکنه و از نظر ادبی با Roman فرق داره.
به زبان ساده:
- Roman = رمان
- Erzählung = داستان یا روایت
- Kurzgeschichte = داستان کوتاه
مثلاً:
Ich lese eine Kurzgeschichte
من دارم یک داستان کوتاه میخونم.
اما:
Ich lese einen Roman
من دارم یک رمان میخونم.
پس اگه متن کوتاهه، بهتره بدون توجه به موضوع، فوراً از Roman استفاده نکنید.
چند واژه کاربردی درباره رمان
اگه در مورد رمان خوندن یا نوشتن صحبت میکنید، این کلمات خیلی به کارتون میان:
| فارسی | آلمانی |
|---|---|
| رمان | der Roman |
| رمانها | die Romane |
| کتاب | das Buch |
| داستان | die Geschichte |
| داستان کوتاه | die Kurzgeschichte |
| نویسنده مرد | der Autor |
| نویسنده زن | die Autorin |
| شخصیت | die Figur |
| شخصیت اصلی | die Hauptfigur |
| شخصیت اصلی داستان | die Hauptfigur der Geschichte |
| فصل کتاب | das Kapitel |
| پایان | das Ende |
| شروع | der Anfang |
| داستان | die Handlung |
| عنوان | der Titel |
| صفحه | die Seite |
| جلد | der Buchumschlag |
| کتابفروشی | die Buchhandlung |
| کتابخانه | die Bibliothek |
| خواندن | lesen |
| نوشتن | schreiben |
| منتشر کردن | veröffentlichen |
| چاپ | die Ausgabe |
مثلاً:
Die Hauptfigur des Romans ist sehr interessant
شخصیت اصلی رمان خیلی جالبه.
Ich bin schon bei Kapitel fünf
من دیگه به فصل پنجم رسیدم.
Das Ende des Romans hat mir gefallen
پایان رمان رو دوست داشتم.
اگر میخواهید مکالمه انگلیسی را اصولی و کاربردی یاد بگیرید، شرکت در کلاس آنلاین مکالمه زبان انگلیسی میتواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند.
مثال های رایج با Roman
برای اینکه کاربرد کلمه بهتر تو ذهنتون بمونه، این جملهها رو ببینید:
Ich lese gerade einen Roman
من الان دارم یک رمان میخونم.
Dieser Roman ist sehr spannend
این رمان خیلی هیجانانگیزه.
Ich habe diesen Roman gestern gekauft
من این رمان رو دیروز خریدم.
Was ist dein Lieblingsroman
رمان مورد علاقهات چیه؟
Ich lese gern Romane
من دوست دارم رمان بخونم.
Sie schreibt gerade einen Roman
او الان داره یک رمان مینویسه.
Dieser Roman wurde in viele Sprachen übersetzt
این رمان به زبانهای زیادی ترجمه شده.
Der Roman hat ein überraschendes Ende
این رمان پایان غافلگیرکنندهای داره.
Ich habe den Roman in zwei Tagen gelesen
من رمان رو در دو روز خوندم.
Der Roman ist sehr beliebt
این رمان خیلی محبوبه.
چند ترکیب پرکاربرد با Roman
وقتی چند ترکیب رایج رو یاد بگیرید، استفاده از Roman خیلی راحتتر میشه:
einen Roman lesen
رمان خواندن
einen Roman schreiben
رمان نوشتن
einen Roman kaufen
رمان خریدن
einen Roman empfehlen
یک رمان رو پیشنهاد دادن
einen Roman veröffentlichen
یک رمان رو منتشر کردن
einen Roman übersetzen
یک رمان رو ترجمه کردن
ein Roman von Goethe
یک رمان از گوته
مثلاً:
Kannst du mir einen guten Roman empfehlen
میتونی یک رمان خوب بهم پیشنهاد بدی؟
این جمله توی یک گفتوگوی واقعی بین دو نفر که درباره کتاب صحبت میکنن، کاملاً طبیعی و کاربردیه.
رمان به آلمانی در یک نگاه
اگه بخوایم کل موضوع رو خیلی خلاصه کنیم، مهمترین واژهها اینها هستن:
| فارسی | آلمانی |
|---|---|
| رمان | Roman |
| رمانها | Romane |
| رمان عاشقانه | Liebesroman |
| رمان تاریخی | historischer Roman |
| رمان جنایی | Kriminalroman |
| رمان علمیتخیلی | Science-Fiction-Roman |
| رمان فانتزی | Fantasyroman |
| رمان روانشناختی | psychologischer Roman |
| رمان مورد علاقه | Lieblingsroman |
| رماننویس مرد | Romanautor |
| رماننویس زن | Romanautorin |
| رمان خواندن | einen Roman lesen |
| رمان نوشتن | einen Roman schreiben |
جمعبندی
برای گفتن «رمان» به آلمانی، رایجترین کلمه Roman هست. این واژه برای اشاره به آثار داستانی بلند، چه عاشقانه، تاریخی، جنایی یا علمیتخیلی، استفاده میشه. البته بسته به نوع متن، کلماتی مثل Buch به معنی کتاب و Erzählung به معنی داستان یا روایت هم ممکنه به کار برن، اما وقتی دقیقاً منظورتون یک اثر ادبی در قالب رمانه، Roman انتخاب درستیه.
با یاد گرفتن ترکیبهایی مثل einen Roman lesen (رمان خواندن)، einen Roman schreiben (رمان نوشتن)، Liebesroman (رمان عاشقانه) و historischer Roman (رمان تاریخی)، میتونید درباره کتابها و سلیقه مطالعهتون راحتتر به آلمانی صحبت کنید.
سوالات متداول
۱. رمان به آلمانی چی میشه؟
رمان به آلمانی Roman میشه و شکل جمعش Romane هست.
۲. رمان عاشقانه به آلمانی چی میشه؟
«رمان عاشقانه» میشه Liebesroman و جمعش Liebesromane هست.
۳. فرق Roman و Buch چیه؟
Buch یعنی کتاب، اما Roman مشخصاً به رمان گفته میشه. بنابراین هر رمانی کتابه، ولی هر کتابی رمان نیست.
۴. رمان جنایی به آلمانی چی میشه؟
رمان جنایی معمولاً Kriminalroman گفته میشه و شکل کوتاه و خیلی رایجش Krimi هست.
۵. رمان مورد علاقه من به آلمانی چی میشه؟
«رمان مورد علاقه من» میشه mein Lieblingsroman.
منابع
